مشاهیر ناحیه هردنگ


 
ملا محمد حسن هَردِنگی (مجتهدی در سایه تاریخ) : آخوند ملا محمدحسن هردنگی از عمده علماء و فقهاء منطقه قهستان بوده و در مراکز علمی قاینات شخصیت علمی آن مرحوم  بر احدی از دانشمندان آن عصر پوشیده نبوده است و فضلاء وقت از محضر درس وی تلمذّ و با عنوان برجسته ترین شخصیتهای علمی او را معرفی می نموده اند(راشد،1345.ص2 و غوث،1390.ص1). او در سال 1260 هجری قمری [1] در قریه مبادی (دار المومنين) از توابع هردنگ قیس آباد متولد شد و در 27 ذیعقده 1327 قمری پس از یک عمر زندگی شرافتمندانه به رحمت ایزدی پیوست و آرامگاهش هم اکنون در قبرستان عمومی دهکده مزبور بر فراز تلّی باقیست.تخصص آن مرحوم در فقه و اصول و دارای مرتبه اجتهاد بوده  و در صرف و نحو عربی، لغت، معانی بیان، بدیع، عروض، منطق، تفسیر، کلام، حدیث ، رجال و درایه نیز استاد بوده است، علاوه بر اینها در فلسفه، حساب،(جبر ، مقابله و ..) هندسه و هیات قدیم دست داشته و تدریس می نموده است . او بر اساس اسناد موجود مدت 40 سال به عنوان هیئت امناء یکی از بلوکهای 9 گانه قهستان[2] ،مدت 18 سال را (1293 تا 1305 قمری،1308 قمری ،1310 قمری، 1313 تا  1315 قمری ،1317 قمری و 1322 قمری ) به عنوان راتبه قضاوت ،مسئول موقوفات و حاکم شرع و از سال 1313 قمری تا سال 1327 قمری به عنوان نایب آیت ا... سید اسماعیل صدر الموسوي در امورات حسبیه و با اجازه نقل حدیث و روایت [3] از سوی ایشان در ایالت قهستان مطرح بوده است[4] (غوث،1390.ص1 و علیزاده،1395.ص66 و سایت شهر دانایی). {سوال 1 : بر چه اساسی می توان به این نتیجه رسید که ایشان مدت  18 سال را به عنوان راتبه قضاوت ،مسئول موقوفات و حاکم شرع در ایالت قهستان مطرح بوده است ؟} پاسخ : 1. از حدود سال 1293 قمری یعنی تاریخ فوت آقا سید ابوطالب مجتهد قاینی  که حاکمیت شرع را در قهستان بر عهده داشتند تا سال 1305 قمری که زمان ورود آیت ا... محمد باقر بیرجندی(حاکمیت شرع  جدید در قهستان) می باشد،چه کسی عهده دار این مسئولیت مهم در قهستان بوده است . شاید بتوان یکی از مجهولات تاریخ قهستان را همین 12 سال در نظر گرفت؛چرا که در هیچ منبعی اشارتی به حضور شخصیتی تاثیر گذار در این دوران نمی شود ؛پس کدامین عالم و فقیهی بوده است که حوزه های علمیه قاینات و مسائل شرعی و سایر امورات را در این منطقه رهبری می کرده است ؟ آیا بر اساس اسناد موجود و آثار باقیمانده از آخوند و دست نوشته های شیخ محمد حسین راشد که متذکر می گردد ایشان مدت زیادی را بعد از رحلت آقا سید ابوطالب مجتهد قاینی  عهده دار جلسات تدریس علوم دینی در قاینات بوده اند؛نمی توان به این نتیجه رسید که فطرت و وجودی که راهبری این دوران را بر عهده داشته آخوند ملا محمد حسن بوده است ؟ 2. در سندی به تاریخ 1297 ه.ق آخوند به امیر علم خان سوم حکم حکومتی می دهد که به حساب سال نویتان از بابت قاین وخوسف وسیستان،رسیدگی کرده و اسناد خودتان را به کارگذاران سرکاری بسپارید که خط فسخ و بطلان برکشند و کتابچه اسنادتان  را به جهت سند داری پیش خود حفظ نمایید.در ذیل متن نامه می آید: هوا... تعالی شأنه امیرالامراء العظام حشمت الملک امیرتومان حساب سال نویتان از بابت قاین وخوسف وسیستان،ابواب جمعی شما را قراردادی است که کارگذاران و افراد در این کتابچه جمع و خرج کرده،تا اسناد دیوانی را به خرج شما بدهند.لذا اسناد خودتان را به کارگذاران سرکاری بسپارید که خط فسخ و بطلان برکشند و این کتابچه را به جهت سند داری خود حفظ نمایید(عبده الراجی محمد حسن،1297 ه.ق). 3. نکته دیگر اینکه : دقیقا از زمان برگشت ایشان به روستای محل تولدش در سال 1299 قمری احکام حکومتی توسط امیران قهستان تا پایان عمرش هر ساله برای او صادر  می شده؛ آیا این نه برای احترام به وجود شخصیتی روحانی بوده که به دلیل برخورداری از یک محبوبیت مردمی یک چنین ارزشی را در نظر حکومت وقت پیدا کرده است ؟ 4.  نکته مهم در منحصر بودن آخوند حداقل در سالهای 1293 تا 1302 قمری اشارت خودش در ابتدای کتاب اعتقادات و اصول معارفش می باشد چنانکه او برای ترجمه کتاب اعتقادات آقا سید ابوطالب  می نویسد " .... كسي ديگر را قابل اين امر نيافتم از جهت اينكه بعضي مطالب را شرحي لازم و علاوه بعضي ديگر متحتم بود.با توجه به اینکه زمان اتمام این کتاب 1302 هجری است ،پس حداقل با گذشت 10 سال از زمان فوت آقا سید ابوطالب هنوز فقیهی که بتواند در علم کلام صاحب نظر باشد نبوده تا بتواند رساله سید ابوطالب را ترجمه نماید.   5. در ابلاغیه های آیت ا.. صدر به جناب آخوند به وضوح مشخص است که ایشان حداقل در حدود سالهای 1313  تا  1315  و 1322  قمری به عنوان راتبه قضاوت ،مسئول موقوفات و حاکم شرع در ایالت قهستان مطرح بوده است که دلایل مفصل آن در قسمت احکام ابلاغی آمده است.  6. در  دو سند موجود امیر اسماعیل خان علم به کارگذار خود دستور می دهد که بنا به فرمان آخوند در خصوص احقاق حق یک  زن سیده عمل نماید که این نشان از تسلط شرعی و حکومتی آخوند در آن تاریخ دارد و  در سند دیگر امیر اسماعیل خان در خصوص بریدن شاخه های درختان یکی از رعایا توسط یکی از کارگذاران خود سوگند یاد می کند که اگر  بر اساس فرمایش آخوند این کار صورت نگرفته باشد او خسارت را به مالیه پرداخت می کند. تاریخهای این اسناد مربوط به سالهای 1308 و 1310 قمری می باشد.متن اسناد در قسمت مربوط به ادله حاکمیت شرع ایشان خواهد آمد. 7. در  يك سند موجود به تاريخ 1317 قمري به خط خود آخوند كاملا واضح و روشن است كه در اين تاريخ ايشان همچنان به عنوان حاكميت شرع مطرح بوده چرا كه خودشان در نامه متذكر مي گردند كه همان  مظالم رسيدگي به مسائل و محاسبات شرعيه بنده را كافي  است و ديگر نمي توانم مظلمه قضاوت را نيز به عهده گيرم. {سوال 2  : چرا در حد فاصل سالهاي 1293 تا 1305 قمري اسناد زیادی مبني بر حاكميت شرع آخوند ديده نمي شود ولي در حد فاصل سالهاي 1308،1310، 1313 تا 1327  قمري يك چنين اسنادي موجود مي باشد ؟} پاسخ : 1- شايد اسناد بیشتری موجود بوده ولي به دلايلي مفقود يا پيدا نشده است. 2- شاید گذشت زمان سبب نابودی اسناد صریح موجود شده است. 3- در یک استفتاء از آخوند به تاریخ 1296 قمری ایشان به شخص سوال کننده که احتمالا از امناء شرع در آن زمان بوده ولی مشخصاتی از او در سند نیست، ذکر می کند که معنی نداردکه به موازین شرعیه عاجز باشید از ردع و منع متمردین از شریعه غراء با تایید از کارگزاران دیوان اعلاء،که این جمله نشان از وجود آخوند در راس حاکمیت شرع داشته چرا که به صراحت قید می کند نیازی به ارجاع این مسئله به کارگزاران دیوان اعلاء نبوده است و آن شخص سوال کننده را ملامت می کند. 4- در يك سند موجود به تاريخ 1297 قمري كاملا واضح و روشن است كه در اين تاريخ ايشان به عنوان حاكميت شرع مطرح بوده چرا كه به امیر علم خان سوم حکم حکومتی می دهد که به حساب سال نویتان از بابت قاین وخوسف وسیستان،رسیدگی کرده و اسناد خودتان را به کارگذاران سرکاری بسپارید که خط فسخ و بطلان برکشند و کتابچه اسنادتان  را به جهت سند داری پیش خود حفظ نمایید. 5- مورد بعد اين است كه در حد فاصل سالهاي 1293 تا 1305 قمري به دليل نبود فقيه يا مجتهد همطراز و يا تاثيرگذار در قهستان و همچنين انتقال اجباري يا ناخواسته حاكميت شرع به آخوند بعد از فوت استادش سيد ابوطالب  نيازي به صدور يك چنين حكمي از سوي  میرزای شیرازی يا مرجعي ديگر ديده نمي شده است. 6- دیگر اين كه از سال 1305 تا زمان فوت آخوند در سال 1327 قمري علما و مجتهدين فراواني در قهستان ظاهرمي شوند (مانند شيخ محمد باقر آيتي بيرجند يا گازاري و شيخ محمد هادي مجتهد يا هادوي) كه به منظور جلوگيري از سردرگمي مردم براي حل و فصل مسائل شرعي نياز به ابلاغيه از سوي يكي از مراجع آن زمان لازم به نظرمي رسيد. لذا بعد فوت آيت الله میرزای شیرازی چون صدور اينگونه احكام برعهده آيت الله صدر به عنوان مرجع واحده بوده است،دراين رابطه ابلاغيه اي صادر و ارسال گرديده است . ---------------------------------- اینکه اساتید ایشان کدام بزرگواران بوده اند به دلیل عدم وجود اسناد چندان قابل بررسی نیست  ولي درباره اساتید خود در مقدمه دیوان اشعارش چنین می‌نگارد : این قلیل البضاعه بعد از آنکه از خدمت والد ماجد جهت تحصیل مهاجرت کرده چندان دور نرفتم و بر بعضی از اهل علم تلمذ کرده که دارای مقام اجتهاد نبودند و بعد از آنکه از ایشان مستغنی شدم بر دو نفر که از عمده علمایند، تلمذ کرده و حظّی وافر و بهره‌ای کامل از ایشان برداشتم (راشد، ۱۳۴۲.ص1) لذا نام اساتید قطعی او به شرح ذیل می‌باشد : 1- حجه الاسلام ملا علی طبسی گلشنی (پدر بزرگش) 2- آیت الله محمد رفیع هردنگی (پدرش) :  فرزند ملا علی و مجتهدی فاضل و دانشمند بوده كه به ارشاد محصلين علوم ديني در منطقه و در حوزه علميه قاینات مي پرداخته است . وی اولين كسي بود كه نسبت به تدريس دروس صرف ، نحو و قسمتي از فقه و اصول به ملا محمدحسن هردنگي همت گمارد.زمان تولد او حدود سال ۱۲۲۰ و وفاتش در سال ۱۲۹۰ قمري مي باشد.نام اساتید و شاگردان او به دلیل نبودن اسناد قابل بررسی نیست ولی در سال ۱۲۷۰ قمری دارای اجازه نامه ای از شیخ مرتضی انصاری بوده که متن آن در ادامه می آید : جناب مستغنی عن الالقاب و الصفات اخوند ملا محمد رفیع ایده الله تعالی ماذون و مرخص می باشند در تصرف در جمیع امور حسبیه منوط به نظر حاکم شرع انور یا وکیل ایشان به شرط سلوک طریق احتیاط و عدم استعمال خیل شرعیه در حقوق.و اسئله الدعاء و الاستغفار.  مرتضی انصاری فی یوم اربعین ۱۲۷۰ قمری . 3- آیت الله سید ابوطالب حسيني مجتهد قاینی : دانشمندی گرانقدر در همه زمینه های علوم اسلامی، متبحر و متخصص و فقیهی صاحب نظر بود که سال ۱۲۳۰ ه.ق در قاین متولد شد.مقدمات علم را در موطن خود فرا گرفت و سپس برای تکمیل مدارج عالیه علم و دانش رهسپار مشهد مقدس شد.آن گاه عازم حوزه علمیه اصفهان شد و در آن جا با جدیت تمام مشغول کسب دانش شد و طبع جستجوگر او را به سوی حوزه نجف اشرف کشاند و از محضر استادانی چون آیت الله شیخ محسن خنفر بهره برد و از وی اجازه اجتهاد و روایت گرفت.پس از مدتی، برای ارشاد مردم به قاین برگشت و ضمن انجام امور شرعی به تدریس در حوزه علمیه قاین پرداخت و به تصنیف کتاب های با ارزشی همت گماشت.سال ۱۲۹۳ برای انجام فریضه حج عازم بیت الله الحرام بود که در ۶ شوال همان سال در شهر کراچی وفات يافت.مرقدش در شهر کراچی پاکستان است.دره الباهره درباره شناخت خدا، ینابیع الولایه در خصوص ولایت، ماحی الضلاله و الغوایه، صفوهٔ المقال و غیره از تالیفات با ارزش مرحوم آیت الله حاج سید ابوطالب می باشد. 4- آیت الله محمدرحیم بروجردی (معروف به بالاخیابانی و استاد شیخ الشریعه اصفهانی) :  در آغاز کودکی به تحصیل ادب و زبان عرب مشغول گشت و به‌‌خاطر استعداد و مهارتی که در ادبیات عرب داشت ، کتابی در همان اوان کودکی در نحو تصنیف کرد که مورد قبول طلاب واقع شد. سپس در محضر علما و فقها حاضر شد و از سید بزرگوار سیدشفیع جاپلقی و حاج ملااسدالله بروجردی استفاضه کرده است. در سال ۱۲۴۱ق به نجف اشرف رفت و از محضر شیخ‌‌محمدحسن نجفی صاحب "جواهر" بهره‌‌ها برد و در همان اوقات شرحی محققانه بر " مختصر نافع" در فقه تألیف کرد که مورد تحسین و تقدیر صاحب "جواهر" قرار گرفت و از او اجازه اجتهاد گرفت. مدتی در نجف به‌‌تحصیل پرداخت و سپس در کربلا مقیم شد. در سال ۱۲۵۸ق به ‌‌‌‌اصرار دانشمندان مشهد و بزرگان خراسان و امر صاحب "جواهر" به مشهد رفت و به‌‌ ترویج علوم و نشر احکام اشتغال ورزید و شاگردان زیادی از محضر او استفاده کردند. وی دوبار به سفر حج رفت و در سال ۱۲۶۶ق پس از فتنه سالار در خراسان ، امیرکبیر او را به‌‌ تولیت آستان‌‌قدس رضوی منصوب کرد. وی بر اثر بیماری وبا در سن ۸۵ سالگی دار فانی را وداع گفت و در جوار مرقد امام‌‌ رضا (ع) دفن گردید. از آثار وی: "کتابی در نحو" که در کودکی نوشت ، "تقریرات دروس فقه و اصول حاجر سیدشفیع جاچلقی و حاج‌‌ملااسدالله بروجردی"؛ "شرح‌‌المختصرالنافع"؛ "الهدایهه‌‌الرضویه" ، "رساله در اثبات سیادت"؛ "رساله در بیع فضولی"؛ "جوامع‌‌الکلام" در شرح "قواعدالاحکام" علامه حلی؛ "رساله در اعمال سال"؛ "رساله در اجازه شیخ میرزامحمدهمدانی". ----------------------------------------------------------- وی در حدود سال ۱۲۹۰ قمری یعنی حدود ۳۰ سالگی توانست؛ اجازه اجتهاد ، افتاء و روایت را از اساتید خودآیت الله محمدرحیم بروجردی و سید ابوطالب مجتهد قاینی دریافت کند.(همان منبع،ص2). وي در سال 1283 قمری متاهل شد و سپس در سال 1299  قمري به مسقط الراس خود که همان قریه مبادی ( ام القري ناحيه) مي باشد، برگشت نموده و در آنجا اقدام به تاسیس مدرسه ای می کند که در آن علوم فقه ، اصول، نجوم و هیات و حتی حساب و هندسه به وسیله خودش به علاقمندان تدریس  می شده است. او در هنگام اقامت در بیرجند و قاین نیز جلسات درسی داشته و بعد از فوت استادش در سال 1293 قمری تا زمان رحلتش به مدت 34 سال پس از آن مرحوم در شهر بیرجند و قاین به امر تدریس اشتغال ورزید و عده ای از افاضل قاینات که خود مجتهد بوده از محضرش که حوزه های متعدد درسی داشته است، استفاده می نموده و غالباً از شاگردان مرحوم آخوند بوده اند (راشد،1342.ص3 ، راشد،1345.ص2 و غوث،1390.ص3)كه از آنها مي توان حضرات آيات شيخ محمد بن عبدالحسین قاینی؛نجف بن علی اکبر بیرجندی،محمد حسین قاینی کاخکی،محمد باقر بيرجندي،شيخ محمد قايني،سيد حسن فقيه،شیخ محمد عرب،سيد محمد رضا صامتي،سيد حسن تهامي و محمد هادي مجتهد را نام برد. اقامت طولانیش در مبادی و هردنگ سبب شده است که نتوان در نتایج زحمات و تعلیمات او بررسی کرد[5] .آخوند با اینکه تمام وسایل آسایش در بیرجند برایش فراهم بوده هیچگاه به خیال ترک زادگاه خود نیفتاده است چه آنان که از نزدیک او را دیده و به افکارش آشنایی داشته اند می گویند دقیقه ای از وقت خود را به بطالت نمی گذرانده ، زمانی که از درس و بحث خسته می شده است با مردم در کارهای کشاورزی همکاری می نموده و بهترین  مشوق مردم در این راه بوده است . چنانکه از مطالعه برخی اسناد بر می آید او خبره ای در امورات کشاورزی بوده و درختان زیادی در روستاهای رودکاج ، یوش و هردنگ نوسط ایشان پیوند شده است. ارادت خاص به اهل بيت(ع) او را بارها به اماكن مقدسه عراق ، قم و مشهد سوق داده است.تعلیمات او سبب شده که مردم این ناحیه اگر چه از نظر مادی از مردمان همجوارخویش عقب تر باشند ولی از نظر فکری و اجتماعی به هیچ وجه قابل مقایسه با آنان نباشند .علاقه تحصیل در میان مردمان این سرزمین از سایرین بسیار زیادتر است و این ذوق در نتیجه تربیتهای آخوند تقویت شده است.هم اکنون نام او در این  منطقه توأم با اعزاز و اکرام و سخنان او زینت محافل و نُقل مجالس است وگفتار او را به عنوان حجت می پذیرند.به دستور او در دهات مسافرخانه ها و در راه ها  آب انبارهایی ساخته شده که اغلب به نام خودش مشهور بوده است. قدرت بیان او ضرب المثل و تخصص او بیشتر در فقه واصول و ملحقاتش بوده و به همین علت رساله اعتقادات استادش  بنا به درخواست علمای وقت ،توسط او  به رشته تحریر در آمده و تشریح  شده است[6] .نکته ای که درباره آثار آخوند گفتنیست اینکه چون پسری از او به جا نمانده اغلب آثارش پس از مرگ دستخوش حوادث شده و تنها قسمتهای پراکنده ای بعداً به وسیله نوادگانش جمع آوری شده است.آخرین نکته ای که درباره شرح زندگیش لازم به یادآوریست این که هر چند اقامت نامبرده در هردنگ بوده ولی همیشه برای شرکت در مجالس بحث از او دعوت می شده است و در یکی از همین محافل بوده که با ملا ابراهیم گزیکی که از پیشوایان بزرگ اهل تسنن بوده است و علمای بیرجند را در مقابل خود عاجز  نموده بود مجاب و عقایدش را که بر پایه صحیح استوار نبوده رد کرده است (راشد،1342.ص3 ، راشد،1345.ص2 و غوث،1390.ص3) و همچنین با شمس الدین هروی که از فحول علمای تسنن در زمان خود بوده و آثار بسیار در رد عقاید او نوشته شده و آخوند نیز بر رساله اش حواشییی از عقاید خود و استادش را نوشته است[7]  با او مباحثاتی داشته است (رساله اعتقادات،1302 ه.ق.صص 15-35 ). از اولاد بی واسطه اش قریب 50  نفر باقی هستند که اغلبشان در رشته های علوم جدید یا قدیم و در سطوح بالا به تحصیل یا تدریس مشغول می باشند(راشد،1342.ص4). آخوند و استفتائات : تسلط بالاي فقهي و شرعي آخوند را مي توان در پاسخ به مجموعه سوالات ذيل مورد بررسي قرار داد.پاسخهايي كه مقام او را به عنوان يك مرجعيت مسائل شرعي و فتوادهنده عالي مقام بيش از پيش روشن مي سازد.ايشان جواب سوالات را با  مُهر خود با نام عبده الراجی محمد حسن جواب مي داده اند . منتخبي از استفتائات : 1.سوال : صاحب اختيارا،آفتاب نشينهاي چهكند خانه مي سازند در چهكند.به ايشان گفته ام يا سندي از صاحب اختيار آخوند ملا محمد حسن بياوريد كه شرعا تسلط داريد؛خانه بسازيد يا بدون سند راضي نيستم كه جواب داده اند سَرِ  ما را بشكنند تا خانه نسازيم.آيا حكم اين است كه ايشان گفته اند يا مالكين را اختياري بر ملك ايشان است. پاسخ: همه نوع از ملك خود مي توانند مالكين مانع شوند از بند وخانه و حريم ده. از اراضي موات كه خارج از حريم ده است نمي توان مانع شد، هرگاه خشت و خاك از كشتمان برندارند.در آب حق الشرب هم به قدر بناي لازم در صورتي كه ضرر  به محصول مالكين نرسد، منع مشكل است. 2.سوال : چند مزرعه ( زارع ) در دشتهای آب سال شریک بوده اند و آب را به دشت برده و زراعت می کرده اند بعد دیوانیان مزرعه در حوالی دشت مزارع احداث کرده اند.شرکاء مزارع در محل دیگر دشت گرفته جهت مزارع زارعت کرده اند حال یکی از شرکاء مزارع که شراکت آن جزئی است می خواهد آب را به همان دشت قدیم ببرد باقی شرکاء را مانع است که آب به دشت جدید ببرند به عنوان اینکه نمی گذارم از   نهر آب برود یا تسلط دارد که شرکاء را مانع از آب بردن بشود یا نه . با اینکه در دشت قدیم احتمال ضرر کلی است هرگاه زراعت در آنجا باشد. مسير دوم مثل اینکه آب را همان دیوان به ملک دیوان ببرد و غیر ذلک. پاسخ : بسم الله تعالی : اگر شرکاء مزارع در بردن آب به سوی دشت جدید به یکی از اسباب ملزمه شرعیه قراری داده اند نمی توانند آن قرار را به هم بزنند و یکی از ایشان نمی تواند تخلف کرده مانع دیگران بشود و اگر محض حرف بوده هر یک اختیار آب خود را دارد و طی امر محتاج به مرافعه است. والله تعالی . 3.سوال : صاحب اختيارا :آب يك قنات روستايي خرابي مي كند دراراضي پايين ،زارعين آب  را جمع كرده  و به  رودخانه  ميفرستند . شخصي از آن روستا مدعي مي شود كه شما حق انجام اينكار را نداريد وآب را برگردانده و روي كاريز و بر اراضي مي اندازد. ضمن اينكه ملك زارعين از ملك آن روستا نمي باشد و از مازاد آن آب مي خورد اگرآن شخص شرعا مسلط است كه شقّ جوي كند بيان فرماييد و اگر تسلط شرعي ندارد مرقومه فرماييد. پاسخ : دانسته شما باشد كه ايشان را تسلطي نيست كه جوي روستا را شقّ كند وآب را از اراضي بيندازد كه  قطعا محل خطر و مرافعه است.درخصوص ملك زير قنات چون آب  مازاد از قنات حكم سيلاب دارد ، در آن  دخل و تصرفي براي مالكين آن روستا نيست.والله تعالی . 4.سوال :  زید فوت می شود و بعد از فوت او عمرو سندی بیرون می آورد که من از زید طلبکارم، وارث زید می گوید که من نمی دانم وجه این سند را به پدرم داده یا نه؟ وجه تو را می دهم لکن قسم یاد کن که این وجه را به پدرم داده ای آیا می شود عمرو را چنین قسمی بار نمود در صورتی که هرگاه عمرو قسم وارد نماید وارث قسم  می خورد که این وجه را به پدرم                نداده ای.   پاسخ : بسم الله الرحمن الرحیم : عمرو باید ثابت کند طلب خود را از زید به بیّنه و قسم نیز بخورد و اگر بخواهد وارث زید را قسم بدهد اگر دعوای علم ایشان را به طلب دارد می تواند ایشان را قسم نفی العلم دهد نه آنکه طلب ندارد.بتّا و جزماً و الله العالم. 5. سوال : مدعی میت باید قسم بخورد و مدعیات خود را بگیرد،تا قسم نخورد می تواند مدعیات خود را بگیرد یا نه : پاسخ  : بسم الله تعالی : خیر، تا قسم نخورد یک فلسی نمی تواند بگیرد بلکه قسم باید اولاً یاد کند چون قسم بیّنه است. واللّه العالم به احکامه. 6. سوال : چند فقره ملک متنازع فیه می شود بین زید و عمرو، در محکمه شرع حاضر شده بین ایشان صلح واقع می شود که املاک ثلاث یا نصف شود و در هر جا بین ایشان، بعد از صلح زید تمام مال الصلح را نمی دهد، بعضی را می دهد موافق صلحنامه و بعضی جاها را تمام نمی دهد. آيا بعد از مطالبه و ندادن عمرو را می رسد که صلح را به هم زند و رجوع به تمام ملک نماید یا خیر همان ثلث یا نصف را باید مطالبه نماید. پاسخ  : بسم الله الرحمن الرحیم :  خیر، اجبار می کند زید را بر دادن همان ثلث یا نصف که مصالحه بر آن واقع شده، والله تعالی. 7.سوال : زید سبب می شود بر تلف مال عمرو در نزد حاکم مثل اینکه گوسفند عمرو را مدعی می شود، می شمارد، ثبت دفتر دیوان می نماید یا شتر عمرو را یا به سبب دیگر  باعث تلف مالش می شود که حاکم می گیرد از عمرو. آیا عمرو را می رسد که از مال زید تقاص نماید یا اگر مالی از زید به چنگش می آید جواب ندهد و نگاه دارد مال زید را عوض مالی که از او به تلف داده یا نه؟ پاسخ : بسم الله تعالی :  مشهور قریب به اجماع و مقتضای قواعد شرعیه آن است که زید ضامن نیست اگر چه گناه عظیمی کرده بلکه ضمان بر مباشر است . والله العالم.     8.سوال : بیان فرمایید که زید املاک خود را صلح می کند به عمرو، به تمام و برخی از این املاک شرط غیر بوده و برخی مَهر زوجات وي بوده. حال یکی مدعی است که این صلح باطل است به واسطه اینکه برخی مال غیر بوده آیا صلح به نسبت به آنچه مال غیر است باطل است یا صلح تمام املاک باطل است. پاسخ : بسم الله تعالی : صلح نسبت به ملک مصالح صحیح است . والله اعلم. 9.سوال : زید صلح کرده است املاک خود را به عمرو به مقدار یک مَن نمک و از میان رفته است وارث زيد مدعی بطلان صلح است به واسطه، لکن، برخی از املاک مال غیر بوده، برخی بر فرض ثبوت مدعا آیا بالنسبه به آنچه مال غیر است باطل است و یا صلح تمام باطل است.از بابت تبعيض(حق) شفعه. پاسخ : بسم ا... و الحمدلله : بالنسبه به مال خودش صحیح و بالنسبه به مال غیر با عدم اجازه غیر، غیر صحیح ولی صحّه فی الجمله بالنسبه به مصالح تخييري است و بالنسبه به مصالح تعليقي. 10.سوال : بفرمایند زید اراضی جهت بذر دیمه زار تحجیر شرعی کرده،تمام اراضی را در اول ، بعضی را در اول و بعضی را زراعت نکرده ، بعد زید متوفی می شود و اراضی منتقل به وارث شده؛بعدِ فوت آثار تحجیر زید متوفی برطرف می شود و وارث زید همین اراضی  که زراعت کرده زید و  بعضی را تحجیر کرده به غیر می فروشد،آیا تمام اراضی زراعت شده و اراضی محجّر که آثار برطرف شده مال وارث زید و به انتقال مال غیر است یا همان اراضی زراعت شده مال وارث زید و اراضی محجّر مال امام شده و در صورتی که نقل و انتقال نکند وارث زید اراضی محجّر که بعد از زید آثار برطرف شده به ارث مال وارث زید و از تحت تصرف زید بیرون نمی رود یا محتاج است به اینکه وارث زید بعدِ فوت زید،تجدید تحجیر نماید و هر گاه تجدید نکردند مال امام علیه السلام می شود و از تحت تصرف وارث زید خارج می شود. حکم ا.. را بفرمایید. پاسخ  : بسم ا... تعالی و شانه : اراضی زراعت شده مال وارث است و آنچه تحجیر شده و ثابت شد؛اگر آثار تحجیر در حین فوت محجّر باقی بوده است مال وارث است و اگر آثار برطرف شده بود و تحجیر ثابت نشد، مال امام علیه السلام و هر کس مالِ سابقِ در تحجیر باشد، است و طی این امر به مرافعه باید بشود. وا.. العالم. 11.سوال : استفتائا عرضه می دارد یوم چهارم ذیحجه الحرام 1320 تا نوروز، تقریبا 20 روز و صحرا به بهار آمده ؛سه راس گیسه یکی از من و دو از غیر از جلّاب حیدر علی شبان گریخته و توی اراضی گندم چهکند رفته که چند نفر هم مشاهده کرده اند که از جلّاب آمده اند؛میر محمد میر خدا بخش هر سه را سر بریده و شفاعت اشخاصی که بوده اند هم قبول نکرده؛آیا این غرامت با شبان است یا با میر محمد. در هر صورت حکم ا.. را قلمی دارند. پاسخ  : بسم ا... تعالی و شانه : ضمانت اَرش مرده و زنده با مباشر اتلاف است. وا.. العالم. 12.سوال : سندات شرعی هرگاه قلم خورده باشد و معلوم نباشد که آیا در وقت نوشتن قلم یا که کسی قلم زده باطل می شود و از میان  می رود یا باید مدعی ثابت نماید که کی قلم خورده و کی قلم زده .بینوّاو توجروا پاسخ  : بسم ا.. الرحمن الرحیم مدار در دعاوی قول بینه است که شرعا شهود سند هستند . فی صفر  1308 قمری 13.سوال : تب خوردگی زوجه مرحوم میرمحمد حسین بیک ملاحظه شد سه موضع که چوب خورده بود و آثار سیاهی داشت . طولا به قدر سه گره و کمتر و عرضا به قد عرض 2 ناخن بود . ناخن دست زوجه محمد حسین هم جراحت و عارضه داشته است و از تقریر محمد حسین معلوم است که میر محمد علی پسر میر محمد حسین ضرب را وارد آورده بر زوجه پدر خود و گویا چند نفر دیگر هم بوده اند . صاحبان حکم شرع و عرف مستفسر و جویا خواهند شد و حکم دیه را خواهند فرمود . پاسخ  : بسمه ا... تعالی شانه دیه سه موضع مایل سیاهی 5/4 مثقال طلای سکه دار است و جراحت ناخن باید قصاص شود . اگر تراضی بر دیه حاصل شد نصف شتر که معادل 5 مثقال طلاست دیه می شود . 14.سوال : مثلا مزرعه کشوک قدیمه بوده و در فوق آن قناتی بوده مخروبه و معلوم نیست که آیا به واسطه ضرری که به مزرعه کشوک داشته متروک کرده اند یا راه دیگر داشته و چند وقت شده جاری کرده اند و قنات کشوک را ضایع کرده و خشکانیده مالکین مزرعه کشوک به حرف آمدند که قنات ما خشک شده و قنات شما را پر می کنیم، جواب داده اند که این قنات فوق  بر قنات قدیمه است و شما تسلط منع ندارید آیا مالکین مخروبه فوق باید ثابت نمایند کیفیت تنقیه مخروبه فوق را بر قدیمه نخست یا نه بدون ثبوت تقدم تسلط دارند که جاری نمایند مخروبه فوق را . پاسخ  : بسمه ا... تعالی شانه محتاج به مرافعه است وا.. العالم. 15.سوال : ملک متنازع فیه بین زید و عمرو هرگاه صلح شود بالمناصفه یا مثالثه ولی زید متصرف نصف یا ثلث که مال عمرو شد به صلح به تصرف نداده و عمرو هم متعرض نشد. بعد از یکسال یا دو سال که گذشت مالکین تخم مال زید متصرف بوده آیا محصولی که عمل آمده مال صاحب تخم است یا عمرو هم قسمت می برد و کاه هم مال صاحب تخم عمرو شد. اجرت المثل آب و زمین طلبکار است یا نه بینوا وتوجروا. پاسخ  : بسم الله الرحمن الرحیم محصول شرعاً مال مالک تخم است ولی اجرت المثل آب و زمین را  باید شرعاً به عمرو بدهد. ( فی صفر 1308قمری ) 16.سوال : مصالحه خط مرحوم مير عبدالصمد بيك خدمت مي رسد چون بقيه املاك خود را صلح كرده اند به برادر خود ولي همه تحويل داده نشده آيا آنچه تحويل نشده ملك وارث است يا مال برادر مرحوم مير و همچنين از بندسار و ديمه زار كه ملك حساب مي شود و يك بند كوله را در صلح نامه وضع كرده اند آيا باقي بند سار و ديمه زار مرحوم مير داخل در صلح و مال برادر مرحوم مير است يا مال وارث . پاسخ : بسم الله الرحمن الرحيم  : چون ظاهر كتاب حق است مثل ظاهر خطاب كما صرح شيخنا حاج شيخ مرتضي الانصاري قدس سره؛ بقيه شامل است مافصل و غير ما فصل را و زياد بر اين محتاج مرافعه است .   17.سوال : والده مكرمي فوت شده و گوسفندي محلق شده يكنفر از وارث از خود در حال حيات والدگوسفند داشته در ميان گوسفند محلقه بعد از فوت همان شبان گوسفندها.گوسفند اين وارث را موضوع كرده سهم او كرده و باقي گوسفند بر وارث قسمت شده و باقي وارث در باب گوسفنداين وارث حرف نداشته مدت 10 سال گوسفند در تصرف او بوده و منفعت ايشان را از فروش گوسفند، قروت، روغن و ساير منافع مي برده و هيچ حرفي نبوده. حال همان شباني كه گوسفند كذائي را موضوع كرده سهم اين وارث كرده و باقيها هم حرف نداشته اند.جهت اغراض فاسده مدعي شده مي گويد اين گوسفند مال تمام وارث است و حال اينكه خود دو شبان در اين ده سال به وكالت اين وارث مي فروخته از نتاج همان گوسفندي كه خود به او داده آيا قول اول اين شبان مسموع است و گوسفند مال همان نفر است يا قول اين وقت مسموع است و وارث بايد گوسفند را با منفعت از آن يكي بگيرند يا شبان جواب هر دو را بدهد . پاسخ : بسم الله الرحمن الرحيم  : همان اقرار اول مسموع است و انكار بعد از اقرار مسموع نیست الا آنكه به موازين شرعيه خلافش ثابت شود و هو العالم به حقايق الامور و الاحكام. 18.سوال : زید مثلاً تولیت حسینیه را غصب کرده  و از تصرف عمرو متولی بیرون کشیده ،اشخاصی که تولیت را مال عمرو و درتصرف زید عرض می دانند و عالمند به اینکه عمرو راضی نیست که بروند و در این حسینیه بنشینند وگوش به روضه بدارند وشربت و قهوه میل نمایند،آیا مباح است برآنها رفتن وصرف شربت. (بینوا وتوجروا- 1308 ه.ق ،محرم الحرام) پاسخ : بسم الله الرحمن الرحیم : درصورت مفروضه مباح نیست و غصب است وغصب الایات شرعیه عوامه وخاصه نیز مثل غصب اعیان است. 19.سوال : مصالحه شرعیه نمود  زید تمام حقوق و مهریه خود را که در ذمه  عمرو داشتند عیناً و دیناً به انضمام و اُجرت المثل زمان گذشته به فرزند بطنی خود و هم خیار فسخ را با خود به نفسها گذاشتند که اگر مصالح لها خلاف رأی ایشان و والد خود رفتار می نماید اختیار با ایشان باشد وصیغه جاری شد.مرقوم بفرمایید که صلحی که به این صورت واقع شود و مقیّد خود مصالحه باشد به ارث برده می شود یا مال مصالح لها به تنهایی است. پاسخ : بسم الله الرحمن الرحیم : ظاهراً مقصود از سؤال آن است که خیارحق است که قابل از برای انتقال به سوی وارث باشد یا حکم است و یا حق است که قابل از برای انتقال نباشد.گویا در خصوص مورد سؤال از قراری که از خارج مسموع شده غیر از این اشکال ،اشکال دیگری هم هست وآن آن است که بعضی از ورثه اجازه نموده اند و برخی نه،پس بهتر آن است که سؤال از تجزیه خیار هم بشود که بر فرض آنکه خیارحق قابل انتقال باشد آیا قابل تجزیه هم هست یا خیر وکیفیت استحقاق قابل بودن از برای تجزیه و تقسیم باشد هم مثل خود استحقاق دشوار است.پس از هر دو سؤال فرموده تا جواب عرض نمایم.(شهرذی الحجه الحرام 1310 ه.ق)   ارزش و احترام آخوند از دیدگاه حکومت : ارزش و احترام آخوند از دیدگاه حکومت آنقدر بالا بوده است که در بيش از 15 حکم مختلف به صورت مستقيم و غير مستقيم ،امير علم خان حشمت الملك ،امير اسماعيل خان علم و محمد ابراهيم خان حشمت الملك به تمامی نیروهای مالیه تاکید می کنند که به آخوند تعرضی ننمایند که در غیر این صورت مورد مواخذه و تنبیه قرار خواهند گرفت.این احترام از سوی حکومت در حقیقت به دو دلیل صورت می گرفته است : 1.حاکم شرع قهستان. 2.استاد حوزه های علمیه  قاینات. حال به بررسی چند سند موجود در این باره می پردازیم (اسناد حکومتی امرای قهستان،1290 – 1331 قمری) : 1. امير اسماعيل خان علم در نامه ای  به تاریخ 1311 قمری  اين گونه مي نويسد : مباشرين حال و استقبال ناحیه هردنگ و سرچاه عماري را مقرر مي‌شود كه در شهور ماضيه از قرار استماع و بازديد عالي شأن علي‌اكبر بيك نجف بيك ، موازي 35 رأس گوسفند جزو مصادرات علي اكبر بيك جهت جناب مستطاب فضائل و كمالات اكتساب، علام فهام عزيز مكرم و مهربان،‌ آخوند ملامحمدحسن هردنگي به قلم آمده است و چون جناب معزي اليه استحقاق هرگونه مرحمتي را داشته و دارد و حكم رفيعه از خدمت فَلَك رَفعَت مرحوم قبله گاه سركار اميرتومان[8] نَوَّرَا... مرقده صادر شده كه مباشرين مزاحمت به جناب معزّي اليه نرسانند و در محاسبات سابقه هم به خرج مباشرين آمده و محسوب شده ، ‌لهذا مقرر شد كه ارباب سرگله گوسفندان مزبور به وجه من الوجوه سابقاً و لاحقاً ، حالاً و استقبالاً احدي از عمّال به جناب آخوند تعرض نرسانند چه به خرجِ ممضي و محسوب است و مطالبه سند مجدد هم ننمايند. المقرر اهالي دفتر در سرمحاسبه از قرار مقرر عمل نمايند. زياده مرقوم نشد. المقرر به تاريخ اُودئيل 1306 و مابعدها ،‌همه ساله به خرج ممضي است. في شهر ربيع الثاني. 2- امير علم خان حشمت الملك به خاطر احترام ویژه ای که برای مرحوم آخوند قائل بود در نامه اي اين گونه بیان می کند : نظر به التفات و مرحمت عامه مردم که به قاطبه سلسله علماء و دعاگویان داریم خصوصا جناب مستطاب علام آخوند ملا محمد حسن که دعاگوی حقیقی هستند دو نفر از طایفه منتسب به ایشان یکی میرمحمداسماعیل پسر عمه و دیگری میرمحمدحسین نوه عمه ایشان را به ایشان بخشیدیم که در تکلیف سربازی کسی را به ایشان متعرض نباشد و این دو نفر را معاف فرمودیم .اگر کسی به ایشان از کارگزاران یا متبرعان به خدمت متعرض شود مورد مواخذه خواهند بود.حسب مرقوم تخلف نورزند (1299قمری). 3- امير علم خان حشمت الملك در نامه اي اين گونه مي نويسد : عشار ناحیه هردنگ و سر چاه را مرقوم می شود که در خصوص گندم جناب مستطاب مقدس الالقاب آخوند ملا محمد حسن زید فضله، عشریه جناب ایشان رجوع نگرفته که به تخفیف مقرر فرمودیم؛البته در این باب از قرار مرقوم تخلف نورزید که مورد ایراد و مواخذه خواهد بود(1299 قمری). 4- امير علم خان حشمت الملك در سال 1300 قمری در نامه اي اين گونه  مي نويسد: حرازان ناحیه هردنگ و سرچاه عماری را مقرر می شود چون رعایت جناب علماء علام کثر ا...  امثالهم سیّما جناب مستطاب فضائل و کمالات اکتساب علام فهام آخوند ملا محمد حسن که به محسنات صوری و معنوی آراسته می باشند همیشه منظر نظر است ، لهذا در خصوص مالیه جناب ایشان چه در جمعی هردنگ زراعت شده باشد و چه در غیر آن،حرازان متعرض نشده و حرز هم ننمایند و به دفتر هم نیاورند که سر حرزی هم مطالبه ننمایند و اگر هم به دفتر آمد اهل دفتر موضوع را دانسته باشند و برای مالیه حسابی نیست. 5- محمد ابراهيم خان حشمت الملك علم در نامه اي اين گونه مي نويسد : عمال حال و استقبال ناحيه هردنگ و سرچاه عماري را مرقوم مي‌شود كه از تاريخ صدور ( اين حكم) كه هذه السنته ميمونه ئيلان ئيل خيريه دليل است و ما بعدها نظر به رعايت و جانبداري جناب مستطاب قدس خطاب عمده العلماء الاعلام عزيز محترم مهربان علام ممتحن آخوند ملامحمدحسن هردنگي ذي فضله در باب جناب معظم‌له به قرار تشخيص ضمني كما في السابق : ارباب جمعي ناحيه هردنگ و ارباب جمعي سرچاه عماري ،به تخفيف ابدي و احسان مدامي مقرر داشتم [9] كه همه ساله از قرار همين حكم حكومتي به خرج منظور داشته و مطالبه سند مجدد از جناب معظم له ننموده،‌ موقوف دارند. المقرر عاليجنابان ارجمندان اهالي دفترخانه مباركه، شرح مسطوره را ثبت و ضبط ، از قرار تشخيص فوق به خرج محاسبه عمّال محلّ مسطوره منظور داشته و مطالبه سند مجدد ننمايند كه مصون از تغيير و تبديل است. زياده مرقوم نشد .البته از قرار مراتب ،مرقومه معمول داشته،‌ تخلف و انحراف نورزند. في شهر جمادي الاولي 1323 قمري.(یکسال بعد از شروع حکمرانی امير محمد ابراهيم خان شوكت الملك این حکم صادر و تا زمان فوت آخوند در سال 1327 قمری اجراء می گردیده است). 6- امير اسماعيل خان علم در نامه ای  به تاریخ 1318  قمری  اين گونه مي نويسد : عمال حال و استقیال حال ناحیه هردنگ و سرچاه را مرقوم می شود در باب مالیات جناب مستطاب فضائل مآب عزیز ممتحن آخوند ملا محمد حسن هردنگی که به تخفیف مقرر بوده و همه ساله بر او  صادر می شده، کما فی السابق به تخفیف مقرر است و همه ساله به موجب این حکم به خرج عمال ناحیه هردنگ و سرچاه محسوب خواهد بود . ارجمندان اهالی دفترخانه شرح مرقوم را ثبت و ضبط دفتر نموده و در تغییر و تبدیل این رقیمه حسب مقرری معمول داشته و تخلف نورزند. 7- در سندی که با مُهر امیر محمد ابراهیم علم تایید شده ، از آخوند در زمان رحلتش با عنوان امام المرحوم یاد می شود که متن آن ظاهرا پیشکشهایی است که توسط او،خاله ،دختر خاله و شهربانو  برای جلسه فوت آخوند تدارک و ارسال گردیده است ولی به دلیل از بین رفتن کاغذ و رنگ جوهر متن قابل ترجمه نمی باشد.   نكاتي در باب اسناد بيان شده : 1.با يك حساب معمولي تاريخهاي ابلاغي احكام  به راحتي مي توان  فهميد كه آخوند 28 سال از پرداخت ماليات ساليانه معاف بوده است،در حالي كه وجود يك چنين احكامي را در ساير شخصیتهای مشابه پيدا نمي كنيم.آيا اين بخشش به خاطر وجود صفات روحاني،ويژگيهاي انساني،تسلط علمي و حاكميت شرع ايشان نبوده است؟ 2.هر چه به زمان فوت آخوند نزديك تر مي شويم نوع قلم و لفظ حكام قهستان در احترام به ايشان متغير مي گردد،به گونه اي كه تا قبل از سال 1322 قمري ايشان با القاب مستطاب فضائل و کمالات اکتساب،علام فهام و جناب مستطاب فضائل و كمالات اكتساب، علام فهام عزيز مكرم و مهربان  و ‌ بعد از سال 1322 قمري تا زمان ارتحالش با القاب جناب مستطاب قدس خطاب عمده العلماء الاعلام عزيز محترم مهربان علام ممتحن و امام المرحوم ياد مي شود. {سوال3 : شاید آخوند بیش از حد  وابسته به حکومت و به نوعی آخوند درباری بوده است} 1.اگر بخواهیم حکومت وقت را در بدترین حالت یک حکومت فاسد در نظر بگیریم و سپس به این نتیجه برسیم که آخوند به دلیل حمایتهای خود از این حکومت شایسته یک چنین تخفیفهایی گردیده است پس مجبوریم در صحت انتخاب و بینش آقا سید ابوطالب قاینی [10]و آیت ا... صدر [11] نسبت به آخوند نیز با شک و تردید نگاه کنیم. 2.حضرات آیات محمد باقر گازاری و هادوی نیز هر کدام زمانی در همین حکومت محلی ، حاکمیت شرع قهستان را بر عهده داشتند ،پس مجبوریم قبول کنیم که آنها نیز درباری بوده اند. 3.در نامه جناب آقای هادوی به داماد آخوند برای رسیدگی به مسائل شرعی ناحیه هردنگ و سرچاه از آخوند با عنوان شخصی که انتظاما امتیاز مخصوصی از کلیه قاینات بر سايرين داشته اند،یاد می شود ؛آیا زمان کتابت این نامه آیت ا... هادوی تحت فشار حکومت بوده و مجبور به نوشتن چنین نامه ای شده است یا اینکه واقعا آخوند شایسته برخورداری از این صفت بوده است. 4.آخوند از سال 1299 قمری به زادگاهش بر می گردد و علاقه ای به حضور در بلاد بیرجند از خود نشان نمی دهد در حالی که با بودن در این شهر می توانست از مزایای واقعی نزدیکی به حکومت برخوردار گردد نه فقط معافیت مالیاتی آنها،آنچنانکه حتی محل دفن آخوند نیز کاملا گمنام و هم اکنون در 100 کیلومتری بیرجند در روستای خالی از سکنه مبادی قرار گرفته ولی علمای همطراز او حداقل از قبور در شان خود بهره مندند.آیا شخصی که وابستگی شدید به دربار داشته لیاقت بهره مندی از قبری مناسب شان و منزلت خود را نداشت؟ 5.اگر بخواهیم سوال مطرح شده را صحیح در نظر بگیریم باز هم از اهمیت قضیه چیزی کم نمی شود ، چرا که معمولا حکومتها برای کسب احترام مردمی نیاز به حمایت از یک روحانی دارند که مورد قبول علمای وقت و خود مردم برای رسیدگی به مسائل شرعی آنها باشد. 6.  در سند حکومتی به شماره 1/71453 حکومت قاینات و سیستان؛کارگزار حکومتی بنا به گزارش واصله به محمد ابراهیم شوکت الملک می نویسد که افراد و ملّاهای ذیل قصد هرزگی و توطئه بر علیه حکومت داشته و در این موضوع ارتباطی هم با حاجی نصیر السلطنه داشته اند و لازم است که این افراد مهار تا  مایه شورش و سرکشی مردم مناطق عربخانه،جلگه ماژان و ناحیه هردنگ بر علیه شما نشوند : حاجی ملا ولی ا.. ،میر محمد اسماعیل پسر میر مکرم داماد ملا محمد حسن هردنگی،آقا حسین پسر عبدا.. خان کرمانی داماد میر محمد بیک ( نایب حکومت) و برادر زاده علیخان شیبانی(نایب جلگه قیس آباد)، شیخ اسماعیل همشیره زاده ملا محمد حسن هردنگی،میر محسن داماد ملا محمد حسن هردنگی و غیره. نکاتی در باب این سند : 1- هر چند در این سند مستقیم به خود آخوند اشاره نشده است ولی افراد نام رفته در این سند، شاگردان محلی آخوند ، دایی ایشان (میر مکرم دایی او بوده است)،دامادهای وی و یا خواهر زاده ایشان می باشند.اگر آخوند با سیستم حکومت و بر علیه جبهه حاکم در ناحیه می بود پس  برگشت وی از سال 1299 قمری  به زادگاهش و رجعت به میان همین مردمی که با حکومت  مشکل دارند چه توجیهی می توانست داشته باشد.مگر اینکه وی نیز رضایت چندانی از ماندگاری در حکومت وقت نداشته باشد و بهترین صلاح خود را برای ادامه وظایف دینی محوله در زندگی روستا نشینی دیده باشد.حال پس وجود این همه احکام مربوط به تخفیف مالیاتی وی چه دلیلی می توانست داشته باشد.چون آخوند از جنبه علمی و معنوی آنقدر بالا بوده که حکومت وقت ، برای کسب احترام مردمی  مجبور به صدور احکام مربوط به تخفیف مالیاتی برای وی گردیده است. 7. ایشان از جنبه علمی و معنوی آنقدر بالا بوده که توانسته نظر مرجع بزرگوار سید اسماعیل صدر را در زمانی که دو مجتهد بزرگ قهستان حضور داشته اند (که یکی شاگرد خود سید اسماعیل و دیگری اجازه نقل حدیث از ایشان داشته است) را جلب کند. 8 . وجود سندی به خط مبارک جناب صدر در سال 1322 قمری که به او تاکید  می کند کما فی السابق به امورات حسبیه قهستان بپرداز و در آن به آخوند اجازه نقل حدیث و روایت را به مومنین قهستان می دهد این شائبه و شک بی اساس را از میان بر می دارد. روایات درباره آخوند : 1.در خصوص صداقت و شهامت آخوند روايتي است كه زماني امير محمد  ابراهيم خان شوكت الملك قصد احداث قناتي را در نزدیكي كوه رچ  و در بالا دست روستاي ركات داشته اند كه در اين خصوص مدت زيادي را با مردم منطقه در رابطه با حفر و يا عدم حفر قنات در حال بحث و جدل بوده است . لذا  از روحانيون و علماء محلي براي حل مسئله دعوت مي شود تا در محل حاضر شده و نظر بدهند ، روحانيون مذكور كه در حقيقت وابسته به خود دستگاه خاندان شوكت الملك بوده اند،ابراز مي دارند كه حفر قنات هيچ مسئله اي را ايجاد نمي كند . مردم كه از اين نظر ناراضي بوده اند و مي دانستند كه نظر داده شده بيشتر از جنبه مصلحت بوده و نه عدالت ،از حاكم مي خواهند كه نظر يك عالم ديگر را هم در اين خصوص بپرسند . لذا از آخوند ملامحمدحسن هردنگي براي حل اين مسئله دعوت مي شود و او نيز در محل حاضر  مي شود . امير از او مي پرسد آيا حفر اين قنات براي اين مكان و مردم ضرر دارد يا خير؟آخوند با آرامش كامل در سه دفعه پاسخ مي دهند بلي ضرر دارد ، ضرر دارد، ضرر دارد و امير نيز كه از دانايي و جسارت او اطلاع كامل داشته، از اين موضوع چشم پوشي كرده و مسئله پايان مي يابد [12] . 2.روايتي ديگر از ايشان بدين صورت مي باشد كه در منطقه ناحيه هردنگ ، دختر و پسري عاشق هم مي شوند ولي والدين آنها كه بی دلیل راضي به ازدواج آنها نبوده اند، در اين امر مهم پيشقدم نمي شده اند، تا اينكه دختر و پسر به روحاني محل كه آخوند ملا محمد حسن هردنگي بوده مراجعه و موضوع را بيان مي كنند و ايشان نيز نسبت به عقد آن دو نفر اقدام مي كنند . والدين آنها كه از مسئله خبردار مي شوند، شكايت روحاني را به دربار امير تومان مي برند و او نيز آخوند را  احضار مي كند.بعد از حضور آخوند در محل حكومت ، امير با تشدد كلامي به او مي گويد كه چرا بي اجازه نسبت به عقد اين دو اقدام كرده اي ،آخوند نيز بلافاصله به او پاسخ مي دهد كه جناب امير من گناه بی توجهی والدین اين دو را که می توانست باعث فساد در گوشه اي از ناحيه هردنگ بشود ، بسیار بالاتر از عمل خود می دانم که جلوی این فساد را گرفتم  و در صورت بروز فساد در این منطقه، مردم و همین والدین ، من را می شناختند و آن وقت كسي از مردم منطقه نمي گفت كه آقاي اميری هم هست . امير از اين سخن آخوند بسيار خوشحال مي شود و با اکرام فراوان او را بدرقه می کند [13] . 3.روایتی دیگر در خصوص فوت دختر آخوند به نام فاطمه نساء به شرح ذیل می باشد : نقل است وجوهات شرعیی که مردم به آخوند می داده اند ، توسط آخوند در  صندوقچه ای نگهداری می شده است.روزی داماد آخوند نسبت به وسوسه همسرش در برداشتن پولها اقدام كرده و سبب به سرقت رفتن صندوقچه توسط دختر آخوند می شود.داماد آخوند از او می خواهد تا چیزی از این مسئله نگوید تا زمانی که این موضوع از اهمیت بیفتد .چون آخوند به دامادش مشکوک بوده ، برای حفظ آبرو به  پیش دخترش رفته و از او می خواهد واقعیت را بیان کند و یا به شوهرش بگوید که صندوقچه را به جای اول برگردانده تا مسئله پایان یابد .دخترش موضوع را کتمان کرده و به پدر اطمینان می دهد که مسئله را از جای دیگری پیگیری نماید.آخوند که به شخص دیگری مظنون نبوده دست به دعا برداشته و از خداوند درخواست می کند که دزد وجوهات حتی اگر از نزدیکانش باشد در کمتر از 3 روز فوت نماید تا شخص دیگری در منطقه توان و جرات انجام چنین کاری را پیدا نکند.از قضای روزگار نفرین آخوند اثر کرده و دخترش بعد از گذشت 3 روز در حالی که  کودک شیر خواره ای داشته ، فوت می کند [14] . 4.آخوند به اذن آقا سید ابوطالب و به همراه پسرش سید ابوتراب ،که برای درمان راهی هرات بوده به آن منطقه رفته و مناظراتی را با علمای اهل تسنن از جمله شمس الدین داشته است که شرح آن در  ادامه  می آید : در یکی از جلسات مناظره،بحث و جدل در خصوص مطهرات عنوان می شود  شمس الدین می گوید که خاک هم می تواند با همان قدرت آب خاصیت پاک کنندگی داشته باشد .چون کسی جوابگوی این مسئله نبوده آخوند به او بیان می دارد که اگر پاسخ سوالت را بدهم قانع خواهی شد و این مناظرات را تمام خواهی کرد. شمس الدین نیز در پاسخ می گوید : آری. آخوند به او می گوید که تو بدنت را از نجاسات آلوده و من نیز چنین خواهم کرد ؛سپس تو بدنت را با خاک تطهیر و من نيز با آب تطهیر می کنم،آن وقت این جمع نظر خواهند داد که کدام یک از ما با بدنی پاکیزه و بدون تعفّن می تواند در این جلسه حضور یابد.شمس الدین که از پاسخ عاجز می ماند نسبت به اتمام مناظره و تایید گفته های آخوند اقدام می کند.نقل است که بعد از انجام همین مناظرات دستور قتل آخوند به همراه استادش داده می شود که آخوند و همراهانش از موضوع اطلاع یافته و شبانه - در حالیکه چندین بار در مسیر، اسبهای خود را با قاطر و بالعکس تعویض کرده تا شناسایی نشوند – از هرات به سمت قهستان حرکت و از معرکه می گریزند[15] . 5.آخوند شخصی بوده که در اکل و شرب خود زیاده روی نمی کرده و به همین دلیل اگر در مجالس مختلف به او شیرینی و یا تنقّلات دیگری تعارف می شده، بیشتر از یک عدد شیرینی بر نمی داشته است . روزی امیر اسماعیل خان علم به مناسبت تصدّی حکومتش نسبت به برگزاری جلسه ای با حضور علماء و روحانیون اقدام می کند.چون در این جلسه از آخوند نیز دعوت شده بود او نیز در جلسه حضور می یابد.به هنگام پذیرایی آخوند برخلاف رسم همیشه چند عدد شیرینی برداشته و می خورد،امیر اسماعیل خان علم که از روش آخوند در اکل و شرب اطلاع داشته، این عمل را تصدیقی از سوی آخوند در تصدی حکومتش دانسته و بسیار خوشحال می شود و برای اینکه فخرفروشی در جلسه کرده باشد ،از آخوند می خواهد که دلیل این کارش را بیان کند.آخوند در ابتدا  از پاسخ امتناع می ورزد ولی چون امیر در جمع می گوید : مگر نه اینکه این کار به خاطر خوشحالی شما در این روز بزرگ بوده  و این یعنی تاییدی بر حکومت من؛ آخوند  به امیر این گونه پاسخ می دهد : زمانی که ظرف شیرینی را به پیش من آوردند شیطان بر من غالب شد و به من گفت که مثل همیشه چیزی برندار تا پیش امیر و افراد حاضر عزیزترشوی و من نیز به خاطر اینکه بر نفس امّاره خود غلبه کرده باشم برخلاف رسم معمول چند عدد شیرینی برداشتم تا یک چنین ذهنیتی در بین جمع حاضر ایجاد  نشود [16] . 6.نقل است که آخوند از سوی مراجع نجف به عنوان یکی از  4  مجتهد اعلم برای نظارت بر متمم قانون مشروطه انتخاب می شود و چون در آن زمان او دارای کسالت،ضعف بدني و چشمي  بوده رسیدگی به این مسئله را به جناب هادوی تفویض می کند [17] . 7. نقل است که امیر علم خان سوم  با مجموعه افراد خود در حال  بازدید از منطقه ناحیه هردنگ بوده است.یکی از علمای اهل تسنن نیز با وی بوده،هنگامی که از کنار روستای مبادی می گذرند متوجه احداث پَلهای جدید بر روی پَلهای قدیمی می شود.در هردنگ در حضور امیر علم خان سوم  و میر عبدالصمد(نایب الحکومه ناحیه هردنگ و سرچاه) که همگان میهمان او بوده اند،سوالی را در رابطه با حکم احداث  مرز خاکی بین مزارع بر روی مرز  قدیمی مزارع  بيان و به ساحت آخوند بي احترامي مي كند که علمای حاضر از پاسخ به آن عاجز می مانند.میر عبدالصمد بلافاصله عده ای را به پیش آخوند فرستاده و موضوع را شرح می دهد و تقاضای جوابیه می کند.آخوند نیز جوابی به شرح ذیل برای میر فرستاده تا برای آن روحانی سنی خوانده شود که نشان از تسلط کامل او بر مسائل مربوط به 5  مذهب اسلام  دارد. بسمه ا... تعالی شانه واضح باشد که حقیر خاکسار محمد حسن و سایر شرکای مزرعه مبادی در بستن پَل در پشت باغ هردنگ که اراضی مزروعی قدیمه مزرعه مبادی است که عامه اهل ناحیه می دانند و یک پَل از زمان سابق بسته بوده و پَل دیگر در سینه آن تازه در اراضی مزروعی خود می بندیم،خود را شرعا مسلطً می دانیم به فتوای علمای اسلام از پنج مذهب سوای شافعی فی احد وجهیّه،هر چند ضرر هم به غیر برسد.چون ملازمان کربلایی میر عبدالصمد بیک فرمودند ترقیم شد که در خدمت ایشان باشد که سنّی را به کتاب خودش ملزم کنند(1299 قمری) [18] .  8 . نقل است كه جناب آخوند يك ماه مانده به زمان فوتش،براي نقاط مختلف پيغام  مي فرستد[19] و اعلام مي كند كه هركس سندي يا طلبي در اختيار وي دارد،به ايشان مراجعه و نسبت به تسويه حساب اقدام نمايد تا بعد از فوتش طلبكاري نباشد.به هنگام فوت ايشان نيز افراد زيادي از جمله مقامات مذهبي و سياسي حضور داشته اند به طوري كه با ديدن خانه و قبر مرحوم،مدعوين كلاههاي خود را از سر برداشته و محكم بر زمين مي كوبند تا همراه با گريه و ناله و سوگ خواني تاسف شديد خود را از فوت راحل اعلام كنند[20]  و نیز جلسات عزاداري در قاینات برگزار گرديده است. اسنادی محکم درباره حاکمیت شرع جناب آخوند : در سال 1293 قمري آقا سيد ابوطالب مجتهد قايني طی حكمي شرعی به مضمون ذيل درباره آخوند مي نويسد: الف) تحریر می شود که امور شرعیه متعلق به حدود ناحیه گیو و مختاران و هردنگ و جلگه براکوه الی همند و برمنج و ناحيه سرچاه و بصيران و ميغان  و كوه بالا و عرب خانه در عهده و كفايت عاليجناب مستطاب فضائل مآب حقایق ابواب ملا محمد حسن و فقه اله تعالی بوده و می باشد و آنچه تعلق به امناء شرع مطاع دارد سوای مختص حاکم شرع نافذ الحکم، متعلق به جناب معزی الیه است.کارگزاران دیوان واقف و بر بصیرت خواهند بود. چند نکته : 1.این محدوده جغرافیایی یعنی رسیدگی به امورات شرعی بزرگترين بلوک  قهستان . 2.از متن نامه این گونه بر می آید که اولا آخوند یکی از هیئت امناء شرع قهستان بوده که به امورات یکی از 9 بلوک قهستان در آن زمان رسیدگی می کرده و تحریر مجدد این حکم فقط از بابت یادآوری موضوع و زنده شدن مسئله داشته است. 3.از زمان ابلاغ این حکم تا زمان ارتحال آخوند 34 سال فاصله می شود و با در نظر گرفتن اینکه اولین سند موجودی که با مهر آخوند تایید شده مربوط به سال 1287 قمری است،پس،چیزی در حدود حداقل 40 سال آخوند عهده دار رسیدگی به مسائل شرعی یکی از 9 بلوک و از هیئت امناء قهستان بوده است. 4.در ابلاغیه آقا سید ابوطالب از آخوند با عناوین فقیه و حقایق ابواب الهی یاد می شود که این خود نشان از احترام ،اکرام  و ارزش فقهی و شرعی ایشان در نزد آقا سید ابوطالب داشته است. ب)متن نامه ذیل در سال 1328 قمري بعد از فوت آخوند در تفويض امورات شرعي به شيخ محمد باقر كه داماد آخوند بوده،توسط آيت ا... محمد هادي مجتهد نگارش شده است .در ذيل متن نامه مي آيد : بسم الله الرحمن الرحیم : حسبیه اله تعالی نگارش می شود چون امور شرعیه نواحی ناحیه هردنگ سابقاً به واسطه وجود با برکت مرحوم مغفور جنت مکان آخوند ملامحمد حسن طاب ثراه كه انتظاما امتیاز مخصوصي از کلیه قاینات بر سايرين داشته اند(انجام می گرفته) حالیه که نعمت وجودشان از دست رفته شایسته حفظ رشته  آن حدود جناب مستطاب قدسی خطاب فضائل نصاب آقای شیخ محمد باقراند که انشاء ا.. تعالي عموم اهالی هردنگ و سر چاه در عقود و ایقاعات و نشر مسائل و اصلاحات و تولی موقوفات مجهول المتولی به ايشان و جناب مستطاب قدسی خطاب آخوند ملامحمد حسن رجوع نمایند، همه محتاج هست. تفکری در این نامه : اگر جمله -كه انتظاما امتیاز مخصوصي از کلیه قاینات داشته اند- را مورد نقد قرار بدهیم ، می توان به نتایج ذیل دست پیدا کرد : 1.با در نظر گرفتن این مطلب که اصل مفهوم نامه تفویض اختیار امورات شرعی  می باشد ، پس این جمله را می توان این گونه ترجمه روان کرد : شخصی که از نظر صفات و ویژگیهای روحانی،شایستگی و رسیدگی به امورات شرعی و جمع آوری وجوهات شرعی در سطح قاینات منحصر به فرد بوده است.با در نظر گرفتن متن نامه حضرت آیت ا... العظمی سید اسماعیل صدر الموسوی که آخوند را حاکم شرع خطاب  می کند آیا نمی توان نتیجه گرفت که شخصیت معنوی آخوند در آن زمان در سطحی بوده که شایسته  برخورداری از عنوان کسی که  امتیاز مخصوصی در کلیه قاینات داشته است ، بشود؟ 2.نكته دیگر این که با فرض در نظر گرفتن این مسئله که هدف از به کار بردن این جمله برای آخوند توسط شخص آيت ا... محمد هادي مجتهد كه خود از علماي برجسته  و مجتهدین به نام بوده، فقط یادآوری ارتحال شخصیتی با برکت بوده باز نیز از اهمیت قضیه چیزی کاسته نمی شود چرا که در اين نامه از آخوند ملا محمد حسن با عنوان كسي كه از انتظام یعنی پاکی،شایستگی،کفایت،لیاقت و نظم منحصر به فردی در كليه قاينات برخوردار بوده نام مي برد .پس آیا نمی توان به این نتیجه رسید که شخصیت آخوند حداقل از نظر علمی در آن زمان در سطحی بوده که شایسته  برخورداری از عنوان کسی که  امتیاز مخصوصی در کلیه قاینات داشته است ، بشود ؟ 3. اگر بخواهیم به جمله امتیاز مخصوص از کلیه قاینات از جنبه دیگر معنایی توجه کنیم؛مطالعه مثال ذیل در درک بهتر موضوع می تواند مفید باشد : 3-1.زمانی که گفته می شود امتیاز ساخت یک ماشین مشهور مانند تویوتا فقط در اختیار شرکت سازنده آن است؛مراد این است که هیچ شرکت سازنده ماشین حق تبلیغات،فروش و ساخت این ماشین را بدون اجازه شرکت سازنده آن ندارد. لذا در این مورد نیز چنین است یعنی آخوند شخصی بوده که در رسیدگی به مسائل شرعیه و مسائل وابسته آن از امتیاز مخصوصی برخوردار بوده که سایر علماء آن را نداشته اند که این نیز به خاطر ابلاغ دو حکم آیت ا .. صدر به جناب آخوند به دلیل شخصیت ویژه معنوی و علمی ایشان بوده است. ج) نامه اول مرجع عالیقدرحضرت آیت ا... العظمی سیّد اسماعیل صدر الموسوی به آخوند ملا محمد حسن هردنگی در رابطه با نیابت و تفویض امورات حسبیه و حاكميت شرع آخوند : جناب مستطاب علام فهام عمده العلماء العظام الموید من عنداله المهیمن آقا شیخ محمدحسن هردنگی : دام مجده العالی مختار و ماذون می باشند در تصرف در امور حسبیه که از  برای حاکم شرع انور می باشد که به دیگری اذن دهد از قبیل حفظ اموال ایتام و غیاب و اوقاف عامه که بدون ولی و وکیل و متولی می باشند و حقوق از قبیل رد مظالم و سهم حضرت امام جله و علی ابائه افضل الصلوه و اکمل السلام که انشاء الله تعالی به کمال دقت و تمام احتیاط چنانچه و جواز جناب ایشان می باشد،عمل خواهند نمود و هر حقی را به ذی حق خواهند رسانید و داعی را از دعا فراموش نخواهند فرمود و پیوسته به رقعه نگاری مسرورم خواهند داشت.علی فرض حیات{اینجانب}،در سال بعد{این}موضوع دوباره استعلام گردد(الراجی اسماعیل صدر موسوی[21] ). نکاتی درباره این حکم  :  برای اینکه اهمیت درجه معنوی این روحانی برای خوانندگان بیشتر مشخص گردد ، امورات حسبیه و شرایط شخصی که توانایی عهده داری آن را خواهد داشت ، از دیدگاه فقهای شیعه مورد بررسي قرار می دهیم : شخصی که توانایی تصدی امور حسبیه را دارد  می بایست دارای شرایط ذیل باشد:  1-     فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد(با اين توضيح يعني اگر اين شخصيت در حوزه هاي علميه مطرح آن زمان مثل نجف تدريس مي كرد ، يكي از مراجع زمان خودش مي شد). 2-     در دوران غیبت امام علیه السلام از جمله اختیارات فقیه خواهد بود. 3-     چنین شخصی، همانا فقیه عادل مورد اعتماد مراجع است. 4-     مهمترین اموری است که شارع حکیم به مهمل ماندن آن قطعا راضی نیست. 5-     این مسؤولیت بزرگ را که از ولایت و حکومت سرچشمه می گیرد، گاهی خود امام و حاکم  به عهده می گیرد و گاه به نیابت از طرف او انجام می گیرد. د) نامه دوم مرجع عالیقدرحضرت آیت ا... العظمی سیّد اسماعیل صدر الموسوی به آخوند ملا محمد حسن هردنگی در رابطه با نقل حدیث،روایت ،تفویض امورات حسبیه و حاكميت شرع آخوند : جناب قبله نصب مستطاب العالم العامل و الفاضل المهذب الکامل عمده العلماء الاعلام الموید من عندا.. الملک العلام عزّ اسمه آقای آخوند ملا محمد حسن ایّده ا.. تعالی را سلام مشتاقانه می رسانم و موفض می دارم که ان شاء ا.. تعالی مدام در حفظ وحمایت حضرت احدیت جل ذکره محفوظ و موفق در ترویج شرع انور و نشر مسایل دینیه و بیان احکام شرعیه بوده،قاطبه اهالی آن اطراف و نواحی پیوسته مستفید و مستفیض باشند.رجاء واثق آنکه اخوان متدیّن وفّقهم ا... در لطائف و فرمانبرداری جناب ایشان کوتاهی ننموده به مواعظ و نصایح و نقل روایت و حدیث  هدایت یابند و بر صراط مستقیم شرع قویم استوار گردند.البته کما فی السابق نیز در امور شرعیه حسبیه از حفظ اموال،غیاب،اوقاف،وجوه،حقوق و امثال آن تصدی فرموده،انجام امور شرعیه آن را خواهند نمود و این ضعیف را از دعای خیر خود و حسن عاقبت فراموش نخواهند فرمود. ان شاء ا.. هر گونه فرمایشی بود اعلام فرموده در خدمات عاجز نخواهم بود(الراجی اسماعیل صدر موسوی – 1322 قمری). نکاتی درباره این حکم  : 1- در این سند به وضوح مشخص هست که ایشان مدتهاست که عهده دار مسائل شرعیه قهستان می باشند.چرا که جناب صدر به آخوند می فرمایند : البته کما فی السابق نیز در امور شرعیه حسبیه ... و حال اگر این جمله را با جملات آقای هادوی در هنگام رحلت آخوند که او را  شخصی كه انتظاما امتیاز مخصوصي از کلیه قاینات داشته است – خطاب می کند و جمله جناب صدر در حکم اول که می گوید ... تصرف در امور حسبیه که از برای حاکم شرع انور می باشد.... ترکیب کنیم،متوجه می شویم که آخوند تا پایان عمرش حاکمیت شرع را  با خود یدک  می کشیده است. 2- در این سند به آخوند از سوی جناب صدر اجازه نقل حدیث و روایت داده می شود که این نشان از تسلط بالای معنوی ، علمی و تسلط کامل آخوند در علوم اسلامی بر سایر هم عصران ایشان می باشد(محدث یک دانشمند علوم اسلامی است که در شاخه‌های علم حدیث کاملاً  متخصص است و دست کم ۴۰۰٫۰۰۰ حدیث را  از حفظ دارد(نقل از حوزه نت). ه) در این سند امیر اسماعیل خان علم به کارگذار خود دستور می دهد که بنا به فرمان آخوند در خصوص احقاق حق یک زن سیده عمل نماید که این نشان از تسلط شرعی و حکومتی آخوند در آن تاریخ دارد.متن سند به شرح ذیل می باشد : 1- عالیشان ارجمندی میر علی بیک (نایب ناحیه) را مرقوم آنکه در باب زوجه میر محمد قلی و والده و همشیره و زوجه اخویش بر ضعیفه زده اند و جناب مستطاب علام فهام عزیز مکرم مهربان آخوند ملا محمد حسن زید فضله ضربهای ضعیفه سیده را به شش تومان به خزانه دیه کرده اند لهذا مقرر گردیدکه مبلغ مزبور را از ضاربین گرفته و تسلیم ضعیفه سیده نمایید.البته از قرار معلوم تخلف نورزد (فی شهر ذیحجه 1308قمری) 2- در این سند امیر اسماعیل خان در خصوص بریدن شاخه های درختان یکی از رعایا توسط یکی از کارگذاران خود سوگند یاد می کند که اگر بر اساس فرمایش آخوند این کار صورت نگرفته باشد او خسارت را به مالیه پرداخت می کند.متن سند به شرح ذیل است : 2-1- ملتزم گردید میر محمد حسین میر ابوتراب که اگر چنانچه ثابت شد که میر محمد حسین بدون فرمایش جناب مستطاب آخوند ملا محمد حسن سلمه ا...؛محمد علی محمد جمعه را برده باشد که شاخه های درخت های میرمحمد حسن را قطع نمایند به عهد بر خود واجب و لازم کردم که  یک تومان به کارگزاران دیوان اعلی اجله العالی دادنی باشم (عبده الراجی اسماعیل-1310 قمری) و) در این سند امیر علم خان به يكي از نايبهاي خود كه احترام خاصي نيز براي او قائل بوده ، اخطار مي دهد كه نسبت به پرداخت مبالغي كه بين او و شخص ديگري بحث بوده به سرعت اقدام كند ولي چون مبلغي از طلب در حضور آخوند ملا محمد حسن تعيين و تكليف و شرعي شده ، از طلب به حساب نمي آيد.نكته اينجاست كه در اين نامه امیر علم خان از حضور آخوند در مورد آن طلب نقدي به عنوان محضر شرع ياد مي كند. خدمت جناب مستطاب العزه الخوانين العظام وعمده الاعاظم و الاعيان آقاي محمدحسين خان ابوعمره العالي : عرض مي شود كه ان شاء الله به سلامت باشيد،بعد غرض از تصديق آن است كه ظاهرا در بين جناب شما و حميده فطرت حسين يعقوب في الجمله حرفي بوده در باب يك تومان خراساني و بقيه هفت تومان و يك من روغن و غيره. ظاهرا درخدمت جناب شريعتمدار آخوند ملا محمدحسن مدظله حرف شده در محضر خودتان كه يك تومان را بايد برسانيد و در باقي ادعاء قسم بر سركاراست،از قرار كه نوشته داده اند جناب آخوند و آن نوشته را در بلده بيرجند در خدمت اميرزاده اعظم والا حضرت مستطاب فلك رفعت سيد مكان سركار آقاي امير حشمت الملك رسانده اند و تعليقه مباركه اينجانب صادر شده كه آنچه حكم شده بدهند و در باقي البته چون در محضر شرع شده حرفي نيست (اين قسمت از نامه ناخواناست) و بنده استبعاد دارم كه چرا چنان معامله اي بفرماييد كه سر و كار طرفين به اين امر برسد و رضا معتمدي خادمم را كه تعليقه بنده را دارد فرستادم. حال كه آمده هر جور صلاح بدانيد (اين قسمت از نامه ناخواناست) مي دانيد عمل فرماييد كه دو دفعه عارضي نكرده خوب نيست في جهت وتناسب با حال ما ندارد.در هر صورت بايد جواب را همين آني بياوريد كه تكليف بنده درست باشد.ان شاء الله اميدوارم جواب به زودي ارسال و منتظر جواب دوباره نباشم. زياده مطلب نبود.عزت مستدام باد.برب الله والعالم(1310 هجري قمري– امير علم خان )  ی) بررسي نامه ذيل در خصوص حاكميت شرع آخوند دور از لطف نيست : مخدومه ميرعلي بيك [22] - شما را شايق ملاقات بعدها رقيمه شريفه در باب ماليات كه مخدومي مير محمد بيك حرف دارند،رسيد و مطلب معلوم شد.اين طلب كه شرعي نيست كه حقير بگويم با شما است يا با ايشان.ديوان از هركس بخواهد مي گيرد و شريك هم اگر زورش برسد مي گيرد.اگر نظير اجارات كه شرط مي كنند كه ماليه ديوان با كي باشد مي بود هم به هرجهت،چنين امري كه در بين شماها نشده كه حقير مطلع باشم، حال هم اگرطلبي ندارد همان ماليه رو براي ديوان طلب شرعي است كه الزامي به شق نيست .چگونه درچنين  چيزي حقير سخن بگويم ، همان مظالم رسيدگي به محاسبات شرعيه مخلص را كافي است و ديگر اين مظلمه را نمي توانم به ذمه بگيرم.آمدن شما هم با محصل(خزانه دار و یک نفر با سواد)ثمر ندارد.اگر بخواهيد اصلاحي بكنيد، همانجا هم ممكن است.اگرنخواهيد بدهيد تا گناه اين ندادن به حقير باشد،از قروض كه شرعا قرض محسوب مي شود هم كه نيست كه بگويم با ميرمحمد بيك است.براي مخلص هيچ راهي نيست كه بگويم با شما است يا با ميرمحمد بيك. باز هم اگر علاجي نيست با هم بسازيد در محاسبات اختلافي از هم بيرون رويدكه ضرر شما كمتر است. همكار شريعتمدار قبله گاهي حاجي آقا مدظله كه حواله برحقير فرموده اند همين نوشته مخلص را به نظر ايشان برسانيد تا اعتقاد مخلص را بدانند.اگر اين قرض شرعي مي بود حق با ميرمحمد بيك بود حالا كه هيچيك نيست شرعا رسم و عرف را همه كس مي دانند و بهتر از  مخلص خود مي دانيد، زياده جسارت نرفت، عرض بندگي خدمت همكار حاجي آقاي هادوي برسانيد. بنده به هواي دست مي نويسم چشمم خيلي ضعيف شده. تحريره في جمادي الاولي 1317 قمري – چون مثل استعلام نامه بود برو مهر و سر هم بسته نشد .(عبده الراجي محمدحسن ) نكاتي در باب سند مذكور : 1-از مطالعه متن سند اين گونه بر مي آيد كه زمان تاليف اين نامه در سال 1317 قمري توسط آخوند كه در هردنگ مستقر بوده است،مي باشد. 2-كاملا واضح و روشن است كه در اين تاريخ ايشان همچنان به عنوان حاكميت شرع مطرح بوده چرا كه خودشان در نامه متذكر مي گردند كه همان مظالم رسيدگي به مسائل و محاسبات شرعيه بنده را كافي است و ديگر نمي توانم مظلمه قضاوت را نيز به عهده گيرم. 3- بدون تعارف بودن آخوند در نامه نگاريها ي او و تاكيد بر لزوم انجام احكام شرعيه به نحو احسن از جلوه ها و زيباييهاي اين نامه مي باشد. 4-حفظ وحراست از مسائل شرعيه و لزوم رعايت احكام ديني از نظر آخوند آنقدر با اهميت است كه در اين نامه به جناب آقاي هادوي كه خود در آن زمان مسئول موقوفات قهستان و از مجتهدين به نام  بوده ، تلويحا ابراز مي دارد كه ديگر چنين نمونه هايي را به ايشان ارجاع ندهند. 5-شايد يكي از دلايل فوت آخوند در اواخر حيات پر بركتشان،وجود ضعف شديد بينايي ايشان بوده چنانكه خود در اين نامه به صراحت قيد مي كنند كه چشمانم ضعيف شده است و اين تا زمان تاريخ فوت آخوند دقيقا 10 سال مي شود. آخوند و مزاردهك(سيّدنا الحسين) : 1. بر اساس وقفنامه موجود توليت اين مزار بر عهده آخوند و پس از فوت ايشان تا آخر عمر بر عهده يكي از اولاد يا بستگان اصلحش مي باشد که متن سند در ذیل می آید :    بسم الله الرحمن الرحیم                بعد الحمد و الصلوه علی مستعقیها ؛از آنجائیکه سعی و جهد در طرق خیریه و اقامه شعائر اسلامیه از اشراف طاعات و افضل قربات و حائز آن داخل در ممتثلین آیه وافی الهداه أسبقوا الخیرات است لذا عالیجناب قدس القاب شریعتمدار آقای شیخ محمدباقر خلف مرحوم کربلایی ملا محمد حسین ساکن مزرعه مبادی از محال هردنگ متصدی مزار فائض الانوار دهک وقف موبد طّی و حبس مخلد اسلامی می نمود مجاری نیم روز که عبادت از سي فنجان باشد از قریه رق  را با تمام متعلقات و منضمات شرعیه و عرفیه بر مصارف مزار  فائض الانوار و قریه دهک از تعمیر و روشنائی و فرش و سایر آنچه در شکوه فراز مزبور مي باشد که همه ساله متولی منافع آن را بعد از وضع مصارف ملکی و عشر حق التولیه در مصارف مزبوره صرف می نموده باشد و چون این نیم روز مزبور در  باب سه سهم حسین آباد دهک که وقف بر مصرف مزبور است ابتیاع شده و تولیت آن سه سهم به حسب وقف نامه معتبره با مرحوم ملا محمد حسن هردنگی و بعد با اصلح اولاد و وابستگان و مع الانقراض تا حاکم شرع بلده بیرجند می باشد، لذا تولیت این نیمروز را هم که از عواید آن است با اصلح با اولاد آن مرحوم نسلا بعد  نسل ما تعابتوا و تناسلوا قرار دادند و مع الانقراض كما رقم و حق التوليه عشر و صيغه جاريه و متولي ملك مزبور را نموده و مصرف به عنوان وقف نمود و قواعد صحت و لزوم اعمال شد و کان ذلک تحریرا و قوعا .1351 هجری نبوی (ص) 2.یکی از زیارتگاههای مردم آن نواحی به نام مزار دهک به وسیله او  در سال 1317 قمري  تعمیر کامل و سنگی  که در بدنه آن نصب شده است بدین معنی حاکیست(همان منبع ،ص5).    آخوند و احسانش درباره مردم : 1-درسندي موجود جناب آخوند به يكي از نايب هاي حكومتي هم دورانش اخطار         مي دهد كه اگر نسبت به احقاق حقوق حق شخصي اقدام نكند،مرتكب خلاف شرع شده و عمل او حرام مي باشد كه متن سند به شرح ذيل هست : مير علي بيك ، دوسهم ازكلاته پايين دختر علي ابراهيم را با جان دل به كربلايي يوسف به مقدار پنج من گندم كه هر ساله زراعت شود، بدهيد و بيست ساله سنوات گذشته را هم وكيل است كه از تو بگيرد،خيلي تو بي حيايي،مال غايب و صغير گرسنه را مي خوري و انصاف نداري ،درآتيه دخل نكني و بعد از اين كه ملك را به او دادم زياده طلبي نكني و اگر نكول كردي خلاف شرع مطهر بوده و ديگر حرفي با تو نيست. 2- در سندي به تاريخ 1291 قمري جناب آخوند املاك خريداري شده از يك خانواده را در روستاي كاجو و برمزيد عليا و همچنين املاك شخصي خود را در اين روستاها به همان خانواده فروشنده پس از معامله دوباره واگذار مي كند تا ورثه به جا مانده ، دچار فقر و تنگدستي نشده و بتوانند امورات زندگي خود را طي نمايند كه متن سند در ادامه مي آید : غرض از تحرير آنكه چون ورثه مرحوم جنت مكان آقا حسين و هم آقا علي وآقا محمد باقر وآقا محمدتقي و والده آقا علي و فاطمه نبات و زوجه آقا علي و صبيّه رضا قلي بيك چهار سهم كاجو را با جناب مستطاب و مسلمان العصر جناب آخوند ملامحمد حسن زيد فضله معاوضه شرعيه نموده بودند و مبلغ هفت تومان خراساني نقدي كه به جناب آخوند تسليم نمودند و بعد از معامله،جناب آخوند از جهاتي كه نقص در زندگي ورثه نباشد ،صلاح و خير انديشي را در اين ديدند كه محض احسان و نيكويي دوباره ملك كاجو و املاك ساخته شده توسط خود آخوند و مبالغ گرفته شده را با نهالهاي پيوندي  خودشان به ورثه ذكر شده برگردانند.  3- در سندي به تاريخ 1295 قمري ، جناب آخوند به خاطر اينكه برزگرهاي ساكن در علي آباد سرچاه نيز به مانند مالكين آن قنات بتوانند براي خود ملك و املاكي داشته باشند و هزينه هاي مربوط به لايروبي،بازسازي و خرابيهاي قنات مذكور بر تعداد بيشتري تقسيم شود،برهفده سهم اين قنات يك سهم افزوده و مقدار سهم آن را به 18 مي رسانند، كه متن سند به شرح ذيل است : الداعي علي التحرير غرض آنكه چون قنات مزرعه علي آباد خرابي فراوان دارد و هزينه هاي آن زياد مي باشد و رعاياي اين قنات به حق ، نمي توانند آنچه كه روزيشان هست را به مانند مالكين توشه بردارند ، لذا مصلحت در اين ديده شد كه بعد از كسب رضايت شركاء بالاخص كربلايي ملا محمدحسين يك سهم بر مدار هفده سهم اين قنات افزوده تا هم سبب تنگدستي بعضي و هم بي دماغي بعضي ديگر نشود و هم هزينه هاي بالاي قنات بر همه تقسيم و سبب اميد و بركات براي مالكين گردد. آثار آخوند : همانطور که قبلا یادآوری شد نوشته های آخوند اغلب در هم و نامرتب است و تنها اگر اثری به دست یکی از فرزندان با اطلاعش افتاده است به ذوق شخصی مرتب و در صدد جمع آوری اوراق پراکنده آن برآمده و مطلقاً هیچ یک از این آثار به طبع نرسیده است؛ فقط مقداری از اشعارش در بعضی مجلات و روزنامه ها به چاپ[23] رسیده است.در سطور زیر تا حد امکان به معرفی این آثار می پردازد : 1-کتاب اعتقادات و اصول معارف  :   این اثر حاوی نظریات او و استادش می باشد و بسیار مفصل و مشروح و بحثهای مفیدی دارد و نسخه آن به خط خود مولف در  173 صفحه در کتابخانه  دکتر محمد تقی راشد و مولف این مقاله موجود می باشد. این اثر سوای اشتمال بر اعتقادات استاد عقاید مولف را نیز در بردارد و مطالب آن از ابتدا تا مبحث صفات ثبوتیه ترجمه و تفسیر رساله استاد و چون نسخه دیگری از رساله استاد در دسترس وی نبوده،از آن پس تا پایان مبحث معاد توضیحات مولف و نظریات شخصی اوست(راشد،1342.ص7 و راشد،1345.ص3).در مباحث امامت مخصوصاً اشکالات عامه فاضل هروی را متعرض و به بیانات شاخصه جواب داده( تنها از این قسمت مطالبی در حاشیه یکی از کتب شمس الدین بر جای است) و بر اصول ایشان اشکالاتی در پاره ای از مسایل وارد ساخته که جنبه ابتکار دارد . در مواردی از مباحث توحید و معاد که اثبات مطلب مستلزم بحث از اصول فلاسفه است نیز،سخن رانده است . این کتاب به طبع نرسیده و قابل طبع و استفاده اهل فضل است .در اینجا به نمونه هایی از  این اثباتها و فرضیه سازیهای آخوند در موارد متفاوت اشاره می شود : 1- تفسیر موضوع جبر،قضا و قدر : ....... اگر چه بسیاری از آیات علم فعلی است لکن فعل اثر ذات است و تا ذات عالم نباشد فعل او علم نیست و محقق طوسی در تجرید می فرماید : والتجرد و الاحکام و استناد کل شی الیه دلایل العلم و الاخیر که ذکر قضا و قدر و استناد هر شیئی به آن شده که موهم است جبر را و معنی آنرا با توهم همراه ؛ زیرا که پس از آنکه اشیا مستند شد به قضا و قدر و قضا و قدر از خدا پس همه اشیا و امورات زندگی از خدا خواهد بود و بنده  را دخلی در آنها نیست ، لذا تاکیدی است بر قضیه جبر و دفع این توهم به این است که معنی قضا و قدر دانسته شود .پس می گوییم قضا و قدر یک مرتبه به اعتبار علم ملاحظه می شود و یک مرتبه به اعتبار اعیان موجودات ولی تفاوت این دو به اجمال و تفصیل است زیرا که قضا در اعیان موجودی عینی اجمالی است که صادر اول باشد که ماده باقی موجودات است و قدر در اعیان تفاصیل موجودات است که علم الهی بر نهجی که به وقوع می پیوندد تعلق به او می گیرد و قضا در علم ، علم اجمالی است و ........ . 2-   رفع شبهه از تعاریف علم واجب تعالی از دیدگاه حکما،متکلمین و فلاسفه توسط آخوند و ابتکارات ایشان در رفع این تعاریف : ...... علم واجب تعالی به ذات خود حضوری اشراقی است،به اتفاق حکما و متکلمین و به غیر ذات نیز چنین است بنا بر تحقیق چنانکه مختارشیخ اشراق  و خواجه نصیرالدین طوسی است در شرح اشارات و از محقق لاهیجی هم اختیار این قول در گوهر مراد بر می آید ولی اشکالاتی در این قسم علم در واجب تعالی در تعاریف این سه بزرگوار وارد آورده اند که سزاوار است تنبیه بر آنها.یکی اشکال کرده اند به حوادث زمانیه که بعضی از زمان لباس وجود را می پوشند ،چگونه می شود علم ازلی نسبت به این حوادث یا مستلزم ازلیه حوادث است یا حدوث ذات و یکی اشکال کرده اند به حضور مجردات چه مادیات مبتلایند به حاجتی به زمان معین و مکان معین و وضع معین و آلوده اند به غواشی ظلمات .چگونه نزد مجردی که تام و فوق التّام است و از همه این جهات منزه و مقدس می تواند حاضر شود و حال آنکه دانستی که در این علم حضوری اشراقی سبب با اتحاد علم و عالم و معلوم است یا قیام معلوم به عالم و امثال این دو و اتحاد چنین علم و عالم و معلومی را هر مجهول و جاهل ممتنع می داند چه جای به عالم برسد و یکی دیگر از اشکالات این است که لازم می آید عدد موجودات متناهی باشد و حال آنکه غیر متناهی است آیا نزد حکما به جهت  قول ایشان به ازلیه عقول و خلود جنت و نار هر چند روحانی باشد و نزد اهل اسلام و علیین به جهت اخیره چه ایشان ابدا غیر متناهی می دانند موجودات را  ازلّا. بیان ملازمت این است که اجزا زمان و حرکات و اوضاع نظر به واجب الوجود مترتب و مجتمع در وجودند و چون چنین شد برهان ابطال تسلسل در آن جاری می شود و چون به مقتضای برهان مزبور اخذ نماییم تناهی لازم می آید . اشکال دیگر در علم الهی اگر چه اختصاص به علم حضوری ندارد بلکه بنا بر علم حصولی فعلی نیز وارد می آید پس از آنکه قایل شدیم به عموم علم الهی نسبت به معلومات لزوم جبر است چه از جمله اشیا است افعال عباد معلوم خداوند است در ازل و اگر بنده به جای نیاورد آنچه را که در ازل معلوم خداوند است که بنده خواهد کرد چرا که لازم می آید انقلاب علم الهی به جهل و چون جماعتی نفی علم را خوب ندانسته ، نتوانسته اند حل این شبهه نمایند اختیار مذهب جبر کرده اند و ترهّاتی و مُزَخرَفاتی در هم بافته اند و اضلال خلق کرده اند؛چنانکه خیام در شعری گفته : من مِی خورم و هر که چو من اهل بُود *** مِی خوردن من به نزد او سهل بُود مِی خوردن من حق ز ازل می دانست *** گر مِی نخورم علم خدا جهل بود و ما به عون الهی جواب هر یک از این اشکالات را بر وجهی که به نظر آمده می گوییم.پس جواب اشکال اول این است که نسبت به علم حادث الهی که فعل است که ورود ندارد چرا که هر دو حادثند و این علم حادث همچون تعلقات و اضافات است و حادث است به حدوث معلوم اشکالی نیست و آیا نسبت به علم ذاتی؛ پس می گوییم به مقتضای مبانیّه ذاتیه که ممکن و واجب با یکدیگر دارند و جز ربط علیّه و معلولیت ربطی نیست حادث را ممکن باشد به قدیم که واجب باشد ذات واجب متساوی النسبه است به کل اشیا ، اگر آن مقام مقام نسبت هم نیست ولی در تعبیر جز این چیزی نمی توان راه رفت. ذات واجب چونکه بسیط و مازج است وصف آن  پس از عبارت خارج است پس کل اشیا از عقول و نفوس و غیر این دو تا حوادث یومیه هر چند نسبت به یکدیگر مترتب و علت و معلولند و تقدم و تاخر و سبق و لحوق دارند نسبت به اجزا زمان محققا و موهوما ؛لکن نسبت به ذات در مقام واحدند و در عرض یکدیگرند نه در طول و این است یک معنی از برای آیه شریفه الرحمن علی العرش الستوی ای لیس شیئُ اقرب الیه من شیئی یعنی هیچ چیزی نزدیکتر نیست به او از چیز دیگر به حسب علیّت و معلولیت که بعضی معلول او باشند بالواسطه به مقتضای الی ا.. ان یجری الامور الاّ به اسبابها زیرا که این مقام مقام فعل است نه مقام ذات بما هو ذات و چون همه اشیا متساوی شدند پس .........  . 3.نمونه ای از ابتکارات آخوند در پاسخ به سوالات یکی از علمای تسنّن درباره مسئله جبر : ...... علم ازلی علت اشیا بودن نزد عقلا غایت جهل بود و دلیل بر بطلان جبر و اینکه طریقه مستقیمه که باید اعتقاد به آن کرد اختیار است علاوه بر حس و مشاهده و حکم عقل قطعی به فساد جبر و تفویض چه هر یک مستلزم مفسده است ؛پس معین است اختیار چرا که به شق دیگر نیست.احادیث و اخبار و آیات قرآنیه است مثل حدیث معروف لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین،یعنی نیست جبر که فعل از خدا باشد و اراده اراده او باشد و بنده را اصلا هیچ اراده و اختیاری نباشد یا اراده ضعیفه باشد که مورد نظر اشاعره است.نه جبر به این هر دو طریق منفی است زیرا که به طریق ثانی نیز مشارکت خدا و بنده در فعل ثابت است و خدا اقوی است پس عقاب شریک ضعیف بر اعمال قبیح خواهد بود و باز این معنی مبطل شرایع و کتب و ارسال رسل خواهد بود و نیت تفویض که امور و اعمال واگذاشته باشد به بندگان و خدای را هیچ مدخلیتی نباشد چه این معنی با امکان عباد و افعال و احتیاج ممکن به علت حدوثا و بقا و بودن واجب تعالی علت العلل منافی است بلکه امری است میان دو امر نه به معنی ترکیب از هر دو امر ،چنانچه بعضی از بیسوادان خیال می کنند؛ زیرا که این معنی هر دو مفسده را دارد و در مناظره با  یکی از سنیها سخن به این حدیث کشید،چنین معنی کرده گفتم پس باید ضدّین مجتمع شوند و قوعا و اعتقادا او به هر دو مفسده گردن نهاد؛هر چند این امر بالاتر از تجویز تکلیف به محال و ترجیح بلا مرجح نیست لکن انصاف و حیا چه شد و اگر چنین باشد باید می فرمودند : اَمرُ مِنَ  الامِرین  و نه بِینَ الامِرین؛ منفعل و خجل شد 4. اثبات وحدت خداوندی با توجه به بهره گیری از وحدت واجب الوجود توسط آخوند با ابتکارات مخصوص ایشان : ...... چنانكه شارح قوشچي در شرح خود برتجريد ذكر كرده اين است كه فرض كنيم خطي غيرمتناهي ازمبداء معين وخطي ديگر نيز غيرمتناهي بعد از مبداء آن خط به نقصان يك ذراع مثلا بعد خط دوم را بر خط اول تطبيق مي كنيم به اين معني كه جزء اول خط دوم را براول خط اول منطبق مي كنيم و جز دوم را بر دوم و هكذا پس ناچار است كه خط دوم منقطع شود و اگرنه لازم مي آيد تساوي زايد و ناقص واين محال و باطل است وهرگاه خط ثاني منقطع شد متناهي خواهد بودچه غير متناهي آن است كه از براي او منقطع نباشد و خط اول زياد خواهد بود بر او به مقدار متناهي كه يك ذراع است پس اول نيز متناهي خواهد بود و لازم آمد تناهي دو خط بر فرض لايتناهي آن دو و اين خلاف فرض و محال است و هم بطلان دور به جهت اينكه مستلزم است كه شيئي برخودش مقدم باشد و اين غير معقول و مستلزم غير معقول است.بيان اين مطلب اين است كه هرگاه فرض كنيم كه « آ» موقوف است بر «ب» ناچار است كه «ب» پيش از « آ» باشد  و فرض اين است كه « ب» نيز موقوف است بر «آ» پس ناچار است كه «آ» پيش از «ب» باشد پس لازم مي آيد كه «ب» مقدم باشد برخودش در وجود و اين محال است مجملا دور يا مضمر است يا مصرح با..... و دو قسم اول باطل است زيرا كه مستلزم تقديم شيئي است برنفس چه به يكمرتبه باشد چنانكه در مصرح سن يا بيشتر چنانكه در مضمر است و هم دور معني باطل نيست زيراكه مستلزم مفسده نيست چه توقف در او توقف ذاتي نيست بلكه توقف وصفي است مانند دوخشت كه بر يكديگر تكيه داشته باشد،بلكه اقوال گردش و نظام و دو عالم براين دور است زيرا كه حق توقف دارد برخلق و خلق توقف دارد ...... این رساله که در مبحث کلام می باشد فوق العاده مفید بوده و می توان آخوند را به عنوان اولین فقیهی که تاکنون کلام را از منظر عرفان نگریسته،معرفی کرد. یادداشتهای پراکنده او بر حواشی کتبی که تدریس می کرده است نیز مبین نظریات او در مسائل مورد بحث است. در این قبیل موارد هرگاه از خود نظری داده است در پایان آن نامش را نوشته و در غیر این صورت نام کسی که آن مطلب را  اظهار نموده است یادآوری کرده است. رساله مذکور در ماه محرم سال 1302 قمری به اتمام رسیده است. 2- رساله توحید :  دارای 50  صفحه که مباحثی بسیار مفصل درباره اصول،توحید و خداشناسی می باشد و هم اکنون از صفحه 22 آن به بعد در کتابخانه مولف موجود می باشد.در ذیل نمونه هایی از نظرات و عقاید او در اصول،توحید و خداشناسی به اختصار می آید : نمونه ای از تسلط آخوند به فرقه های اهل تسنن که نشان از فقاهت بالای ایشان دارد : یا مراد از اسلام ایمان است و چنانچه عمل فقها و طاهریین از مفسرین ما بر این است و همچنین هر گاه یکی از سنیان که عدل و تعصیب ضروری مذهب ايشان است منکر عول و تعصیب شود پیش ايشان کافر است و از ما طایفه ناحیه اثناعشریه که منکراین دو هستیم هیچ یک به این واسطه کافر نیست و از اینجاست که تکفیر سنیان ما طایفه حقه ناجیه را به قواعد اصوله و مذهبیه خودشان درست نیست زیرا که حرمت شیخین و ذی النورین که سبّ ايشان را موجب کفر ما می دانند ضروری دین و مذهب ما نیست بلکه ضروری مذاهب ايشان است و از خودشان سبّ و رفض نسبت به این گمراهان موجب کفرشان است در نزد خودشان پس تکفیر جماعت سنيان ناشی از صرف عناد و تعصب است که اصلی از اصول مذاهبشان است نه از دلیل فقاهتی که موافق قواعد باشد و همین مضمون را در سفر ملالت اثر هرات با بعضی از علمایشان گفتگو کردم خود تسلیم کرد که تکفیر طایفه امامیه خلاف قاعده است و ما کافرشان نمی دانیم و در کتب ایشان هم به نظر رسیده که می گویند مذاهبی که در اسلام است و گردش اسلام بر آنهاست پنج است و مذاهب اماميه را از آنها مي شمارند. مجملا معيار كفر انكار بلا خلاف ضروري دين يا مذهب است و خلافی که هست در اینست که آیا انکار ضروری عنوان کفر است یا از باب اینکه منجر به تکذیب پیغمبر است موجب کفر است ...... نمونه ای از نظرات آخوند در باب  ایمان واقعی : چنانكه شاهد اين معني حديث است كه ثقه الاسلام دركتاب كفر و ايمان كافي در باب اينكه ايمان پهن است در همه جوارح بدن به سند خود از ابوعمر وزيري از جناب صادق روايت مي كند . گفت ابوعمر و گفتم از براي امام اي عالم خبر ده مرا كه كداميك از اعمال افضل است در نزد خدا فرمودند آن چيزي كه قبول نمي كند خداوند هيچ چيزي را مگر به او گفتم چه چيز است او فرمودند ايمان به آن چنان خداوندي كه نيست خدائي مگر او بلندترين اعمال است از حيثيت درجه و شريف ترين آنها است از جهت منزلت و روشن تر آنها است از حيثيت نصيب و بهره گفت راوي كه عرض كردم به آن حضرت كه آيا خبر به من دهي مرا از ايمان كه آيا قول و عمل است يا قول بدون عمل پس فرمودند ايمان تمامش عمل است و قول بعضي از عمل است ( به فرض ) از خداوند كه طاهراست در كتاب او و روشن است نور او و ثابت است محبت او شهادت مي دهد كتاب به اين فرض كتاب و دعوت مي كند به سوي او گفت راوي كه گفتم از براي امام عليه السلام وصف كن او را از براي من فداي تو شوم تا او را بفهمم ...... 3- سفر نامه هرات آخوند : آخوند به امر استادش سيد ابوطالب و  به اتفاق سید ابوتراب پسر آقا سید ابوطالب که بیمار بوده ،در سال 1292 قمری برای معالجه عازم افغانستان شده و حاصل مسافرتش سفر نامه ای بوده است که متاسفانه از میان رفته و جز اوراق پراکنده ای از آن چیزی به جا نمانده است. در این کتاب شرح کارهایی که در ضمن مسافرت انجام داده و همچنین مباحثاتی که با علمای تسنن کرده است،داده شده به خصوص متن مذاکرات خود با شمس الدین هروی را در آنجا نقل کرده است. نمونه اي از مباحث اين سفرنامه : و به شگفتي مي آورد مرا نقل مصاحبه كه با بعضي از ايشان كردم.در مباحثه از او سوال كردم كه دليل برخلاف صديق چه داري گفت اجماع پس از قدري صحبت سوال كردم كه اجماع دليل ظني است يا قطعي گفت ظني باز او را دور انداختم و سوال كردم كه مساله خلافت از مسائل اصول است يا مسئله فرعيه گفت از مسائل اصول باز او را غافل كرده سوال كردم كه در اصول قطع معتبر است يا ظن كافي است گفت قطع معتبر است آن وقت گفتم اي  بي انصاف مسئله اصوليه راكه خود مي گويي قطع معتبراست به اجماعي كه خود مي گويي ظن است ثابت مي كني و صديق را خليفه مي داني حيران و مبهوت شد مدتي و حاضران همه بر او خنديدند و در آخر خودش هم خنديد و عدول كرد و گفت اين مساله فرعيه است و همه ايشان اين مساله را از مسائل فرعيه مي دانند و هيچ ملتفت نمي شوند....... 4- دیوان اشعار : تخلص او در شعر صفا بوده و دیوانش شامل قصاید و غزلیات می باشد که قصاید آن بعضی عربی و تعدادی فارسی که اغلب در مدح ائمه معصومین(ع) است، سروده شده است. بسیاری از مهر نامه هایی که برای بزرگان نوشته از اول تا آخر آن حتی اجناس صداق را نظماً بیان می کرده و در بعضی خطبه ها مقدمه  را به شعر و اجناس را به نظم بیان می کرده است . در ذیل یک نمونه قطعه مربوط به وصيت عرفاني آخوند در زمان مرگ وي نقل می شود(راشد،1342.ص10) : 4-1- نمونه قطعه : زمان مرگ : ایا مست رندان نیکو سِیَر  *** شوید از وصایای من با خبر بهار حیات مرا فصل دی*** چو دریافت شویید نعشم بِمِی میی کز خُم وحدت آید برون *** بود صبغه الله را رهنمون نمایید از برگ میمم کفن *** به تابوت میمم گذارید تن چه میی که طوبی از او گشت ظل*** بود طوبیش جسم و خود اوست دل برید آن زمان در مصلای راز *** نمایید رندان به جسمم نماز چه رندان همه عارف و پاکدین *** دل اندر سما و تن اندر زمین کند مطرب از سوز دل الصلوه ***که مرگ چنین است عین حیات چه مطرب که کار جهانش بکام *** مدامش بود کار شرب مدام مدامی که از دل کدورت برد *** کند نوش و بر شاخ وحدت برد سوی قبله آرید در احتضار *** دو پای طلب چشم امیدوار از این قبله مقصود من ذوالمنن*** نه سنگ و گل ظاهر و روی زن رخ ساقیم قبله اعتبار ***که دارم به وصل رخش انتظار ببندید چشمم  ز غیر رخش*** که سازم نظر بر رخ فرخش بهم ضم نمایید انگشت پای***که وَالٌعِفَّتٌ الساق گفتی خدای ز میخانه ام چون درآمد جسد ***  بریدم به سرعت به سوی لحد سپارید چون تن به قصر زمین*** چه از جسم زارم برآید انین گذارید تربت از آن خاک کوی*** نه هر جا، به بالا سر و پیشِ روی که با حق ملاقات زان رو کنم *** همین سجده بر خاک آن کو کنم جریده بود شاخ نخل امید***که نبود به جز فضل او اعتمید بریزید بر قبر قدر گِلی*** نشاند بر آن آب صاحبدلی به صورت چو در خاک مأوی کنم*** به معنی نظر سوی بالا کنم نمایید تلقینم از انقیاد*** در آن دم سراسر همه اعتقاد به حسرت چو در قبر کردم مقر*** نباشد بجز سوی ساقی مفر فامّا الی جنت او سقر *** الی الرّب یومئذ مستقر[24] بیا ساقی ای  اوج مهر منیر [25] *** فانک مولی و نعم النصیر[26] زخمخانه وحدتم می  بریز***که مستم کند تا دم رستخیز بده جرعه ای زان می با صفا***که از دل برد زنگ شرک و خطا می صاف و روشن چو آب حیات***کز آن  دل شود شاد شام و غدات چه جامی خورم زان می مشک فام *** طربها نمایم شوم نیکنام پس آنگه ببینم در آن روی یار *** ز اغیار گردم برآرم دمار به جنت شتابم گریزم ز نار *** به صحرای مستی شوم هوشیار وز آن هوشیاری شوم باز مست  *** به جُند علایق بر آرم شکست ز مستی نگویم جواب نکیر*** به منکر زنم من ز وحدت نفیر زنای گلویم برآید صدا ***  به  انواع توحید سازم ندا پس آنگه ز ایمان روشندلی*** زبان بر گشایم به ذکر ولی ز توحید گویم نکات درست ***که ایمان منکر شود باز سُست شود راز توحید چندان عیان ***که گردد از آن فتح باب جنان بسر راز داران شود کشف راز*** زآخر رسد قصه های دراز بیا ساقی این جان و ایمان من *** در آندم که آید سویت جان من ره ار گم کنم باش بر من دلیل *** دخیل توام بلکه عبد ذلیل از آن پس مرا خوان و خود پیش باش*** قرار و ثبات دل ریش باش اگر خیل رندان کنند اعتساف *** و یا از وصایای من انحراف تویی حاکم حکم ملک قدم *** به ایشان امین دگر ساز ضم ولیکن نخواهم کسی را امین*** به جز مرشد خاص روح الامین چه او هست سالک به نهج قویم *** بود عهد او با محبان قدیم بهر ورطه با دوستان است یار *** رساند به جنت رهاند ز نار وصالش مرا مطلب منتهی  ***که باشد وصالش وصال خدا روان و دل و قالب و روح من ***  نعیم خدا کشتی نوح من صفا چند داری همین درد دل *** ز افعال خود نیستی منفعل به باطن یکی خصلتی ساز خو*** زبان درکش و حسبی الله گو همه دردها راست یار و کفیل*** رئوف عطوف است و نعم الوکیل بیا این زمان زود بردار دست *** به سوی خداوند بالا و پست حصول مرادات خود را طلب*** نه با یأس و شرمسان به شوق و طرب که ساقی دم مردن و نفخ صور*** یلقیک بالنظره و السرور   [1] بر اساس كتاب ناتمام آخوند ملاحسن هردنگی نوشته شده توسط شيخ محمد حسين راشد محصل . [2] که در این زمینه دارای اجازه از حضرت آیت ا... سید ابوطالب مجتهد قاینی  بوده است . [3] محدث یک دانشمند علوم اسلامی است که در شاخه‌های علم حدیث کاملاً  متخصص است و دست کم ۴۰۰٫۰۰۰ حدیث را  از حفظ دارد(نقل از حوزه نت). 3 که در این زمینه دارای اجازه از حضرت آیت ا... سید اسماعیل صدر الموسوي بوده است .  [6] بر اساس كتاب ناتمام آخوند ملاحسن هردنگی نوشته شده توسط شيخ محمد حسين راشد محصل [7] نسخه ای از آن در کتابخانه آقای محمدرضا قائمی از عموزاده های آخوند موجود بوده که هم اکنون مفقود گشته است. [8] .  در سال 1284هجري‌، امير علم خان حشمت الملك به عنوان امير خاندان خزيمه به حكومت قاينات رسيد وي از طرف ناصرالدين شاه به لقب حشمت الملك مفتخر گرديد و در سال 1309 به منصب امير تومان ارتقاء يافت.   [9] در سال 1322 هجري امير محمد ابراهيم خان شوكت الملك به عنوان دهمين امير خاندان خزيمه حكومت قاينات را در دست گرفت. [10] ایشان خود زمانی حاکمیت شرع را در همین حکومت به عهده داشته است. [11] آیت ا... صدر به  ملا محمد حسن هردنگی اجازه نیایت،نقل روایت و حدیث داده است. [12] نقل از آقای محمود حکمتی [13] نقل از همان منبع [14] نقل از فاطمه غوث،فاطمه محتشمی و سعیده ازهری [15]  نقل از آقای فضل ا... رفیعی [16]  نقل از همان منبع [17] نقل از همان منبع و مرحومه طیبه جلیلی(نقل ایشان بدین صورت است که : ما جدّی داشته ایم که در مشروطه تاثیر گذار و شخص بسیار مهمی بوده است . مرحومه طیبه جلیلی  خواهرزاده آخوند می شدند)و محمد تقی راشد (نقل آقای راشد بدین گونه است که از پدرم شنیدم که می گفت آخوند در مشروطه دستی داشته است.) [18]  آرشیو شخصی مولف [19] نقل از سید رضا ذبیحی و سعیده ازهری به نقل از مادرش فاطمه صغری محتشمی [20]  نقل از سعیده ازهری و فاطمه محتشمی [21] سید اسماعیل صدر در سال ۱۲۵۸ در اصفهان به دنیا آمد. پدرش صدرالدین موسوی عاملی از علمای معروف اصفهان و مادرش دختر جعفر کاشف‌الغطا بود. وی از همان كودكی شروع به تحصیل كرد و صرف، نحو، بیان، منطق و مقداری از فقه و اصول فقه را از برادرش آموخت. پس از فوت او، در درس شیخ محمدباقر فرزند شیخ محمدتقی اصفهانی (نویسندهٔ كتاب هدایة المسترشدین) شركت كرد. در سال ۱۲۸۱ به نجف مهاجرت كرد و در درس شیخ راضی بن شیخ محمد، شیخ مهدی آل كاشف الغطاء و میرزا محمدحسن شیرازی حاضر شد. وی چندی بعد به سامرا رفت و در كلاس درس میرزا محمدحسن شیرازی شركت كرد. دو سال بعد به سبب موقعیت علمی مناسبی كه در كربلا فراهم آمده بود، به حوزه علمیه كربلا رفت و ‌به تدریس مشغول شد. ميرزا حسين نايينى، سيد شرف الدين عاملى و سيد حسين فشاركى از جمله شاگردان اويند. فتواى مشهور سيد اسماعيل صدر درخصوص تاييد حركت هاى استقلال طلبانه و رد سلطه ى بيگانگان، از عشق او به جهان اسلام حكايت دارد و با اين همه، ساده زيستى، دورى از تعارفات و تشريفات، رسانيدن وجوه شرعى به مستحقان و تحمل شرايط دشوار زمانه، از خصوصيات و صفات برجسته ى اين عالم ربانى است. پس از درگذشت میرزای شیرازی در سال ۱۳۱۲، مرجعیت و زعامت دینی به سید اسماعیل انتقال یافت. سر انجام اين فقيه بزرگوار در سامرا چشم از جهان فرو بست و در حرم امام موسى كاظم(عليه السلام)مدفون گشت(سایت ویکی پدیا و شهر دانایی). [22]  وی نایب حکومت در منطقه و بعدها به عنوان تحویلدار سیستان در حکومت محلی مطرح و خانواده مشهور سپهری منتسب به اوست. [23]  در روزنامه آفتاب شرق – چاپ مشهد – سال 1336 . [24] پس راه یا به سوی بهشت یا دوزخ است – قرارگاه در آن روز به سوی پروردگار تو است. [25] نقل دیگری از مصرع : بیا ساقی ای آیت میسر منیر [26] پس به درستی که تویی آقا و نیکو یاری دهنده.

ادبیات عامه مردمان ناحیه هردنگ


 2.دوبیتیها : تودۀ مردم ، آنها که از لذائذ واقعی زندگی بهره می برند ، آنها که در دامان  طبیعت  کنار آبشار  می نشینند و از زمزمه روح پرور آب محظوظ می شوند ،آنها که جنگ  اعصاب ،خرد و خمیرشان نکرده است و به مخدّرات پناه نبرده اند  وقتی غم به سراغشان می آید داروی مؤثری دارند که دل را خالی می کند و روح را صفا می بخشد . این داروی مؤثر دو بیتیها و فراقیهايی است که از دل برخاسته و دلخواه این مردم است . در نی لَبَک چوپان آواز جوان تهیدستی که از در فراق معشوق ناله سرداده است یک دنیا  راز  پنهانی و یک جهان محبت صادقانه است . او درد خود را با نی می گوید و به دست باد می سپارد  تا به گوش معشوق برساند و ساعتی بعد گویی  پیام به گوش دلدار  رسیده  و جواب مساعد داده است ، قلبش تسکین می یابد و غمش نقصان می پذیرد . این دو بیتیها از هر منطقه  و به هر زبانی که باشد، مونس ابدی مردم آن منطقه است . شاید معنی خیلی از اشعار آن را درک نکنند ، اما به حکم عادت می دانند برای یار جفاکار چه بخوانند و به معشوق  سفر کرده چه پیغام دهند . اشخاصِ ترانۀ آنها  مردمانی عادی  و امکنۀ ایشان معلوم و مسلم است و کمتر به گوشه و کنایه اکتفا می کنند . وزن لطیف و موزون اغلب دو بیتیها «مفاعیلن ، مفاعلین مفاعیل» می باشدکه بَحر هزج مُسدّس محذوف نامیده می شود ، که با زندگی  نسبتاً آرام  و کم حادثه روستاییان متناسب و هماهنگی طبيعی دارد و قابلیت انعطاف پذیری آن برای بازتاب غمها و شادیهایشان ، شاید از عمده ترین دلایل روی آوردن روستاییان ، به این قالب هنری است . مضمون اکثر دوبیتیهای هردنگي به گونه ای است که رنگ غنایی برآن غلبه دارد ، اما پر بار از غم و درد و رنج و اََلم . درحقیقت دوبیتیهای عامیانه هردنگي غم نامۀ قوی است  که سختیها و مشقتهای زیادی  را در طی زمان  بارها و بارها دیده اند و تحمل کرده اند ، وانگهی از این رهگذر  امیال و آرزوهای بر نیاوردۀ خویش را با نغمه و نوا  فریاد    کرده اند(ناصح ،1373).مجموعه دوبیتیهای زیر که در منطقه  ناحیه هردنگ رواج دارد به همانگونه که توسط مردم  خوانده می شود ، نوشته گردیده است . امید است صفا و صمیمتی که در روح این دو بیتیها موج می زند روزی در قلوب تک تک  افراد  بشر متجلی گردد . جِدایی می کَنَه بنیادِ ما را                                          خُدا بِستونه از او داد ما را که هر یک  دَ  قفس جَایِ فِتادِم                                که هیش کِ  نَشنَوِه  فریاد ما را *** به غربت می روی  بنگر هوا را                                      به اِمیّدِ کَسِ مگذار ما را به اِمیّدِ کَسِ مِ  دل نبستُم                                              به بالا  سرخدا  می پایۀ  ما را نقل دیگر از دو بیتی  چنین است : بر هر  جا مي روي مبنگرُ هوا رَ                                   به مُختِ دیگر  و نگذار ما رَ به امید کَسِ هرگز نَبودم                                           دَ  آخر می کُشه داغ تِه  ما رَ *** سه پَن روزه که یارُم نیس  پیدا                                    مگر آهو شده رفته به صحرا بگشتم کوه و صحرا رَ  ندیدُم                                     یَقی ماهی شِده  رفته به دریا *** شبِ شَمّه شده و نیمۀ ماه                                         نِیَّت کِردُم نشینُم وَر سرِ را نه نیّت کُ   نه بنشی وَر سر ِرا                                   که دلبر می رسه  اِمروُ  و  فردا *** سه روزه رفته ای سی روزه حالا                           زِمستو رفته ای نوروزه حالا به مِه گفتی سرِ هفته می آیُم                                  بیا بنشی ببی چَن روزه حالا *** ستاره اسِمو اِلّا و بالله                                                خَوَر  از مِ  ببر با یار مُلّا بگو دلبر سلامِت می رسُونه                                     وفایِ عهد داره بارکِ الله نقلی دیگر بدین صورت که :  سلام از ما ببر با دلبر ما                                          دعایت می رسوُنه بارِکَ الله *** میونِ باغ انگورُم خدایا                                            میونِ هنگِ شیپورم خدایا الهی پیر ناداری بسوزه                                           سه ساله از وطن دُورُم خدایا نقلی دیگر  از دو بیتی چنین است :  دَ چش ور راه و در دارم خدایا                              عزیز  نو سفر دارم خدایا به موُ میگَن که یارت کی می آیه                           دَ دل عِخشِ دگر دارم خدایا  *** دَتوُی چاه تاریکُم خدایا                                         چُنو دلتنگ و دلگیرم خدایا که یِگ  سنگِ نشسته وَر سرِ راه                              کلاونگِ همو سنگم خدایا *** به تویِ گور تاریکم خدایا                                        میونِ سرمه و ریگم  خدایا اگر احوال گور از مو  بپرسی                                   چه مو  باریک باریکم خدایا *** میون برف و بارُونُم خدایا                                          به سر حد انارُوُنم  خدایا به توفیقِ خدا و آبِ باروُ                                             ز برف و جَاله لرزونُم خدایا *** دَپشتِ  بُو به زندونم  خدایا                                      ازی کِرده  پشیمونُم خدایا مُسِلمونا نمی دونِن بِدونِن                                         ز دستِ یار نالونُم  خدایا *** سرکوه بِلندُم  ای خدایا                                            گرفتارِ پلنگُم ای خدایا گرفتار پلنگِ تیر خُورده                                           گرفتارِ  زن ننگُم   خدایا *** گُلِ خوشبو بِزَه  طوفو  به دریا                             مَخُور غصه  برایِ مال دنیا مَخوُر غصّه که مردُم مال دارن                          که مال کس نمی مونه  به دنیا نقلی دیگر بدین صورت که : گل اطلس  مَزِه جُولُو به دریا                                 چراغ هر کسِ می سوزه تنها  *** اگر یارِ مِرَ  دیدی به خلوت                                بگو ای بی وَفای کم مَحبّت گریبونِ که از دست  تِه چاکه                        نخواهُم دوخ   تا روز قیومَت نقلی دیگر چنین است :  بگو ای بی وفای  بی مروت *** عرقچینِ سرت چیتِّ محبت                               مِره   انداختی رفتی به غربت مره انداختی رحمِت نَیُومَد                                 سروکارتِ به فردای قِیُومَت *** محبّت آتشي وَر جونُم  افروخت                         که تا روز قیومت بایَدُم سوخت زآبَش گر برون آری بمیره                                 محبّت رَ  ز ماهی باید آموخت *** هَروُ که  عاشقه از دور پیداست                       لبش خندونُ چشمش شوخ و شَیداست لبِ عاشق مثال بچه مارَ                                    به هر جا می زَنه  زخمش نه پیداست *** عزیزم گل گل است و خار خار است             که ناکس ناکس است و یار یار است  گرفتی مارِ سرداری به جونُم                               نگفتی عاقبتِ مار مار است *** ته که دوری ، خطِ  از دور  بفرست                     سخنهای خوش و مقبول بفرست سخنهای خوشَت یک یک به کاغذ                    به دست باد بِدِه یا زودِ بفرست نقلی دیگر چنین است :  به دست کس مده  که دیر مِیاره *** خداوندا دِلُم دیوانۀ کیست                                گلی گُم کرده یُم در خانه کیست گُلم دونُم  به دستِ دُشمنایه                                 زداغِ تو چنو اشکُم روانه  *** بیا که جونم  از جونت سوا نیست                      بیا که در جِهُو  مهر و وفا نیست بیا یک لَظِّه  پیش هم نشنيم                              که دِنیا  رَ   به یک حالت بقا نیست *** نگارُم ور لبِ بُون اوُمَد و رفت                        دوباره وَر تَنُم جُون اُمد و رفت یکی بُد  که خَوَر آورُد به یَقوب                     که یوسف  سوی  کنعوُن  اُمد و رفت *** قتِ  سروُم کَموُ  شِد از فراقت                          دل مُ  ناتَوُو   شد از فراقت همورنگ گل نارس که دیدی                          مثال زَفِرو  شد از فراقت *** شُوی که می روی سوی ولایت                        دعایی می کنم باشی سَلُومت  دعای صُبُ  شُومِ مُ همینه                                  که دیدارا  نَمونِه وَر قیومت *** اگر گندم بشی مُ خوشه چینت                             اگر آهو بشی مُ دَ کمینت اگر کفتر بشی دَ تویِ چاهُو                                 بِشم  قربونِ بال نازنینت *** اگر یار مِرَه دیدی به خلوت                                 بگو ای بی وفاِی بی مروّت گریبونِ مُ از دست تو چاکه                                 نخواهم دوخت تا روز قیومت *** صَدا کردی به قربون صَدایِت                                 بِبُُّرُم چادُرِ تا پشت پایِت بپَرم چادُرِ از پرده دل                                            که نامَحرَم نبینه ساقِ پایتِ *** مِره گر می کُشی خونُم حلالِت                           بریزی خون مُور وَر پشتِ پایت بریزی خون مُر تا که بِمونه                                    برایِ مُو  نشونی تا قیومت *** قلندر وار می گردُم برایت                                     که گُم کِردُم در دولت سرایت الهی پایه ابری وَر آیه                                            که یِگ خشتِ نَمونه  از سرایت *** برای خاطرت رفتُم به بغداد                                    گرفتُم شیشه و از دستُم افتاد   الهی شیشه گر شیشه نسازی                                  که راهُم دور و کارُم مشکل اُفتاد *** به کوسار وطن چشمُونَم اُفتاد                                  دو باره آتشِ وَر جُونَم اُفتاد فراقت دارِم دوریت به سینه                                      یکایک رخنه وَر دندونم اُفتاد *** فلک داد و  فلک داد و فلک داد                            فلک از کودکی غَم رَ به من داد نقلی دیگر به صورت  الا دادُ    الا دادُ   الا داد فلک نگذاش دمی بی غَم نشینُم                            غَمُ و رنج و مصیبت رَ به من داد *** نگارا دل به خوبا  می تَووُ داد                                  به یار مِهرَبو جُو  می تَوُو داد اگر باشَه  رضای باغبُو  هم                                     کلید باغ  آسو می تَوُو  داد     *** زدست دیده  وُ دل  هر دو  فریاد                               که هر چه دیده بینَه  دل کُنَه  یاد بگیرُم خنجرِ نوکش ز فولاد                                   زنم وَر دیده تا دل  گرده آزاد *** عجب رسمی یه رسم  آدمی زاد                           که دور افتاده  رَ کَی  می کُنه یاد که دور افتاده حکمِ مُرده دارَه                              که خاک مرده  رَ کَی  می بره   باد *** قد لیلی و مجنون   سر به سر  بُد                           خوراک هر دِ تا  خونِ جگر بُد اگر لیلی دل شوریده دِشت                                 دل مجنون از او شوریده تر بُد *** فلک دیدی که با جونُم  چه ها کرد                    غَمِ عالم نصیب  جونِ ما کرد غم عالم همه ریگ بیابُو                                      فلک وَر چید و وَر  دامُون  ما کرد *** مُسلمونا  زَمُونهِ   مفلِسُم کرد                                 طلا بودُم  بمونندِ مِسُم کرد نقلی دیگر از دو بیتی چنین است : چه سازم که زمونه مفلسُم کرد                      طلا بودم همونند مِسُم کرد *** طلای بی غشِ بودم به عالم                             به کوره برد و سنگ آتشم کرد قَبای نو ندِشتُم  تا بپوشُم                                    قبای کُنِه خارِ مجلِسُم کرد *** اگر دردُم یکی می بُود چه می بُود                    وگر غم اندکِ  می بُد چه می بُد از او دو دلبری که می پسندم                                  اگر از دو یکی می بُد چه می بُد نقلی دیگر بدین صورت که : از او دو دلبر که دیده یُم  مُ                  اگر یکِ ز مُ  می بُد چه می بُد *** سرُم درد سرُم درد  سرُم درد                           به رویم  وا کُنن  باغِ گل زرد به رویُم  وا کُنِن در رَ  نَبندِن                            غریبی گشته یُم  رنگم شده زرد نقلی دیگر از این بیت چنین است  : به رویم واکنی چیزی نگویی                            غریب بی کَسُم رنگم شده زرد *** مسلمونا دلم یاد وطن کرد                                ندونم از وطن کهِ  یاد من کرد نقلی  دیگر از بیت چنین است : نماز شوم غریبی رو به من کرد                        دلم جولو زد و یاد وطن کرد نمی دونم پِدر بُد یا برادر                                سلامت باشهِ هر کهِ یادِ مَن کِرد *** کبوتر بچه بودم  مادرُم مُرد                             مِرَه  دادند  به دایه ، دایه هم مُرد  مِرَه با شیر گو آمُختهِ  کِردند                          ز بَخت کم زد وگوساله هم مُرد *** پشت بو بدُم که ماه سر زد                            گلم  دست حنايی وَر کمر زد هَنوُ  ماستُم  كه راز دل بگویم                         خروس بی وفا بانگ سحر زد نقلی دیگر از دو بیتی  بدین صورت است  : سر کوچه بُدُم که ماه سر زد                           خروسِ بی محل بانگ سحر زد خُروسو گر بخوُنی لال گردی                         الهی بی پر و بی بال گردی *** سحر سمُبل  دمید و لاله سر زد                       لجُوم نقره بر اسپ کَهَر زد لجُوم نقره وَر زینِ مرصّع                                امیرمؤمنین  دَس وَر کمر  زد *** نمازِ شُم که وقتِ خَیروا شدِ                           گلِ نار و بهی از هم جدا شِد گلِ نار و بِه و نارنج خوشبو                              جداییها به تقدیرِ خدا شِد *** نماز شُم نماز مِه قضا شِد                                غریبی بُود بر  مه آشنا شِد مَیَفکَه  با غریبا آشنایی                                     غریبِ بی وفا از مِه جِدا شِد نقلی دیگر از دو بیتی چنین است : نماز شُم که گوسفند و دَجا شِد             دِ تا بلبل به سَیل مُ  رها شِد     یکي از حیضِ کَیثر(کوثر) آب مي خورد           یکي  جاروکش امام رضا شِد *** به پُشتِ بو  بُدُم که نِصبِ  شَو  شِد                        سیَِه دَونه بکشتُم بَادیُو شِد برفتُم اَحمد آوا جَو بکارُم                                 که از بختِ بَدِ مُ آتِشُو شِد                                    نقلی دیگر از دو بیتی بدین صورت است :                 سر کوچه نشستُم  آتشو شد         سیه دانه  بکشتُم  بادیُو شُد سیَه دونه نَباشه تخم ریحُو            زَن سُرخ و سفید  از نو گِرو  شِد *** اگر بادِ صبا پیدا نمی شِد                                      دهان غنچه گُل وا نمی شِد اگر لیلی رَ می دادن به مجنون                            که کارِ عاشِقوُ رسوا نمی شِد *** چه می شد عاشقی پیدا نمی شُد                          اگر می شد چنی  رسوا نمی شُد دِل عاشق به مثلِ دیکِّ   سرپوش                     که سرپوش و رسَرُ و سروا   نمی شُد *** چه می شُد مرگ اگر افسونَه می شُد                   ز روی آدمی  شرمَنده  می شُد چه می بُد آدمی می بُد گیایِ                               گهِ می مُرد و گاهی زِنده می شُد *** اول قُربونِ نومِت   یا محمد                                    دُیُم کَبَه   مقُومت یا محمد سیم تو اشرف پیغمبرونی                                    که چارُم   موُ غُلُومت یا محمد *** بهار اومد بهار اومَد خوش اوُمَد                             علی  با ذالفقار اومُد خوش اوُمد     علی با ذالفقار  قَمبر جلو دار                                به سیل لاله زار اوُمد  خوش اوُ مد    ***  غم اوُمد و  غم اوُمد و غم اوُمد                             مِخواستُم  گل بچینُم یارُم اومد                                          مِخواستُم سایۀ دیوال  نشینُم                                    به اقبالِ کَمُم دیوال خَم اوُمد *** سه پَن  روزه که بوی گل نَیوُمد                              صدای چَهچهِ  بلبل نَیوُمَد بِرِن از باغبِونِ گل بپرسین                                     چِرَه بلبل به سیلِ  گل نیوُمَد *** ز دوریِّ تِه جوُنُم وا لَب اوُمد                                  به غربت کس به بالینُم نیومد صدایِ پایِ هر کس رَ شنیدُم                                 به دل گفتم عزیزُم خواهد اومد  *** الهی شَو نمی بُد روز نمی بُد                                  نگین بَختِ مُ فیروز می بود در او روزی که مُ دل واته دادُم                               خُدایا مرگِ مُ او روز می بود نقلی دیگر از بیت چنین است که : در او روزی که طالع می نوشتن           چه می بُد مرگ مُ او روز می بُد *** نشستی رو به رو دل می کُنه دود                          خدایا مهرِ تِه در دل نمی بود خُدایا مهر تِه از دل وَر اُفته                                  که درد عاشقی هرگز نمی بود نقلی دیگر از دو بیتی چنین است :  تو رَ می بینُم و دل می کنه دود             الهی عخشِِ تو ور دل نمی بود اگر می بُد مثال كُل عالم                      مثال لیلی و مجنون  نمی بود *** الا ماه جلو اِستارَه دُمّال                                        رئیس قافله کی می کُنه بار رئیس قافله یک شَو بمونَه                                  سفر دَ  پیش دارُم دل به دُمّال نقل دیگری از دو بیتی چنین است :  ستاره سر زد و  ماهک به دمبال           رفیقِ همسفر کی می کُنه بار رفیق قافله امشو بمونه                        که یار نازنین  آیه به دمبال ***  غمِ دنيا ر مَخوُر زنهار زنهار                              غمِ دنيا ر به دنیادار بسپار چُنو که دیگرو  با تو گذِشتن                          تو  هم با دیگرو بگذار و بگذار *** ز دوریّت شده روزُم شوِتار                                 تِه خندونی و مو در غم گرفتار تَمُومِ ملکِ کِرمُن  رَ بگردی                              نبینی مثل مو یا وفادار *** چنو که می روی هَموار هَموار                            نمی ترسی که در پایت خَلَه خار اگر خارِ خوره سوزَه  ندارُم                             به دیده وَر کَنُم ای جونِ غمخوار *** مُسِلموُنو  دِلُم دارهَ  غبارِ                                      دری  ملکا نمی گیره قرارِ بِرُم  با مُلکِ خُو اونجه بِمونُم                            که ای مردم ندارن اِعتِبارِ *** از او بالا میَایه کیگِ  خال دار                           مَرِه کی می بری با سیلِ بازار مَرِه وختِ ببر که سایه باشَه                                   نهال زنجبیلِ تازه باشه    نقلی دیگر از بیت بدین  صورت است که : به قربون  تِه شُم ای کوگ خال دار                      مِرَه یک دم ببر به دیدن یار *** مِه  او مُرغُم که اِشکسته پر و بال                        به هر مرغِ رَسُم  ناله کنم زار به هر مرغ رَسُم احوال پُرسُم                             که مرغِ  سربریده بِه که بیمار *** سر کویِ بُلَن  پَن پنجه مار                               خَوَر  اومد که یارم  گشته بیمار پیالَر پرکُنن از اَوی کُکنار                             بریزنِ ور  َقَت وُ بالای بیمار نقل دیگری از دو بیتی چنین است که : سرکوی بلن میش برّه و دمبال          خبر اومد که دلبر گشته بیمار دو دسمال پرکنن سیب و گل و نار     که فردا می روم تا پیش دلدار ***   دِ چشمونُم به درد اُومد به یِگ بار                      ز بسکه ناله کردم دَر غمت یار نقل دیگر  از مصراع بدین صورت که :  ز بس که گریه کردم از غم یار بده دسمال که ور چشمِ خو بندُم                       که شاید خوب شَوَه از بوی دَسمال   نقل دیگر  بدین صوت است : بیار دسمال که تا  چشمار  ببندُم *** دُ چشمونُم به درد اُمد به یک بار                     ز بَسکهِ ناله کردُم در غمِت یار  بده دسمال دستت رَ ببندُم                              که شاید خوُب شَوه از بوی دسمال *** مِنُم عاشِق به روی ماهِ دلبر                                 منُم  پیوسته خاطر خواهِ دلبر  نبینُم گر شبِ ماهِ جمالَش                                    بسوزُم ازغمِ جونکاهِ دلبر *** به چَشمُم انتظاره ای برادر                                  دو دستُم زیرِ باره ای برادر بیا تا سیر دیدارتِ ببنُیم                                       که دِنیا بی قراره  ای  برادر   *** بپوشُم شال و وَر بندُم  قَدَک  رَ                      بگردم گردش چرخِ فلک رَ به هر کس نونِ  دادُم دشمنم شِد                    ببُّرم دست و پنجۀ بی نمک رَ نقلی دیگر بدین صورت است که : بنازُم رسم و آیین فَلک رَ         بپوشُم شالُ و ور بندُم قَدَک رَ بگردم تا بجویُم جای دلبر           بشویم هر دو دست بی نمک رِ *** دِل تو با دِل مو هم برابر                                دلِ تو قوری و از موُ سَماور دلِ تو همچو قوری گشته خاموش               دلِ موُ چُو  سماور می زَنه جوش نقلی دیگر بدین صورت است که : دل مو با دِل تو شُد برابر            دلِِ موُ قوریَه از تهِ سماور دِل مو قوریَه که می زنه جوش           دل تو چوُ سماور گشته خاموش *** سر کوی بُلَن پَن پنجۀ شیر                         خَوَر اوُمد  که یارُم خورده شمشیر پیالَر پُرکنُی از آب انجیر                             بریَزی ور قد و بالای شمشیر نقلی دیگر بدین صورت است که : پیالَر پُرکنُن از آب انجیر             بپاشِن  ورقَتُ  و  بالای شمشیر  ***** اصطلاحات محلی به کار رفته در قسمت دوبیتیها : 1.می کَنَه : می کَنَد 2. دَ : در 3.هیش کِه : هیچ کس 4.نَشنَوه : نشنود 5.مِ  : من 6.می پایه : می پاید ، حفظ می کند  پَن : پنج 7.نیس : نیست 8.شمَّه : شنبه 9.وَر : بر 10.کُ : کن 11.می رسه : می رسد 12.اِمرو: امروز 13.زِمستو  : زمستان 14.مِه  : من 15.بننشی ببی : بنشین ببین 16.چن : چند 17.اسِموُ : آسمان 18.خَوَر : خبر 19.مِ : من 20.می رسونه : می رساند . 21.میونِ : میان 22.بسوزه : بسوزد 23.دَتوی : در توی ، در داخل 24.چَنوُ : چنان 25.یگَ : یک 26.کَلاوِنگِ : دُچار ، گرفتار  27.موُ : من 28.چِه مو : چون مو 29.نمی دونن: نمی دانید 30.کوهای :کوه های 31.بِزه : بزن 32.طوفو : طوفان 33.دارن : دارند 34. نمی مونه : نمی ماند 35. مَر: مرا 36. بِدِه ی : بده      37. دونُم : دانم                                          38. دُشمنایه : دشمنان است 39. جَهو : جهان 40.لظه : لحظه 41. رَ : را                                                                      42. وَر : بر 43. بون : بان 44. جونِ : جانم 45. بُد : بود 46. قوب : یعقوب 47. کنعون : کنعان 48. قتِ : قد 49.کَمو : کمان 50. ناتو : ناتوان 51.  زفِرو : زعفران 52.  شوی : شبی 53. گذاش : گذاشت                                  54. خوبا : خوبان 55. مهربو : مهربان 56. جو : جان 57. باشه : باشد 58.باغبو : باغبان 59.آسو : آسان ، سهل و ساده 60. می توو : می توان 61. یِه :  هست 62. داره : دارد 63.می برهَِ : می برد 64. سَر به سَر :  هم قد و هم اندازه 65. دِتا : دو تا 66. بُد : بود 67. دِشت : داشت 68. جونم : جانم 69. جون : جان 70. بیابُو : بیابان 71. وَر چید : بر چید ، جدا کرد و برگزید 72. وَر : بر 73. دامون : دامان 74. زَموُنه : زمانه 75. بِمونند : بمانند 76. نَدِشتُم : نداشتم 77.کُنه : کهنه  78.می بُد : می بود 79. سرُم درد  : سرم درد می کند 80. واکنن : باز کنید 81. در رَ : در را 82. گشته یوم : گشته ام  ، گردیده ام  83. ندونم : ندانم      84. سلامت باشهَ : سلامت باشد 85. گَو : گاو 86. آمخته : آموخته ، معتاد 87. زد : شد ، واقع شد ، پیش آمد   88. بُو : بام 89. وَر کمر: برکمر 90. هَنُو : هنوز 91. ماستُم : می خواستم 92. سُمبل : سنبل نوعی گل خوشرنگ است 93. اسپ کَهَر : اسب سرخ رنگ تیره 94. امیرمؤمنین : حضرت علی (ع) 95. دَس : دست 96. شُم : شام 97. مِه : مِ ، من 98.مَیَفکَنه : میفکن 99.نصبِ :  نصف 100. شَو : شب 101. سیَه دُنه :  سیه دانه ، سیاه دانه ، شونیز 102. بادیو : بادیان  ، بادیانه ، رازیانه 103. اَحمد آوا : احمد آباد ، روستایی از روستاهای بیرجند ، متعلق به ناحیه هردنگ ، مزرعه رَخ 104. بُدُم:  من 105. آتَشو : شبانگاه 106. رَ : را 107.سیل : تماشای ، نظارۀ ، دیدار 108. چنی : چنان          109. دیِک : دیگ             110. سرپوش : سرپوشیده       111.  ور سر : برسر 112. ِخواستُم : می خواستم 113. اوُمد : آمد 114.دیوال : دیوار 115.خَم  اُمد : خم شد و فرود آمد 116. سه پَن : سه پنج 117. نَیوُمَد : بیامد 118. چَهچهِ : چهچهه 119. بِرِن : بروید 120. ولَب اوُمَد : به لب آمد                          121. واتِه : به تو  122. وَر افتَه : بر افتد ، از بین برود 123. اِستارِه : ستاره 124. دُمّال :  دنبال                   125. دَ: : دَر 126. دِنیار : دنیارا 127. دیگروُ : دیگران 128. گذِشتن : گذاشتند ، واگذار کردند 129. بُگذار : بگذر ، عبور کن 130. کِرمُن : کرمان 131. خَلَه : خلد 132. خوره : خورد 133. سوزَه : سوزن 134. وَر کَنُم : برکنم 135. مُسَلموُنو : مسلمانان 136. دارَه: دارد 137. دری : در این 138. بِرُم : بروم 139.خوُ : خود 140.اوُنجه: آنجا 141.ای : این 142.نَدارَن : ندارند 143.کیگ : کبک 144.وختِ: وقتی 145.اِتبارِ : اعتبار ، ارزش و اهمیت 146.مِه : من 147.اِشکسته : شکسته شده  148.بُلن : بلند                             149.خَوَر : خبر                                     150.پُرکُنَن : پر کنید                  151.کُکنار :  خشخاش    152.قَت : قد 153.شَه : شود 154.مَنُم : من هم                           155.جُوکاه : جانکاه  156.باره : بار است 157.قراره : قرار است 158.وربَندُم : بربندم ، ببندم 159.نونِ : نانِ  160.قَدَک : نوعی پارچۀ محلی 161.چوُ: چون 162.می زَنَه : می زند          3.چیستانها  : چیستان اسم مرکب است از(چیست + آن) به معنی چیست یا چه چیزی است . لغز را گویند و آن را اُجیه(اُ ج یِ یَ) نیز گویند.به معنی پرسیدن باشد  و آن را  لغز هم  می گویند و به عربی اغلوطه خوانند و آن را پرد و پاک  نیز گویند . یعنی پوشیده و در پرده(غوث،1377). رشید الدین  وطواط گوید : «لغز، این صنعت همان  معماست» الّا که این را به طریق سؤال گویند و عجم  این را چیستان  خوانند(دهخدا،1372) .  قدیم طرح چیستان در مجالس خانوادگی به خصوص ، شبهای زمستان یکی از سرگرمیهای شیرین مردم بود که طالبان زیادی داشت. طرح چیستان ، مانند مسابقات هوش آزمایی بود که امروز یکی از برنامه های مهم تلویزیون را تشکیل می دهد،اجرای این مسابقات علاقمندان بسیاری میان دانش آموزان و دانشجویان و جوانان  دیگر دارد . قدیم شبها که افراد خانواده دور هم جمع می شدند ، ضمن صرف شب چَرَه که عبارت بود از تخم کدو، تخم هندوانه و خربزه ، مغز گردو و بادام ،عناب و سنجد ، فندق و پسته ، کشمش و میوه  از قبیل  سیب و انار و انگور و هندوانه  و خربزه  زمستانی ، یکی از افراد  که در طرح چیستان  معلوماتی داشت  ، چیستانهای جالبی  مطرح می کرد  که کشف  معمای هر یک  از آنها ساعتها طول می کشید ، و اگر کسی  موفق به حلّ معما می شد ابراز شادی می کرد و او را مورد تحسین  قرار می دادند . بدین وسیله  شب خوشی را می گذرانیدند (میر نیا،1369). آن چیست که بیگناه او را بکشند             چون کشته شود ز خون و گوشتش بخورند  صد طفل سیه پوش در آید ز دلش                 آغشته به خون  مادرش آه کشد جواب : هندوانه  از سر کوه دَ گَل[1] کنُم پایین کوه نرمه جم[2] کنم  جواب : گندشک[3] پنبه از کوه به درآمد هله دنب[4]    ماشوله[5] سر و پیاله دنب                   جواب: بزکوهی از کوه به درآمد  شاغضنفر[6]  چشمون[7] سیاه دو کنده ور سر     جواب :  قوچ کوهی اشتِرکلنگ  بغدی[8] ،  نه جو خوره[9] نه سبزی ، لگد زنه به کشتی ، خیر بَرِ[10] به دریا      جواب : رودخانه او چِنِهِ[11] که همیشه راه مِره[12] و به دنبال خود وَر نَمگرده[13] :     جواب : آب او چنِه که همیشه رو یک لِنگ خو  و استادیا            جواب : پاشنه گرد در   ای وَر کوه برف میا[14] ، او وَرِ[15] کوه جلَِّهِ[16] میا، میون [17] کوه غرغرِ [18] بزغاله میا          جواب :حلاجی  پیرمرد عصا در دست ، رفت کنج سرا بنشست .    جواب : روز تخته سنگ کهربا  نه در زمی[19]  نه در هوا .   جواب : دنبه میش چاه تنگ و تاریکِ ، رسمو[20] بلند و  باریکِ .   جواب : لوله تفنگ چیزک چیزِک چه باشه[21] ؟ اسب سیاه کُردم[22]  نه جو خورِه[23] نه گندم .  جواب : باد حوض چهل زینه[24] هر زینۀ چهل غال[25] موش ، هر غال موش، چهل بچه موش .    جواب: هندوانه خرمنِ عنّاب ، مردی از اونجه[26] یِکّ [27] ور دار                   جواب  :خُلّ آتش خَونه گچ گچی نه در داره نه هیچی                               جواب : تخم مرغ دَه وَر دو ، دو وَر ده ، سر وَر دُم ، دُم وَر سَر                    جواب : بز دوشی دَ کِشموُ [28] سِز[29] ، دَ دِکَو[30] سیا ، دَ خونه ،  قرمز                     جواب : چای روز  بی بی گری مِکُنه ، شب نوکری                             جواب : لحاف سه دکون[31] دوش به دوش ، اولی مخمل فروش ، دومی آرد فروش ، سومی : چُو فروش    جواب : سنجد  سِزِ سِزِ[32]  ، شیشه نیه[33] ، دورِ دورِ ، اینجه نیه                                   جواب : بنه شِه[34] مِگردِ[35] لَکلَگو[36] ، روز مِگردِ لَکلَکُو ،آرُم [37] ندارِ  لَک لَکو       جواب : آسیا  صندوق  چُویی [38]، پُر از روغن کویی[39]                                      جواب : گردو عجایب صنعتی دیدم در ای دشت که می غرید و می نالید و می گشت . جواب : رعد عجایب صنعتی دیدم در ای[40] دشت که بی جو[41] وَر  رَد جودار[42] می گشت .   جواب : ماله یا گاوآهن عجایب صنعتی دیدم در ای دشت که آتِش  از میونِ  او همی جست .جواب : سماور عجایب صنعتی دیدم در ای دشت که شش پا و دو سر داره .   جواب : ترازو عجایب صنعتی دیدم در ای دشت که  نر خوابیده  بُد و ماده می گشت. جواب : آسیای دستی آن چیست که در بادیه مأوی  دارد                     در فرق سر جانوران جا دارد       اسمش نبرند نشانیش را گویند                       سیصد سر و ده شکم دویست پا دارد  .  جواب : شیر قبا سفید بالا مِرِ از دنبِ او شورا[43]                    جواب : پنجیک لِتّکه[44] یا بوتَّکهَ [45]                                          جواب : خرگوش میش اِشکَم [46] پاره  دست داره  پا نداره .        جواب :  پوستین نو جَوونی[47] عجب  پسندیده ، جَومَه [48] سِز[49]  و سرخ پوشیده ، دَمیونِ [50] دِکیسه چویی ،  با هزار ناز و غمزه خوابیده.                                            جواب : پسته وَر آب زَنُم بشکنه [51] وَر  لاخ زنم نشکنه[52] ِ.                جواب : کاغذ 4. مثل :  امثال و تعبیرات و اصطلاحات رایج در میان هر قوم  و ملت، یکی از  ارکان مهم زبان  و ادب آن قوم و نموداری از ذوق و قریحه و صفات  روحی و اخلاقی  و افکار و تصورات  و رسوم  و عادت آن ملت است . این امثال در طی هزاران سال در میان  اقوام مختلف جهان شکفته و نشر یافته و در هر کشور بر حسب  اختصاصات قومی و فرهنگی و آداب و سنن و مذهب و حتی وضع جغرافیایی و سیاسی آن کشور ویژگیهای خاصی پیدا کرده اند(غوث،1377). اغلب امثال  در لباس استعاره یا کنایه  و یا در قالب کلام موزون و دلنشین بیان شده اند وحاوی اندیشه ای عمیق و سودمند و یا انتقادی شدید،طنز آمیز از رفتار و گفتار آدمیان و نابسامانیهای اخلاقی و وضع  غلط جامعه هستند . این سخنان کوتاه و سودمند و دلنشین که هر کدام از آنها اندیشه ای ژرف و لطیف یا پندی نغز و ظریف در بر دارد و به سبب سادگی و روانی و عمق اندیشه در طی روزگاران مقبولیت یافته و سرانجام  در زبان خاص و عام جاری و  ساری گشته و نام «مثل» به خود گرفته اند.در هرصورت امثال سایره یکی از شاخصه های بسیار مهم و ارزنده ادبیات و سند معتبر و بی چون و چرایی  از ادب و فرهنگ و روزگار گذشته سرزمین ماست و مطالعه و تحقیق در مورد آنها کاری مفید و ارزشمند است و گذشته  از فواید ادبی می تواند برای شناخت افکار و عقاید و شیوه تفکر و اخلاق و صفات و روحیات  و حکمت عامیانه  پیشینیان ما سودمند باشد . شگفتا که امثال عامیانه  - یعنی امثالی که از زبان مردم بی نام و نشان  ولی با ذوق و شوخ طبع و نکته بین  تراوش کرده اند – عموماً موزون تر و پر معنی تر و در عین سادگی ، روان تر و لطیف تر و پر مغزتر از آب در آمده اند . در امثال عامیانه گذشته از لطافت بیان و جذابیت سخن و عمق معنی ، حالت  و جذابیت شگفت انگیزی وجود دارد که سخت به دل می نشیند . 1-آدم خوش ماملهِ[53] شَریکِ مالِ مردمهَ [54]: آدم خوش معامله شریک مال مردم است . یعنی آنکه ادای دِینِ خود را در موعد مقرر ادا کند،اغنیا از وام دادن به او امتناع نورزند. اَرزوُ [55]  بِخر اَمبُو[56] بِخَر : ارزان بخر ، انبان بخر . یعنی ارزان خریدن مثل این است که پول خود را برای جنس بی ارزشی داده باشی . نظیر ارزان  به علت ، گران به حکمت (دهخدا،1370) از اِی گِلوک [57] ماهی مِگیردِهِ[58] : از آب گل آلود ماهی می گیرد .  از بَد بِنَنالیِ [59]  که از بَد بَدتر آیِ [60] : از بد ننالی که از بد بدتر آید . یعنی  راضی و خرسند بودن به قضا و قدر الهی . از خمُوشوُ [61]  بِترس : ازخاموشها بترس .  یعنی از روی ظاهر افراد نمی توان قضاوت کرد . نظیر فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه از دعای گربه باروُ نَمِشوُ [62] : از دعای گربه باران نمی شود  . از دیونَه [63] احوالِ سلامَتی : از دیوانه  احوال سلامتی یعنی : وقتی از فردی چیزی بپرسند که در مورد آن اطلاع و آگاهی نداشته باشد . آسیا [64] دُلُم  دُلُم [65] چه جو باشدِ چه گندم :  آسیای دلم دلم  چه جو باشه [66] چه گندم. یعنی در نظر مرد نادان خوب و بد فرقی ندارد. در مورد افراد خونسرد و بی تفاوت به کار می رود(غوث،1377). اُشتر که خار مایِ گردن خورَ[67] دراز مُکُنِ [68] ؛ شتر که خوار می خواهد  گردن خود را شتریدراز می کند . یعنی اگر انسان طالب چیزی باشد  باید به آن گرایش یابد . نظیر : از تو حرکت از خدا برکت یا نظیرتا نگرید طفل کی نوشد لبن(شکورزاده ،1372).  آفتابَه[69] لَکَه هف دس[70] شُم و نهار[71] هیچی .یعنی تظاهر و تکلیف فراوان و حقیقت  اندک(راشد محصل،1357). نظیر : یک گز مطبخ به از صد  طویله  (دهخدا،1370) اگر رأی چوپّو[72] باشِ از شاخ تکّه[73] ، شیر به در میارهِ[74] اگر چوپان بخواهد، از شاخ گوسفند نر شیر بیرون می آورد . یعنی اگر کسی مایل به انجام کاری باشد، می توان آن را انجام داد . نظیر : خواستن توانستن است . اَمَدَک[75] َنمِرَفت [76] به سیستو[77] اُور به بِبُردن[78] .  احمدک نمی رفت  به سیستان او را بردند. یعنی کسی که تن به کار نمی دهد ، او را به زور وادار به آن کار می کنند . نظیر :مُردهِ نمی رود به گور ، می برندش به زور (شکورزاده ،1372).  اِی از دستوُ[79]  نِمِچِکِه[80]  آب از دستش نمی چکد، کنایه از خسیس بودن نظیر: ناخن خشک است (دهخدا،1370). آب رَه[81] مِشوُ[82]  بدزدن[83] نَم رهَ نَه .  آب را می شود دزدید نم را نمی شود یعنی کسی که کار بدی را انجام دهد بالاخره رسوا می شود. اول برادری خو رهَ ثابت کُ[84]  ،   بعد ادعای ارث و میراث کُ اول برادری خودت را ثابت کن ،بعد ادعای ارث و میراث کن. یعنی در مورد فردی که ادعای بیجا دارد. با اِشکمِ گُشنه [85] آتش بازی : با شکم گرسنه آتش بازی.یعنی کسی که کاری را نه در خور مقام و پایگاه و امکان خویش انجام می دهد. (راشد محصل،1357) نظیر : شکم گرسنه و معشوق بازی (دهخدا،1370). بچهَ رهَ[86] یِکِّ[87] نَده تا دِتا نَطَلبه[88]  ،  بچه را یکی نده تا دوتا طلب نکند . یعنی اگر فردی بد عادت شود ، ادعای بیشتر و بی مورد خواهد کرد. بزُو[89] نمیر بهار میا[90] ، خربزه با خیار میا  : ای بُز نمیر بهار می آید خربزه با خیار می آید. یعنی وعده سر خرمن و وعده و وعیدهای نادرست دادن. بازی بازی با ریش بابا هم بازی : نظیر با همه بلی با من هم بلی . به هر سو که باد میا چک[91] مَزندهِ  ، به هر طرف که باد می آید چک می زند . یعنی : دهن بین بودن  بی گُدار وَر اِی[92] نَزَه[93]   ؛ بی گُدار به آب نزن . یعنی : بدون اطلاع و آگاهی  در کاری دخالت نکن و در اموری که  می خواهی انجام دهی جستجو کن . نظیر : اول عمق  را بپرس بعد شنا کن(شکورزاده ،1372) . تا تنور گرما[94] نون خورهِ[95] بِزَه[96] ؛ تا تنور گرم است نان خود را بزن یعنی  تا اسباب و وسایل هست باید در برآمدن  مقصود کوشید . تا نباشَه[97] چوی تر[98]  فَرمو[99] نیارِ [100] گِ[101] و خَر ؛ تا نباشد چوب تر ،  فرمان نیاورد گاو و خر. از کنایه افرادی است که فقط با زور به صراط مستقیم در می آیند . نظیر : از بند گیرد بد اندیش پند  ، یا : بی بند نگیرد آدمی  پند (دهخدا،1370). توبِۀ  گرگ مرگ  است . یعنی بازگشتی بی ثابت .  نظیر : توبه  قمار باز در بی پولی است(دهخدا،1370). خوی بد در  طبیعتی که نشست      نرود تا به وقت مرگ  از دست.  تو هَف[102] آسِموُ[103] یک اِستاره[104] نَداردِ[105] .  توی هفت آسمان یک ستاره ندارد . یعنی : در مانده است  . نشان بی چیزی  و ناداری یا کم شانسی است . چادِر[106] فلونی تُو[107] کُل کَلیدُ[108]   : چادر فلانی توی کل کلید دان است . یعنی : بوالهوس است و برای رفتن به هر جایی  رغبت  نشان می دهد . یا آماده برای  کار یا چابک برای انجام کارهاست . چِل[109]چَقُوک[110]با جیک و پیکش[111] نیم مَنَه[112] *  بَخته گیِی[113]رَه بِکُش که جفت رونش[114]سی منه : یعنی گاهی اوقات برخی کارهای بی ارزش که با تبلیغات همراه است آنقدر مهم جلوه می دهند که امور مهم  را بی ارزش می کنند. چوی[115] خدا صدا نَدارِه[116] ، هر که بُخُورِه[117]  دوا نِدارهَ  ، چوب خدا صدا ندارد هرکس بخورد درمان نخواهد داشت .در مورد مکافات عمل گفته می شود .  چه سر دَ[118] کُلا [119]، چِه کلا دَ سَر  ،  چه سر در کلاه ، چه کلاه در سر  . یعنی هر دو صورت  کار یک نتیجه باشد . نظیر :  دو لنگه یک خروار است  و یا  چه علی خواجه  چه خواجه علی(دهخدا،1370)  حرف قُرص[120] از بچّه پرس  ، حرف درست را از بچه بپرس . یعنی : کودک چون نفع و ضرری در کارها ندارد به مقتضای سادگی راستگوست . نظیر : حرف راست را از دیوانه بشنو.یا حرف درست و زبان  سست (شکورزاده ،1372).  حساب حساب کاکا[121] برادر   : حساب حساب است کاکا برادر .  یعنی :  در معامله خویشاوندی و دوستی به کار روا نیست . نظیر : حساب به دینار ، بخشش به خروار (دهخدا،1370) خَر ما از کُرَّگی[122] دُمَّ نداشت ؛ الاغ ما  از کره ای دُم نداشت  . یعنی :  از بی زیانی بزرگ تر ،از  دعوی خسارت پیشین گذشتیم (دهخدا،1370). خروس سالی یک بار تخم مُکنِه[123] ، آن هم گنده . درمورد افرادی  که بعد از مدتی کاری انجام می دهند و آن هم بی ارزش  . خَر خُو هَمو خَرِه[124] ، پالوُنُو[125] عوض شِدَه . خر که همان خر است ، پالانش عوض شده است . به استهزاء در مورد فردی  که صاحب مقام و مرتبه ای  شده است ، اما به ظاهر تغییر کرده  نه در باطن .  داشتُم داشتُم[126] حساب نییِ ، دارُم دارُم[127] حِسابِه [128]  داشتم داشتم  حساب نیست  دارم دارم حساب است . یعنی : به سابقه قبلی  نباید توجه کرد  ، سابقه جدید را باید توجه کرد . دنیا رِ اِی ببرِه[129]  ، دِلوُر[130] خِی[131] بِبَرهِ ،  دنیا را آب ببرد ، دل او را خواب ببرد . یعنی نشانه بی اعتنایی به امور است نشانه بی خیالی و بی اعتنایی به امور است. نظیر : عاشقان را همه دل برد  خوب رویان را همه خواب برد (شکورزاده ،1372) .  زرد آلو[132] وا[133] رَنگِ خو[134] چِکرده ، که وارنگ بچه مردم کُنِه[135] . زرد آلو به رنگ خود چه کرده که به رنگ بچه مردم  کند . یعنی : کسی که  برای خود کار  مفیدی انجام نداده  و باعث بدبختی خودش شده است ، چگونه می تواند  دیگری را خوشبخت کند . سَرِی که درد نَمِکُنِه[136] اَلَکی[137] دسمال مَبَن[138] ؛ سری که درد نمی کند بی جهت  دستمال مبند .نظیر سری که درد نمی کند چرا باید  دستمال بست . سر را چرا بندم چو درد سر نماند          وقت روی زرد و چشم تر نماند(دهخدا،1370). سگ اگر دردِ نِدشتَه باشِه[139] ، وََقِّ نَمکُُنِهِ  ، سگ اگر دردی نداشته باشد  واق واق نمی کند .زمانی گفته می شود که کسی بگوید :«فلانی تظاهر به درمانگی و بیچارگی  می کند.» سگ صاحبِ خوُرَه گم مُکُنِه ؛  سگ صاحب خود را گم می کند . کنایه از :  ازدحام و شلوغی  بیش از حد است . نظیر : جای سوزن انداختن نبود . سَنگ کَلوُ  نِشُونه[140] نَزَدنه  ؛ سنگ بزرگ نشانه نزدن است .  ادعا برای انجام کارهای بزرگ ، دلیل برآن است که  آن کار  تحقق نخواهد  یافت . سیستوُ دورا[141] ، مِیدوُ  نزدیک : سیستان دور است ، میدان نزدیک . یعنی : میدان عمل و آزمایش مهیا است . شَر [142] پر از دُشمه باشِه[143] بهتر از خالی ، شهر پر از دشمن باشد بهتر از خالی است . نشان از اجتماعی زندگی کردن  و تعاون و همکاری در بین انسانهاست . صد سوزَه[144] کارِ یِک جوالدوزَ [145] نَمِکُنِه [146]:صد سوزن کار یک جوالدوز را نمی کند . یعنی : هر کسی کار مخصوص  به خود را دارد . نظیر : تکیه بر جای بزرگان  نتوان زد به گزاف  یا : کار چشم  را  ابرو نمی کند . صد گز[147] دیوال[148]، یک گَز رَخنَه[149]  ؛ صد متر دیوار ، یک متر شکاف .  یعنی : دیواری که صد متر ارتفاع داشته باشد ، اگر یک متر سوراخ  در پایین آن باشد بی ارزش است . نظیر : صد نیکی در برابر یک بدی از بین می رود .  عروس عروسی داره ،  داماد خَبر نَدارَه[150] ، عروس عروسی داره ، داماد خبر ندارد .  یعنی : وقتی زودتر از  موقع درباره کاری  اقدام شود . عیسی به دِین خوُ ، موسی به دین خُو ، عیسی به دین خودش ، موسی به دین خودش .  یعنی : هر کس در کارهای خود مختار است ، و نباید در امور دیگران دخالت کرد. نظیر:ما این بَرِجُو ، شما آن بَرِجو یا ما سی خودمان ، شما سی خودتان (شکورزاده ،1372).   غُلُم[151] که از راه میا خاجه[152] سَرِ راه میا[153] ،  غلام  که از راه می آید ، خواجه از سر راه      می آید .در مورد استقبال رفتن مسافر  گفته می شود .  فُلونی[154] آدم ره بهِ سر اِی[155] مِبَرِه[156] ، تشنه وَرمِگَردِنه[157] .   فلانی آدم  را به سر آب می برد تشنه بر می گرداند . در مورد  زیرک و مکار گفته می شود .  کار چشم رَه ابروُ نَمِکُِنه  ؛ کار چشم را ابرو نمی کند . کَس باید  غُصه بخوره  که زنو که بِمیرِه خواهر زن نَدِشته باشه  . در مورد فردی که چیزی را از دست می دهد  و عوض آن را ذخیره دارد . کفتارک[158] هر چه پیر باشِه هَنوُ [159]حریفِ خَر مِشوُ [160] . کفتار هر چه پیر باشد هنوز حریف خر می شود . یعنی نشان قابلیتها و استعدادهاست. کو[161] به کو نَمِرَسه[162] ، آدم به آدم مَرِسه .کوه به کوه نمی رسد ، آدم به آدم می رسد . یعنی : بالاخره انسان با کسی که فکرش را نمی کند ، سر و کار پیدا می کند . دنیا دار مکافات است .  نظیر :  آخرگذر پوست به  دباغ خانه می افتد . (شکورزاده ،1363).   کوچه روشَه [163]کوُ خُونَه تاریک[164] کُو  ؛ کوچه روشن کن ، خانه تاریک کن . یعنی : در مورد کسی که  رفتار و اخلاقش در خانه خوب نیست  ولی در معاشرت  با مردم خوب است . کور رَه  چه مایِ [165]دو چشم بینا ، کور را چه می خواهد ، دو چشم بینا . گرگ که خُو[166]ر وَر [167] گَله مِزنِه[168] وای ور یِِک بُزیِ[169] .گرگ خود را به گله می زند وای به کسی که یک بز دارد.در مورد  افراد کم شانس  گفته  می شود. نظیر : الهی هیچ سفره ای  یک نانه نباشد . (دهخدا،1370). گرگ یک وَختِ[170] :  دُمبِه مُخُورِه[171] ، یِک وختِ گِلِ سَر شوُ [172].  گرگ یک وقت دنبه می خورد ، یک وقت گل سرشوی .  یعنی  انسان  گاهی در نهایت  عزت و گاهی در نهایت ذلت زندگی می کند ،  دنیا به یک منوال نیست .  مارگزیده از رِسمونِ[173] سیاه و سفید مِتَرسِه [174] ؛ مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد. کسی که در امری آسیب دیده باشد ، از حوادث دیگر نیز هراسان است  . نظیر:آن که شد یکبار زهرآلود از سوراخ مار* بار دیگر گرد آن سوراخ کی آرد  گذر. مسجد گرم ، گدا  اَسِدهِ[175]  .  مسجد گرم ، گدا آسوده در مورد افراد تن پرور و راحت طلب  گفته می شود . نظیر : نان این جا ، آب اینجا ، کجا روم  بِه  از اینجا  (شکورزاده ،1372). ماستُم[176] ثواب کُنُم ، کباب شِدُم [177]   ؛ یعنی : می خواستم کاری را برای رضای خدا انجام دهم دچار مشکل و گرفتاری شدم . ملا شِده[178] چه اَسو[179]،  اَدَم[180] شِده چه مُشکل، ملا شدن چه آسان است ، آدم شدن چه مشکل.یعنی : عالم شدن آسان است ولی انسان بودن و تربیت صحیح داشتن مشکل است . مِ مِگمُ نَرِ تو مِگی[181] بِِدوُش .یعنی : توقع و تقاضای  کار نا ممکن .نظیر : من می گویم مو نداره ، او می گوید بِکَن(شکورزاده ،1372).  مِ[182]  نه سر پیازُم و نه تَهِ پیاز: من نه سر پیاز هستم و نه ته پیاز . یعنی من هیچ مسؤلیتی ندارم و هیچ کاره  هستم . نظیر : نه کرباسم  نه ته کرباس  یا  نه  مفتیم ، نه مدرس ، نه متحسب . نه فقیه. (شکورزاده ،1372). موش توکُل نِمِرَفت[183] جارو رَ [184] هم ور دُمِ خُو  بست ؛ موش توی سوراخ نمی رفت جارو را هم به دُنب خود بست . کاری که انجام دادنش  مشکل است ، نباید مشکل تر کرد . نظیر : روباه به سوراخ نمی رفت ، جارو به دمش می بست . تنگ بُد جای موش در سوراخ           بست جاروب  نیز بر دنبال . (دهخدا،1370). میونِ[185] دعوا ، نُونِ[186] حلوا بخش نَمِکُنَن[187] . میان دعوا نان حلو بخش نمی کنند .به ناچار هنگام دعوا،سخنان درشت از دو طرف گفته می شود . ناداشت[188] خَرِ داشت[189] ، مرده شوی جُمتاس[190] . در موقعی که نو دولتی برخواسته و بر دارایی خویش ببالد ، گفته می شود.نظیر : نادیده قبا دیده (شکورزاده ،1372).   نون گندم  اِشکم فولادی[191] مایِ[192] : نان گندم شکم فولادی می خواهد . سفره چو آسایش و رفاه بیند سرکش و نا فرمان شود . نظیر : هر کسی را به قدرت خود قدمیست * نان گرمک نه قوت هر شکمیست. نه خُود  خُورُم  نه کَس دَهُم[193] ، گَنده کُنُم[194] به سگ دهم نه خود بخورم ، نه به کس دهم ، فاسد کنم به سگ دهم . درمورد خسیس و بخیل  گفته می شود .  نَه شیر شُتر مایُم[195] نَه دیدار عَرب: نه چیزی می خواهم و نه منت گذاری آن را تحمل   می کنم .خوش است شیر شتر تشنگان بادیه را ولی به دیدن روی عرب نمی ارزد . (دهخدا،1370) وعده سرخَرمَه[196] مَده[197]  :  وعده سر خرمن نده : به زمانی دور وعده دادن. نظیر : دو روزه تا عید ماه نوروز (دهخدا،1370). هیچ گربه ای در راه رضای خدا موش نِمِگیرهِ [198]. هیچ گربه ای در راه رضای خدا موش نمی گیرد .یعنی  هر کس کاری را انجام می دهد ، ابتدا منافع خودش را در نظر         می گیرد . هر جا سنگا وَر پای لنگا [199]: هر جا سنگ است جلوی پای لنگ است . نظیر : سنگ به در بسته می آید  . یا محنت زده را از هر طرف سنگ آید . اگر سنگی ز گردون اندر آید* همانا عاشقان را بر سرآید (دهخدا،1370) هر چه دو شِد[200]  سِه هم مِشوُ [201]  :  هرچه دو شود سه هم می شود . یعنی : هرکاری دوبار تکرار  شود ، دفعه سوم هم  تکرار می شود . هر چه مار رَ از پدینه  بَدوُ[202] میایه[203] ، جلو سوراخوُ [204] سبز مِشُوَدِ[205] : هر چه مار از پونه بدش می آید  ، جلو سوراخش سبز می شود . یعنی : از هر چه بگریزی به آن گرفتار می شوی . (راشد محصل،1357). یکَِّه  یَگَو نَه[206] یا گِه مِباش[207] یا دِیونَه  ؛  یکی یگانه ، یا گاو می باشد یا دیونه[208] . در مورد تک فرزندی و بچه های لوس گفته می شود . یک سوزنِ وَر خوزَه[209] ، جوالدوز وَ رفیق خو :یک سوزن به خودت بزن ، جوالدوزی به رفیقت . نظیر : آنچه به خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند . نظیر : پیکان به تیر جا کند آنگاه بر نشان   تا از خود  نگذری از دیگران نتوانی گذر (دهخدا،1370) .    

ناحیه هردنگ در یک نگاه

3. جاده های دسترسی :

رفت وآمد در سالهای قبل از  انقلاب از طریق راه های کاروان رو و با شتر و الاغ یا دوچرخه  انجام می گرفت . اما امروزه چون تمامی دهات به جز نقاط صعب العبور دارای جاده هستند با موتور و ماشین  مسافرت  می کنند و استفاده از موتور سیکلت متداول تر است . مسیرهای دسترسی به این منطقه به شرح ذیل می باشد :

1-بیرجند،خوسف،ماژان،دولت آباد و رود کاج.

2- بیرجند،خوسف،سر چاه عماری و تقی آباد.

3- بیرجند،خوسف،اکبرآباد و کشوک پایین.

4- بیرجند،مود،مختاران وچهکند ماهکان.

5- بیرجند،مزار سید علی،نصرآباد عربخانه،جیک و نوزاد ، چهکند ماهکان.

6-نهبندان،مزار سید الحسین و گِلِرگ عربخانه ، سنگ.

7- نهبندان،مزار سید الحسین و زرخان .

8- نهبندان،مزار سید الحسین ، زرخان،کفترمیلان ،شمس آباد و تقی آباد.

 4. جمعیت و مذهب :

جمعیت این منطقه اندک و رو به کاهش است . دلیل کاهش ،کوچ روستاییان به  جاهایی است که دولت موتور عمیق یا نیمه عمیق حفر نموده و به کشاورزان واگذار نموده است .دین تمامی این منطقه شیعه اثنا عشری است و به آداب و رسوم و اعتقادات اسلامی شدیداً پایبند هستند و در ارادت به خاندان عصمت و طهارت ،پاک باخته و صادق .

5. مهاجرت و کاهش جمعیت :

مهاجرت حرکت از یک محل به محل دیگر می باشد.مردم از مکانهایی که شرایط اختصاصی و اجتماعی نامناسبی دارد خارج و به مناطقی که دارای جاذبه های شغلی بهتر ،دستمزدهای بالاتر و شرایط اقتصادی و اجتماعی بهتری است ،وارد می شوند.

از دلایل عمده آن می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1.کمبود امکانات رفاهی از قبیل برق،آب ،تلفن و سایر امکانات به مانند شهر ها ،در روستاهای منطقه .

2. نبود فعالیتهای اشتغال زا برای ساکنین این ناحیه : شغل اکثریت قریب به اتفاق مردم این منطقه زراعت ،باغداری و دامداری است و با توجه به تک مالکی و قانون ارث تقسیم ملک بین وارثین مالکیت به صورت خرده مالکی در می آید و این روند بعد از فوت وارثین رو به افزایش و در نهایت به جایی خواهد رسید که انجام فعالیت کشاورزی با میزان سهمی که هر کس از ملک خواهد داشت از لحاظ زمانی و اقتصادی برای فرد کشاورز مقرون به صرفه نباشد. این اتفاق در گذشته در روستاها افتاده و هم اکنون برای چاه های کشاورزی نیز در 20سال آینده پیش بینی می گردد و دلیل نیاز افراد به داشتن درآمد برای گذران زندگی از عوامل اصلی در مهاجرت به شهرها محسوب می گردد.

با سواد شدن :

بررسی جمعیت محدوده ناحیه نشان می دهد که طی سالهای 1345 تا 1385 مهاجرت از حوزه های بالا دست به سمت منطقه دشتها و حاشیه اراضی کشاورزی انجام  گردیده  به طوریکه  جمعیت در این منطقه به سه برابر افزایش  یافته است.نرخ رشد جمعیت سالهای 1375 تا  1379 مثبت بوده  ولی در منطقه پایین دست (پایین دست) بیشتر از حوزه های بالا دست می باشد . از مجموع جمعیت 1276 نفری این  منطقه، 576 نفر را مردان و تعداد 700   نفر را زنان تشکیل می دهند . ترکیب سنی جمعیت نشان می دهد که سن فعالیت و جوانی در زیر حوزه ها به شدت کاهش یافته و در منطقه  کوهپایه افزایش یافته است . به طوریکه 3/4 درصد جمعیت ساکن در منطقه پایین دست در سن سالخوردگی می باشند . در کل منطقه 37 درصد کمتر از 15 سال و 9/55 درصد بین 15 تا 64 سال و 1/7 درصد در بالاتر از 65  سال سن دارند .پیش بینی رشد جمعیت در سالهای آتی نشان می دهد که تا سال 1400 جمعیت این منطقه به 1500 نفر برسد (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380).کاهش جمعیت زیر حوزه های بالا دست و افزایش جمعیت منطقه  دشت سار به دلیل مجوزهای سازمان آب برای حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق بوده که بعضی از اهالی و ساکنین این مناطق موفق به اخذ آن شده اند . بخشی از ساکنین زیر حوزه ها که موفق به عضویت  و شراکت در چاه ها نشده اند ، سهم آب مالکین غایب چاه ها را به صورت برزگری تقبل نموده و به محل چاه ها رجوع کرده اند.  در 15 سال گذشته حدقل 321 نفر از منطقه مطالعاتی مهاجرت نموده اند که  7/56 درصد آن مربوط به زیر حوزه ها بوده است . درصد بیشتر مهاجرین مربوط به سنین  15 تا 19 سال بوده اند (22/79 درصد). عمده ترین علت مهاجرت از منطقه یافتن شغل و ازدواج و تبعیت از همسر  و بالا رفتن سواد تخصصی می باشد . در گذشته اکثریت مالکیتها در اختیار مالکین عمده بوده است و به دلیل این که، خود از تحصیلات حوزوی و آکادمیک برخوردار بوده اند فرزندان خود را نیز به دنبال تحصیلات در مناطق دیگر کشور فرستاده اند و چون در گذشته درصد باسوادان کم بوده این افراد به سرعت در ارگانهای دولتی جذب و استخدام می شده اند ،لذا تحصیل و سواد آموزی به دلیل ایجاد اشتغال و اشتغال به سبب تعهد اداری که به مستخدم  اجازه بازگشت آنها به روستاهای محل تولدشان را نمی داد تبدیل به یکی از علل اصلی مهاجرت و کاهش جمعیت  ناحیه گردید .لذا مراجعه آنها به روستا منحصر به تعطیلات رسمی به منظور کمک به والدین در امور کشاورزی و صله رحم با آنها و تفریح گردید و بعد از فوت آنها این جریان کمتر شد.لذا قسمت عمده ای از نسل جدید از روستاها به تدریج جدا شدند که در اینجا دید  وسیع و باز والدین برای تحصیل فرزندانشان باعث خروج جمعیت جوان از روستاها شد به طوریکه فرزندان آنها در شهرهای اطراف متولد و رشد کرده و تمایل چندانی به سکونت در روستاهای منطقه برای فعالیت کشاورزی ندارند.اگرچه آنهایی هم که تمایل دارند پس از بازگشت برای انجام امور کشاورزی با نبود جمعیت ،خرده مالکی بودن اراضی و بعضا اراضی کشت نشده مواجه می گردند.علاوه بر این افرادی که در مِلک افراد عمده مالک در گذشته تحت عنوان برزگری کار می کردند هم اکنون در چاه های کشاورزی سهام دار شده اند و به فعالیت کشاورزی مشغول هستند که مباحث مطرح شده برای آنها نیز در خصوص کشاورزی پیش بینی می گردد.  ایجاد شرکتهای زراعی در هر روستا با مدیریت جهادکشاورزی،برنامه ریزی دقیق جهت تحصیل به منظور ماندگاری افراد روستاها ،درک نسل جوان و روستایی و سوق دادن تسهیلات و امکانات روستایی در جهت انتظارات این نسل ، ایجاد اشتغال در جوامع روستایی از طریق کارهای جنبی غیر کشاورزی ،بالا بردن تسهیلات آموزشی در جوامع روستایی  ،بالا بردن امنیت روستاها از طریق کاهش اختلافات محلی ،ارائه تسهیلات برای روستاییان  جهت به کارگیری زمینهای بایر از جمله پیشنهادات کاهش مهاجرت در منطقه می باشد(سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1385).

6. لباس و پوشش :

لباس و پوشش اهالی کاملاً اسلامی است ، در گذشته زنان از چادر ، پاچین و چارقَد و مردان از قبای بلند ، جلیقه ، کلاه یا «لنگ بوته» که نوعی عمامه است و در هنگام کار از دست پیچ، پاتابه و جورو که بافت خودشان  بوده است، استفاده می کرده اند .

 

جدول 1-1 : تحول جمعیت آبادیهای ناحیه هردنگ

در طول سالهای 1345 تا 1385 :

 

محدوده مورد

بررسی

سال

 

عنوان

1345

1355

1365

1375

1379

1385

تغییرات جمعیت بین

سالهای 1345 تا 1385

 

 

خانوار

195

176

226

205

233

336

38

نفر

740

665

890

794

1020

1276

280

بعد خانوار

79/3

78/3

94/3

87/3

38/4

79/3

6 /0

نرخ رشد

-

011/0-

0296/0

011/0-

065/0

011 / 0

0095/0

 

جدول 1-2 : نرخ رشد جمعیت ناحیه هردنگ

در طول سالهای 1365 تا 1385

 

عنوان

نرخ رشد جمعیت در طی سالهای

1365 تا 1385

پیش بینی جمعیت

1385

1390

1395

1400

کل منطقه مورد

مطالعه

0098/0

1276

1335

1410

1500

 

7. ساختمان و خانه سازی :

ساختمانهای مسکونی این منطقه غالباً از خشت و گل و سنگ است و بعضاً در داخل آن دهلیزهایی برای نگهداری  گوسفندان پیش بینی شده است . اما اخیراً در محلهایی که  چاه عمیق حفر شده ، ساکنان آن از ساختمانهای آجری استفاده می کنند .

7-1. ویژگیهای معماری روستایی ناحیه هردنگ :

معماری سنتی روستایی از سنتهای عامیانه سرچشمه می گیرد که در بطن یک ملت و فرهنگ به طور ناخود آگاهی وجود دارد و بیانگر آمال و آرزوهای آنهاست .

معماری ساده روستایی در رابطه با زندگی  و در قالب این سنتهای ادراکی از جهان با یک نگاه آغازین است . معماری سنتی روستایی ناحیه مجموعه ای بسیار متنوع است. بررسی علل و ریشه های این گوناگونی مستلزم مطالعات وسیع است. معماری روستایی ناحیه مجموعه متنوعی از ابنیه و سکونتگاه ها را در بر می گیرد. گاهی خانه ها پراکنده و جدای از یکدیگر و گاه به هم چسبیده. بام خانه ها در جایی تیرپوش است و در بعضی مناطق دیگر گنبدی شکل و منحنی. در مطالب زیر به بررسی اصولی می پردازیم که در معماری غالب روستاهای ناحیه قابل مشاهده است گو اینکه این اصول می توانند از نظر کمی و کیفی در تامل دیگری گسترش یابند.

7-1-1. استفاده از مصالح بوم آورد :

برای بر پا کردن ساختمان در هر جا  اصل بر این است که از مواد و مصالح ساختمانی که در طبیعت اطراف به وفور یافت می شود استفاده شود. در بیابانها وکوهستانهای ناحیه از گل و سنگ بهره گیری می شود. این ویژگی پشتوانه نقش مثبت و استقلال نسبی روستاییان در ساختمان سازی دهات است. مشاهدات و بررسیهای مکرر نشان می دهد که روستاییان در مورد قابلیت مواد بومی شناخت دقیقی دارند. معرفت روستاییان از طریق انباشت تجربه نسلهای متعدد به ابعاد و اندازه های مناسب برای اجزای ساختمان نیز تسریع یافته است. فاصله تیرهای سقف با یکدیگر و رابطه آن با قطر تیر چوبی، کلفتی دیوار و امثال آن نیز در زمره آگاهی روستاییان از خواص مصالح است. وجه دیگر این شناخت کاربرد به جای هر مصالح در بنا است. سنگ را در مجاورت زمین و رطوبت و گل را در جای خشک و کاه را به عنوان عنصر کششی مخلوط با گل و امثال آن به کار می برند.

7-1-2. نقش فعال خانواده در ساختمان سازی :در روستاها خانه ها اغلب به دست اعضای خانواده ساخته می شود. گاهی اوقات همسایه ها و خویشاوندان نیز موقتا به همکاری خوانده می شوند و دست به دست یکدیگر می دهند و خانه را بر پا می کنند. اگر اجرای کار پیچیده باشد برای اجرای قسمتی از ساختمان، مثلا پوشش ضربی اتاقها  از استاد بنا کمک گرفته می شود.

7-1-3. سهولت تعمیر و نگهداری :

تعمیر و یا تعویض کاهگل بام، کولش بام شیب دار و یا تعمیر قسمتهای فرسوده دیوار گلی که در مجاورت رطوبت سطحی قرار دارد و یا از رطوبت بالارونده صدمه دیده است به سهولت انجام می شود. با استفاده از قدری گل یا کاهگل نه تنها مواد و مصالح لازم برای تعمیر بنا در دسترس است بلکه کار تعمیر نیز توسط اعضاء خانواده و یا افراد بومی به سهولت انجام می گیرد.

7-1-4. سر پناه ارزان :

وقتی مصالح ساختمان بوم آورد باشند و نیروی کار سازنده ساختمان نیز افراد خانواده و همسایگان باشد ارزان تمام شدن ساختمان نتیجه منطقی آن است. خیلی از مواقع در و پنجره را به ناچار از شهر و یا از کارگاه  درب و پنجره سازی تهیه و یا از داخل ده خریداری می کنند.

7-1-5. سادگی و پرهیز از بیهودگی :

اگر چه روستاها نیز در معرض هجوم نقشه های اصطلاحا شهری که مطابقتی با زندگی سنتی روستایی ندارد قرار گرفته اند ولی اساسا خانه روستایی ساده است. سادگی در طرح خانه و ترکیب فضاهای خانه وجود دارد. شکل کلی خانه روستایی همانند طبیعت اطراف آن ساده است. هر چند در یکجا خانه چند اطاق جدای از هم است و در جای دیگر فضاهای به یکدیگر چسبیده  که از درون با یکدیگر ارتباط دارند .

7-1-6. مردم واری (تناسبات انسانی) :

اندازه فضا در خانه های روستایی متناسب با ابعاد انسانی است. انعطاف انسان روستایی زیاد است. به همین خاطر ممکن است پله های ظاهرا غیرمتعارف در شهر در ده دیده نشود و یا ارتفاع در طویله برای صاحب خانه کوتاه باشد و هر بار ناچار به دولا شدن برای ورود به آن باشد. اجزای خانه مثل پلکان- ایوان- تنورخانه و غیره فقط به اندازه حداقل لازم متناسب با کارکرد خود شکل می گیرند و از تکلف و افزونی ابعاد و اندازه ها و تلقین ابهت کاذب خودداری می شود .

7-1-7. انعطاف پذیری و خلاقیت :

در خیلی از روستاهای ناحیه واحدهای ساختمانی یا خانه ها ضمن داشتن مشابهتهای زیاد عین هم نیستند. فرق خانه ها  گاه در موقعیت زمین و یا اندازه آن است. گاهی شکل زمینها متفاوت است و گاه شیب و ناهمواریهای آن. معماری روستا به گونه ای است که به راحتی خود را با این شرایط ویژه همساز می کند. قابلیت انعطاف پذیری تنها در فرمها و اشکال نیست بلکه در نحوه ترکیب فضاها، در اندازه، در هندسه و … حضور پیدا می کند. راهیابی برای موارد خاص و یافتن پاسخ برای نیازهای خانواده در شرایط ویژه در تمامی سطوح و مراحل از فراهم آوردن مصالح و آماده سازی آن تا طرح و ساخت بنا همگی گویای میزان بالای خلاقیت است.

7-1-8. زیبایی فطری :

اگر ادعا کنیم که در نگاه بیننده منظر همه روستاها و یا همه چشم اندازهای آنها زیبا است، سخن به گزافه گفته نشده است. در جاهایی کار طرح و ساخت روستا از چنان ویژگیهایی برخوردار است که بیننده خارجی را چه عوام باشد و یا متخصص به تحسین وا می دارد . دلیلی ندارد آن دستی که با زدن هزاران گره طرحی رنگین را به صورت فرش و گلیم می بافد در برخورد با فضا و پدیده سه بعدی معماری وا بماند. سلیقه و ذوق فطری و ناآلوده روستایی در بسیاری از مواقع در معماری بومی و سنتی دهات  ناحیه هردنگ تجلی می یابد.

8. مساجد قدیمی :

شکل خاصی دارند که روی پایه های قوی  شش ستونی بنا گردیده اند ، اما مساجد جدید  به گونه شهر  و  با آهن و آجر ساخته شده است . از مساجد موجود می توان به مساجد روستاهای هردنگ ،مبادی،رخ،رهیزک ،چهکند ،شمس آباد،زرخان ، خوانند و اناران را نام برد. قبور بسیار ساده  و از خشت و گِل است و بر فراز آن گنبد یا نمایی دیده نمی شود .

9. مکتبخانه ها :

پیش از گشایش دبستان  شوکتی در بیرجند  یک باب مدرسۀ قدیمی به نام مدرسه  معصومیه وجود داشت . در این مدرسه منحصراً  صرف و نحو زبان عربی  و مختصری از ادبیات عرب (مطوّل) تدریس می شد  و باقی مواد تحصیلی  عبارت بود از فقه و اصول .

فارغ التحصیلها ، رهبران مذهبی مردم بودند  و از راه در آمد موقوفات و تأسیس مکتبخانه در دهات  امرار معاش می نمودند(پاژ15 ،1373).

علاوه بر مدرسه معصومیه ، مکتبخانه های متعددی  برای پسران و دختران  خردسال وجود داشت  که پیرمرد یا پیرزنی با قدیمی ترین مِتُد  تدریس ، قرآن و کتب سادۀ  فارسی را به اطفال  می آموخت .

غیر از مدرسه بیرجند ، مدرسه جعفریۀ قاین ، مدرسه عقیقۀ زهان ، مدرسه قدیمی خوسف ، مدرسه قدیمی درمیان و مدرسه قدیمی گُل  که در هر یک تعدادی طلبه با همان  وضع بیرجند  نگاهداری می شدند و علوم شرعی می آموختند ، وجود داشت . در هر قریه نیز مکتبخانه ای  بود  که هر سال  شاگردان  مقداری نان ، هیزم ، تخم مرغ و امثال آن برای آموزگار که گاهی  مرد و گاهی زن بود می بردند  و قرآن خوان می شدند . مکتبخانه مکانی بوده که در آن یک روحانی و یا به اصطلاح محلی مُلّا که معمولا اطلاعاتش در حد خواندن قرآن ، جوهری و جودی بوده به بچه ها آموزش می داده است .در آن زمان معتقد بودند که دختران نباید  بیش از آموختن  قرآن سواد داشته باشند .  بچه ها در سن 6 سالگی به مکتب می رفتند.روش آموزش در مکتب به این صورت بوده که فردی که در درس از بقیه سرآمد بوده به عنوان جانشین استاد به بقیه درس می داده و همه ملزم به اطاعت از او بوده اند.تنبیه بدنی تا حد فلک کردن نیز معمول بوده  و در مکتبخانه تخته یا لوح مشهور به  100 کلمه ، 30 پاره ، جودی و جوهری نیز موجود بوده که استاد از روی آن به تدریس می پرداخته است.در مکتبخانه ها شاگرد قوی و ضعیف سرانجام با یادگیری دروس گفته شده  فارغ التحصیل می شده اند و حقوق روحانی نیز توسط خود خانواده ها  تامین می شده و به همین دلیل نیز کیفیت آموزش بالاتر بوده است . مشهورترین این مکتبخانه ها در روستاهای مبادی (ام القری ناحیه)،هردنگ ،رخ ، خوانند و شمس آباد موجود بوده اند که در مکتبخانه روستای مبادی علاوه بر علوم قرآنی و شرعی ، نجوم ،هندسه ،منطق و ریاضیات نیز تدریس می شده است .

10.  اسباب و وسایل خانه :

ابزارو وسایل خانه همانگونه قدیمی را دارد و آنچه را از نیاکان آنها به ارث رسیده است ، دست به دست منتقل می کنند . در نقاطی که برق آمده باشد  از یخچال ، تلویزیون  و فریزر استفاده می نمایند .داد و ستد از طریق کالا به کالا  صورت می گیرد ، بدین ترتیب  که در قبال  پارچه ، قند و یا چیزهای دیگری که می خرند ، پشم ، کرک ، پنبه  و سایر محصولات  تولیدی  خود را مبادله می کنند .

11. صنایع دستی :

صنعت گلیم بافی ، قالیچه بافی و بافت پارچه های کرباس در منطقه متداول بوده  ولی به علت کار فراوان  و نبودن نیروی انسانی لازم کمرنگ گردیده  و بعید نیست در    آینده  نه  چندان  دور به دست فراموشی  سپرده  شود . در این منطقه به جز صنعت قالیبافی هیچگونه  صنایع روستایی  دیگری وجود ندارد . در مجموع 12 دار قالی  در منطقه  موجود بوده  که اکثراً در  روستاها  فعال می باشند .  به علت اشتغال  و درآمد بالای بخش کشاورزی در منطقه  پایین دست ، این صنعت رشد نیافته است . در نهایت این صنعت به عنوان یک امر غیر فعال در منطقه  می باشد (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380).

12. آسیاهای آبی :

آسیا سمبل و نشانه آبادانی بوده و وقتی می خواستند میزان آب رودخانه یا قناتی را اندازه بگیرند با کلمه آسیا  بیان می کردند و می گفتند فی المثل فلان قنات 3 یا 4 آسیاگردان آب دارد و همانطور که تعداد مساجد و کثرت منابر در گذشته میزان آبادانی و بزرگی روستا یا شهر را می رسانده برای هر روستا هم آسیا  نشانه شکوه و آبادانی بود .آسیا در مناطق خشك  ناحیه روی قنات ساخته می شود. تنوره آسیا در ژرفای زمین كنده می شود وحجم آن بستگی به میزان آب قنات دارد. مقدار آبی كه از بالا به تنوره می ریزد و در آن جمع می گردد، سنگ آسیا را به حركت در می آورد. این گونه آسیاها آرد مصرفی منطقه را آماده می كرد. ایجاد آسیا در روی قنات این امكان را می داده كه بخشی و یا تمامی مخارج نگهداری، تعمیر و لایروبی قنات به دست آید و صاحبان قنات مجبور به پرداخت نفقه نشوند. این یكی از چراییها و شاید عمده ترین دلیل ایجاد آسیا در روی قناتهای این منطقه بوده است. گاه برخی از صاحبان آسیا درگذشته، فقط با درآمد آسیا قنات جدیدی ایجاد كرده اند. در گذشته بسیاری از مقنّیها به جای مزد خود حواله آرد از آسیا دریافت می كرده اند و زمانی كه پول نیاز داشتند این حواله ها را می فروختند. آسیابانها نزد مردم احترامی داشتند و گاه این شغل به فرزندان آنها به ارث می رسید. کندن آسیا گاهی برای آبرسانی به زمینهای پست تر و اجباری بوده است و گاه نیز ایجاد آسیاها تنها به علل انسانی و نیاز یك منطقه به آسیا بوده است. آسیا کار آرد کردن گندم با دست را که بیشتر کار زنان بوده است، ساده می کرده است. فکر ایجاد آسیا باید بین زن و مرد با هم پیدا شده باشد. کار آبیاری با مرد و کوبیدن گندم با زن بوده است و این دو در آسیا به هم گره می خورده است. آسیا همچنین بین خانه های روستا و زمینهای کشاورزی قرار داشته است. مردان در کار آبیاری و گله داری وکشاورزی بوده اند و زنان چرخ و سفالگری و آسیا و ارابه را ساختند تا زندگی به را بیفتد. كار كردن با آسیا دستی كاریست زنانه و مختص به زنها و مردها در آن نقش چندانی نداشته اند. در برخی دهات كار كردن مردها با آسیا دستی کاری ناپسند و دور از شأن مردان به چشم می آمده است. چون در دهی آسیا آبی ساخته می شد، كار وارونه می گردید و دیگر زنها نقش چندانی در آرد كردن گندم خانواده نداشتند و مردها عهده دار حمل كیسه های گندم به آسیا و آرد به خانه بودند. نخست این کارها با زنان بود وسپس مردان آن را در برخی جاها بر دوش گرفتند تا نان و آب خانه در دستشان باشد. بدین ترتیب با ساخته شدن آسیا آبی نه تنها یك سنت شكسته می شد بلكه بخشی از نیروی كار زنها آزاد می گردید كه بیشتر در صنایع دستی به كار گرفته می شد. بسیاری از آسیاها و به ویژه آنها كه در روی قناتهای  ناحیه قرار داشتند از نظر تكنیكی و گودی تنوره و خرد كردن گندم در سطح بالایی قرار داشتند. آسیاها شکل زورخانه ها و سفالگریها را دارند و اینها همه به شکل نیایشگاه های مهر(زرتشتیان منطقه در گذشته) است.

12-1. ابزار و وسایل به کار رفته در آسیا آبی  :

1-تنوره   2- سنگ رویین    3-سنگ زیرین    4-پره     5- اَندا     6-  زیر آب         7- پیمانه    8-تنزه  9. دَلو.

12-2. روش كار آسیا آبی  :

روش كار آسیا بدین صورت است كه آب ابتدا وارد یك حوضچه شده و در آن جا از آشغال و لجن پاك می گردد . از این حوضچه چون حمام و استخر استفاده می شود و آب پس از عبور از تخته بند حوضچه وارد تنوره عمودی و با فشار زیاد از درون مجرای باریکی به پرده چوبی  برخورد کرده  و آن را می چرخاند و سنگ زیرین همیشه ثابت باقی می ماند . گندم كم كم از دلو وارد سوراخ وسط سنگ شده در بین دو سنگ زیرین و زبرین قرار می گیرد و خرد شده و آرد تبدیل شده  به درون     محفظه ای که برای همین کار تعبیه شده است ، می ریزد. آب وارد شده به آسیا از زیر سوراخ آن خارج شده و به کشتزارها می رود. سنگهای آسیا را از كوه  معدن و زرم می آوردند و پس از تراش و صیقل دادن آن بر دو الاغ  بار كرده و با تشریفات ویژه نصب می نمودند. این سنگها ریشه  آتشفشانی دارد و تركیب آنها اسیدی می باشد و در نتیجه بسیار سخت و محكم می باشد. از مهمترین آسیاهای منطقه می توان آسیای روستای هردنگ را نام برد که تنوره آن در حدود 5 متر بوده است .

13. آثار باستانی و تاریخی :

برای اولین بار در سال 1320  توسط آقایان دکتر  جمال رضایی و دکترصادق کیا نسبت به شناسایی  قطعات و قرائت کتیبه های کال چنگال  اقدام شد .  دکتر غلامحسین  شکوهی در سال 1324 از قطعات و کتیبه ها در پایان نامه تحصیلی خود نامی برده اند . این گونه از مطالعات  حداقل برای 50 سال به فراموشی سپرده شد تا اینکه آقای حمید موسوی طی نوشته ای  اطلاعات بیشتری درباره کال جنگال ارائه نمود .

در ده سال اخیر با همت چند تن  از باستان شناسان ، مدیریت میراث فرهنگی خراسان به ویژه آقایان رجبعلی لباف خانیکی و رسول بشاش، قدمهای بسیار مؤثری در مورد باستان شناسی بیرجند برداشته شده و در این امر مدیریت میراث فرهنگی  بیرجند نیز  بسیار کوشا بوده است .به هر صورت اکتشافات این عزیزان مایۀ  غرور ملی و مباهات  عموم مردم ناحیه می باشد .امید است این بازدیدهای مکتشفانه تکرار شود تا بدین وسیله آثار ارزشمندی که نتیجۀ رنج و تلاش نیکان ما و بیانگر تمدن این قوم  و غنای فرهنگ این مرز و بوم است کشف و شناخته شود .به منظور دستیابی به پیشینۀ تاریخی منطقه  و شناسایی آثار  پراکنده در آن ، کار بررسیهای پژوهشی آغاز گردید که در جریان آن آثار تاریخی مربوط به دوره های مختلف  تاریخی به شرح ذیل شناسایی گردیده است (پاژ 15،1373).

13-1. آثار ثبت شده منطقه:

1- مهمترین این آثار  مربوط به اقوام ساگارتی است که بر روی قطعه  سنگهایی معروف به «لاخ معدن » در منطقۀ خوسف بیرجند  باقی مانده است (سنگهای معروف به لاخ معدن در قطعات بزرگ و فراوان بر دامنه کوهی واقع در فاصله 60 کیلومتری  جنوب غرب بیرجند و 2 کیلومتری شمال شرق  روستای هردنگ بر کنارۀ  رودخانه ای پراکنده هستند . این مکان به قسمتی از دره ای گفته می شود که کوه  شاه را در جنوب خود شکافته و گذرگاهی شده است برای اقوام ساگارتی که خراسان را  به جانب کرمان یا نواحی کویری قهستانی ترک می کردند.در کناره های این گذرگاه بقایای فرهنگی متعددی با  قدمت بیش از 12000 سال را  می توان مشاهده کرد).

2-مزار شاه سلیمان علی مربوط به دوره قاجار

3- برج تقی آباد مربوط به دوره سلجوقی

4-خانه خزاعی مربوط به اواخر دوره قاجار

13-2. از جمله آثار قابل ثبت منطقه می توان موارد ذیل را نام برد :

1- سرای میر در هردنگ مربوط به زمان افشاریه و قاجاریه

2-قلعه هردنگ (دوران آن نامشخص است)

3-ویرانه های قلاع اسماعیلیه در کوه های: قَلاع کَشُوک،شادان و چهکند.

4-قلعه  خوانند مربوط به زمان افشاریه و قاجاریه.

5-قلعه های محافظتی که در زمان  یورش بلوچها برای مقابله  با آنها ساخته شده است و خرابه های آن در روستاهای  : هردنگ ، چهکند ، خوانند ، روشناوند و برزادران  بر جای مانده است .

14. موقوفات :

وقف به معنی منفعت حاصل از چیزی را در راه به خصوصی خرج کردن و به مجموع وقفیات در یک منطقه موقوفات گفته می شود.

وقف در اسلام ثواب بسیاری دارد  که ثوابش پس از مرگ، به عنوان صدقه دایماً به شخص وقف‌کننده  خواهد ‌رسید.

ائمه اطهار علیهم السلام خود در اجرای سنت وقف پیشقدم بودند؛ امام علی (ع)  چاه‌ها و باغهای بسیاری را که به دست خود احداث فرموده بودند  در راه خدا و مسلمانان وقف کردند. برخی از این چاه‌ها هنوز در کشور عربستان با عنوان"آبار علی"(چاه‌های علی) شناخته می‌شود و مورد استفاده است.

رفع بسیاری از نیازمندیهای مستمندان و گشوده شدن بسیاری از گره های اقتصادی با سنت وقف، عملی است.

وقف، ثروت و مایملک را بسان چشمه ای همیشه جوشان می سازد، که هرگز از فیضان و جوشش باز نمی ایستد و برای همیشه روزگار خیر و برکت را بر بستر زمان و اجتماع جاری می سازد و صاحب خویش را از بهره های عظیم برخوردار می کند.

در اینجا یادآوری کلامی گران سنگ از میان سخنان و تأکیدات بسیاری که پیامبر بزرگ اسلام در زمینه ترغیب و تشویق مؤمنان به انفاق داشته اند مناسب به نظر  می رسد.

پیامبر اکرم می فرمایند، با مُردن انسان طومار زندگی او پیچیده شده و برای همیشه ارتباط او با دنیا قطع می گردد، مگر سه گروه:

دانشمندی که اثری علمی برای هدایت مردم، از خود به یادگار گذاشته باشد.

صدقات و خیرات مستمری که از کسی باقی مانده باشد و مردم  از آنها سود برند.

فرزند صالح و نیک کرداری که پدر و مادر را به دعای خیر یاد کند.

 14-1. شرایط وقف پذيري اجتماعي مردمان ناحیه هردنگ :

يکي از ارکان وقف، واقف يا وقف گزاران است و نيز رونق نهاد وقف به کثرت واقفان و به حجم عملکرد وقفي آنها بستگي دارد. افزايش واقف و افزايش عملکرد وقفي واقف به عوامل متعدد وابسته است. از جمله آگاهي، تدين و باورهاي ديني، مسئوليت پذيري و حس همدردي اجتماعي، اقتضائات و نيازهاي اجتماعي وده ها عوامل  دیگر در افزايش تعداد واقفان و گسترش عملکرد وقفي آنها مؤثر است. آمارهاي  موقوفات از منطقه ناحیه هردنگ گویای این واقعیت است که 162 مورد وقف در این منطقه وجود دارد که اگر آمار این موقوفات را برتعداد روستاهای موجود که در حدود 82 پارچه آبادی می شود ، تقسیم کنیم ، برای هر روستا به طور میانگین 2 مورد وقف به دست   می آید . از آن جایی که در هر روستا با توجه به ارزش آب ،وقف بر آب صورت  می گرفته  و ملاک تقسیم و توزیع درآمد آب بوده و مدار آبیاری در غالب روستاها بر 12 بوده، مقدار وقف به طور میانگین برای هر روستا برابر با  2 سهم آب می شود که این خود نشان از اهمیت وقف در میان مردمان ناحیه هردنگ دارد . قدیمی ترین اسناد مربوط به وقف در منطقه به سال 1250 قمری بر می گردد و نکته مهم دیگر که از بررسی اسناد موجود به دست می آید این است که سهم زنان در وقفیات برابر با 15 درصد کل وقفیات می باشد. برای جلوگیری از حیف و میل موقوفات منطقه هر نایب  الحکومه وظایفی را عهده دار می شده که  آنها را بر اساس قوانینی به تمام واقفین متذکر می گردیده، که خلاصه ای از این فرامین به شرح ذیل می آید :

1-حداقل یکماه قبل از انقضاء مدت اجاره ملک وقف، واقف باید برای تعیین میزان نرخ اجاره جدید موقوفات خود را تحت نظر اداره اوقاف به مزایده بگذارد.

2-در مناطقی که دفترخانه ثبت اسناد رسمی وجود دارد تشریفات مذکور باید با ثبت در دفترخانه صورت گیرد و مقدار موقوفه و خرج و دخل آن کاملا مشخص و نسخه ای از آن به اداره اوقاف منطقه،نایب الحکومه ناحیه ارسال و نسخه دیگر در دفترخانه نگهداری می شود.

3-نماینده اوقاف منطقه (نایب الحکومه)می بایست در صورت عدم پایبندی واقف به قوانین وقف، در 2 نوبت  برای وی  اخطاریه  می فرستاد  و در صورت تمرّد واقف از پذیرش اخطاریه موقوفه، توقیف و از عهده داری او خارج و دریافت خسارت می گردید .

4- در صورتی که بارندگی خوب نباشد و محصول تولیدی پایین باشد ، واقف فقط نصف درآمد از ملک وقفی را پرداخت می کند.

14-2. اقسام وقفیات در منطقه :

واقف نیت می کرده که درآمد حاصل از ملک وقفی او در هزینه های ذیل صرف گردد :

1-وقف بر مسجد : هزینه های جاری مسجد از طریق درآمد ملک وقفی صورت می گرفته است .

2- وقف بر حسینیه : هزینه های جاری حسینیه از طریق درآمد ملک وقفی صورت  می گرفته است .

3- وقف بر عبادت : شخصی نیت می کرده که عواید حاصل از ملک وقفی او ،صرف به جا آوردن نماز و روزه واقف برای یک نسل بشود و بعد از آن نیز برای روضه خوانی صرف گردد.

4- وقف بر سیدالشهداء : هزینه های جاری  مربوط به برپایی مراسم عزاداری سیدالشهداء از طریق درآمد ملک وقفی صورت می گرفته است .

5- وقف برعزاداری : هزینه های جاری  مربوط به برپایی مراسم عزاداری برای هر یک از بزرگان دینی از طریق درآمد ملک وقفی صورت می گرفته است .

6- وقف بر حمام : هزینه های جاری  مربوط به  امورات ساخت ،تعمیر ،نظافت،سوخت و اجرت کار حمامی از طریق درآمد ملک وقفی صورت می گرفته است .

7-وقف مال در جهت تحصیل علاقه مندانی که تهیدست بوده و خواهان تحصیل علم بوده اند.

8-وقف بر تغذیه و استراحت عابران که غالبا درختهای میوه در مسیر آنها بدین امر اختصاص می یافت.

15. عقد نامه ها و نحوه ثبت ازدواجها :

ازدواج هر يك از زوجين روي يك برگه نوشته مي شده است . بدين ترتيب كه با حمد پروردگار و نَعت هر يك از پيامبران بزرگ و ذكر نام همسرشان وهمچنين ائمه معصومين (ع)متن عقدنامه آغاز و با آيه و انكحوالايامي و حديث النكاح سنتي ختم مي گرديده است و به ناكح يا منكوحه عناوين خاصی داده مي شده است . صداق عبارت بوده است از ملك ، خانه ،بندسار، اشجار و اموال منقول نظير: مِس ، رختخواب ، اقمشه،فرش، قالي يا گليم، گوسفند،طلا و نقره. متذكر مي گردد كه ميزان صداق و نوع كالاهاي مربوط به صداق برحسب استطاعت وتوان مالي هر شخص متفاوت بوده است وجالب است كه در برخي از عقود بلافاصله زوجه صداق را به صيغه شرعيه به شوهرش صلح مي نموده ودر برخي عقدها حق سكونت با زن بوده است ودر صورت تغيير محل اقامت مرد، زن مجاز بوده است، كه خود را به توكيل ، مطلقه نمايد . ذيل هر برگ صداق نامه به وسيله دو و گاهي بيشتر از بزرگان و متعمدان محل امضاء وتاييد مي شده است و پولي كه مهريه براساس آن وضع مي شده است پول خراساني بوده است(پانصد درهم شرعي كه رايج زمان و مكان قاين بوده معادل ده تومان خراساني بوده است).

 16 .شهدای منطقه :

شهدای منطقه به شرح جدول ذیل می باشند :

 

ردیف

نام شهید

نام پدر

تاریخ تولد

تاریخ شهادت

محل شهادت

نام عملیات

1

رضا توکلی اناران

علی اکبر

1340

1364

جزیره فاو

والفجر

2

محمد علی اسماعیلی پسته

رجب

1340

1365

حاج عمران

کربلای 2

3

محمد دهقانی زرخان

حسن

1345

1364

جزیره مجنون

بدر

4

غلامرضا گیدسکی رهیزگ

حاجی حسن

1345

1365

رودخانه کارون

(پاسگاه زید)

----

5

محمد رضا گیدسکی رهیزگ

محمد

1342

1366

جاده ماهیدشت به اسلام آباد(نوسود)

-----

6

غلامعلی دودمان رک

محمد علی

1338

1362

ابوغُرَیب

-------

7

عباس آزرده

حسین

1346

1367

ماهوت

--------

8

مهدی خادمی

عبدالقادر

1347

1369

مهاباد

--------

9

علی اکبر صمدی خوانند

حاجی

1323

1361

پاسگاه زید

رمضان

10

وحید احمدی رک

محمود

1347

1363

پل کرخه

--------

11

خداداد حسنی

محمد

1334

1359

حاجیان

---------

 17. سادات منطقه :

سادات منطقه شامل آن گروه از ساداتی می شوند که از طریق حضرت فاطمه(س) به پیامبر(ص) می رسند. سادات در منطقه از احترام و بزرگی خاصی برخوردار هستند ، به طوری که در اعیاد مختلف و به خصوص عید غدیر خم همیشه یکی از برنامه های دید و بازدید افراد ، رفتن به خانه سادات می باشد . مجموعه سادات منطقه از 3 گروه اصلی ذبیحی (ذبیحی ،حسینی و مرتضوی) ، رفیعی و سادات سلیقی مرعشی یا  میرزا ابوالقاسمی( پروین ،ازهری،حیدری و هاشمی ) تشکیل شده اند که اینها به ترتیب با 35  نسل به امام  حسین(ع) ،31 نسل به امام صادق و با 34  نسل به امام سجاد(ع) می رسند .

 

فرهنگ و بوم شناسی مردمان ناحیه هردنگ

.فرهنگ چیست ؟

فرهنگ به مفهوم عام خود ، روش زندگی کردن و اندیشیدن است و حاصل می شود از مجموع دانسته ها و تجربه ها و اعتقادهای یک قوم .

استنتاجی است که ملّتی در طی  قرنهای متمادی  از دریافتهای  خود از زندگی کسب کرده و به همین سبب  یکی از موجبات  غنای فرهنگ را ، درازی عمر  صاحب آن   می دانند . زیرا فرهنگ  مجموعه ارزشها  و آیینهای خوب  است ، هرچه زمانی بیشتر  بر قومی گذشته و فرصتهای بیشتری   به دستش داده باشند  ، افزونتر خواهد توانست سرمایه معنوی  ذخیره کند و آیینهای بهتری را جایگزین آیینهای بدتر سازد . همچنین ، هر چه ملتی  بیشتر در معرض  شیب و فراز و تجربه اندوزی قرار گیرد فرهنگی بارورتر به دست می آورد(غوث،1377) .

فرهنگ ، بهترین موازین اخلاقی و اعتقادات مذهبی و تفکّرها و آداب و سنن را در بر می گیرد  و خود  را  از آن می پرورد ، مانند زنبور عسل  که شیرۀ گلهای گوناگون را می مَکد و عصاره آنها  را تلفیق می کند و مجموع را به صورت عسل بیرون می آورد . آنچه تعيین کنندۀ روش زندگی یک قوم می شود ، نه مذهب است ، نه اخلاق و نه آداب و سنن ، بلکه فرهنگ است که از هر یک نصیبی دارد بی آنکه بی تنهایی هیچ یک باشد ؛ از این روست که می بینیم چند قوم  با مذهب مشترک یا اصول اخلاقی کم و بیش مشترک ، شیوۀ زندگی کردن  و اندیشیدن مشابه ندارند ، زیرا فرهنگ آنها با هم متفاوت است و باز به سبب آنکه فرهنگ تبلور و چکیده دریافتها و دانسته های عملی ، نظری ، عقلی و احساسی یک قوم است ، از عیبها و نارسايیهایی که ممکن  است در آیینها و اعتقادها باشد بری است ؛ و به سبب آنکه  فرهنگ میوه  بهترین استعدادها  و اندیشه ها و کردارهای یک قوم است ، همراه برجسته ترین  افراد یک ملت ، مبین و پرورنده و نقل دهندۀ آن می شوند .اما در عین حال  فرهنگ محصول کارگروهی  و نتیجه کوششهای همگانی قومی در طی دورانهای متوالی است (آیتی،1371)آنچه را که سجایای ملی می خوانند ، از فرهنگ حاصل می شود . هر چه فرهنگ  بارورتر و غنی تر ، منش و خصوصیات روحی یک قوم پرمایه تر .فرهنگ است که در زمینه  معنوی ، قضاوت درست  و استحکام اخلاقی و در زمینۀ مادی ، همکاری و تعاون  را پرورش می دهد .لیکن فرهنگ پرورده نمی شود و باقی نمی ماند ، مگر در پرتو تحّرک.

فرهنگ اثری زنده است ، بنابراین باید تحرک و روینده باشد . توقف او مرگ اوست . چه ، اگر فرهنگ طبع منعطف و سیّال نداشته باشد تا بتواند خود را پیوسته  با نیازها و آرمانهايي كه دارند ،تطبیق دهد ، از پای در خواهد آمد .

فرهنگ هم راهرو است و هم راهبر .  اگر بخواهد تنها راهبر باشد ، چه بسا که هم قدمی با او دشوار گردد ؛ اگر تنها بخواهد همراه باشد ، آنگاه رسالت روشن بخشی و چراغداری  خود را از دست خواهد داد .همین خاصیت زنده بودن به او جنبۀ پذیرندگی داده است  ؛ آغوش پذیرنده دارد و از هرجا  هر چه را که مایه تقویت و بالندگی  خود می یابد ، می گیرد . در مقابل ، از خود نیز می دهد ، به داد و ستد جریان خود را زنده و شاداب نگاه می دارد(احمدی بیرجندی،1372) .

فرهنگ به معنای خاص به سرمایه معنوی  یک قوم گفته می شود ، و این همه آثار  ادبی و هنری  و فکری را در بر می گیرد ؛ همه آنچه از درون  او سرچشمه گرفته  و در برون ، تجلی خود را  در «سازندگی» یافته است . این سازندگی ، اگر بیشتر متوجه برآوردن  حوائج مادی و جسمانی اجتماعی باشد ؛ نام تمدن به خود می گیرد  و اگر بیشتر ناظر به اغناء نیازهای معنوی و غیر انتفاعی و غیر قابل تقویم او ، نام فرهنگ به خود می گیرد . ولی غالبا این دو  با هم همبستگی می یابند .

فرهنگ نشانۀ کار و نشانه انتخاب است . انتخاب یعنی  به آنچه  هست قانع نبودن و بهتر جُستن ، از این رو فرهنگ  جنبه کیفی  دارد نه کمّی (اسلامی ندوشن،---). از سوی دیگر ، به کمک فرهنگ  است که زمان گذشته به حال پیوند می خورد و دنیای حال که حالت سطح دارد  بُعد و ژرفا به خود می گیرد . پس حاصل فرهنگ  این می شود که انسان ، برگزیده تر و بارورتر و بیشتر  زندگی  کند(برهان،1362) .

خلاصه آنکه آثار فرهنگی یک قوم مبیّن میزان فعالیت و کوشش او برای دست یافتن به عمق و وسعت و گزیدگی در زندگی است  که بدین گونه می توان گفت که هر قومی  با فرهنگ تر باشد ، بیشتر ژرف تر  و بهتر زندگی می کند(بیرونی،1363).فرهنگ از دو جزء «فر» و«هنگ» ترکیب شده است . «فر» هم به گونه یک واژه مستقل  و هم به گونه یک  پیشوند و در زبان  مُستَعمل  است و «هنگ» تنها به گونۀ واژه مستقل . کلمه«فر» به عنوان  یک واژه مستقل چند معنا دارد که متداول تر  آنها  شکوه ، شأن  و منزلت  و به عنوان  پیشوند  به معنای بالا  و بر ، پیش و بیرون است . «هنگ» نیز در زبان فارسی چند معنا دارد  که عام ترین آن ، کشیدن، فرهیختن ، سنگینی  و وقار است . پس  معنای تحت الفظی فرهنگ بالا و بَر و کشیدن یا بیرون کشیدن است(بیرونی،1363) .

فولکلور از دو کلمه انگلیسی«فولک» به معنی توده و «لور» به معنی دانش ، علم  به آداب و رسوم مردم و افسانه ها  و تصنیفهای عامیانه و توده شناسی فرهنگ عامّه آنها تشکیل مي گردد. مجموعه عقاید ، اندیشه ها ، قصه ها ، آداب و رسوم ، ترانه ها و هنرهای ساده  و ابتدایی  یک ملت را «فولکلور» گویند(بیهقی،1371).

ارزش بخشیدن به فرهنگ مردم در واقع ارج نهادن به مردم است . به این خاطر که مردم از فرهنگشان جدا نیستند  و این فرهنگ آنهاست که آنها را می سازد و به آنها  ارزش می بخشد.

فرهنگ عامه، مجموعه تجربیات و تفکرات  بشر در طی قرون  و اعصار است و همین  تجربیات و آداب و سنتهای مرسوم یک جامعه است که به آن جامعه ، شخصیت و هویت و موجودیت می بخشد(پاپلی یزدی ،1367) .

فرهنگ عامه از منابع با ارزش  و دست نخورده ای است که درون آن ، روح زندگی و فلسفه حیات جاری و ساری است .  احساس و بینش  مردم  را با یاری گرفتن از نمادها ، استعاره ها ،  رمزها و علایم ، در قالب الفاظ و در کِسوت اعمال  و حرکات جلوه گر می سازد و بدین وسیله زندگی پر از رمز و راز و تمثیل  و اشاره و کنایۀ  مردم را بازگو می کند (تاریخ سیستان،1314).

فرهنگ مردم هر ملتی  دارای ویژگیها و خصایصی است که باعث جدايی و تمایز جامعه از دیگر جوامع می شود  . در عین حال فرهنگ عامه همبستگیهای انسان را نیز در  نظر دارد . زیرا ، پایۀ آن بر نیازهای اصلی  و واقعی بشر  نهاده شده است و تا حد زیادی به طور طبیعی در میان اقوام و قبایل گوناگون اشتراک دارد(دهخدا،1370) .

2. پزشکی عامیانه :

 روستاییان منطقه ناحیه هردنگ  به منظور حفظ و  حراست  از طب سنتی که از پدران و اجدادشان  سینه به سینه به آنها ارث رسیده است  و از طرفی به خاطر فقدان  مراکز درمانی  و پزشکی ، برای بسیاری از امراض  و بیماریها به  سوی گیاهان  دارویی روی می آورند . برخی از این گیاهان نظیر بادیان  ، شوید ، کرابیه ، شنبلیله ، و ... را در مزارع می کارند و بسیار ی از این گیاهان  نظیر استخودوس ، بومادران ، گل زوفا ، کلپوره ،  و ... در کوه ها و تپه های این منطقه به صورت خودرو وجود دارد . مصرف گیاهان دارویی    در نزد روستاییان از ارزش خاصی برخوردار است و کمتر کسی را می توان یافت که گیاهان دارویی در خانه نگهداری نکند (غوث،1377).

روستاییان از همان نخستین روزهای تولد  نوزاد ، با خوراندن«لته چوش[1]» به او ، مزاقش را با این نوع داروهای گیاهی  آشنا می کنند. این گیاهان در اصطلاح محلی به «دوایون زنوکی[2]» معروف است و برای نگهداری آن  در خانه از کیسه های پارچه ای  کوچک استفاده می کنند که «دوادو[3]» گویند .

داروهای شیمیایی نیز با تقلید از کیفیّت ترکیب داروهای گیاهی ، اما به صورت مصنوعی تهیه می شود که روز به روز  بر مصرف آن افزوده می شود و همانگونه که بسیاری از متخصصان این رشته معترفند بایستی بیماران  را به سوی طب سنتی و مصرف گیاهان دارویی که امتیازهای زیادی نسبت به داروهای شیمیایی دارد  ، سوق داد . بهترین روش نگهداری این گیاهان عبارتند از :خشک کردن ، پوست کردن ، خُرد کردن ، اَلَک کردن ، بودادن .

 روشهای استفاده از این گیاهان  :

دم کردن  ، جوشاندن  ، بر هم گذاشتن ، بخور دادن ، عرق  گرفتن .

 دامنه طب عامّه  بسیار گسترده است .در اینجا  جهت اطلاع  خوانندگان  با طب عامّه این منطقه ، پاره ای  از موراد ذکر  می شود .

«اسهال »

برای معالجه اسهال  به یکی از طرق زیر عمل  می کنند  :

شاتره[4] ، ترخ[5] کوهی ، نعنا ، کرابیه[6]  را در مقداری آب می جوشانند  و سپس همراه با شکر  یا نبات می خورند .

برگها و ساقه «ریحانِ[7]» تازه را خوب می کوبند  و آبش را میل  می کنند .

«خاک شیر[8]»را با آب  سرد مخلوط  کرده ، سپس شیرین می کنند و می خورند .

پودر«جدوا[9]» را در آب سرد می ریزند و پس از شیرین کردن میل می کنند .

«گل صد بلگ[10]» و تخم ریحان را همراه با آب  می جوشانند  و پس از صاف کردن    می خورند .

انگل ، کرم :

 برای دفع انگل  به یکی  از روشهای زیر  عمل می کنند :

 سماروق[11] را به صورت خام مصرف می کنند .

کُما[12] را به صورت خام یا پخته می خورند .

گندم آب پز شده را بدون نمک ، چند روز صبح ناشتا می خورند .

سیر را به صورت خام یا پخته مصرف می کنند ، که داروی بسیار مفیدی برای دفع انگل و عفونتهای روده ای است .

بادگوش :

اگر گوش کسی سنگین شود و ورم کند ، کنار گوش او را  در چند نقطه  تیغ می زنند  و برگ چغندری را  رویش می گذارند  تا باد بیرون رود .

 بند  آمدن خونریزی دندان  :

برای جلوگیری  از خونریزی دندان  کنده شده به طرق زیر  عمل می کنند :

 مقداری«زمه[13]» نرم شده را در  داخل قطعه پنبه ای می گذارند  و در گودی دندان قرار می دهند و دهان را با چای تیره  می شویند .

زرده تخم مرغ را با روغن می پزند  و روی گودی دندان می گذارند .

تبخال :

برای درمان تبخال «سرخفت[14]» ، شیر گاو را روی محل  تبخال می مالند تا بهبود یابد .

ترش :

برای رفع ترش ، «ترخ کوهی» «گل بومادرو[15]» و«کلپوره[16]» را در آب  به مدت چند دقیقه می جوشانند  و صاف می کنند  و به همراه شکر یا نبات  می خورند  یا گل بومادرو  را در آب می جوشانند و مصرف می کنند .

ترکیدگی  پاشنه پا :

مقداری پیه گوسفند را داغ می کنند  و در ترکیدگی پا قرار می دهند .

کف پای خود را حنا می بندند  تا ملایم شود  و ترکها زودتر خوب شوند .

 تنظیم عادت ماهیانه :

 مقداری «تاج خروس[17] »  را در آب می جوشانند  و صاف می کنند و می خورند .

 مقداری«ِاسپخنگور[18] »  را در آب جوش  می ریزند و  چند دقیقه  می گذارند  تا دم بکشد .

 تورم پوست سر : 

تورم پوست سر در صورتی است که به اصطلاح  محلی «سر سردی کرده باشد» و چشمان متورم شود  و از دهان  آب بریزد . برای درمان ، پوست سر را  در چند نقطه تیغ می زنند تا ورم از بین برود  یا حنا و شاتره را در آب گرم  مخلوط می کنند و روی سر قرار می دهند .

حجامت :

 وقتی خون بدن زیاد شود و مخصوصاً بعد از عید نوروز  برای تصفیۀ خون  حجامت   می کنند . برای این منظور  نزد زنان «کولی یا غرشمال» می روند و او با تیغ مخصوصی به نام «پاکی[19]» پوست میان دو کتف ، پشت گردن و پاها  را در چند نقطه تیغ می زند و با شاخ گاو یا گوسفندی  که مخصوص این کار است ، مقداری از  خون بدن آنها را   می مکد و بیرون می ریزد . بدین طریق از بیماریها  و دردهای بدن  کاسته می شود .

 خارش بدن :  برای رفع خارش بدن  مقداری«گِل سَرشو[20]» و سِدر و «گِلِ ارمنی[21]»  را با آب  مخلوط می کنند  و روی بدن می مالند  تا بدن خشک شود . اگر خارش بدن  در اثر تُرش باشد کلپوره و ترخ کوهی  و بومادرو  را در آب می جوشانند  و می خورند .

خروسک :

 برای درمان خروسک «شیردون[22]» سر بچه را می تراشند  و با تیغ مخصوصی  به نام «پاکی» پوست سر  را در چند نقطه  تیغ می زنند  تا خون بیرون آید  و به اصطلاح باد به در  شود . همچنین مقداری تاج خروس  و «گل بنفشه[23] » را در مقداری آب جوشیده دم می کنند و به بچه می خورانند  .

خشکی صورت :

 اگر پوست صورت خشک شود ، چند روز شیر به آن می مالند و یا صورت را با روغن مرغ چرب می کنند یا با جوشاندن« استخودوس[24]» و «گل زردو[25]»و «پدینه[26]» صورت را بخور می دهند  تا  نرم و لطیف شود .

خون دماغ :

 برای بند آمدن خون بینی  به روشهای زیر عمل می کنند :

آب سرد روی سر می ریزند  و دستها را بالا  نگه می دارند و بالای بینی را محکم  فشار می دهند .

آب تره سیر را جلوی حفره های بینی  می مالند .

«اِسفند[27]» و «سیه دونه[28]» را در  مقداری آب می جوشانند، تا غلیظ شود و آن را روی سر بیمار می گذارند .

درد پا :

 مقداری روغن «دمبه[29] » را به پا می مالند .

مقداری «مومنایی[30]»را می کوبند و با روغن زرد مخلوط می کنند  و به پا می مالند .

پا را در پوست گوسفندی که تازه ذبح کرده اند و هنوز گرم است ، قرار می دهند .

درد چشم :

 برای سوزش و آبریزش چشم مقداری «کَنِ[31]» را  می کوبند  و با شیر زن مخلوط می کنند و بر روی چشم  می ریزند. یا چشم را با جوشانده «گشنیز» و «کرابیه[32]» شستشو می دهند .

برای رفع چشم درد «پُپ[33]» و «شیردون[34]»گوسفند را همراه آب می جوشانند  و چشمها را با حرارت  آن بخور  می دهند .

برای تقویت چشم از سرمه هایی که ساخت زنان روستایی است ، استفاده می کنند .

 این  سرمه از موادی چون «کرابیه» ، «بادیو[35]» ، «شوتخم[36]» ، «اجقو[37]» ،«گشنیز» ،«مغز بادام» ، «مغز شفتالو[38]»و «پیه بزغاله»ساخته می شود .

 درد دندان :

 برای معالجه درد دندان  مقداری الکل روی دندان  می ریزند و یا مقداری«انزروت[39]» را می کوبند  و روی دندان می گذارند  و یا مقداری«قره قُُروت[40]» یا «هلیره[41]» روی دندان قرار می دهند .

درد سر :

 برای رفع درد سر مقداری زنجبیل  کوبیده شده  را خیس می کنند و به پیشانی می مالند .«گل ختمی[42] » را با آب می جوشانند  و روی سر می گذارند .

روزی چند فنجان دم کرده «گل بنفشه» می خورند .

مقداری «آویشه[43]» و گشنیز را درآب جوش دم می کنند و می نوشند .

 درد پستان :مقداری کلپوره را در آب می جوشانند تا غلیظ شود ، سپس آن را روی پستان می گذارند و مقداری جعفری را ریز ریز کرده و به شکل  ضماد روی پستان می گذارند.

 ساقه و گل آویشن  را در آب جوش دم کرده و استعمال موضعی می نمایند .

درد شکم :

برای درمان درد شکم  مقداری «بُومادرو»و «مُخلّصه[44]» و «مستار[45]» را در آب می جوشانند و پس از صاف کردن  می خورند .

 درد گلو :

گیاه «کَلقُورِشک[46] » را در مقداری آب می جوشانند و غرغره  می کنند ، یا شلغم را پخته و می خورند .

درد گوش :

 بر ای معالجه درد گوش  به طرق زیر عمل می شود :

مهُر نماز را گرم می کنند  و در پارچه ای  می پیچند و روی گوش می گذارند .

 دود سیگار یا قلیان را درگوش بیمار فوت می کنند .شیر زن در گوش می دوشند .

روغن بادام تلخ در گوش می ریزند .

دررفتگی :

اگر عضوی دچار دررفتگی شود ، محل بیرون رفتن مفاصل را با روغن  زرد و  زرد چوبه  چرب می کنند  و پس از ماساژ دادن آن را می کشند  تا جا بیفتد ، هم چنین به آن روغن مومنایی می مالند .

دُمَل (کورک) :

برای درمان دمل  پیاز گرم کرده را دو نصف می کنند به طوری که  برابر دمل (کورک) گردد و آن را  روی دمل گذاشته  و می بندند  تا سر باز کند  و چرک آن خارج گردد . پس از اینکه سر باز کرد  و کاملاً سفید گردید  دو طرف آن را گرفته  و فشار  می دهند  تا ماده اصلی آن  خارج  گردد و سپس بهبود يابد .

 زگیل :

زگیل را در اصطلاح محلی «گالیک[47]» گویند . برای معالجه آن  زگیل را با ناخنگیر  یا قیچی می برند تا از آن خون خارج شود ، سپس مقداری  آهک  در موضع می ریزند  تا ریشه اش بسوزد  و از بین برود .

زنبور زدگی :

«مهره پادزهر[48]» را می  سایند و روی محل زنبورزدگی می ریزند .

«زِمه» یا «خلیچ[49]» یا «کشته توت[50]» را روی محل نیش زدگی می گذارند .

 غوره انگور را خُرد می کنند  و روی محل نیش زدگی می گذارند .

 سنگی را داغ می کنند  و روی محل می گذارند تا به اصطلاح محلی « بسوزد » و پخش نشود .

سرخک :

 در چند روز اول  غذاهای سرد مثل : شیر، عدس و برنج به بچه  می خورانند . همچنین «استخودوس» و «گُل گاوزبو[51]»  را در آب جوشیده دم می کنند  و به بچه می دهند  تا دلش خنک شود ، یا «تخم گشنیز» و «عناب» را در آب می جوشانند  و پس از  صاف کردن به بچه می دهند.

مردم معتقدند که چشم آدم جُنُب نباید به بچه مبتلا به سرخک بیفتد ، چون دانه های سرخک«بیرون نمی زند» و باعث نابودی بچه می شود  و برای اینکه دانه های سرخک زودتر  درآید  پارچۀ قرمز رنگی را  روی بچه می کشند .

سرما خوردگی :

برای رفع سرماخوردگی  به یکی از طرق زیر عمل می کنند :

«استخودوس» و «گل زوفا» را در مقداری آب می جوشانند و پس از صاف کردن میل می کنند . مقداری شلغم را  با  آب می پزند و می خورند .

مقداری مستار یا عناب را می جوشانند  و میل می کنند .

برای رفع «سینه پهلو » برگ «شملیدۀ» خشک شده را می کوبند و با روغن نباتی  مخلوط می کنند  و سینه و پهلوها را چرب می کنند .

برای درمان سرماخوردگی مزمن  بیمار را عرق کلوخ می دهند . برای این منظور مقداری  کلوخ سرخ شده  را در یک دیگ آبی  می ریزند ، تا خوب بخار کند ، سپس پتو یا لحافی را  روی بیمار می کشند  و دیگ را به زیر لحاف منتقل می کنند  تا بیمار از بخار  استنشاق  کند و این عمل  را چند بار  تکرار می کنند .

مقداری کاکوتی و گل گاوزبان را در آب می جوشانند و میل می کنند.

سوختگی :

 محل سوختگی را با روغن الاغ چرب می کنند .

اندکی  نمک روی  موضع سوختگی می ریزند و یا مقداری نفت بر روی موضع می مالند .

قدری برگهای تازه «بارهنگ[52]» را می چینند و پس از شستن خرد نموده و به صورت ضماد  روی موضع  سوختگی  قرار می دهند .

مقداری سیب زمینی رنده شده  به صورت خام روی موضع  سوختگی می مالند .

سودا :

 سودا را با یکی از  طرق  زیر مداوا می کنند :

«گِلِ سرشو» ،سدر و «گل ارمنی» را با آب مخلوط می کنند و روی بدن می مالند  تا بدن خشک شود . برگها و دانه های گشنیز را خرد  می کنند  و با ماست مخلوط کرده ، روی بدن می مالند . استخوان مرغ را داغ می کنند و روی مفاصل انگشتان دست  و پا می گذارند  و می گویند : «چِخ چِخ» و معتقدند که سودا از بین خواهد رفت .گاهي با گذاشتن زالو روي زخم و مكيدن مقداري خون به وسيله زالو خون آلوده مكيده شده و باعث بهبودي مي شود.

 سیاه سرفه :

 قدری شیر الاغ به بچه می خورانند .

مقداری « گل گاوزبان»، «استخودوس» و «گل بنفشه»  را با آب می جوشانند و به بچه می دهند .

شب ادراری :

اگر کودکی ، شبها بی اختیار  در رختخواب خود ادرار کند ، می گویند :«کمرش سست است» .برای معالجه آن اِسپرز( طحال ) گوسفند  یا دنبلان گوسفند را نیم پز می کنند و به  بچه می دهند  و یا  زرده تخم مرغ خام را  همراه با عسل  و « زَفرو[53]» به بچه می خورانند .

عقرب زدگی :

 عقرب را می کشند و می سوزانند  و آن را روی موضع  گزیدگی قرار می دهند تا زهر دفع شود .

«کشته توت را می کوبند» و با آب مخلوط می کنند  و روی موضع گزیدگی قرار  می دهند .

فشارخون :

برگ گشنیز و«بادیو[54]» و «گل زوفا» را به مدت چند دقیقه  با آب می جوشانند  و مصرف می کنند . برگ شنبلیله را در آب  دم می کنند و می خورند .

جوشانده گل بنفشه  و عناب را برای  پایین آوردن  فشارخون بسیار مفید می دانند .

 کم اشتهایی :

برای رفع کم اشتهایی آلو یا «زرشک» را به مدت چند دقیقه در آب سرد قرار می دهند  سپس آبش را همراه شکر یا نبات میل می کنند و یا خاکشیر را با آب سرد و نبات  مخلوط می کنند و می خورند .

«ترخو[55]» و «پدینه» خشک شده را در مقداری آب جوش  می ریزند و آب را برای چند دقیقه دم می کنند ، سپس با نبات شیرین می سازند و می نوشند .

فلفل سیاه و پیاز نیز اشتهاآور است .

کم خونی :

  برای معالجه کم خونی جگر سیاه  گوسفند  را نیم پز می کنند و می خورند .

برگهای جعفری و اسفناج  را به صورت خام یا پخته مصرف می کنند .

 عدس را آب پز می کنند و می خورند و همچنین  مصرف انجیر در رفع کم خونی  بسیار مفید است .

لکنت زبان :

برای رفع لکنت زبان بچه ها ، چند روز صبح ناشتا به آنها تخم کبوتر  می خورانند . زبان گوسفند را می پزند  و سَرِ زبان  پخته را به بچه  می خورانند .

مارگزیدگی :

مهرۀ مار یا مهرۀ پادزهر را می سایند و روی محل گزیدگی می گذارند تا زهر دفع شود.

«زِمه» را می کوبند و روی محل گزیدگی قرار می دهند .زهر مار را ، روی محل گزیدگی می گذارند ، فوراً زهر را دفع می کند .

موخوره :

 برای معالجه موخوره یا ریزش مو روغن مار را به موها می مالند .

اسپند ، حنا، شاتره و سدر را می کوبند  و با آب مخلوط می کنند و به موها می مالند .

استعمال روغن بادام و نارگیل  به موها بسیار مفید است .

ناراحتی معده :

ریشه «چوبک[56]» را می کوبند  و به همراه  آب می جوشانند  تا به صورت شربت غلیظی درآید و هر روز  مقداری از آن را میل می نمایند .

«چارتُخ[57]» را به مدت چند دقیقه  با آب می جوشانند  و پس از صاف کردن  می خورند .

نفس تنگی :

خوردن گوشت خرگوش را بسیار مفید می دانند .

«گل زوفا» و «استخودوس» و «گل بنفشه» را در آب می جوشانند  و مصرف می کنند .

هول زدگی (ترس) :

قفل مزار یا اماکن متبرکه را  در آب می اندازند  و آبش را  به بیمار می دهند .چاقویی را رو به قبله می گذارند و رویش را آب می ریزند و آبش را به بیمار  می خورانند .

یبوست :

برای رفع یبوست خاکشیر را با آب ولرم می خورند و یا سبزیهای ملیّن مانند : «سَلمَه[58]» اسفناج و برگ چغندر را می پزند و مصرف می کنند .گل بنفشه و گل ختمی  را  می جوشانند  و می خورند .

یرقان :

یرقان را در اصطلاح محلی «زَردوُکی[59]» گویند و برای معالجه آن چند ماهی کوچک زنده را می بلعند  و در طول بیماری نباید گوشت  و چربی بخورند ، بیشتر از مرباها و شیرینیها استفاده می کنند . جوشانده شاتره و تخم جعفری نیز بسیار مفید است . علاوه بر اینها «مهرۀ زردی» را به نخ می کشند  و از گردن مریض آویزان  می کنند .

 3.هواشناسی :

هواشناسی عامیانه یکی از شاخه های مهم دانش عوام است  و نباید آن را سرسری گرفت ، زیرا نه تنها اساس آن بر پایه مشاهده  و تجربه استوار گردیده  است ، بلکه در برخی موارد  زیر بنای دقیق علمی هم  دارد(غوث،1377) .

اهمیت هواشناسی در روزگار گذشته نیز کمتر از زمان حال نبوده است . روستاییان و مردم قدیم در طی قرون متمادی از طریق مشاهدات  و تجارب شخصی ، تغییرات هوا و نزول باران و وقوع باد و زلزله و خسوف و کسوف و طوفان را پیش بینی  کرده ، برای هر یک حکمی صادر  کرده اند .

از این راه مجموعه ای از قوانین و احکام  به وجود آمده است که مانند سایر اجزاءِ  فرهنگ عامّه سینه به سینه  از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و امروز به دست ما رسیده است .مطالعه در عقاید مربوط  به  هواشناسی عامیانه  از لحاظ علمی  و جامعه شناسی اهمیت بسیار دارد ، زیرا هم اطلاعاتی در باب دانش و فرهنگ عوام  به ما می دهد و  هم پیش بینیهای  دقیق و درستی  درباره تغییرات هوا  و بروز حوادث جوی  در دسترس ما می گذارد .

پیشگویی هوای خشک و بارانی :

فرح باد ، یعنی بادی که از طرف روز (مشرق) می وزد و باران می آورد .

سیه باد ، بادی که از شمال می وزد ، باران نمی  آورد و فقط هوا را سرد می کند .

اگر ستارگان «کم نور» باشند ، احتمال باران است و اگر ستارگان پرسو باشند  احتمال باران نیست .

قبله باد :

ابری که از طرف قبله (جنوب غربی) برخیزد، باران می کند . چنان که گفته اند :

ابر اگر از قبله خیزد سَخ[60] باران می کند          شاه اگر عادل نباشد مُلک ،  ویران می کند

ابری که کوله پشتی دارد باران می کند .

ابر سفید رنگ باران می کند و ابر سیاه رنگ سرما می آورد . چنان که گفته اند :

از ابر سیاه مترس که جولا[61] دارد                از ابر سفید بترس که باران دارد

اگر ابرها در صبحگاه ، در افق بسوزند و قرمز رنگ شده باشند ، یعنی از حالت تراکم درآیند ، باران خواهد بارید و اگر ابرها در غروب آفتاب ، در افق بسوزند  و قرمز رنگ شوند  باران نخواهند بارید. چنان که گفته اند :

ابری که صُب سوزد هی باران کند         ابری که شام سوزد کِی باران کند

اگر قطره های باران در  وقت افتادن  روی آب«بلوقّه» زند ، باران طولانی خواهد شد .

اگر روز شنبه باران ببارد «هفته بار» خواهد شد ، یعنی تمام هفته باران  خواهد بارید .

بعد از عید نوروز اگر مورچه های پردار از لانه های خود بیرون آیند و به هر طرف پرواز کنند، نشان بارندگیست .

پیشگویی ترسال و خشکسال :

اگر در چلّه تابستان  باد و گرد و غبار زیاد باشد ، ، در چله زمستان  نیز باران و برف زیاد خواهد بارید.

  اگر در چلّه تابستان  هوا بیش از حد معمول گرم باشد ، در چله زمستان نیز هوا خیلی سرد خواهد شد .

اگر هزارپا و زنبور قرمز در تابستان زیاد باشد در زمستان  نیز باران و برف زیاد خواهد بارید.

اگر مرغ و گوسفند در اول شب به خانه هایشان بروند، ترسال خواهد بود و چنانکه تا دیروقت بیرون بمانند خشکسال خواهد بود، چون حریص هستند و برای خود غذا ذخیره می کنند و گویا می دانند خشکسالی به وقوع خواهد پیوست.

اگر گوسفندان در تابستان استخوانهای ریخته شده در روی زمین را بخورند ترسال خواهد بود، چون گوسفندان به این طریق دندانهای خود را تیز می کنند تا بتوانند در بهار بهتر و بیشترعلف بخورند.

از روی روده گوسفندی که ذبح کرده اند می فهمند که سال چگونه خواهد بود.به این ترتیب که :اگرتمام روده بزرگ گوسفند پر از فضولات باشد،سرتاسر فصل زمستان سردی،برف و باران خواهد بود.

اگراول روده گوسفند پر از فضولات باشد و آخر روده خالی باشد،ابتدای فصل زمستان برف و باران  خواهد بارید.چنانچه اول روده خالی و آخر روده بزرگ پر از فضولات باشد، ابتدای فصل زمستان برف و باران  نخواهد بارید و در اواخر فصل زمستان برف و باران  خواهد بارید و در صورتی که تمام روده خالی باشد،خشکسالی خواهد بود.

بعد از عید نوروز چند «شیشه[62]» وجود دارد . در این روزها ، انتظار باران می رود  که اگر باران بارید ، «ترسال» و گرنه خشکسال خواهد بود . مهمترین شیشه ها عبارتند از :

1- شیشه شیش ، 6 روز بعد از عید نوروز  

2- شیشه دوازده ، 12 روز بعد از عید نوروز

3-شیشه هجده ، 18 روز بعد از عید نوروز             

4- شیشه  بیست و چهار ، 24 روز بعد از عید نوروز               

5-شیشه سی ، 30 روز بعد از عید نوروز        

6-شیشه سی و شش ، 36 روز بعد از عید نوروز                

7-شیشه چهل و دو، 42 روز بعد از عید نوروز      

 شیشه چهل نکرده بارو                      خاک  ور سردیمه کارو[63]

یعنی :چنانچه در چهلمین روز عید نوروز  و یا بعد از آن باران ببارد  نقطۀ امیدی برای کشاورزان و در غیر این صورت محصولشان از بین خواهد رفت و امید به برداشت محصول نخواهند داشت .

شیشه ها همچنان ادامه می یابد  ، تا شیشه شصت  و ششم که برای آن ضرب المثلی  نیز متداول است : «شصت و شیشه گو مِکشه[64]» 

4.گاهشماری :

اوقات شبانه روز به شرح زیر است :

آتِشو :  پاسی از شب گذشته ، حدود ساعت 7 یا 8 شب که مردم به شب نشینی و دید و بازدید شبانه می روند .

اَفتَمبار : یعنی آفتاب هموار ، نزدیک ظهر که آفتاب خوب پهن می شود .

اَفتو زَرد : آفتاب زرد، نزدیک غروب ،غروب  که آفتاب زرد است .

بعد از چاش : بعد از چاشت ، بعد از ظهر

پِگهَ : صبح خیلی زود

چاش : چاشت ، ظهر ، ناهار

خروس خو :  خروس خوان ، سحر

روز سَر زَد : طلوع خورشید

روز هُشِد : غروب آفتاب ، گاهی اوقات آن را به صورت «روز دَکو» روز در کوه تلفظ می کنند .

شوگیر : شب گیر ، قبل از اذان صبح

مُقری بُنگ : سحر

نِماشُم : نماز شام ، اول شب

مردم روستا از بروج جدید  اطلاعاتی ندارند و برای آنها گردش سال  و فصل بر اساس  ماه های رومی است که عبارتند از :

حَمَل ، ثور ، جوزا ، سرطان ؛  اسد ، سنبله ، میزان ، عقرب ، قوس ، جدی ، دلو ، حوت.

 هر سال دو چله دارد : چلّه تابستان  ، چلّه زمستان .

شصت روز ابتدای تابستان و زمستان را چله بزرگ و کوچک گویند که چهل روز اول را چله بزرگ و بیست روز بعد را چله کوچک می نامند .

ماه شعبان را ماه برات و اسفند را «ماه نوروز»  گویند .

5 . اوزان و مقادیر :

هنوز روستاییان این منطقه واحد و وزن  و طولِ محلی را به کار می گیرند و واحدهای وزن عبارتند از :

«چارک» برابر ده سیر

«من» برابر با یک کیلو  و 666گرم ، چهل سیر : 360 مثقال

«سیر» برابر با 9 مثقال ، یک کیلوگرم برابر 24 سیر است .

برای وزن کردن مایعات از «کیله» استفاده می کنند ، که شامل دیگ و طاسهای مسی است که مقدار معینی گنجایش دارد.مثلاً برای وزن کردن شیر از «دیکِ دُمی[65]» یا طاس دُمی استفاده می کنند .

واحدهای طول عبارتند از :

گز : برابر با 96 سانتیمتر               ذرع : برابر 104 سانتی متر

متر : برابر با 1000 سانتیمتر

نیز وجب«و قَدَم استعمال دارد» . تقریباً هر وجب 20 الی 25 سانتی متر و هر قدم یک متر است .

واحد طول برای مسافتهای زیاد «فرسخ» است . هر فرسخ 6 کیلومتر است . زمینهای ساختمانی را با «نی» یا «طناب» که طول آن مشخص است ، اندازه گیری می کنند .

واحد زمین زراعتی و آب :

زمینهای زراعتی با «تُخ کار[66]» خرید و فروش می شوند . در زمینهای آبی ، هر یک من «تُخ کار» یکصد متر مربع و در زمینهای دیمی ، هر یک من «تُخ کار» یک هزار متر مربع است .

در قدیم  برای زمانشناسی آب قنات از «طاس بُل[67]» استفاده می کرده اند ، امّا امروزه از ساعت استفاده می شود .

واحدهای تقسیم و خرید و فروش آب  قنات یا چاه  عبارتند از :

فِنجوُ : فنجان ،برابر با 12 دقیقه آبیاری است. هر شبانه روز  به 120 فنجان تقسیم می شود.

نیم روُ : نیم روز ، معادل  6 ساعت آبیاری یا 30 فنجان است .

طاقه : معادل 12 ساعت آب و یا نیم شبانه  روز  آبیاری است .

سَهم : سهم ، معادل یک شبانه روز آب یک قنات.

دنگ : معادل 3 ساعت آب.

6 . مقیاسها و شاخصها :

معمولاً در شمارش ، بین عدد و معدود  کلمه ای می آورند که آن را تمیز عدد می نامند . مثل سه قبضه شمشیر ، دو نفر انسان و سه تخته قالی و برخی از این واحدها  را شاخص نامیده اند که به نظر می رسد نامگذاری مناسبی است ، زیرا پایه و مشخص کننده  واحد شمارش است(سلطانی گرد فرامرزی ،1372).

بعضی از این شاخصها عمومی است . مثل شاخصهایی که اختصاصاً واحد و مقیاسی برای  علوم هستند ، مانند : کالری ، فوت ، یارد ، آمپر ، وات و بعضی در بین مردم  یک جامعه متداول است . مثل جلد برای شمارش کتاب  ، رأس برای شمارش گوسفند و برخی تنها در میان  مردم یک منطقه به کار می رود(غوث،1377) .

در لهجه محلی  مردمان ناحیه و در فرهنگ بومی این منطقه شاخصهای بسیاری وجود دارد  که گاهگاه در لابلای  سروده های  بومی  به آن برمی خوریم . آنچه در اینجا آمده است  مقیاسهای رایج  در منطقه ناحیه هردنگ است . این شاخصها گاه بعد از عدد ذکر می شوند . مثل :  دو مَه مِس  : و گاهی قبل از ی یا «ـِ» ی وحدت می آید مثلِ :

بوتّی شَزگِ                  پلنجِ اِی                     پوخِ آردِ                      چُانَی پنیرِ

خلِّ آتِشِ                 دَستِ رَختِ                 دستِ نُانِ                      سیِخ خارِ

دو مثقال سوزمَه         فِنجُن چَاییِ                    قُرت اِی                کف دَستِ سُفوفِ

گاشکِ سیرِ                گزِ طَنَویِ                    لُقمَیِ غذایِ                    لِکِّ نُانِ

مُشتِ عنّابِ                   دو مَه مس                  نَرمه هِیزمِ                   بلگِ سیزی

7 . نُجوم :

اِستاره میش و برّه :

دو تا ستاره هستند که یکی  روشن تر و بزرگ تر است که «میش» نامیده می شود و دیگری کوچکتر  و باریکتر که برّه می نامند و از سمت مشرق به مغرب به سحرگاهان  نمایان هستند  و در قوس و عقرب (فصل پاییز) در آسمان آشکار می شوند . باور عامیانه بر این است که اگر برّه جلو شود ، سال خوب خواهد بود  و به اصطلاح«برّه شیر مست» است و شاداب و اگر بره دنبال باشد  خشکسال خواهد  بود .

 اِستاره روشَه :

ستاره روشنی است که از سمت مشرق به مغرب در حرکت است  و هنگام قوس و عقرب (پاییز) دیده می شود . باور مردم بر این است که اگر این ستاره  به طرف شمال حرکت کند  ، خشکسال خواهد بود  و اگر به طرف جنوب حرکت کند ، سال خوب خواهد بود  و باران و برف به اندازه کافی خواهد بارید .

ستارۀ قطب :

این ستاره در سمت شمال ظاهر می گردد  و در تمام طول سال  آشکار است  و مردم آن را ستاره نحسی می دانند و معتقدند که اگر طوری بخوابد که پاهایش به طرف قطب باشد ، خواب پریشان می بیند و گاهی نیز باعث مریضی او و حتی مرگش می شود و به اصطلاح می گویند :« ستاره قطب او را زد»

خوشه پروین :

شش عدد ستاره هستند که به صورت جمع قرار گرفته اند و دارای دو بازوی چپ و راست نیز هستند و از سمت مشرق به مغرب در حرکتند و  در زمستان  در ساعات اولیه شب ظاهر می گردند.هفتادم عید نوروز در آسمان دیده می شوند .این ستارگان به شکل خوشه اند  و پروین نامیده می شوند .

اِستارِه پی روِ پَل :

ستاره درخشنده و روشنی است که تقریباً یک ساعت بعد از ستارۀ پَل سر می زند و در دنبال پَل قرار گرفته است .( پَل : مرز زمین زراعی)

سه اِستار :

سه تا ستاره هستند که تقریباً از یک ساعت به دنبال ستاره «پی رُوِ پَل» سر می زنند و دارای دو بازو نیز هستند . باور عامیانه بر این است که اگر  این سه ستاره روبروی هم قرار گیرند نحس است و به طرف و جهت آن حرکت نمی کنند  و چنانچه مجبور باشند  به طرف آن حرکت کنند ، حتماً باید غروب برگردند ، چون این ستارگان در هشتم ماه  ناپدید می شود و مسافرت کردن  در هشت ماه  را مناسب می دانند .

پی رُوِسِه اِستار:

دو ستاره هستند که به دنبال «سه استار» با فاصله زمانی  یک ساعت سر می زنند .

 دو بیتی در این مورد :

سِتارۀ آسمو سه اِستار و پی رَو                               سرای یارِموُ در چَپِّ گرمُو

سُراغِت می دَهَم گر می شناسی                            کمر باریک مَشکو[68] می کُنَه اَو

سهیل:

ستاره سهیل که در اصطلاح محلی به آن «اِستاره سِهِل[69]» گویند . از جنوب به طرف شمال حرکت می کند و به هنگام سحر در آسمان نمایان است و از دیگر ستارگان نورانی و درخشنده تر است . این ستاره در اول برج عقرب( اوایل فصل پاییز) به هنگام «گاورس درو» ظاهر می گردد و تا موقع نوروز  در آسمان دیده می شود .

هفت برادران :

هفت ستاره اند که از شمال  رو به قطب در حرکتند  و در اوایل برج عقرب سحرگاهان که سهیل سر می زند ، در آسمان آشکار می گردند .

مردم معتقدند : چهار برادرند که چهار پایه تابوت را گرفته اند که پدرشان در آن است  و سه خواهرند که به دنبال تابوت عزاداری می کنند که در اصل همان بنات النعشند که چهار تا نعش کِش و سه تا دخترانند .

کهکشان فلک:

مقداری از ستارگان هستند که مانند کشالِه کاه  در آسمان دیده می شوند و از سمت مشرق به مغرب در حرکتند  و در تمام طول سال ، به هنگام نصف شب در آسمان پدیدار می گردند .

مردمان معتقدند که شترانی  هستند که کاه می کشیدند  و پیامبر اسلام (ص)  به یک نفر از اصحاب خود  گفتند : از وسط شتران رد شو ، او گفت :  صبر کنید تا شتران رد شوند.پیامبر(ص) فرموند : این شتران تمام شدنی نیستند.شترانی هستند که از عرش الهی  آمده اند و کاه می کشند .

 

سیمای کشاورزی ناحیه هردنگ

۲. هواشناسی  :

برای بررسی وضعیت هواشناسی از پارامترهای مختلف هواشناسی از ایستگاه های  مختلف استفاده شده است .همچنین برای رسیدن به نتایج دقیق تر و مطلوب تر  دوره پایه 25 ساله  1353 تا 1354  لغایت 1377 تا 1378 به عنوان دوره شاخص انتخاب گردیده است .

2-1. برآورد بارندگی :

برای برآورد بارندگی متوسط سالانه نسبت به ارتفاع در منطقه،مقادیر متوسط بارندگی و ارتفاع ایستگاه های  شرکت کننده در گرادیان بارندگی مورد استفاده قرار گرفته و رابطه زیر به دست آمده است .

بر این اساس متوسط بارندگی منطقه 5/211 میلیمتر بوده که در زیر حوزه های مختلف نیز دارای مقادیر بالاتر و پایین تر نیز می باشند .

2-2. درجه حرارت :

برای بررسی رژیم حرارتی منطقه مورد مطالعه  آمار موجود درجه حرارت ایستگاه های منطقه جمع آوری گردیده و پس از بررسی اقدام به تصحیح  نواقص و تطویل آمار شده که در دوره شاخص آماری 25 ساله  54-1353 تا 78-1377 نتایج مورد تجزیه و تحلیل  قرار گرفته است  و بیشترین دما در ماه های تیر و مرداد با 38 درجه سانتیگراد و کمترین دما در دیماه با  15- درجه سانتیگراد می باشد.

2-3. تبخیر و تعرق :

به منظور برآورد تبخیر و تعرق از آمار تشتک تبخیر ایستگاه های تبخیرسنجی واقع در اطراف منطقهِ مطالعاتی استفاده گردیده است .

برای محاسبه میزان  تبخیر  زیر حوزه ها  از معادله همبستگی بین دما و تبخیر ایستگاه تبخیرسنجی سربیشه  که نزدیک ترین  ایستگاه تبخیر سنجی  به منطقه مورد استفاده    می باشد، استفاده شده و رابطه همبستگی زیر به دست آمده است :

  همچنین میزان تبخیر از سطح آب آزاد در حوزه که با اعمال ضریب اصلاحی 7%  در میزان تبخیر از تشتک  به دست آمده به طور متوسط  2300 میلی متر  می باشد .

کمترین تبخیر از سطح آزاد آب در دی ماه با 7/49  میلی متر و بیشترین تعداد در  تیر ماه با 5/333 میلی متر  می باشد .

2-4. اقلیم حوزه :

برای تعیین اقلیم  منطقه و موقعیت آن در تقسیم بندیهای اقلیمی از روشهای  استاندارد اقلیم شناسی استفاده شده است  .

بر اساس روش آمبرژه  این محدوده دارای اقلیمی خشک و سرد و بر اساس روش دومارتن نیمه خشک می باشد .

3. خشکسالی :

بر اساس اسناد و شواهد تاریخی این منطقه تاکنون 3 خشکسالی مرگبار را به خود دیده است :

1-درسال 1287 شمسی كه خشكسالي و قحطي سراسر كشور را به طور اعم وکل منطقه بيرجند و قاينات را به طور اخص فرا گرفته بود .

2-خشکسالی سالهای 1322 تا 1327 شمسی که تعداد زیادی از مردمان منطقه مجبور به مهاجرت و ترک روستاهای خود شدند.

3- خشکسالی سالهای 1377 شمسی تاکنون که این نیز به نوبه خود باعث تخلیه شدید روستاها شده است و اگر چاه های کشاورزی در دق اکبر آباد و دشت سرچاه  راه اندازی  نمی شد ، قطعا این منطقه خالی از سکنه می گشت .

همچنین بر اساس بررسی دوایر تنه درخت عنابی در روستای برزادران با همکاری مهندس خوشنویس [1]، این ناحیه از سال 1020 شمسی تاکنون 8  مورد شرایط نامساعد محیطی از جمله خشکسالی را به خود دیده است.

4. بند سارها :

مهارکردن آبهای سطحی از قدیم الایام در شرق ایران و به ویژه خراسان جنوبی و به تبع در منطقه ناحیه هردنگ متداول بوده است . این بندها در کنار مسیر رودخانه و سیلابها احداث می شده اند و در صورت پر شدن از آب 3  امتیاز حاصل می گشت :

1-ورود خاک مناسب و حاصلخیز به داخل بند.

2-ورود رطوبت به داخل بند و ذخیره شدن آن در خاکهای عمقی بند.

3-جلوگیری از فرسایش خاک و هدر رفت آب سیل.

در اواخر زمستان مردم نسبت به کاشت گندم و جو (به مقدار کمتر) اقدام   می کنند.بارندگیهای هر 6 روز منطقه که به شیشه ها شهرت دارد باعث سیراب شدن بند و محصول کاشته شده می گردد و در صورتی که سال از نظر بارندگی خوب باشد، محصول خوبی نیز به دست می آید .بعد از کشت گندم و برداشت آن مردم نسبت به کشت محصولات جالیزی اقدام می کنند که محصولات آن در قالب تابستانه و زمستانه مورد مصرف قرار می گیرد .

4-1. برای احداث بندسار به شرح ذیل اقدام می شود :

1-زمینی مناسب در بین یک شیله[2] و یا در حاشیه یک رودخانه با وسعتی مناسب  (حداقل 5/0 من تخم کار[3] ) انتخاب می شود .

2- خاکبرداری از محل، انجام شده تا سنگ بستر مشخص شود و حوضی کوچک ظاهر گردد تا آب به راحتی در آن جمع گردد .

3- مقداری خاک بندی یا خاک رس به محل انتقال و سپس پهن می گردد .

4-به موازات اجرای این امور ، سنگاچی یا دیواره بند با سنگهای تخت ، جاگیر ، بزرگ ، گِرد و مستحکم به صورت نر و مادگی در درون هم قرار گرفته و دیواره بند ساخته می شود.

5- گاهی اوقات در مسیرهای بالادست مقداری بوته کاری می شود تا در سالهای اولیه که هنوز بند خالی است ،مقداری از سرعت و قدرت سیلاب گرفته شده و بند تخریب نگردد.

6- هر سال بند مورد بررسی قرار گرفته تا آسیبهای احتمالی آن ترمیم گردد.

4-2. اجزای تشکیل دهنده یک بندسار:

1-   خشکه رود یا رودخانه کم عمق با جریان موقتی

2-   برکه بند یا بند انحرافی ساخته شده از مصالح رودخانه ای

3-   بدنه بند یا دیواره اصلی خاکریز

4-   دیواره های فرعی موازی و عمودی جهت پخش یکنواخت سیلاب

5-   گوش بند یا گوشگرد  که محل سرریز آب مازاد است.

5. کشاورزی :

زیر حوزه های منطقه  ناحیه کوهستانی بوده و سطح اراضی زراعی در آنها  وابسته  به  میزان آبدهی قناتها و میزان ریزشهای جوی می باشد . کل اراضی زراعی  و باغی زیر حوزه ها 1/84 هکتار بوده که 8/79 درصد آن  آبی و مابقی دیم می باشد .  در منطقه دشت سر کشاورزی بر پایه حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق و با اخذ پروانه  از سازمان آب با میزان آبدهی پایه گذاری شده است . در این منطقه حدود 35 درصد اراضی به صورت آیش می باشد .

با وجود محدود بودن منابع در حوزه به دلیل استفاده نادرست از آن ، بخش قابل توجهی  از آب استحصالی  که می تواند در فعالیتهای  زراعی مصرف گردد از  استفاده  خارج می شود . عدم وجود استخرهای  مناسب ذخیره آب ، طول کانالهای سنتی ، تقسیم آب در جویهای متعدد و ... از جمله عواملی هستند که باعث هدر رفتن آب می شود .

6. دامداری :

از تعداد 7886  واحد دامی موجود  در حوزه  ، نزدیک  به 70 درصد آن در منطقه دشت سر و اندکی بیش از 30 درصد آن در زیر حوزه های دیگر وجود دارند . شایان ذکر است هیچگونه  دامداری صنعتی و مرغداری در منطقه وجود ندارد .

تراکم دام در زیر حوزه ها 28/0 واحد دامی در هر هکتار و در منطقه دشت سر 81  واحد دامی در هر هکتار می باشد . ضمن آنکه  تراکم واحد دامی در کل منطقه مطالعاتی 5/0 واحد دامی در هر هکتار است .  همچنین توزیع واحدهای دامی در بین خانوارهای  ساکن حوزه ها نسبت به منطقه دشت سر ناهمگون تر می باشد . نظام دامداری نیز در حوزه ها و منطقه دشت سر یکسان نمی باشد . نظام دامداری  حوزه متکی بر نوعی شیوه رَمِه گردانی است  که دامها  در محدودۀ معینی در اطراف روستاها تعلیف می نمایند و در فصل شیردوشی هر روز  صبح جهت انجام عمل شیردوشی به روستاها آورده می شوند . دامهای مورد استفاده در این منطقه را می توان به دو دسته سبک (گوسفند و بز) و سنگین (شتر و گاو) تقسیم بندی نمود.

تعداد واحدهای دامی موجود متغیر و اکثر دامها در چاه های کشاورزی مستقر  می باشند. بر خلاف گذشته که دامها در روستاها تعداد بیشتری را به خود اختصاص داده بودند خشکسالیها باعث کاهش تعداد دامها به دلیل مشکلات مربوط به تامین علوفه مورد نیاز دام،شده است.البته در چاه های کشاورزی تعداد دام روند رو به افزایش را به دلیل اطمینان از وضعیت آبی و به تبع آن تامین علوفه پیش رو دارد.درخصوص دام سنگین ،شتر به صورت نگهداری در اصطبل و چرا در مراتع پرورش می یابد،در حالی که گاو در اصطبل و در محدوده روستا در فضای محصور در اصطبل یا در اصطبل فضای باز نگهداری و پرورش  می یابد.پرورش دام را به منظور تامین گوشت قرمز،شیر و سایر فرآورده های مورد نیاز انجام می دهند.

 یکی از مهم ترین عواملی که در مجتمع نمودن انسانها در یکجا ( روستا ) تاثیر گذار بوده است دسترسی به منابع طبیعی در یک منطقه است.به منظور استفاده بهینه از منابع تولید در این مناطق که در وضعیت بحرانی قرار دارند می بایست راهکارهایی ارائه گردیده و مورد حمایت سازمانها و ادارات و موافقت مالکین قرار بگیرد تا در شرایط کنونی بهترین بازدهی را از منابع موجود داشته باشیم .

البته در سالهای خشکسالی اخیر از تعداد دام زیر حوزه  ها  کاسته شده ولی در منطقه دشت سر تغییری مشاهده نمی شود . زیرا بخشی از علوفه دام  از طریق فعالیتهای زراعی تأمین می شود  که آن هم وابسته به آبدهی چاه ها می باشد .

تراکم واحد دامی در کلیه سازمانهای عرفی زیر حوزه ها 3/0 واحد در هکتار  و در منطقه دشت سر  به جز چاه های روشنی و باقرزاده که حدود 5/0  واحد در هکتار     می باشد ، بالاتر از 2 واحد در هکتار است . شایان ذکر است که در منطقه دشت سر از سمت شمال تپه های شنی مانع از چرای دام بوده و از سمت شرق و غرب هم اراضی زراعی سایر آبادیها  امکان چرا را محدود  ساخته است . میزان علوفه تولیدی موجود در منطقه مطالعاتی حدود 50 درصد دام موجود را جوابگو خواهد بود و لذا حدود 50 درصد دام مازاد بر تولید علوفه منطقه در حال چرا می باشند .در آمد سرانه خانوار  در زیر حوزه ها از بخش دامداری 1/4 میلیون ريال و در منطقه دشت سر 7/5 میلیون ريال برآورد شده است . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

 7. زراعت :

در این ناحیه گیاهانی نظیرگندم،جو،نخود ،یونجه،چغندرقند،زردک،شلغم،صیفی جات،انواع سبزیها(سیر ،پیاز،سیب زمینی،گوجه فرنگی و ...)کاشت می شده و می گردد.به منظورآغاز فعالیت زراعی پس از انتخاب زمین نسبت به انجام اقدامات ذیل جهت آماده سازی زمین برای کاشت عمل می کنند:

1-شخم:

در گذشته و حال از نیروی حیوان(الاغ و گاو)و با ابزار سنتی استفاده می شده است به این دلیل که اول: تکنولوژی جدید همه گیر نشده بود و دوم :قدرت مانور و حرکت و کنترل حیوان در اراضی خرد و دارای شیب زیاد از ماشین آلات جدید بیشتراست، سوم: حیوان علاوه بر مصرف تولید خود کشاورز، برای کشاورز کود دامی تولید می کند که در بهبود ساختار خاک بسیار مفید و سازنده می باشد و هزینه هایی نظیر تعمیرو سرویس را نداشت چهارم: باعث فشردگی بیش از حد خاک در هنگام شخم نمی شود ،پنجم: باعث از بین رفتن مرز بین اراضی نمی شود و در زمان خود و با توجه به شرایط بهترین روش شخم بوده است و هم اکنون نیز در روستاها و در اراضی دیم در سطوح شیبدار بیشترین کارایی و کاربرد را دارد.

درمناطقی که دارای اراضی بزرگتر و علی الخصوص چاه هایی که روستاییان این منطقه از آن شریک هستند از تراکتور و ابزارآلات ومتعلقات آن استفاده می شود.

2-تسطیح زمین:

در گذشته برای تسطیح از ماله استفاده می شده است.به نحوی که کشاورزآن را به حیوان بسته وخود بر روی ماله که ازجنس چوب بوده سوار می شده است و با به حرکت در آوردن حیوان ماله را بر روی مناطقی از زمین که مورد نظروی بوده جابجا می کرده است و به این طریق نسبت به نرم کردن کلوخه ها در زمین و تسطیح آن اقدام می نموده است.البته امروزه این کار به وسیله تراکتور و از طریق بیل عقب و لِولِر انجام می گیرد.

 3-مرز بندی زمین:

در این حالت کشاورز با تراکتور،بیل و نیروی کارگری اقدام به اصلاح و ایجاد مرز بین اراضی می کند.

4-کود دادن به زمین :

در زمان شخم ابتدا کود بر روی زمین پاشیده و بعد اقدام به عملیات شخم می گردد.البته لازم به ذکراست که کود را بعد از کاشت نیز بر روی زمین می پاشند تا بعد از آبیاری وارد زمین گردد.در اراضی وسیع این کار به وسیله کودپاش و از طریق تراکتور صورت می گیرد.

5-پاشیدن بذر:

در گذشته به صورت دستی و سنتی انجام می گرفته است و این کار بعد از تسطیح اولیه و با ماله صورت می گرفته است.لازم به ذکر است در کاشت انواع بذور نوع و روش کاشت فرق می کرده است و در اراضی وسیع تر علی الخصوص چاه ها برای بذر پاشی از ردیف کارهای بذرکار استفاده می شود.

6-آبیاری:

به صورت کرتی انجام می گرفته و می گیرد و از طریق جویهایی که  دارای انشعابات خاکی برای انتقال آب به اراضی می باشد برای انتقال آب استفاده می گردد. سیستم آبیاری به شکل ساده یعنی منحرف کردن آب یا زهکشی آن بوده است و آب را از مسیر اصلی به جویهای کناری باریک تر هدایت می کردند و آبیاری را با باز کردن و یا بستن جریان آب به کمک بیل و با کپه خاک دارای ریشه گیاه انجام می دهند.

آبیاری سطحی یا غرقابی قدیمی ترین روش آبیاری در  منطقه می باشد.در این سیستم آب از طریق کانالها یا نهرها وارد مزرعه می شود . در این روش ممکن است مزرعه کاملا غرقاب شود و یا آب به ردیفهایی که در داخل مزرعه قرار دارند هدایت شود .امتیازات این سیستم راحتی استفاده آن می باشد.اما از مشکلات این سیستم  می توان به هزینه های سیستم از قبیل آماده سازی و هم سطح کردن زمین برای آبگیرکردن کلیه نقاط آن،میزان تبخیر بالا ،مشکل بودن کنترل آب در زمان آبیاری و نیاز به نیروی کارگری را نام برد  (پاورز،ال.ای و آر.مک شورلی،1380).

7-برداشت :

هر گیاه زراعی که به منظور تامین بخشی از نیاز های کشاورز کاشت می گردد بعد از طی یک دوره رشد به مرحله برداشت می رسد.در این مرحله در اراضی با سطح کم برداشت از مزرعه به صورت دستی(سنتی) و با نیروی کارگری و فردکشاورز انجام    می گیرد،چون امکان استفاده از ماشین آلات سنگین مقدور و به صرفه نمی باشد. لذا در  اراضی واقع در چاه های کشاورزی برداشت هم به صورت سنتی ومکانیزه با توجه به نوع محصول صورت می پذیرد. در رابطه با برداشت غلات خرمن کوبی به روشهای مختلف از قبیل : با راندن حیوان بارکش برای لَگَد کردن محصول ،خرمن کوب تراکتوری و کمباین انجام می شود.

از ابزار و لوازم مورداستفاده در زراعت و باغداری در این منطقه می توان به موارد ذیل اشاره نمود :

حیوان،تراکتور،آساک،گاو آهن فلزی جدید،یوغ و تسمه چرمی آن برای دام سنگین و سبک ، شِنکش،بیل،کلنگِ دو دَم و یک دَم، داس برای برداشت گندم،داسیله ،دستگاه رنده کردن علف، دول ، سطل کوچک ، ماله ، خرمن کوبی به سبک قدیم و جدید، تیشه کار ،تبر برای بریدن درخت ،داخل کیسه کردن میوه ها ،قیچی باغبانی،داس برای کندن علفهای هرز،اره کوچک و بزرگ،سمپاش قدیمی و جدید .

8. باغداری :احداث باغات به منظور تامین مایحتاج میوه  روستاییان و کشاورزان در این منطقه انجام شده و می شود.باغات در این منطقه به صورت آبی بوده و باغات دیم به دلیل درجه حرارت بالا و میانگین بارندگی پایین به چشم نمی خورد.باغات ایجاد شده در روستاها بر اثر خشکسالیهای پی درپی و عدم نظارت کافی در زمینه های نگهداری آسیب فراوانی دیده و بعضا خشک شده اند.اما در چاه های کشاورزی روند احداث باغات جدید رو به رشدمی باشد.باغات میوه در این منطقه بیشتر شامل درختان سیب،گلابی،انگور،بادام،عناب،توت،شاه توت،سنجد،آلو بخارا، زردالو.شفتالو،به،گردو،انار،زرشک،بنه،انجیر در دونوع کوهی و باغی،پسته و ...   می باشد.باغات قدیمی که در روستاها احداث گردیده است بیشتر به صورت خود مصرفی و تامین نیاز خانواده کشاورز روستایی بوده و کشاورزان عمده مالک که سطح باغی بیشتری را داشته اند اقدام به فروش محصول مازاد خود می نمایند .احداث باغات قدیمی اکثرا توسط مالکین عمده صورت می گرفته است و زارعین اجاره کار چه در گذشته و حال تمایلی به احداث باغات به دلیل سرمایه گذاری برای مالک و نیازخود به داشتن درآمد ثابت سالیانه ندارند.محل احداث باغات به دلایلی نظیر :

1-درختان نیاز آبی بیشتر ی را دارند .

2- حفاظت از باغات نزدیک به آب و نظارت بر آن در محل خروج آب با توجه به رفت و آمد بیشتر روستاییان راحت تر بوده است.

3-طولانی بودن روند رشد و سرمایه گذاری بیشتر در دوره زمانی باعث کاشت نهال در نزدیک مظهرقنات و چشمه بوده است.

4-همچنین در اطراف  و در طول مسیر جویهای آبیاری که در راستای استخر ذخیره آب به سمت اراضی روانه می شود درختان مورد نیاز را به صورت شراکتی بین چند مالک و در زمین شخصی متعلق به کشاورز غرس می نموده اند تا علاوه بر آبیاری مزارع، استفاده بهینه از آبی  که در جویها ی خاکی جریان داشته ،نیز، بشود.دراحداث باغات مواردی نظیر کاشت نهال مورد نیاز از طریق انتخاب نهال و محل کاشت،کندن چاله به عمق مناسب،کود دادن ،آب دادن،مراقبت بعد از کاشت (مبارزه با آفات و بیماریها وآسیبهای مکانیکی،هرس و نحوه تربیت ... )و برداشت میوه مورد نظر قرار  می گیرد.

 9.خاکشناسی :

9-1. طبقه بندی خاکها :

طبقه بندی خاکهای اراضی مورد مطالعه با توجه به مطالعات صحرایی و تشریح پروفیلی ، شرایط اقلیمی ، وضعیت توپوگرافی و نتایج تجزیه های آزمایشگاهی  به روش        طبقه بندی آمریکایی صورت  پذیرفته است .  در حوزه مطالعاتی  دو رده از یازده رده  تشخیص و طبقه بندی گردیده است . این دو رده عبارتند از رده اریدیسول و رده آنتی سول . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

میزان آهک در این اراضی بین 10 تا 17 درصد متغیر است که در حد مناسبی بوده و تا حدی در ساختمان سازی خاک مفید است  . این اراضی مشکل شوری  نداشته و پی اچ خاک نسبتاً بالا می باشد.

میزان ازت در این اراضی از حد مطلوب کمتر و بسیار فقیر می باشد  . همچنین میزان پتاسیم  در این اراضی با عمق کاهش می یابد  و در حد مطلوب بوده  و میزان  فسفر  در این خاکها با  افزايش عمق ،کاهش  یافته و پایین تر از حد مطلوب است . 

9-2. بررسی منابع اراضی :

براساس بررسیهای انجام شده 4 تیپ اصلی کوهها ، تپه ماهور و دشتهای دامنه ای و تیپ آبرفتی بادبزنی شکل سنگریزه دار در حوزه قابل تفکیک می باشد .

تیپ اراضی کوهستانی  به دو واحد و سه اجزاء واحد (1،3،1  و 2،2،1  و 1،1،2 ) و تیپ اراضی  تپه ماهور به دو واحد  و 4 اجزاء اراضی(2،1،2 و2،3،2 و2،1،3 و 2،2،2 ) و تیپ دشتهای دامنه ای به یک واحد و 2 اجزا واحد اراضی (1،4،1 و 4،1،2) و تیپ آبرفتهای  بادبزنی  به یک واحد و یک اجزاء واحد اراضی تفکیک شده اند .

9-3.  طبقه بندی اراضی :

 پروفیلهای  3 و6 و7 و8 در کلاس  2  قابلیت  اراضی قرار گرفته ( اراضی با محدودیت جزئی جهت کشت آبی) و پروفیلهای 1و2 و4 و5 و9 و10 در کلاس 5  قابلیت  و دارای محدودیتهای غیر قابل اصلاح  زیاد می باشند  و فقط در شرایط خاص قابل آبیاری و قابل کشت هستند .

9-4. فرسایش و رسوب  :

در حوزه مطالعاتی نقشه اشکال فرسایش تهیه گردیده و در آن 9 تیپ فرسایش (فرسایش سطحی ، شیاری، خندقی و رودخانه ای) تفکیک گردیده است . در این حوزه هیچگونه ایستگاه هیدرومتری  و رسوب سنجی  وجود نداشته  و برای تعیین  کمیت رسوب از روشهای تجربی استفاده گردیده است  .

9-5. کمیت رسوب و فرسایش :

 روش تجربی E.P.M   جهت برآورد میزان فرسایش  در حوزه به کارگرفته شده و  بر اساس آن میزان متوسط فرسایش  در حوزه 42/5 تن در هکتار  در سال برآورد  شده و زیر حوزه شرق کشوک  با 71/7 و زیر حوزه هردنگ  با 03/4 تن در هکتار در سال بیشترین وکمترین  میزان فرسایش را دارا می باشد .

 همچنین میزان رسوب دهی در زیر حوزه های  ماهکان و شرق کشوک بیشترین بوده و متوسط حوزه 78/2 تن در هکتار در سال  می باشد .

9-6. منابع آب زیر زمینی حوزه :

در حوزه مطالعاتی، چشمه قابل توجهی وجود ندارد و تعداد قنوات مشتمل  بر 23 رشته فعال و دایر می‏باشد. در پایین دست حوزه 21 حلقه چاه بهره‏برداری و 2 حلقه چاه پیزومتریک  وجود دارد. حداکثر عمق چاه ها 110 متر بوده  که در این عمق  به سنگ کف برخورد ننموده اند و ضخامت آبرفت  حدود 150 متر می باشد . حداقل عمق چاه 16 متر و متوسط عمق چاه ها 72 متر است . 

همچنین سطح آبهای زیر زمینی از 9 تا 51 متر تغییر نموده و متوسط سطح آب زیر زمینی 29 متر می باشد. با بررسیهای به عمل آمده از دو چاه پیزومتریک منطقه افت سالانه آبهای زیرزمینی از 15 تا 30 سانتی‏متر می‏باشد. آبدهی قنوات تحت  تأثیر نزولات جوی بوده و در سالهای خشکسالی حدود 70 درصد افت آبدهی دارند. رسوبات دانه درشت شدیداً  نفوذپذیر رودخانه ای در اثر بارش نزولات  قنوات را تغذیه می نمایند . حداکثر طول قنات 1000 متر و حداقل 100 متر بوده و همچنین میزان دبی حداقل و حداکثر قنوات از 1/0 تا 4 لیتر در ثانیه متغیر می باشد .

10. مطالعات اقتصادی اجتماعی :

از مجموع روستاهای واقع در این ناحیه که 82   پارچه آبادی  می باشد، تعداد 42 روستا دارای سکنه و40 روستا دارای سکنه موقت می باشد. طبق آمار سال 1375 تعداد 336 خانوار با دارا بودن جمعیت 1276 نفر در این ناحیه زندگی می کنند .در بررسیهای به عمل آمده  تعداد مالکین منابع آبی در زیر حوزه های منطقه مطالعاتی 185 نفر بوده که 5/46 درصد آنها در منطقه مقیم و 5/35 درصد غیر ساکن  در منطقه می باشند که مالک 1/59 درصد کل منابع آبی حوزه نیز می باشند . در منطقه دشت سر حدود 188 نفر مالک منابع آبی وجود دارد که 83 درصد آن  در منطقه مقیم بوده و 17 درصد غیر ساکن می باشند . درآمد سالانه ساکنین زیر حوزه های بالا دست  از بخش کشاورزی 1968791 ريال و در منطقه دشت سر 9481565 ريال می باشد که تفاوت قابل ملاحظه ای را نشان می دهد(سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380) .

11. تنگناهای بخش کشاورزی  در منطقه ناحیه هردنگ :

نظر به اینکه منطقه  هردنگ  با توجه به شرایط اقلیمی  و خشکسالیهای اخیر وضعیت خاصی پیدا نموده ، لذا هر گونه عملیات  اجرایی بایستی  در راستای رفع  نیازها و مشکلات  عمدۀ آنها  صورت گیرد : 

11-1.کمبود آب :

این کمبود عارضه است ، یعنی ما با وجود 170 میلی متر باران در سال  و تنها اختصاص 5% اراضی به کشت آبی  نباید کمبود آب داشته باشیم . به عبارت دیگر کمبود آب ، عارضه ای است  معلوم  و علت آن عدم استفاده بهینه از آب و نگهداری  آن در حوزه های آبخیز است . در حوزه های آبخیز منطقه فقط 23 رشته قنات وجود دارد  که آبدهی آنها بین 1/0 تا 4  لیتر در ثانیه  می باشد . در منطقه پایین دست حوزه چاه های عمیق حفر گردیده  که عملاً شرایط متفاوتی از مناطق بالا دست خود دارد .

قنوات موجود در منطقه  هردنگ در سالهای اخیر بر اثر خشکسالیها خشکیده و وضعیت قنواتی که آبدهی نسبتاً کمی داشته اند ، تقریباً همان شرایط  را داشته است (به خصوص در سالهای گذشته). از طرفی زندگی جمعیت ساکن در این مناطق  کاملاً بستگی به  حیات قنوات دارد . هر چند که بخش اعظمی از جمعیت داخل حوزه ها به دلیل توسعه حفر چاه های عمیق  در سالهای گذشته به مناطق پایین دست  حوزه مهاجرت نموده و در همان محل ساکن شده اند لیکن هنوز اراضی زراعی و باغی در حوزه های وابسته به آبدهی قنوات موجود می باشد .

همچنین قنوات حوزه ها با  Ec حدود 750  تا کمتر از 2000 بوده که از نظر کیفیت با آب چاه ها قابل مقایسه  نبوده  و به مراتب  مطلوب تر  برای شرب و کشاورزی است.  بنابراین اولین مشکل مردم ساکن در حوزه ها کمبود آبدهی قنوات برای شرب و کشاورزی است . از طرفی  سازماندهی زمین شناسی موجود در حوزه ها تأثیر کیفی برآبهای سطحی و تحت الارض منطقه دارد . هرچقدر از کوه ها به سمت دشت دور شویم از کیفیت آب کاسته شده و آب چاه ها به مراتب کیفیت ضعیف تری دارند . همچنین روان آبهای جاری شده نیز قابلیت استفاده در پایین دست  را  نداشته و در دق  اکبرآباد جمع شده که در نهایت تبخیر می شوند . در نهایت برای مشکل کم آبی که عمده  معضل مردم  این مناطق است می توان به گزینه تغذیه و بهره وری از سیلابها متکی شد . بحث تغذیه مصنوعی در دو منطقه مطرح بوده که یکی درداخل حوزه آبخیز و دیگری  در محدودۀ  مخروطه افکنه های پایین دست  حوزه ها و بالا دست چاه های عمیق می باشد  .

 11-2. تغذیه مصنوعی در حوزه آبخیز :

به منظور افزایش آبدهی قنوات و رفع مشکل محسوس و عمده مردم ساکن در حوزه ایجاد بندهای خاکی که بتواند روان آب ناشی از نزولات را جمع آوری نموده و به تدریج نفوذ دهد، مطرح می باشد .

در بررسیهای اجتماعی نیز  این روش از طرف بخشی از اهالی مورد استقبال قرار گرفته است . بنابراین در ضرورت تغذیه  قنوات  شبهه ای وجود نداشته و به منظور استفاده بهینه از آبها نیز بایستی به روشهای جلوگیری از هدر رفت آب  و افزایش راندمان آبیاری نیز نظر داشت .

11-3. تغذیه مصنوعی عرصه پایین دست حوزه و در بالا دست چاه های عمیق :

نظر به اینکه سطح آبهای زیر زمینی  منطقه در اثر بهره برداری سالانه بین 30 تا500   میلی متر افت دارد  و درکل دشت 126 حلقه چاه با 48 میلیون متر مکعب تخلیه آب در حال فعالیت می باشد که 21 حلقه آن در پایین دست این حوزه قرار دارند، بنابراین ضرورت جلوگیری از روند افت آبهای زیرزمینی اهمیت دارد . همچنین پیشروی دق  اکبرآباد و پدیده بیابان زایی و وجود رسوبات بادی در منطقه  نشان از یک معضل بزرگ تر در آینده دارد. از طرفی با توجه به حجم رواناب زیر حوزه ها  که بخشی از آن در ارتباط  با احداث بندهای خاکی در بالا دست قنوات  ذخیره خواهد شد ، عملاً حجم نسبتاً کمی به پایین دست خواهد رسید . همچنین  پوشش گیاهی این عرصه نسبت به بقیه نقاط ضعیف نبوده ، لیکن ترکیب گونه های گیاهی باید اصلاح شود .

در بررسیهای اجتماعی به عمل آمده  چون اغلب دام موجود  در محل چاه ها در این عرصه چرا می نمایند ، غالباً مردم با انجام عملیات پخش سیلاب در این ناحیه مخالفت می نمایند .ضمن آنکه برای این مردم  تهدید اراضی زراعی توسط شنهای روان مشکل بزرگ تری می باشد . لذا با در نظرگرفتن مشکلات اجتماعی در مناطق و همچنین هزینه نسبتاً زیاد عملیات تغذیه ای و پخش سیلاب می توان از روش تلفیقی که همان بازدهی را داشته باشد بهره جست و دراین راستا  برقی نمودن چاه ها و کنترل بهره برداری مجاز از آبهای زیرزمینی  و پوشش  کانالهای آبرسانی تا حدودی ضمن  افزایش راندمان ، مصرف را نیز کاهش خواهد بخشید . بنابراین بحث انحراف آب و پخش نمودن آب در داخل یک کانال کم عمق و عریض که  بتواند کمکی در جهت تأمین آب  پروژه های بیولوژیک باشد، به عنوان یک گزینه  نسبتاً قابل قبول مطرح است .

رعایت موارد زیر می تواند در رفع این تنگنا کمک نماید :

الف . بستن سدهای خاکی  یا بتونی و بسیار متعدد  مخزنی و انحرافی در هر جا که امکان داشته باشد .

ب. اجرای  عملیات  آبخوانداری به منظور پخش و کنترل  سیلابها .

پ. پوشش بتونی  انهار همراه با کف سازی  و یا استفاده از  لوله برای انتقال آب.

ت . استفاده از آبیاری تحت فشار .

ث . کنترل فرسایش با افزایش پوشش نباتی  و جلوگیری از چرای بی رویۀ دام .

ج . معرفی گونه های گیاهی  مقاوم به کم آبی .

تنگناهای عمده حوزه را می توان  در سه قالب مشکلات ناشی از کم آبی ، سیل و فرسایش بررسی نمود و اولویتهای مطرح را معین کرد .

11-4. کمبود کادر فنی متنوع : در سطح ایران و به ویژه جنوب خراسان، بیشتر فارغ التحصیلان کشاورزی ، مربوط به رشته زراعت و اصلاح نباتات  دانشگاه  ها      می باشند، در حالی که مملکت به متخصصین تمام رشته های کشاورزی شامل : ماشین آلات کشاورزی ، آبیاری ، گیاه پزشکی ، دامپزشکی ، ترویج کشاورزی ، باغبانی ،صنایع غذایی ، اقتصاد کشاورزی ، خاک شناسی وگیاهان دارویی و... نیاز دارد.

  11-5. عدم تناسب قیمت فرآورده ها با قیمتهای تمام شده : سرمایه گذاری در  امر کشاورزی بر خلاف صنعت ،  با احتمال ضرر و زیان توأم  است . گاهی قیمت سیب زمینی  و پیاز به حداقل تنزل پیدا می کند  و گاهی به حداکثر قیمت می رسد . ( که در این مورد دلالها و کسبه سود می برند  و نه تولید کننده )، به علاوه  سرمایه گذاری در کشاورزی  نتیجه اش مدتها بعد ظاهر می شود .

در سالهای اخیر مردم به مرغداری روی آورده اند  ، زیرا این موضوع  به صورت یک صنعت در آمده است  و دخل و  خرجش تا حدودی مشخص است ، در حالی که در امور کشاورزی ، اطمینانی به سود بخشی سرمایه گذاریها نیست . باید در نظر داشت ، تا سرمایۀ افراد و سود نسبی  آنها تضمین نباشد ، رشد کشاورزی  محال است .

11-6. میزان مالکیت : اکثر افراد ، خرده مالک می باشند  و زمین آنها  در یک نقطه  و به صورت یکپارچه  قرار ندارد ، بنابراین امکان مکانیزاسیون و تولید جهت فروش در بازار ، برای آنها میسر نیست ، لذا کشاورزی آنها  به منظور تأمین نیاز خانواده است و از طرفی عدم تخصص درکشتهای خاص ، مزید برعلت شده است .

نظام موجود ارث نیز روز به روز موضوع را پیچیده تر می سازد به طوری که قطعات تقسیم شدۀ موجود ، کفاف زندگی یک خانواده را نمی دهد و افراد  به ناچار به شهر ها برای کارهای خدماتی (مصرفی)و غیر مولد و در برخی از موارد مخرّب روی می آورند . همچنین انواع بهره برداریهای دیگر هم ،  غیر اقتصادی به نظر می رسند . توسعه شرکتهای  سهامی زراعی و  تعاونیهای تولید در چنین شرایطی به منظور  تسطیح و یکپارچه سازی اراضی  کارساز است .

11-7. تخریب محیط زیست : سالهاست که سوخت نانواییهای شهری و خانگی از هیزم و چوب تأمین می شود در نتیجه روز به روز بر مساحت بیابانها  و کویرها در منطقه افزوده می شود . در حالی که بهره مندی از مواد نفتی می تواند از بروز این مسائل  جلوگیری کند . کمترین توجه به این مناطق محروم می تواند ضمن بهبود منطقه ، از تخریب مناطق طبیعی و انقراض گونه های گیاهی و به دنبال آن گونه های جانوری جلوگیری کند .

11-8 . عدم دسترسی مردم  به بذر و نهال اصلاح شده : بسیار اتفاق می افتد که مردم درختی را برای برداشت محصول مورد نظر خود خریداری  می کنند ، اما در عمل ، درخت خریداری شده نظر آنها را تأمین نمی کند ، با لحاظ کردن این مطلب به جاست ، وزارت کشاورزی  در هر شهرستان دارای یک ایستگاه تولید بذر و نهال باشد تا اول: نسبت به اصلاح و معرفی گیاهان بومی اقدام کنند و دوم :  بذر و نهالی را با مشخصات تضمین شده عرضه نمایند و سوم : ایستگاه تحقیقات در ایجاد تکمیل بانک ژن منطقه  همت نماید .  در این راه می توان سازمانهای خصوصی را تشویق به سرمایه گذاری کرد و عاملان وزرات کشاورزی بذر و نهال آنها را از نظر مرغوبیت و عاری بودن از امراض وآفات ، گواهی و تأیید کنند .

 11-9. عدم دسترسی به سایر  نهاده های کشاورزی : نهاده های کشاورزی از قبیل ماشین آلات کشاورزی و وسایل یدکی ، کود ، سم ، بذر ،ازتوباکترها ، وسایل آبیاری  تحت فشار ، تعمیر گاه های ثابت  و سیار و...  غالباً در دسترس کشاورزان  قرار ندارند . از این رو  ایجاد  فروشگاه های تعاونی نهاده های کشاورزی  لااقل در بخش  خوسف ضرورت دارد  .

11-10. تضمین خرید عادلانه و بیمه محصولات کشاورزی : باید قطبهای کشاورزی مشخص گردد و بر اساس آن حمایت دولت از تولید کنندگان  انجام شود . به عنوان مثال به فرآورده های خاص  ناحیه هردنگ از جمله زعفران ، زرشک ،          آلو بُخارا ،  عُناب و سنجد باید توجه کافی معطوف  و خرید عادلانۀ آنها  تضمین شود . ضمناً کشاورزان از تسهیلات بیمۀ محصولات کشاورزی در مقابل خشکی ، سیل و آفات و امراض برخوردار شوند .

11-11. نداشتن سیلو و سردخانه کافی : هیچ کشور ثروتمندی نباید راضی گردد که چند بار محصولات آنها جابجا و در برخی از موارد به جای اول باز گردانده شود . این امر صرف نظر از تحمّل هزینه های سنگین  ، مخاطراتی از قبیل تصادف ، استهلاک وسایل حمل و نقل ، تخریب جاده ها ، ضایع شدن محصول  و آلودگی را به همراه دارد . عامل دیگر که در حفظ و نگهداری محصولات مؤثر است ، ایجاد سیلو و سرد خانه است  و در ضمن تبدیل فرآورده های کشاورزی نیز از  دیگر مسائل مورد توجه  می باشد .

11-12. سیلهای خانمان برانداز :

سیل در این مناطق همچون دیگر نقاط کشور در طول سال  جاری می شود . لیکن در چند سال گذشته به دلیل خشکسالی ، سیلابهای مهمی حادث نشده است .شاید برای برخی تعجب آور باشد  که در منطقه خشک و کم باران  ناحیه  هردنگ  ، سیل هر ساله و گاهی چند نوبت در سال موجب ویرانی مزارع ، باغها ، جاده ها و انهدام تأسیسات عمومی ، واحد های مسکونی و حتی منجر به  تلفات  جانی برای  انسان و دام می گردد . بر اساس اظهارات محلی در طی سالهای گذشته  منطقه شاهد وقوع سیلابهایی بوده که غالباً  با خساراتی نیز همرا بوده است . بیشترین خسارات  بر اساس گزارش بخش سیل خیزی در حوزه کشوک رخ داده ولی متأسفانه میزان خسارت و آمار آن دقیقاً مشخص  نیست . آنچه که مسلم است  سیل در زیر حوزه ها غالباً به اراضی حاشیه رودخانه  خسارت وارد می آورد . در بررسیهای به عمل آمده بخش هیدرولوژی و سیل خیز ،عوامل مختلفی در شکل گیری سیلاب در زیر حوزه ها مؤثر می باشد که مهمترین آنها عبارتند از : شیب ، نفوذ پذیری و پوشش گیاهی . بر همین اساس اولویت بندی از نظر  پتانسیل  هرز آب  در زیر حوزه های مختلف انجام شده که زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها اولویت بالاتری خواهد داشت .حوزه کشوک در کل داراي  بالاترین مقدار در بین حوزه های دیگر است . همچنین درصد محدوده های گروه های هیدرولوژیکی  خاک در زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها بالاتر می باشد.

در مجموع آنچه که از بررسیها نتیجه می شود آنست که مشکل سیل نسبت به مشکل کم آبی اولویت کمتری داشته و می توان با عملیات کنترلی و ذخیره ای در داخل زیر حوزه ها میزان رواناب و تخریب را در پایین دست  کاهش داد.

مهار آبهای سطحی از طریق بستن سدهای مخزنی و انحرافی و آبخوانداری  و  جلوگیر ی از چرای  بی رویه و  بوته کنی بیابانها  امکان پذیر  است .

11-13. کمبود مروج کشاورزی  و دامداری در محل  :  کشاورزی در بسیاری از روستاهای منطقه  هردنگ   به سبک سنتی انجام می شود و به عنوان مثال اگر  کشاورزان از سموم  ضد عفونی کنندۀ گندم علیه سیاهک پنهان  بی اطلاع هستند و هر ساله سیاهک پنهان خسارات زیادی به مزارع گندم آنها وارد می سازد این موضوع دلالت برآن دارد که یا مأمورین ترویج  به روستاها قدم نگذاشته اند و یا تعلیمات آنها وافی و کافی نبوده است(محمدی، 1382) .

11-14. ایجاد تسهیلات لازم برای صدور محصولات کشاورزی : باید تمام تلاش دولت در جهت رفع موانع  و اتخاذ سیاستهای حمایتی  از صدور محصولات کشاورزی معطوف گردد . در این باره  باید به حذف  مقررات دست و پا پیچ  و تعدیل تعرفه های گمرکی  و ایجاد تسهیلات باربری  و مسائلی از این قبیل توجه نمود . متقابلاً کالاهای صادراتی باید بر اساس موازین  استانداردهای بین المللی  و با توجه به علاقه خریداران  تهیه ، بسته بندی  و صادر گردند تا با ارسال کالاهای مخدوش  وجهه صادراتی  کشور آسیب نبیند .

11-15. ایجاد امنیت در زمینۀ مالکیت اراضی : مسائلی از قبیل اصلاحات اراضی ، مصادرۀ اموال و وضع قوانینی که مالکیت اراضی را متزلزل سازد با مسئله تولید و رسیدن  به خود کفایی  در زمینه فرآورده های استراتژیک  منافات و مغایرت کلی دارد .

11-16. فرسایش : چرای بی رویۀ دامها در مراتع کم علف و به ویژه سطوح  شیب دار ، زمین را برای فرسایشهای آبی و بادی آماده می سازد .در نتیجه یک اینچ خاک (5/2 سانتی متر)که در طی 700 سال در اثر عوامل مختلف  تشکیل می شود ، در ظرف مدت کوتاهی شسته و به نقاط دیگر منتقل  می گردد. بوته کنی خاصّه در سطوح شیب دار نیز امر فرسایش را تشدید می سازد . در امر چرای مراتع باید مقرراتی اجرا شود که از چرای مداوم مراتع و یا در واقع  انهدام آنها جلوگیری  گردد . ضمناً شخم در جهت شیب زمین  و تبدیل مراتع  با شیب زیاد  به زمین زراعتی  عمل فرسایش را تشدید  می سازد .

با توجه به میزان برآورد کمیت فرسایش که حدود5 تن در هکتار می باشد و همچنین رسوب دهی حوزه که حدود 7/2 تن در هکتار است مشکل رسوب دهی و فرسایش نسبت به نقاط دیگر بحرانی محسوب نمی شود.هر چند که در چشم انداز آینده بایستی این رقم را کاهش و از گسترش آن جلوگیری نمود. اطلاعات  نشان می دهد که در بخشهایی فرسایش خندقی و شیاری توسعه یافته که لزوم کنترل آن حتمی است از طرفی به دلیل سطح محدود دیمه زارها آنچه که مشکل ساز می باشد وجود تعداد دام داخل حوزه است. در این راستا افزایش پوشش گیاهی و کنترل چرای دام تا حدود زیادی از معضل فرسایش و هدر رفت خاک خواهد کاست. لذا برای رسیدن به هدف فوق الذکر با اصلاح و احیاء مراتع حوزه و ذخیره سازی و نفوذ روان آبها به طور طبیعی مشکل سیل و فرسایش تا حدودی مرتفع خواهد شد .

در بخش شمال غربی محدوده مطالعاتی رسوبگذاری رسوبات بادی به صورت تپه های شنی و بارخانها مشاهده می شود .در آینده به خصوص در سالهای خشکسال و فصل تابستان امکان توسعه این محدوده بسیار زیاد خواهد بود و به تدریج اراضی زراعی منطقه را ازکشت خارج خواهد ساخت. بنابراین ضرورت مطالعه  و کنترل این رسوبات حتمی است و بایستی در آینده به ویژه از طرف اداره منابع طبیعی در دستور کار قرار گیرد. (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

  


[1] عضو عالی گروه تعیین سن درختان ایران و کارشناس مطالعات عمر درختان در موسسه جنگلها،آبخیزداری و منابع طبیعی کشور

[2] منطقه ای است جوی مانند که آب را از دو دامنه  یک کوه یا چند ارتفاع کوچک جمع آوری  و در پایین دست خاک حمل شده را به صورت یک  کُپّه  باقی می گذارد و مجموعه چند شیله تولید یک رودخانه را می کنند. 

[3] هر من تخم کار 100 متر مربع می باشد.

سیمای کشاورزی ناحیه هردنگ

۲. هواشناسی  :

برای بررسی وضعیت هواشناسی از پارامترهای مختلف هواشناسی از ایستگاه های  مختلف استفاده شده است .همچنین برای رسیدن به نتایج دقیق تر و مطلوب تر  دوره پایه 25 ساله  1353 تا 1354  لغایت 1377 تا 1378 به عنوان دوره شاخص انتخاب گردیده است .

2-1. برآورد بارندگی :

برای برآورد بارندگی متوسط سالانه نسبت به ارتفاع در منطقه،مقادیر متوسط بارندگی و ارتفاع ایستگاه های  شرکت کننده در گرادیان بارندگی مورد استفاده قرار گرفته و رابطه زیر به دست آمده است .

بر این اساس متوسط بارندگی منطقه 5/211 میلیمتر بوده که در زیر حوزه های مختلف نیز دارای مقادیر بالاتر و پایین تر نیز می باشند .

2-2. درجه حرارت :

برای بررسی رژیم حرارتی منطقه مورد مطالعه  آمار موجود درجه حرارت ایستگاه های منطقه جمع آوری گردیده و پس از بررسی اقدام به تصحیح  نواقص و تطویل آمار شده که در دوره شاخص آماری 25 ساله  54-1353 تا 78-1377 نتایج مورد تجزیه و تحلیل  قرار گرفته است  و بیشترین دما در ماه های تیر و مرداد با 38 درجه سانتیگراد و کمترین دما در دیماه با  15- درجه سانتیگراد می باشد.

2-3. تبخیر و تعرق :

به منظور برآورد تبخیر و تعرق از آمار تشتک تبخیر ایستگاه های تبخیرسنجی واقع در اطراف منطقهِ مطالعاتی استفاده گردیده است .

برای محاسبه میزان  تبخیر  زیر حوزه ها  از معادله همبستگی بین دما و تبخیر ایستگاه تبخیرسنجی سربیشه  که نزدیک ترین  ایستگاه تبخیر سنجی  به منطقه مورد استفاده    می باشد، استفاده شده و رابطه همبستگی زیر به دست آمده است :

  همچنین میزان تبخیر از سطح آب آزاد در حوزه که با اعمال ضریب اصلاحی 7%  در میزان تبخیر از تشتک  به دست آمده به طور متوسط  2300 میلی متر  می باشد .

کمترین تبخیر از سطح آزاد آب در دی ماه با 7/49  میلی متر و بیشترین تعداد در  تیر ماه با 5/333 میلی متر  می باشد .

2-4. اقلیم حوزه :

برای تعیین اقلیم  منطقه و موقعیت آن در تقسیم بندیهای اقلیمی از روشهای  استاندارد اقلیم شناسی استفاده شده است  .

بر اساس روش آمبرژه  این محدوده دارای اقلیمی خشک و سرد و بر اساس روش دومارتن نیمه خشک می باشد .

3. خشکسالی :

بر اساس اسناد و شواهد تاریخی این منطقه تاکنون 3 خشکسالی مرگبار را به خود دیده است :

1-درسال 1287 شمسی كه خشكسالي و قحطي سراسر كشور را به طور اعم وکل منطقه بيرجند و قاينات را به طور اخص فرا گرفته بود .

2-خشکسالی سالهای 1322 تا 1327 شمسی که تعداد زیادی از مردمان منطقه مجبور به مهاجرت و ترک روستاهای خود شدند.

3- خشکسالی سالهای 1377 شمسی تاکنون که این نیز به نوبه خود باعث تخلیه شدید روستاها شده است و اگر چاه های کشاورزی در دق اکبر آباد و دشت سرچاه  راه اندازی  نمی شد ، قطعا این منطقه خالی از سکنه می گشت .

همچنین بر اساس بررسی دوایر تنه درخت عنابی در روستای برزادران با همکاری مهندس خوشنویس [1]، این ناحیه از سال 1020 شمسی تاکنون 8  مورد شرایط نامساعد محیطی از جمله خشکسالی را به خود دیده است.

4. بند سارها :

مهارکردن آبهای سطحی از قدیم الایام در شرق ایران و به ویژه خراسان جنوبی و به تبع در منطقه ناحیه هردنگ متداول بوده است . این بندها در کنار مسیر رودخانه و سیلابها احداث می شده اند و در صورت پر شدن از آب 3  امتیاز حاصل می گشت :

1-ورود خاک مناسب و حاصلخیز به داخل بند.

2-ورود رطوبت به داخل بند و ذخیره شدن آن در خاکهای عمقی بند.

3-جلوگیری از فرسایش خاک و هدر رفت آب سیل.

در اواخر زمستان مردم نسبت به کاشت گندم و جو (به مقدار کمتر) اقدام   می کنند.بارندگیهای هر 6 روز منطقه که به شیشه ها شهرت دارد باعث سیراب شدن بند و محصول کاشته شده می گردد و در صورتی که سال از نظر بارندگی خوب باشد، محصول خوبی نیز به دست می آید .بعد از کشت گندم و برداشت آن مردم نسبت به کشت محصولات جالیزی اقدام می کنند که محصولات آن در قالب تابستانه و زمستانه مورد مصرف قرار می گیرد .

4-1. برای احداث بندسار به شرح ذیل اقدام می شود :

1-زمینی مناسب در بین یک شیله[2] و یا در حاشیه یک رودخانه با وسعتی مناسب  (حداقل 5/0 من تخم کار[3] ) انتخاب می شود .

2- خاکبرداری از محل، انجام شده تا سنگ بستر مشخص شود و حوضی کوچک ظاهر گردد تا آب به راحتی در آن جمع گردد .

3- مقداری خاک بندی یا خاک رس به محل انتقال و سپس پهن می گردد .

4-به موازات اجرای این امور ، سنگاچی یا دیواره بند با سنگهای تخت ، جاگیر ، بزرگ ، گِرد و مستحکم به صورت نر و مادگی در درون هم قرار گرفته و دیواره بند ساخته می شود.

5- گاهی اوقات در مسیرهای بالادست مقداری بوته کاری می شود تا در سالهای اولیه که هنوز بند خالی است ،مقداری از سرعت و قدرت سیلاب گرفته شده و بند تخریب نگردد.

6- هر سال بند مورد بررسی قرار گرفته تا آسیبهای احتمالی آن ترمیم گردد.

4-2. اجزای تشکیل دهنده یک بندسار:

1-   خشکه رود یا رودخانه کم عمق با جریان موقتی

2-   برکه بند یا بند انحرافی ساخته شده از مصالح رودخانه ای

3-   بدنه بند یا دیواره اصلی خاکریز

4-   دیواره های فرعی موازی و عمودی جهت پخش یکنواخت سیلاب

5-   گوش بند یا گوشگرد  که محل سرریز آب مازاد است.

5. کشاورزی :

زیر حوزه های منطقه  ناحیه کوهستانی بوده و سطح اراضی زراعی در آنها  وابسته  به  میزان آبدهی قناتها و میزان ریزشهای جوی می باشد . کل اراضی زراعی  و باغی زیر حوزه ها 1/84 هکتار بوده که 8/79 درصد آن  آبی و مابقی دیم می باشد .  در منطقه دشت سر کشاورزی بر پایه حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق و با اخذ پروانه  از سازمان آب با میزان آبدهی پایه گذاری شده است . در این منطقه حدود 35 درصد اراضی به صورت آیش می باشد .

با وجود محدود بودن منابع در حوزه به دلیل استفاده نادرست از آن ، بخش قابل توجهی  از آب استحصالی  که می تواند در فعالیتهای  زراعی مصرف گردد از  استفاده  خارج می شود . عدم وجود استخرهای  مناسب ذخیره آب ، طول کانالهای سنتی ، تقسیم آب در جویهای متعدد و ... از جمله عواملی هستند که باعث هدر رفتن آب می شود .

6. دامداری :

از تعداد 7886  واحد دامی موجود  در حوزه  ، نزدیک  به 70 درصد آن در منطقه دشت سر و اندکی بیش از 30 درصد آن در زیر حوزه های دیگر وجود دارند . شایان ذکر است هیچگونه  دامداری صنعتی و مرغداری در منطقه وجود ندارد .

تراکم دام در زیر حوزه ها 28/0 واحد دامی در هر هکتار و در منطقه دشت سر 81  واحد دامی در هر هکتار می باشد . ضمن آنکه  تراکم واحد دامی در کل منطقه مطالعاتی 5/0 واحد دامی در هر هکتار است .  همچنین توزیع واحدهای دامی در بین خانوارهای  ساکن حوزه ها نسبت به منطقه دشت سر ناهمگون تر می باشد . نظام دامداری نیز در حوزه ها و منطقه دشت سر یکسان نمی باشد . نظام دامداری  حوزه متکی بر نوعی شیوه رَمِه گردانی است  که دامها  در محدودۀ معینی در اطراف روستاها تعلیف می نمایند و در فصل شیردوشی هر روز  صبح جهت انجام عمل شیردوشی به روستاها آورده می شوند . دامهای مورد استفاده در این منطقه را می توان به دو دسته سبک (گوسفند و بز) و سنگین (شتر و گاو) تقسیم بندی نمود.

تعداد واحدهای دامی موجود متغیر و اکثر دامها در چاه های کشاورزی مستقر  می باشند. بر خلاف گذشته که دامها در روستاها تعداد بیشتری را به خود اختصاص داده بودند خشکسالیها باعث کاهش تعداد دامها به دلیل مشکلات مربوط به تامین علوفه مورد نیاز دام،شده است.البته در چاه های کشاورزی تعداد دام روند رو به افزایش را به دلیل اطمینان از وضعیت آبی و به تبع آن تامین علوفه پیش رو دارد.درخصوص دام سنگین ،شتر به صورت نگهداری در اصطبل و چرا در مراتع پرورش می یابد،در حالی که گاو در اصطبل و در محدوده روستا در فضای محصور در اصطبل یا در اصطبل فضای باز نگهداری و پرورش  می یابد.پرورش دام را به منظور تامین گوشت قرمز،شیر و سایر فرآورده های مورد نیاز انجام می دهند.

 یکی از مهم ترین عواملی که در مجتمع نمودن انسانها در یکجا ( روستا ) تاثیر گذار بوده است دسترسی به منابع طبیعی در یک منطقه است.به منظور استفاده بهینه از منابع تولید در این مناطق که در وضعیت بحرانی قرار دارند می بایست راهکارهایی ارائه گردیده و مورد حمایت سازمانها و ادارات و موافقت مالکین قرار بگیرد تا در شرایط کنونی بهترین بازدهی را از منابع موجود داشته باشیم .

البته در سالهای خشکسالی اخیر از تعداد دام زیر حوزه  ها  کاسته شده ولی در منطقه دشت سر تغییری مشاهده نمی شود . زیرا بخشی از علوفه دام  از طریق فعالیتهای زراعی تأمین می شود  که آن هم وابسته به آبدهی چاه ها می باشد .

تراکم واحد دامی در کلیه سازمانهای عرفی زیر حوزه ها 3/0 واحد در هکتار  و در منطقه دشت سر  به جز چاه های روشنی و باقرزاده که حدود 5/0  واحد در هکتار     می باشد ، بالاتر از 2 واحد در هکتار است . شایان ذکر است که در منطقه دشت سر از سمت شمال تپه های شنی مانع از چرای دام بوده و از سمت شرق و غرب هم اراضی زراعی سایر آبادیها  امکان چرا را محدود  ساخته است . میزان علوفه تولیدی موجود در منطقه مطالعاتی حدود 50 درصد دام موجود را جوابگو خواهد بود و لذا حدود 50 درصد دام مازاد بر تولید علوفه منطقه در حال چرا می باشند .در آمد سرانه خانوار  در زیر حوزه ها از بخش دامداری 1/4 میلیون ريال و در منطقه دشت سر 7/5 میلیون ريال برآورد شده است . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

 7. زراعت :

در این ناحیه گیاهانی نظیرگندم،جو،نخود ،یونجه،چغندرقند،زردک،شلغم،صیفی جات،انواع سبزیها(سیر ،پیاز،سیب زمینی،گوجه فرنگی و ...)کاشت می شده و می گردد.به منظورآغاز فعالیت زراعی پس از انتخاب زمین نسبت به انجام اقدامات ذیل جهت آماده سازی زمین برای کاشت عمل می کنند:

1-شخم:

در گذشته و حال از نیروی حیوان(الاغ و گاو)و با ابزار سنتی استفاده می شده است به این دلیل که اول: تکنولوژی جدید همه گیر نشده بود و دوم :قدرت مانور و حرکت و کنترل حیوان در اراضی خرد و دارای شیب زیاد از ماشین آلات جدید بیشتراست، سوم: حیوان علاوه بر مصرف تولید خود کشاورز، برای کشاورز کود دامی تولید می کند که در بهبود ساختار خاک بسیار مفید و سازنده می باشد و هزینه هایی نظیر تعمیرو سرویس را نداشت چهارم: باعث فشردگی بیش از حد خاک در هنگام شخم نمی شود ،پنجم: باعث از بین رفتن مرز بین اراضی نمی شود و در زمان خود و با توجه به شرایط بهترین روش شخم بوده است و هم اکنون نیز در روستاها و در اراضی دیم در سطوح شیبدار بیشترین کارایی و کاربرد را دارد.

درمناطقی که دارای اراضی بزرگتر و علی الخصوص چاه هایی که روستاییان این منطقه از آن شریک هستند از تراکتور و ابزارآلات ومتعلقات آن استفاده می شود.

2-تسطیح زمین:

در گذشته برای تسطیح از ماله استفاده می شده است.به نحوی که کشاورزآن را به حیوان بسته وخود بر روی ماله که ازجنس چوب بوده سوار می شده است و با به حرکت در آوردن حیوان ماله را بر روی مناطقی از زمین که مورد نظروی بوده جابجا می کرده است و به این طریق نسبت به نرم کردن کلوخه ها در زمین و تسطیح آن اقدام می نموده است.البته امروزه این کار به وسیله تراکتور و از طریق بیل عقب و لِولِر انجام می گیرد.

 3-مرز بندی زمین:

در این حالت کشاورز با تراکتور،بیل و نیروی کارگری اقدام به اصلاح و ایجاد مرز بین اراضی می کند.

4-کود دادن به زمین :

در زمان شخم ابتدا کود بر روی زمین پاشیده و بعد اقدام به عملیات شخم می گردد.البته لازم به ذکراست که کود را بعد از کاشت نیز بر روی زمین می پاشند تا بعد از آبیاری وارد زمین گردد.در اراضی وسیع این کار به وسیله کودپاش و از طریق تراکتور صورت می گیرد.

5-پاشیدن بذر:

در گذشته به صورت دستی و سنتی انجام می گرفته است و این کار بعد از تسطیح اولیه و با ماله صورت می گرفته است.لازم به ذکر است در کاشت انواع بذور نوع و روش کاشت فرق می کرده است و در اراضی وسیع تر علی الخصوص چاه ها برای بذر پاشی از ردیف کارهای بذرکار استفاده می شود.

6-آبیاری:

به صورت کرتی انجام می گرفته و می گیرد و از طریق جویهایی که  دارای انشعابات خاکی برای انتقال آب به اراضی می باشد برای انتقال آب استفاده می گردد. سیستم آبیاری به شکل ساده یعنی منحرف کردن آب یا زهکشی آن بوده است و آب را از مسیر اصلی به جویهای کناری باریک تر هدایت می کردند و آبیاری را با باز کردن و یا بستن جریان آب به کمک بیل و با کپه خاک دارای ریشه گیاه انجام می دهند.

آبیاری سطحی یا غرقابی قدیمی ترین روش آبیاری در  منطقه می باشد.در این سیستم آب از طریق کانالها یا نهرها وارد مزرعه می شود . در این روش ممکن است مزرعه کاملا غرقاب شود و یا آب به ردیفهایی که در داخل مزرعه قرار دارند هدایت شود .امتیازات این سیستم راحتی استفاده آن می باشد.اما از مشکلات این سیستم  می توان به هزینه های سیستم از قبیل آماده سازی و هم سطح کردن زمین برای آبگیرکردن کلیه نقاط آن،میزان تبخیر بالا ،مشکل بودن کنترل آب در زمان آبیاری و نیاز به نیروی کارگری را نام برد  (پاورز،ال.ای و آر.مک شورلی،1380).

7-برداشت :

هر گیاه زراعی که به منظور تامین بخشی از نیاز های کشاورز کاشت می گردد بعد از طی یک دوره رشد به مرحله برداشت می رسد.در این مرحله در اراضی با سطح کم برداشت از مزرعه به صورت دستی(سنتی) و با نیروی کارگری و فردکشاورز انجام    می گیرد،چون امکان استفاده از ماشین آلات سنگین مقدور و به صرفه نمی باشد. لذا در  اراضی واقع در چاه های کشاورزی برداشت هم به صورت سنتی ومکانیزه با توجه به نوع محصول صورت می پذیرد. در رابطه با برداشت غلات خرمن کوبی به روشهای مختلف از قبیل : با راندن حیوان بارکش برای لَگَد کردن محصول ،خرمن کوب تراکتوری و کمباین انجام می شود.

از ابزار و لوازم مورداستفاده در زراعت و باغداری در این منطقه می توان به موارد ذیل اشاره نمود :

حیوان،تراکتور،آساک،گاو آهن فلزی جدید،یوغ و تسمه چرمی آن برای دام سنگین و سبک ، شِنکش،بیل،کلنگِ دو دَم و یک دَم، داس برای برداشت گندم،داسیله ،دستگاه رنده کردن علف، دول ، سطل کوچک ، ماله ، خرمن کوبی به سبک قدیم و جدید، تیشه کار ،تبر برای بریدن درخت ،داخل کیسه کردن میوه ها ،قیچی باغبانی،داس برای کندن علفهای هرز،اره کوچک و بزرگ،سمپاش قدیمی و جدید .

8. باغداری :احداث باغات به منظور تامین مایحتاج میوه  روستاییان و کشاورزان در این منطقه انجام شده و می شود.باغات در این منطقه به صورت آبی بوده و باغات دیم به دلیل درجه حرارت بالا و میانگین بارندگی پایین به چشم نمی خورد.باغات ایجاد شده در روستاها بر اثر خشکسالیهای پی درپی و عدم نظارت کافی در زمینه های نگهداری آسیب فراوانی دیده و بعضا خشک شده اند.اما در چاه های کشاورزی روند احداث باغات جدید رو به رشدمی باشد.باغات میوه در این منطقه بیشتر شامل درختان سیب،گلابی،انگور،بادام،عناب،توت،شاه توت،سنجد،آلو بخارا، زردالو.شفتالو،به،گردو،انار،زرشک،بنه،انجیر در دونوع کوهی و باغی،پسته و ...   می باشد.باغات قدیمی که در روستاها احداث گردیده است بیشتر به صورت خود مصرفی و تامین نیاز خانواده کشاورز روستایی بوده و کشاورزان عمده مالک که سطح باغی بیشتری را داشته اند اقدام به فروش محصول مازاد خود می نمایند .احداث باغات قدیمی اکثرا توسط مالکین عمده صورت می گرفته است و زارعین اجاره کار چه در گذشته و حال تمایلی به احداث باغات به دلیل سرمایه گذاری برای مالک و نیازخود به داشتن درآمد ثابت سالیانه ندارند.محل احداث باغات به دلایلی نظیر :

1-درختان نیاز آبی بیشتر ی را دارند .

2- حفاظت از باغات نزدیک به آب و نظارت بر آن در محل خروج آب با توجه به رفت و آمد بیشتر روستاییان راحت تر بوده است.

3-طولانی بودن روند رشد و سرمایه گذاری بیشتر در دوره زمانی باعث کاشت نهال در نزدیک مظهرقنات و چشمه بوده است.

4-همچنین در اطراف  و در طول مسیر جویهای آبیاری که در راستای استخر ذخیره آب به سمت اراضی روانه می شود درختان مورد نیاز را به صورت شراکتی بین چند مالک و در زمین شخصی متعلق به کشاورز غرس می نموده اند تا علاوه بر آبیاری مزارع، استفاده بهینه از آبی  که در جویها ی خاکی جریان داشته ،نیز، بشود.دراحداث باغات مواردی نظیر کاشت نهال مورد نیاز از طریق انتخاب نهال و محل کاشت،کندن چاله به عمق مناسب،کود دادن ،آب دادن،مراقبت بعد از کاشت (مبارزه با آفات و بیماریها وآسیبهای مکانیکی،هرس و نحوه تربیت ... )و برداشت میوه مورد نظر قرار  می گیرد.

 9.خاکشناسی :

9-1. طبقه بندی خاکها :

طبقه بندی خاکهای اراضی مورد مطالعه با توجه به مطالعات صحرایی و تشریح پروفیلی ، شرایط اقلیمی ، وضعیت توپوگرافی و نتایج تجزیه های آزمایشگاهی  به روش        طبقه بندی آمریکایی صورت  پذیرفته است .  در حوزه مطالعاتی  دو رده از یازده رده  تشخیص و طبقه بندی گردیده است . این دو رده عبارتند از رده اریدیسول و رده آنتی سول . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

میزان آهک در این اراضی بین 10 تا 17 درصد متغیر است که در حد مناسبی بوده و تا حدی در ساختمان سازی خاک مفید است  . این اراضی مشکل شوری  نداشته و پی اچ خاک نسبتاً بالا می باشد.

میزان ازت در این اراضی از حد مطلوب کمتر و بسیار فقیر می باشد  . همچنین میزان پتاسیم  در این اراضی با عمق کاهش می یابد  و در حد مطلوب بوده  و میزان  فسفر  در این خاکها با  افزايش عمق ،کاهش  یافته و پایین تر از حد مطلوب است . 

9-2. بررسی منابع اراضی :

براساس بررسیهای انجام شده 4 تیپ اصلی کوهها ، تپه ماهور و دشتهای دامنه ای و تیپ آبرفتی بادبزنی شکل سنگریزه دار در حوزه قابل تفکیک می باشد .

تیپ اراضی کوهستانی  به دو واحد و سه اجزاء واحد (1،3،1  و 2،2،1  و 1،1،2 ) و تیپ اراضی  تپه ماهور به دو واحد  و 4 اجزاء اراضی(2،1،2 و2،3،2 و2،1،3 و 2،2،2 ) و تیپ دشتهای دامنه ای به یک واحد و 2 اجزا واحد اراضی (1،4،1 و 4،1،2) و تیپ آبرفتهای  بادبزنی  به یک واحد و یک اجزاء واحد اراضی تفکیک شده اند .

9-3.  طبقه بندی اراضی :

 پروفیلهای  3 و6 و7 و8 در کلاس  2  قابلیت  اراضی قرار گرفته ( اراضی با محدودیت جزئی جهت کشت آبی) و پروفیلهای 1و2 و4 و5 و9 و10 در کلاس 5  قابلیت  و دارای محدودیتهای غیر قابل اصلاح  زیاد می باشند  و فقط در شرایط خاص قابل آبیاری و قابل کشت هستند .

9-4. فرسایش و رسوب  :

در حوزه مطالعاتی نقشه اشکال فرسایش تهیه گردیده و در آن 9 تیپ فرسایش (فرسایش سطحی ، شیاری، خندقی و رودخانه ای) تفکیک گردیده است . در این حوزه هیچگونه ایستگاه هیدرومتری  و رسوب سنجی  وجود نداشته  و برای تعیین  کمیت رسوب از روشهای تجربی استفاده گردیده است  .

9-5. کمیت رسوب و فرسایش :

 روش تجربی E.P.M   جهت برآورد میزان فرسایش  در حوزه به کارگرفته شده و  بر اساس آن میزان متوسط فرسایش  در حوزه 42/5 تن در هکتار  در سال برآورد  شده و زیر حوزه شرق کشوک  با 71/7 و زیر حوزه هردنگ  با 03/4 تن در هکتار در سال بیشترین وکمترین  میزان فرسایش را دارا می باشد .

 همچنین میزان رسوب دهی در زیر حوزه های  ماهکان و شرق کشوک بیشترین بوده و متوسط حوزه 78/2 تن در هکتار در سال  می باشد .

9-6. منابع آب زیر زمینی حوزه :

در حوزه مطالعاتی، چشمه قابل توجهی وجود ندارد و تعداد قنوات مشتمل  بر 23 رشته فعال و دایر می‏باشد. در پایین دست حوزه 21 حلقه چاه بهره‏برداری و 2 حلقه چاه پیزومتریک  وجود دارد. حداکثر عمق چاه ها 110 متر بوده  که در این عمق  به سنگ کف برخورد ننموده اند و ضخامت آبرفت  حدود 150 متر می باشد . حداقل عمق چاه 16 متر و متوسط عمق چاه ها 72 متر است . 

همچنین سطح آبهای زیر زمینی از 9 تا 51 متر تغییر نموده و متوسط سطح آب زیر زمینی 29 متر می باشد. با بررسیهای به عمل آمده از دو چاه پیزومتریک منطقه افت سالانه آبهای زیرزمینی از 15 تا 30 سانتی‏متر می‏باشد. آبدهی قنوات تحت  تأثیر نزولات جوی بوده و در سالهای خشکسالی حدود 70 درصد افت آبدهی دارند. رسوبات دانه درشت شدیداً  نفوذپذیر رودخانه ای در اثر بارش نزولات  قنوات را تغذیه می نمایند . حداکثر طول قنات 1000 متر و حداقل 100 متر بوده و همچنین میزان دبی حداقل و حداکثر قنوات از 1/0 تا 4 لیتر در ثانیه متغیر می باشد .

10. مطالعات اقتصادی اجتماعی :

از مجموع روستاهای واقع در این ناحیه که 82   پارچه آبادی  می باشد، تعداد 42 روستا دارای سکنه و40 روستا دارای سکنه موقت می باشد. طبق آمار سال 1375 تعداد 336 خانوار با دارا بودن جمعیت 1276 نفر در این ناحیه زندگی می کنند .در بررسیهای به عمل آمده  تعداد مالکین منابع آبی در زیر حوزه های منطقه مطالعاتی 185 نفر بوده که 5/46 درصد آنها در منطقه مقیم و 5/35 درصد غیر ساکن  در منطقه می باشند که مالک 1/59 درصد کل منابع آبی حوزه نیز می باشند . در منطقه دشت سر حدود 188 نفر مالک منابع آبی وجود دارد که 83 درصد آن  در منطقه مقیم بوده و 17 درصد غیر ساکن می باشند . درآمد سالانه ساکنین زیر حوزه های بالا دست  از بخش کشاورزی 1968791 ريال و در منطقه دشت سر 9481565 ريال می باشد که تفاوت قابل ملاحظه ای را نشان می دهد(سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380) .

11. تنگناهای بخش کشاورزی  در منطقه ناحیه هردنگ :

نظر به اینکه منطقه  هردنگ  با توجه به شرایط اقلیمی  و خشکسالیهای اخیر وضعیت خاصی پیدا نموده ، لذا هر گونه عملیات  اجرایی بایستی  در راستای رفع  نیازها و مشکلات  عمدۀ آنها  صورت گیرد : 

11-1.کمبود آب :

این کمبود عارضه است ، یعنی ما با وجود 170 میلی متر باران در سال  و تنها اختصاص 5% اراضی به کشت آبی  نباید کمبود آب داشته باشیم . به عبارت دیگر کمبود آب ، عارضه ای است  معلوم  و علت آن عدم استفاده بهینه از آب و نگهداری  آن در حوزه های آبخیز است . در حوزه های آبخیز منطقه فقط 23 رشته قنات وجود دارد  که آبدهی آنها بین 1/0 تا 4  لیتر در ثانیه  می باشد . در منطقه پایین دست حوزه چاه های عمیق حفر گردیده  که عملاً شرایط متفاوتی از مناطق بالا دست خود دارد .

قنوات موجود در منطقه  هردنگ در سالهای اخیر بر اثر خشکسالیها خشکیده و وضعیت قنواتی که آبدهی نسبتاً کمی داشته اند ، تقریباً همان شرایط  را داشته است (به خصوص در سالهای گذشته). از طرفی زندگی جمعیت ساکن در این مناطق  کاملاً بستگی به  حیات قنوات دارد . هر چند که بخش اعظمی از جمعیت داخل حوزه ها به دلیل توسعه حفر چاه های عمیق  در سالهای گذشته به مناطق پایین دست  حوزه مهاجرت نموده و در همان محل ساکن شده اند لیکن هنوز اراضی زراعی و باغی در حوزه های وابسته به آبدهی قنوات موجود می باشد .

همچنین قنوات حوزه ها با  Ec حدود 750  تا کمتر از 2000 بوده که از نظر کیفیت با آب چاه ها قابل مقایسه  نبوده  و به مراتب  مطلوب تر  برای شرب و کشاورزی است.  بنابراین اولین مشکل مردم ساکن در حوزه ها کمبود آبدهی قنوات برای شرب و کشاورزی است . از طرفی  سازماندهی زمین شناسی موجود در حوزه ها تأثیر کیفی برآبهای سطحی و تحت الارض منطقه دارد . هرچقدر از کوه ها به سمت دشت دور شویم از کیفیت آب کاسته شده و آب چاه ها به مراتب کیفیت ضعیف تری دارند . همچنین روان آبهای جاری شده نیز قابلیت استفاده در پایین دست  را  نداشته و در دق  اکبرآباد جمع شده که در نهایت تبخیر می شوند . در نهایت برای مشکل کم آبی که عمده  معضل مردم  این مناطق است می توان به گزینه تغذیه و بهره وری از سیلابها متکی شد . بحث تغذیه مصنوعی در دو منطقه مطرح بوده که یکی درداخل حوزه آبخیز و دیگری  در محدودۀ  مخروطه افکنه های پایین دست  حوزه ها و بالا دست چاه های عمیق می باشد  .

 11-2. تغذیه مصنوعی در حوزه آبخیز :

به منظور افزایش آبدهی قنوات و رفع مشکل محسوس و عمده مردم ساکن در حوزه ایجاد بندهای خاکی که بتواند روان آب ناشی از نزولات را جمع آوری نموده و به تدریج نفوذ دهد، مطرح می باشد .

در بررسیهای اجتماعی نیز  این روش از طرف بخشی از اهالی مورد استقبال قرار گرفته است . بنابراین در ضرورت تغذیه  قنوات  شبهه ای وجود نداشته و به منظور استفاده بهینه از آبها نیز بایستی به روشهای جلوگیری از هدر رفت آب  و افزایش راندمان آبیاری نیز نظر داشت .

11-3. تغذیه مصنوعی عرصه پایین دست حوزه و در بالا دست چاه های عمیق :

نظر به اینکه سطح آبهای زیر زمینی  منطقه در اثر بهره برداری سالانه بین 30 تا500   میلی متر افت دارد  و درکل دشت 126 حلقه چاه با 48 میلیون متر مکعب تخلیه آب در حال فعالیت می باشد که 21 حلقه آن در پایین دست این حوزه قرار دارند، بنابراین ضرورت جلوگیری از روند افت آبهای زیرزمینی اهمیت دارد . همچنین پیشروی دق  اکبرآباد و پدیده بیابان زایی و وجود رسوبات بادی در منطقه  نشان از یک معضل بزرگ تر در آینده دارد. از طرفی با توجه به حجم رواناب زیر حوزه ها  که بخشی از آن در ارتباط  با احداث بندهای خاکی در بالا دست قنوات  ذخیره خواهد شد ، عملاً حجم نسبتاً کمی به پایین دست خواهد رسید . همچنین  پوشش گیاهی این عرصه نسبت به بقیه نقاط ضعیف نبوده ، لیکن ترکیب گونه های گیاهی باید اصلاح شود .

در بررسیهای اجتماعی به عمل آمده  چون اغلب دام موجود  در محل چاه ها در این عرصه چرا می نمایند ، غالباً مردم با انجام عملیات پخش سیلاب در این ناحیه مخالفت می نمایند .ضمن آنکه برای این مردم  تهدید اراضی زراعی توسط شنهای روان مشکل بزرگ تری می باشد . لذا با در نظرگرفتن مشکلات اجتماعی در مناطق و همچنین هزینه نسبتاً زیاد عملیات تغذیه ای و پخش سیلاب می توان از روش تلفیقی که همان بازدهی را داشته باشد بهره جست و دراین راستا  برقی نمودن چاه ها و کنترل بهره برداری مجاز از آبهای زیرزمینی  و پوشش  کانالهای آبرسانی تا حدودی ضمن  افزایش راندمان ، مصرف را نیز کاهش خواهد بخشید . بنابراین بحث انحراف آب و پخش نمودن آب در داخل یک کانال کم عمق و عریض که  بتواند کمکی در جهت تأمین آب  پروژه های بیولوژیک باشد، به عنوان یک گزینه  نسبتاً قابل قبول مطرح است .

رعایت موارد زیر می تواند در رفع این تنگنا کمک نماید :

الف . بستن سدهای خاکی  یا بتونی و بسیار متعدد  مخزنی و انحرافی در هر جا که امکان داشته باشد .

ب. اجرای  عملیات  آبخوانداری به منظور پخش و کنترل  سیلابها .

پ. پوشش بتونی  انهار همراه با کف سازی  و یا استفاده از  لوله برای انتقال آب.

ت . استفاده از آبیاری تحت فشار .

ث . کنترل فرسایش با افزایش پوشش نباتی  و جلوگیری از چرای بی رویۀ دام .

ج . معرفی گونه های گیاهی  مقاوم به کم آبی .

تنگناهای عمده حوزه را می توان  در سه قالب مشکلات ناشی از کم آبی ، سیل و فرسایش بررسی نمود و اولویتهای مطرح را معین کرد .

11-4. کمبود کادر فنی متنوع : در سطح ایران و به ویژه جنوب خراسان، بیشتر فارغ التحصیلان کشاورزی ، مربوط به رشته زراعت و اصلاح نباتات  دانشگاه  ها      می باشند، در حالی که مملکت به متخصصین تمام رشته های کشاورزی شامل : ماشین آلات کشاورزی ، آبیاری ، گیاه پزشکی ، دامپزشکی ، ترویج کشاورزی ، باغبانی ،صنایع غذایی ، اقتصاد کشاورزی ، خاک شناسی وگیاهان دارویی و... نیاز دارد.

  11-5. عدم تناسب قیمت فرآورده ها با قیمتهای تمام شده : سرمایه گذاری در  امر کشاورزی بر خلاف صنعت ،  با احتمال ضرر و زیان توأم  است . گاهی قیمت سیب زمینی  و پیاز به حداقل تنزل پیدا می کند  و گاهی به حداکثر قیمت می رسد . ( که در این مورد دلالها و کسبه سود می برند  و نه تولید کننده )، به علاوه  سرمایه گذاری در کشاورزی  نتیجه اش مدتها بعد ظاهر می شود .

در سالهای اخیر مردم به مرغداری روی آورده اند  ، زیرا این موضوع  به صورت یک صنعت در آمده است  و دخل و  خرجش تا حدودی مشخص است ، در حالی که در امور کشاورزی ، اطمینانی به سود بخشی سرمایه گذاریها نیست . باید در نظر داشت ، تا سرمایۀ افراد و سود نسبی  آنها تضمین نباشد ، رشد کشاورزی  محال است .

11-6. میزان مالکیت : اکثر افراد ، خرده مالک می باشند  و زمین آنها  در یک نقطه  و به صورت یکپارچه  قرار ندارد ، بنابراین امکان مکانیزاسیون و تولید جهت فروش در بازار ، برای آنها میسر نیست ، لذا کشاورزی آنها  به منظور تأمین نیاز خانواده است و از طرفی عدم تخصص درکشتهای خاص ، مزید برعلت شده است .

نظام موجود ارث نیز روز به روز موضوع را پیچیده تر می سازد به طوری که قطعات تقسیم شدۀ موجود ، کفاف زندگی یک خانواده را نمی دهد و افراد  به ناچار به شهر ها برای کارهای خدماتی (مصرفی)و غیر مولد و در برخی از موارد مخرّب روی می آورند . همچنین انواع بهره برداریهای دیگر هم ،  غیر اقتصادی به نظر می رسند . توسعه شرکتهای  سهامی زراعی و  تعاونیهای تولید در چنین شرایطی به منظور  تسطیح و یکپارچه سازی اراضی  کارساز است .

11-7. تخریب محیط زیست : سالهاست که سوخت نانواییهای شهری و خانگی از هیزم و چوب تأمین می شود در نتیجه روز به روز بر مساحت بیابانها  و کویرها در منطقه افزوده می شود . در حالی که بهره مندی از مواد نفتی می تواند از بروز این مسائل  جلوگیری کند . کمترین توجه به این مناطق محروم می تواند ضمن بهبود منطقه ، از تخریب مناطق طبیعی و انقراض گونه های گیاهی و به دنبال آن گونه های جانوری جلوگیری کند .

11-8 . عدم دسترسی مردم  به بذر و نهال اصلاح شده : بسیار اتفاق می افتد که مردم درختی را برای برداشت محصول مورد نظر خود خریداری  می کنند ، اما در عمل ، درخت خریداری شده نظر آنها را تأمین نمی کند ، با لحاظ کردن این مطلب به جاست ، وزارت کشاورزی  در هر شهرستان دارای یک ایستگاه تولید بذر و نهال باشد تا اول: نسبت به اصلاح و معرفی گیاهان بومی اقدام کنند و دوم :  بذر و نهالی را با مشخصات تضمین شده عرضه نمایند و سوم : ایستگاه تحقیقات در ایجاد تکمیل بانک ژن منطقه  همت نماید .  در این راه می توان سازمانهای خصوصی را تشویق به سرمایه گذاری کرد و عاملان وزرات کشاورزی بذر و نهال آنها را از نظر مرغوبیت و عاری بودن از امراض وآفات ، گواهی و تأیید کنند .

 11-9. عدم دسترسی به سایر  نهاده های کشاورزی : نهاده های کشاورزی از قبیل ماشین آلات کشاورزی و وسایل یدکی ، کود ، سم ، بذر ،ازتوباکترها ، وسایل آبیاری  تحت فشار ، تعمیر گاه های ثابت  و سیار و...  غالباً در دسترس کشاورزان  قرار ندارند . از این رو  ایجاد  فروشگاه های تعاونی نهاده های کشاورزی  لااقل در بخش  خوسف ضرورت دارد  .

11-10. تضمین خرید عادلانه و بیمه محصولات کشاورزی : باید قطبهای کشاورزی مشخص گردد و بر اساس آن حمایت دولت از تولید کنندگان  انجام شود . به عنوان مثال به فرآورده های خاص  ناحیه هردنگ از جمله زعفران ، زرشک ،          آلو بُخارا ،  عُناب و سنجد باید توجه کافی معطوف  و خرید عادلانۀ آنها  تضمین شود . ضمناً کشاورزان از تسهیلات بیمۀ محصولات کشاورزی در مقابل خشکی ، سیل و آفات و امراض برخوردار شوند .

11-11. نداشتن سیلو و سردخانه کافی : هیچ کشور ثروتمندی نباید راضی گردد که چند بار محصولات آنها جابجا و در برخی از موارد به جای اول باز گردانده شود . این امر صرف نظر از تحمّل هزینه های سنگین  ، مخاطراتی از قبیل تصادف ، استهلاک وسایل حمل و نقل ، تخریب جاده ها ، ضایع شدن محصول  و آلودگی را به همراه دارد . عامل دیگر که در حفظ و نگهداری محصولات مؤثر است ، ایجاد سیلو و سرد خانه است  و در ضمن تبدیل فرآورده های کشاورزی نیز از  دیگر مسائل مورد توجه  می باشد .

11-12. سیلهای خانمان برانداز :

سیل در این مناطق همچون دیگر نقاط کشور در طول سال  جاری می شود . لیکن در چند سال گذشته به دلیل خشکسالی ، سیلابهای مهمی حادث نشده است .شاید برای برخی تعجب آور باشد  که در منطقه خشک و کم باران  ناحیه  هردنگ  ، سیل هر ساله و گاهی چند نوبت در سال موجب ویرانی مزارع ، باغها ، جاده ها و انهدام تأسیسات عمومی ، واحد های مسکونی و حتی منجر به  تلفات  جانی برای  انسان و دام می گردد . بر اساس اظهارات محلی در طی سالهای گذشته  منطقه شاهد وقوع سیلابهایی بوده که غالباً  با خساراتی نیز همرا بوده است . بیشترین خسارات  بر اساس گزارش بخش سیل خیزی در حوزه کشوک رخ داده ولی متأسفانه میزان خسارت و آمار آن دقیقاً مشخص  نیست . آنچه که مسلم است  سیل در زیر حوزه ها غالباً به اراضی حاشیه رودخانه  خسارت وارد می آورد . در بررسیهای به عمل آمده بخش هیدرولوژی و سیل خیز ،عوامل مختلفی در شکل گیری سیلاب در زیر حوزه ها مؤثر می باشد که مهمترین آنها عبارتند از : شیب ، نفوذ پذیری و پوشش گیاهی . بر همین اساس اولویت بندی از نظر  پتانسیل  هرز آب  در زیر حوزه های مختلف انجام شده که زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها اولویت بالاتری خواهد داشت .حوزه کشوک در کل داراي  بالاترین مقدار در بین حوزه های دیگر است . همچنین درصد محدوده های گروه های هیدرولوژیکی  خاک در زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها بالاتر می باشد.

در مجموع آنچه که از بررسیها نتیجه می شود آنست که مشکل سیل نسبت به مشکل کم آبی اولویت کمتری داشته و می توان با عملیات کنترلی و ذخیره ای در داخل زیر حوزه ها میزان رواناب و تخریب را در پایین دست  کاهش داد.

مهار آبهای سطحی از طریق بستن سدهای مخزنی و انحرافی و آبخوانداری  و  جلوگیر ی از چرای  بی رویه و  بوته کنی بیابانها  امکان پذیر  است .

11-13. کمبود مروج کشاورزی  و دامداری در محل  :  کشاورزی در بسیاری از روستاهای منطقه  هردنگ   به سبک سنتی انجام می شود و به عنوان مثال اگر  کشاورزان از سموم  ضد عفونی کنندۀ گندم علیه سیاهک پنهان  بی اطلاع هستند و هر ساله سیاهک پنهان خسارات زیادی به مزارع گندم آنها وارد می سازد این موضوع دلالت برآن دارد که یا مأمورین ترویج  به روستاها قدم نگذاشته اند و یا تعلیمات آنها وافی و کافی نبوده است(محمدی، 1382) .

11-14. ایجاد تسهیلات لازم برای صدور محصولات کشاورزی : باید تمام تلاش دولت در جهت رفع موانع  و اتخاذ سیاستهای حمایتی  از صدور محصولات کشاورزی معطوف گردد . در این باره  باید به حذف  مقررات دست و پا پیچ  و تعدیل تعرفه های گمرکی  و ایجاد تسهیلات باربری  و مسائلی از این قبیل توجه نمود . متقابلاً کالاهای صادراتی باید بر اساس موازین  استانداردهای بین المللی  و با توجه به علاقه خریداران  تهیه ، بسته بندی  و صادر گردند تا با ارسال کالاهای مخدوش  وجهه صادراتی  کشور آسیب نبیند .

11-15. ایجاد امنیت در زمینۀ مالکیت اراضی : مسائلی از قبیل اصلاحات اراضی ، مصادرۀ اموال و وضع قوانینی که مالکیت اراضی را متزلزل سازد با مسئله تولید و رسیدن  به خود کفایی  در زمینه فرآورده های استراتژیک  منافات و مغایرت کلی دارد .

11-16. فرسایش : چرای بی رویۀ دامها در مراتع کم علف و به ویژه سطوح  شیب دار ، زمین را برای فرسایشهای آبی و بادی آماده می سازد .در نتیجه یک اینچ خاک (5/2 سانتی متر)که در طی 700 سال در اثر عوامل مختلف  تشکیل می شود ، در ظرف مدت کوتاهی شسته و به نقاط دیگر منتقل  می گردد. بوته کنی خاصّه در سطوح شیب دار نیز امر فرسایش را تشدید می سازد . در امر چرای مراتع باید مقرراتی اجرا شود که از چرای مداوم مراتع و یا در واقع  انهدام آنها جلوگیری  گردد . ضمناً شخم در جهت شیب زمین  و تبدیل مراتع  با شیب زیاد  به زمین زراعتی  عمل فرسایش را تشدید  می سازد .

با توجه به میزان برآورد کمیت فرسایش که حدود5 تن در هکتار می باشد و همچنین رسوب دهی حوزه که حدود 7/2 تن در هکتار است مشکل رسوب دهی و فرسایش نسبت به نقاط دیگر بحرانی محسوب نمی شود.هر چند که در چشم انداز آینده بایستی این رقم را کاهش و از گسترش آن جلوگیری نمود. اطلاعات  نشان می دهد که در بخشهایی فرسایش خندقی و شیاری توسعه یافته که لزوم کنترل آن حتمی است از طرفی به دلیل سطح محدود دیمه زارها آنچه که مشکل ساز می باشد وجود تعداد دام داخل حوزه است. در این راستا افزایش پوشش گیاهی و کنترل چرای دام تا حدود زیادی از معضل فرسایش و هدر رفت خاک خواهد کاست. لذا برای رسیدن به هدف فوق الذکر با اصلاح و احیاء مراتع حوزه و ذخیره سازی و نفوذ روان آبها به طور طبیعی مشکل سیل و فرسایش تا حدودی مرتفع خواهد شد .

در بخش شمال غربی محدوده مطالعاتی رسوبگذاری رسوبات بادی به صورت تپه های شنی و بارخانها مشاهده می شود .در آینده به خصوص در سالهای خشکسال و فصل تابستان امکان توسعه این محدوده بسیار زیاد خواهد بود و به تدریج اراضی زراعی منطقه را ازکشت خارج خواهد ساخت. بنابراین ضرورت مطالعه  و کنترل این رسوبات حتمی است و بایستی در آینده به ویژه از طرف اداره منابع طبیعی در دستور کار قرار گیرد. (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

  


[1] عضو عالی گروه تعیین سن درختان ایران و کارشناس مطالعات عمر درختان در موسسه جنگلها،آبخیزداری و منابع طبیعی کشور

[2] منطقه ای است جوی مانند که آب را از دو دامنه  یک کوه یا چند ارتفاع کوچک جمع آوری  و در پایین دست خاک حمل شده را به صورت یک  کُپّه  باقی می گذارد و مجموعه چند شیله تولید یک رودخانه را می کنند. 

[3] هر من تخم کار 100 متر مربع می باشد.

سیمای کشاورزی ناحیه هردنگ

۲. هواشناسی  :

برای بررسی وضعیت هواشناسی از پارامترهای مختلف هواشناسی از ایستگاه های  مختلف استفاده شده است .همچنین برای رسیدن به نتایج دقیق تر و مطلوب تر  دوره پایه 25 ساله  1353 تا 1354  لغایت 1377 تا 1378 به عنوان دوره شاخص انتخاب گردیده است .

2-1. برآورد بارندگی :

برای برآورد بارندگی متوسط سالانه نسبت به ارتفاع در منطقه،مقادیر متوسط بارندگی  و ارتفاع ایستگاه های  شرکت کننده در گرادیان بارندگی مورد استفاده قرار گرفته و رابطه زیر به دست آمده است .

بر این اساس متوسط بارندگی منطقه 5/211 میلیمتر بوده که در زیر حوزه های مختلف نیز دارای مقادیر بالاتر و پایین تر نیز می باشند .

2-2. درجه حرارت :

برای بررسی رژیم حرارتی منطقه مورد مطالعه  آمار موجود درجه حرارت ایستگاه های منطقه جمع آوری گردیده و پس از بررسی اقدام به تصحیح  نواقص و تطویل آمار شده که در دوره شاخص آماری 25 ساله  54-1353 تا 78-1377 نتایج مورد تجزیه و تحلیل  قرار گرفته است  و بیشترین دما در ماه های تیر و مرداد با 38 درجه سانتیگراد و کمترین دما در دیماه با  15- درجه سانتیگراد می باشد.

2-3. تبخیر و تعرق :

به منظور برآورد تبخیر و تعرق از آمار تشتک تبخیر ایستگاه های تبخیرسنجی واقع در اطراف منطقهِ مطالعاتی استفاده گردیده است .

برای محاسبه میزان  تبخیر  زیر حوزه ها  از معادله همبستگی بین دما و تبخیر ایستگاه تبخیرسنجی سربیشه  که نزدیک ترین  ایستگاه تبخیر سنجی  به منطقه مورد استفاده    می باشد، استفاده شده و رابطه همبستگی زیر به دست آمده است :

  همچنین میزان تبخیر از سطح آب آزاد در حوزه که با اعمال ضریب اصلاحی 7%  در میزان تبخیر از تشتک  به دست آمده به طور متوسط  2300 میلی متر  می باشد .

کمترین تبخیر از سطح آزاد آب در دی ماه با 7/49  میلی متر و بیشترین تعداد در  تیر ماه با 5/333 میلی متر  می باشد .

2-4. اقلیم حوزه :

برای تعیین اقلیم  منطقه و موقعیت آن در تقسیم بندیهای اقلیمی از روشهای  استاندارد اقلیم شناسی استفاده شده است  .

بر اساس روش آمبرژه  این محدوده دارای اقلیمی خشک و سرد و بر اساس روش دومارتن نیمه خشک می باشد .

3. خشکسالی :

بر اساس اسناد و شواهد تاریخی این منطقه تاکنون 3 خشکسالی مرگبار را به خود دیده است :

1-درسال 1287 شمسی كه خشكسالي و قحطي سراسر كشور را به طور اعم وکل منطقه بيرجند و قاينات را به طور اخص فرا گرفته بود .

2-خشکسالی سالهای 1322 تا 1327 شمسی که تعداد زیادی از مردمان منطقه مجبور به مهاجرت و ترک روستاهای خود شدند.

3- خشکسالی سالهای 1377 شمسی تاکنون که این نیز به نوبه خود باعث تخلیه شدید روستاها شده است و اگر چاه های کشاورزی در دق اکبر آباد و دشت سرچاه  راه اندازی  نمی شد ، قطعا این منطقه خالی از سکنه می گشت .

همچنین بر اساس بررسی دوایر تنه درخت عنابی در روستای برزادران با همکاری مهندس خوشنویس [1]، این ناحیه از سال 1020 شمسی تاکنون 8  مورد شرایط نامساعد محیطی از جمله خشکسالی را به خود دیده است.

4. بند سارها :

مهارکردن آبهای سطحی از قدیم الایام در شرق ایران و به ویژه خراسان جنوبی و به تبع در منطقه ناحیه هردنگ متداول بوده است . این بندها در کنار مسیر رودخانه و سیلابها احداث می شده اند و در صورت پر شدن از آب 3  امتیاز حاصل می گشت :

1-ورود خاک مناسب و حاصلخیز به داخل بند.

2-ورود رطوبت به داخل بند و ذخیره شدن آن در خاکهای عمقی بند.

3-جلوگیری از فرسایش خاک و هدر رفت آب سیل.

در اواخر زمستان مردم نسبت به کاشت گندم و جو (به مقدار کمتر) اقدام  می کنند.بارندگیهای هر 6 روز منطقه که به شیشه ها شهرت دارد باعث سیراب شدن بند و محصول کاشته شده می گردد و در صورتی که سال از نظر بارندگی خوب باشد، محصول خوبی نیز به دست می آید .بعد از کشت گندم و برداشت آن مردم نسبت به کشت محصولات جالیزی اقدام می کنند که محصولات آن در قالب تابستانه و زمستانه مورد مصرف قرار می گیرد .

4-1. برای احداث بندسار به شرح ذیل اقدام می شود :

1-زمینی مناسب در بین یک شیله[2] و یا در حاشیه یک رودخانه با وسعتی مناسب  (حداقل 5/0 من تخم کار[3] ) انتخاب می شود .

2- خاکبرداری از محل، انجام شده تا سنگ بستر مشخص شود و حوضی کوچک ظاهر گردد تا آب به راحتی در آن جمع گردد .

3- مقداری خاک بندی یا خاک رس به محل انتقال و سپس پهن می گردد .

4-به موازات اجرای این امور ، سنگاچی یا دیواره بند با سنگهای تخت ، جاگیر ، بزرگ ، گِرد و مستحکم به صورت نر و مادگی در درون هم قرار گرفته و دیواره بند ساخته می شود.

5- گاهی اوقات در مسیرهای بالادست مقداری بوته کاری می شود تا در سالهای اولیه که هنوز بند خالی است ،مقداری از سرعت و قدرت سیلاب گرفته شده و بند تخریب نگردد.

6- هر سال بند مورد بررسی قرار گرفته تا آسیبهای احتمالی آن ترمیم گردد.

4-2. اجزای تشکیل دهنده یک بندسار:

1-   خشکه رود یا رودخانه کم عمق با جریان موقتی

2-   برکه بند یا بند انحرافی ساخته شده از مصالح رودخانه ای

3-   بدنه بند یا دیواره اصلی خاکریز

4-   دیواره های فرعی موازی و عمودی جهت پخش یکنواخت سیلاب

5-   گوش بند یا گوشگرد  که محل سرریز آب مازاد است.

5. کشاورزی :

زیر حوزه های منطقه  ناحیه کوهستانی بوده و سطح اراضی زراعی در آنها  وابسته  به  میزان آبدهی قناتها و میزان ریزشهای جوی می باشد . کل اراضی زراعی  و باغی زیر حوزه ها 1/84 هکتار بوده که 8/79 درصد آن  آبی و مابقی دیم می باشد .  در منطقه دشت سر کشاورزی بر پایه حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق و با اخذ پروانه  از سازمان آب با میزان آبدهی پایه گذاری شده است . در این منطقه حدود 35 درصد اراضی به صورت آیش می باشد .

با وجود محدود بودن منابع در حوزه به دلیل استفاده نادرست از آن ، بخش قابل توجهی  از آب استحصالی  که می تواند در فعالیتهای  زراعی مصرف گردد از  استفاده  خارج می شود . عدم وجود استخرهای  مناسب ذخیره آب ، طول کانالهای سنتی ، تقسیم آب در جویهای متعدد و ... از جمله عواملی هستند که باعث هدر رفتن آب می شود .

6. دامداری :

از تعداد 7886  واحد دامی موجود  در حوزه  ، نزدیک  به 70 درصد آن در منطقه دشت سر و اندکی بیش از 30 درصد آن در زیر حوزه های دیگر وجود دارند . شایان ذکر است هیچگونه  دامداری صنعتی و مرغداری در منطقه وجود ندارد .

تراکم دام در زیر حوزه ها 28/0 واحد دامی در هر هکتار و در منطقه دشت سر 81  واحد دامی در هر هکتار می باشد . ضمن آنکه  تراکم واحد دامی در کل منطقه مطالعاتی 5/0 واحد دامی در هر هکتار است .  همچنین توزیع واحدهای دامی در بین خانوارهای  ساکن حوزه ها نسبت به منطقه دشت سر ناهمگون تر می باشد . نظام دامداری نیز در حوزه ها و منطقه دشت سر یکسان نمی باشد . نظام دامداری  حوزه متکی بر نوعی شیوه رَمِه گردانی است  که دامها  در محدودۀ معینی در اطراف روستاها تعلیف می نمایند و در فصل شیردوشی هر روز  صبح جهت انجام عمل شیردوشی به روستاها آورده می شوند . دامهای مورد استفاده در این منطقه را می توان به دو دسته سبک (گوسفند و بز) و سنگین (شتر و گاو) تقسیم بندی نمود.

تعداد واحدهای دامی موجود متغیر و اکثر دامها در چاه های کشاورزی مستقر می باشند. بر خلاف گذشته که دامها در روستاها تعداد بیشتری را به خود اختصاص داده بودند خشکسالیها باعث کاهش تعداد دامها به دلیل مشکلات مربوط به تامین علوفه مورد نیاز دام،شده است.البته در چاه های کشاورزی تعداد دام روند رو به افزایش را به دلیل اطمینان از وضعیت آبی و به تبع آن تامین علوفه پیش رو دارد.درخصوص دام سنگین ،شتر به صورت نگهداری در اصطبل و چرا در مراتع پرورش می یابد،در حالی که گاو در اصطبل و در محدوده روستا در فضای محصور در اصطبل یا در اصطبل فضای باز نگهداری و پرورش  می یابد.پرورش دام را به منظور تامین گوشت قرمز،شیر و سایر فرآورده های مورد نیاز انجام می دهند.

 یکی از مهم ترین عواملی که در مجتمع نمودن انسانها در یکجا ( روستا ) تاثیر گذار بوده است دسترسی به منابع طبیعی در یک منطقه است.به منظور استفاده بهینه از منابع تولید در این مناطق که در وضعیت بحرانی قرار دارند می بایست راهکارهایی ارائه گردیده و مورد حمایت سازمانها و ادارات و موافقت مالکین قرار بگیرد تا در شرایط کنونی بهترین بازدهی را از منابع موجود داشته باشیم .

البته در سالهای خشکسالی اخیر از تعداد دام زیر حوزه  ها  کاسته شده ولی در منطقه دشت سر تغییری مشاهده نمی شود . زیرا بخشی از علوفه دام  از طریق فعالیتهای زراعی تأمین می شود  که آن هم وابسته به آبدهی چاه ها می باشد .

تراکم واحد دامی در کلیه سازمانهای عرفی زیر حوزه ها 3/0 واحد در هکتار  و در منطقه دشت سر  به جز چاه های روشنی و باقرزاده که حدود 5/0  واحد در هکتار     می باشد ، بالاتر از 2 واحد در هکتار است . شایان ذکر است که در منطقه دشت سر از سمت شمال تپه های شنی مانع از چرای دام بوده و از سمت شرق و غرب هم اراضی زراعی سایر آبادیها  امکان چرا را محدود  ساخته است . میزان علوفه تولیدی موجود در منطقه مطالعاتی حدود 50 درصد دام موجود را جوابگو خواهد بود و لذا حدود 50 درصد دام مازاد بر تولید علوفه منطقه در حال چرا می باشند .در آمد سرانه خانوار  در زیر حوزه ها از بخش دامداری 1/4 میلیون ريال و در منطقه دشت سر 7/5 میلیون ريال برآورد شده است . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

 7. زراعت :

در این ناحیه گیاهانی نظیرگندم،جو،نخود ،یونجه،چغندرقند،زردک،شلغم،صیفی جات،انواع سبزیها(سیر ،پیاز،سیب زمینی،گوجه فرنگی و ...)کاشت می شده و می گردد.به منظورآغاز فعالیت زراعی پس از انتخاب زمین نسبت به انجام اقدامات ذیل جهت آماده سازی زمین برای کاشت عمل می کنند:

1-شخم:

در گذشته و حال از نیروی حیوان(الاغ و گاو)و با ابزار سنتی استفاده می شده است به این دلیل که اول: تکنولوژی جدید همه گیر نشده بود و دوم :قدرت مانور و حرکت و کنترل حیوان در اراضی خرد و دارای شیب زیاد از ماشین آلات جدید بیشتراست، سوم: حیوان علاوه بر مصرف تولید خود کشاورز، برای کشاورز کود دامی تولید می کند که در بهبود ساختار خاک بسیار مفید و سازنده می باشد و هزینه هایی نظیر تعمیرو سرویس را نداشت چهارم: باعث فشردگی بیش از حد خاک در هنگام شخم نمی شود ،پنجم: باعث از بین رفتن مرز بین اراضی نمی شود و در زمان خود و با توجه به شرایط بهترین روش شخم بوده است و هم اکنون نیز در روستاها و در اراضی دیم در سطوح شیبدار بیشترین کارایی و کاربرد را دارد.

درمناطقی که دارای اراضی بزرگتر و علی الخصوص چاه هایی که روستاییان این منطقه از آن شریک هستند از تراکتور و ابزارآلات ومتعلقات آن استفاده می شود.

2-تسطیح زمین:

در گذشته برای تسطیح از ماله استفاده می شده است.به نحوی که کشاورزآن را به حیوان بسته وخود بر روی ماله که ازجنس چوب بوده سوار می شده است و با به حرکت در آوردن حیوان ماله را بر روی مناطقی از زمین که مورد نظروی بوده جابجا می کرده است و به این طریق نسبت به نرم کردن کلوخه ها در زمین و تسطیح آن اقدام می نموده است.البته امروزه این کار به وسیله تراکتور و از طریق بیل عقب و لِولِر انجام می گیرد.

 3-مرز بندی زمین:

در این حالت کشاورز با تراکتور،بیل و نیروی کارگری اقدام به اصلاح و ایجاد مرز بین اراضی می کند.

4-کود دادن به زمین :

در زمان شخم ابتدا کود بر روی زمین پاشیده و بعد اقدام به عملیات شخم می گردد.البته لازم به ذکراست که کود را بعد از کاشت نیز بر روی زمین می پاشند تا بعد از آبیاری وارد زمین گردد.در اراضی وسیع این کار به وسیله کودپاش و از طریق تراکتور صورت می گیرد.

5-پاشیدن بذر:

در گذشته به صورت دستی و سنتی انجام می گرفته است و این کار بعد از تسطیح اولیه و با ماله صورت می گرفته است.لازم به ذکر است در کاشت انواع بذور نوع و روش کاشت فرق می کرده است و در اراضی وسیع تر علی الخصوص چاه ها برای بذر پاشی از ردیف کارهای بذرکار استفاده می شود.

6-آبیاری:

به صورت کرتی انجام می گرفته و می گیرد و از طریق جویهایی که  دارای انشعابات خاکی برای انتقال آب به اراضی می باشد برای انتقال آب استفاده می گردد. سیستم آبیاری به شکل ساده یعنی منحرف کردن آب یا زهکشی آن بوده است و آب را از مسیر اصلی به جویهای کناری باریک تر هدایت می کردند و آبیاری را با باز کردن و یا بستن جریان آب به کمک بیل و با کپه خاک دارای ریشه گیاه انجام می دهند.

آبیاری سطحی یا غرقابی قدیمی ترین روش آبیاری در  منطقه می باشد.در این سیستم آب از طریق کانالها یا نهرها وارد مزرعه می شود . در این روش ممکن است مزرعه کاملا غرقاب شود و یا آب به ردیفهایی که در داخل مزرعه قرار دارند هدایت شود .امتیازات این سیستم راحتی استفاده آن می باشد.اما از مشکلات این سیستم  می توان به هزینه های سیستم از قبیل آماده سازی و هم سطح کردن زمین برای آبگیرکردن کلیه نقاط آن،میزان تبخیر بالا ،مشکل بودن کنترل آب در زمان آبیاری و نیاز به نیروی کارگری را نام برد (پاورز،ال.ای و آر.مک شورلی،1380).

7-برداشت :

هر گیاه زراعی که به منظور تامین بخشی از نیاز های کشاورز کاشت می گردد بعد از طی یک دوره رشد به مرحله برداشت می رسد.در این مرحله در اراضی با سطح کم برداشت از مزرعه به صورت دستی(سنتی) و با نیروی کارگری و فردکشاورز انجام    می گیرد،چون امکان استفاده از ماشین آلات سنگین مقدور و به صرفه نمی باشد. لذا در  اراضی واقع در چاه های کشاورزی برداشت هم به صورت سنتی ومکانیزه با توجه به نوع محصول صورت می پذیرد. در رابطه با برداشت غلات خرمن کوبی به روشهای مختلف از قبیل : با راندن حیوان بارکش برای لَگَد کردن محصول ،خرمن کوب تراکتوری و کمباین انجام می شود.

از ابزار و لوازم مورداستفاده در زراعت و باغداری در این منطقه می توان به موارد ذیل اشاره نمود :

حیوان،تراکتور،آساک،گاو آهن فلزی جدید،یوغ و تسمه چرمی آن برای دام سنگین و سبک ، شِنکش،بیل،کلنگِ دو دَم و یک دَم، داس برای برداشت گندم،داسیله ،دستگاه رنده کردن علف، دول ، سطل کوچک ، ماله ، خرمن کوبی به سبک قدیم و جدید، تیشه کار ،تبر برای بریدن درخت ،داخل کیسه کردن میوه ها ،قیچی باغبانی،داس برای کندن علفهای هرز،اره کوچک و بزرگ،سمپاش قدیمی و جدید .

8. باغداری :احداث باغات به منظور تامین مایحتاج میوه  روستاییان و کشاورزان در این منطقه انجام شده و می شود.باغات در این منطقه به صورت آبی بوده و باغات دیم به دلیل درجه حرارت بالا و میانگین بارندگی پایین به چشم نمی خورد.باغات ایجاد شده در روستاها بر اثر خشکسالیهای پی درپی و عدم نظارت کافی در زمینه های نگهداری آسیب فراوانی دیده و بعضا خشک شده اند.اما در چاه های کشاورزی روند احداث باغات جدید رو به رشدمی باشد.باغات میوه در این منطقه بیشتر شامل درختان سیب،گلابی،انگور،بادام،عناب،توت،شاه توت،سنجد،آلوبخارا،زردآلو،شفتالو،به،گردو،انار،زرشک،بنه،انجیر در دونوع کوهی و باغی،پسته و ... می باشد.باغات قدیمی که در روستاها احداث گردیده است بیشتر به صورت خود مصرفی و تامین نیاز خانواده کشاورز روستایی بوده و کشاورزان عمده مالک که سطح باغی بیشتری را داشته اند اقدام به فروش محصول مازاد خود می نمایند .احداث باغات قدیمی اکثرا توسط مالکین عمده صورت می گرفته است و زارعین اجاره کار چه در گذشته و حال تمایلی به احداث باغات به دلیل سرمایه گذاری برای مالک و نیازخود به داشتن درآمد ثابت سالیانه ندارند.محل احداث باغات به دلایلی نظیر :

1-درختان نیاز آبی بیشتر ی را دارند .

2- حفاظت از باغات نزدیک به آب و نظارت بر آن در محل خروج آب با توجه به رفت و آمد بیشتر روستاییان راحت تر بوده است.

3-طولانی بودن روند رشد و سرمایه گذاری بیشتر در دوره زمانی باعث کاشت نهال در نزدیک مظهرقنات و چشمه بوده است.

4-همچنین در اطراف  و در طول مسیر جویهای آبیاری که در راستای استخر ذخیره آب به سمت اراضی روانه می شود درختان مورد نیاز را به صورت شراکتی بین چند مالک و در زمین شخصی متعلق به کشاورز غرس می نموده اند تا علاوه بر آبیاری مزارع، استفاده بهینه از آبی  که در جویها ی خاکی جریان داشته ،نیز، بشود.دراحداث باغات مواردی نظیر کاشت نهال مورد نیاز از طریق انتخاب نهال و محل کاشت،کندن چاله به عمق مناسب،کود دادن ،آب دادن،مراقبت بعد از کاشت (مبارزه با آفات و بیماریها وآسیبهای مکانیکی،هرس و نحوه تربیت ... )و برداشت میوه مورد نظر قرار   می گیرد.

  9.خاکشناسی :

9-1. طبقه بندی خاکها :

طبقه بندی خاکهای اراضی مورد مطالعه با توجه به مطالعات صحرایی و تشریح پروفیلی ، شرایط اقلیمی ، وضعیت توپوگرافی و نتایج تجزیه های آزمایشگاهی  به روش        طبقه بندی آمریکایی صورت  پذیرفته است .  در حوزه مطالعاتی  دو رده از یازده رده  تشخیص و طبقه بندی گردیده است . این دو رده عبارتند از رده اریدیسول و رده آنتی سول . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

میزان آهک در این اراضی بین 10 تا 17 درصد متغیر است که در حد مناسبی بوده و تا حدی در ساختمان سازی خاک مفید است  . این اراضی مشکل شوری  نداشته و پی اچ خاک نسبتاً بالا می باشد.

میزان ازت در این اراضی از حد مطلوب کمتر و بسیار فقیر می باشد  . همچنین میزان پتاسیم  در این اراضی با عمق کاهش می یابد  و در حد مطلوب بوده  و میزان  فسفر  در این خاکها با  افزايش عمق ،کاهش  یافته و پایین تر از حد مطلوب است . 

9-2. بررسی منابع اراضی :

براساس بررسیهای انجام شده 4 تیپ اصلی کوهها ، تپه ماهور و دشتهای دامنه ای و تیپ آبرفتی بادبزنی شکل سنگریزه دار در حوزه قابل تفکیک می باشد .

تیپ اراضی کوهستانی  به دو واحد و سه اجزاء واحد (1،3،1  و 2،2،1  و 1،1،2 ) و تیپ اراضی  تپه ماهور به دو واحد  و 4 اجزاء اراضی(2،1،2 و2،3،2 و2،1،3 و 2،2،2 ) و تیپ دشتهای دامنه ای به یک واحد و 2 اجزا واحد اراضی (1،4،1 و 4،1،2) و تیپ آبرفتهای  بادبزنی  به یک واحد و یک اجزاء واحد اراضی تفکیک شده اند .

9-3.  طبقه بندی اراضی :

 پروفیلهای  3 و6 و7 و8 در کلاس  2  قابلیت  اراضی قرار گرفته ( اراضی با محدودیت جزئی جهت کشت آبی) و پروفیلهای 1و2 و4 و5 و9 و10 در کلاس 5  قابلیت  و دارای محدودیتهای غیر قابل اصلاح  زیاد می باشند  و فقط در شرایط خاص قابل آبیاری و قابل کشت هستند .

9-4. فرسایش و رسوب  :

در حوزه مطالعاتی نقشه اشکال فرسایش تهیه گردیده و در آن 9 تیپ فرسایش (فرسایش سطحی ، شیاری، خندقی و رودخانه ای) تفکیک گردیده است . در این حوزه هیچگونه ایستگاه هیدرومتری  و رسوب سنجی  وجود نداشته  و برای تعیین  کمیت رسوب از روشهای تجربی استفاده گردیده است  .

9-5. کمیت رسوب و فرسایش :

 روش تجربی E.P.M   جهت برآورد میزان فرسایش  در حوزه به کارگرفته شده و  بر اساس آن میزان متوسط فرسایش  در حوزه 42/5 تن در هکتار  در سال برآورد  شده و زیر حوزه شرق کشوک  با 71/7 و زیر حوزه هردنگ  با 03/4 تن در هکتار در سال بیشترین وکمترین  میزان فرسایش را دارا می باشد .

 همچنین میزان رسوب دهی در زیر حوزه های  ماهکان و شرق کشوک بیشترین بوده و متوسط حوزه  78/2 تن در هکتار در سال  می باشد .

9-6. منابع آب زیر زمینی حوزه :

در حوزه مطالعاتی، چشمه قابل توجهی وجود ندارد و تعداد قنوات مشتمل  بر 23 رشته فعال و دایر می‏باشد. در پایین دست حوزه 21 حلقه چاه بهره‏برداری و 2 حلقه چاه پیزومتریک  وجود دارد. حداکثر عمق چاه ها 110 متر بوده  که در این عمق  به سنگ کف برخورد ننموده اند و ضخامت آبرفت  حدود 150 متر می باشد . حداقل عمق چاه 16 متر و متوسط عمق چاه ها 72 متر است . 

همچنین سطح آبهای زیر زمینی از 9 تا 51 متر تغییر نموده و متوسط سطح آب زیر زمینی 29 متر می باشد. با بررسیهای به عمل آمده از دو چاه پیزومتریک منطقه افت سالانه آبهای زیرزمینی از 15 تا 30 سانتی‏متر می‏باشد. آبدهی قنوات تحت  تأثیر نزولات جوی بوده و در سالهای خشکسالی حدود 70 درصد افت آبدهی دارند. رسوبات دانه درشت شدیداً  نفوذپذیر رودخانه ای در اثر بارش نزولات  قنوات را تغذیه می نمایند . حداکثر طول قنات 1000 متر و حداقل 100 متر بوده و همچنین میزان دبی حداقل و حداکثر قنوات از 1/0 تا 4 لیتر در ثانیه متغیر می باشد .

10. مطالعات اقتصادی اجتماعی :

از مجموع روستاهای واقع در این ناحیه که 82   پارچه آبادی  می باشد، تعداد 42 روستا دارای سکنه و40 روستا دارای سکنه موقت می باشد. طبق آمار سال 1375 تعداد 336 خانوار با دارا بودن جمعیت 1276 نفر در این ناحیه زندگی می کنند .در بررسیهای به عمل آمده  تعداد مالکین منابع آبی در زیر حوزه های منطقه مطالعاتی 185 نفر بوده که 5/46 درصد آنها در منطقه مقیم و 5/35 درصد غیر ساکن  در منطقه می باشند که مالک 1/59 درصد کل منابع آبی حوزه نیز می باشند . در منطقه دشت سر حدود 188 نفر مالک منابع آبی وجود دارد که 83 درصد آن  در منطقه مقیم بوده و 17 درصد غیر ساکن می باشند . درآمد سالانه ساکنین زیر حوزه های بالا دست  از بخش کشاورزی 1968791 ريال و در منطقه دشت سر 9481565 ريال می باشد که تفاوت قابل ملاحظه ای را نشان می دهد(سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380) .

11. تنگناهای بخش کشاورزی  در منطقه ناحیه هردنگ :

نظر به اینکه منطقه  هردنگ  با توجه به شرایط اقلیمی  و خشکسالیهای اخیر وضعیت خاصی پیدا نموده ، لذا هر گونه عملیات  اجرایی بایستی  در راستای رفع  نیازها و مشکلات  عمدۀ آنها  صورت گیرد : 

11-1.کمبود آب :

این کمبود عارضه است ، یعنی ما با وجود 170 میلی متر باران در سال  و تنها اختصاص 5% اراضی به کشت آبی  نباید کمبود آب داشته باشیم . به عبارت دیگر کمبود آب ، عارضه ای است  معلوم  و علت آن عدم استفاده بهینه از آب و نگهداری  آن در حوزه های آبخیز است . در حوزه های آبخیز منطقه فقط 23 رشته قنات وجود دارد  که آبدهی آنها بین 1/0 تا 4  لیتر در ثانیه  می باشد . در منطقه پایین دست حوزه چاه های عمیق حفر گردیده  که عملاً شرایط متفاوتی از مناطق بالا دست خود دارد .

قنوات موجود در منطقه  هردنگ در سالهای اخیر بر اثر خشکسالیها خشکیده و وضعیت قنواتی که آبدهی نسبتاً کمی داشته اند ، تقریباً همان شرایط  را داشته است (به خصوص در سالهای گذشته). از طرفی زندگی جمعیت ساکن در این مناطق  کاملاً بستگی به  حیات قنوات دارد . هر چند که بخش اعظمی از جمعیت داخل حوزه ها به دلیل توسعه حفر چاه های عمیق  در سالهای گذشته به مناطق پایین دست  حوزه مهاجرت نموده و در همان محل ساکن شده اند لیکن هنوز اراضی زراعی و باغی در حوزه های وابسته به آبدهی قنوات موجود می باشد .

همچنین قنوات حوزه ها با  Ec حدود 750  تا کمتر از 2000 بوده که از نظر کیفیت با آب چاه ها قابل مقایسه  نبوده  و به مراتب  مطلوب تر  برای شرب و کشاورزی است.  بنابراین اولین مشکل مردم ساکن در حوزه ها کمبود آبدهی قنوات برای شرب و کشاورزی است . از طرفی  سازماندهی زمین شناسی موجود در حوزه ها تأثیر کیفی برآبهای سطحی و تحت الارض منطقه دارد . هرچقدر از کوه ها به سمت دشت دور شویم از کیفیت آب کاسته شده و آب چاه ها به مراتب کیفیت ضعیف تری دارند . همچنین روان آبهای جاری شده نیز قابلیت استفاده در پایین دست  را  نداشته و در دق  اکبرآباد جمع شده که در نهایت تبخیر می شوند . در نهایت برای مشکل کم آبی که عمده  معضل مردم  این مناطق است می توان به گزینه تغذیه و بهره وری از سیلابها متکی شد . بحث تغذیه مصنوعی در دو منطقه مطرح بوده که یکی درداخل حوزه آبخیز و دیگری  در محدودۀ  مخروطه افکنه های پایین دست  حوزه ها و بالا دست چاه های عمیق می باشد  .

  11-2. تغذیه مصنوعی در حوزه آبخیز :

به منظور افزایش آبدهی قنوات و رفع مشکل محسوس و عمده مردم ساکن در حوزه ایجاد بندهای خاکی که بتواند روان آب ناشی از نزولات را جمع آوری نموده و به تدریج نفوذ دهد، مطرح می باشد .

در بررسیهای اجتماعی نیز  این روش از طرف بخشی از اهالی مورد استقبال قرار گرفته است . بنابراین در ضرورت تغذیه  قنوات  شبهه ای وجود نداشته و به منظور استفاده بهینه از آبها نیز بایستی به روشهای جلوگیری از هدر رفت آب  و افزایش راندمان آبیاری نیز نظر داشت .

11-3. تغذیه مصنوعی عرصه پایین دست حوزه و در بالا دست چاه های عمیق :

نظر به اینکه سطح آبهای زیر زمینی  منطقه در اثر بهره برداری سالانه بین 30 تا500   میلی متر افت دارد  و درکل دشت 126 حلقه چاه با 48 میلیون متر مکعب تخلیه آب در حال فعالیت می باشد که 21 حلقه آن در پایین دست این حوزه قرار دارند، بنابراین ضرورت جلوگیری از روند افت آبهای زیرزمینی اهمیت دارد . همچنین پیشروی دق  اکبرآباد و پدیده بیابان زایی و وجود رسوبات بادی در منطقه  نشان از یک معضل بزرگ تر در آینده دارد. از طرفی با توجه به حجم رواناب زیر حوزه ها  که بخشی از آن در ارتباط  با احداث بندهای خاکی در بالا دست قنوات  ذخیره خواهد شد ، عملاً حجم نسبتاً کمی به پایین دست خواهد رسید . همچنین  پوشش گیاهی این عرصه نسبت به بقیه نقاط ضعیف نبوده ، لیکن ترکیب گونه های گیاهی باید اصلاح شود .

در بررسیهای اجتماعی به عمل آمده  چون اغلب دام موجود  در محل چاه ها در این عرصه چرا می نمایند ، غالباً مردم با انجام عملیات پخش سیلاب در این ناحیه مخالفت می نمایند .ضمن آنکه برای این مردم  تهدید اراضی زراعی توسط شنهای روان مشکل بزرگ تری می باشد . لذا با در نظرگرفتن مشکلات اجتماعی در مناطق و همچنین هزینه نسبتاً زیاد عملیات تغذیه ای و پخش سیلاب می توان از روش تلفیقی که همان بازدهی را داشته باشد بهره جست و دراین راستا  برقی نمودن چاه ها و کنترل بهره برداری مجاز از آبهای زیرزمینی  و پوشش  کانالهای آبرسانی تا حدودی ضمن  افزایش راندمان ، مصرف را نیز کاهش خواهد بخشید . بنابراین بحث انحراف آب و پخش نمودن آب در داخل یک کانال کم عمق و عریض که  بتواند کمکی در جهت تأمین آب  پروژه های بیولوژیک باشد، به عنوان یک گزینه  نسبتاً قابل قبول مطرح است .

رعایت موارد زیر می تواند در رفع این تنگنا کمک نماید :

الف . بستن سدهای خاکی  یا بتونی و بسیار متعدد  مخزنی و انحرافی در هر جا که امکان داشته باشد .

ب. اجرای  عملیات  آبخوانداری به منظور پخش و کنترل  سیلابها .

پ. پوشش بتونی  انهار همراه با کف سازی  و یا استفاده از  لوله برای انتقال آب.

ت . استفاده از آبیاری تحت فشار .

ث . کنترل فرسایش با افزایش پوشش نباتی  و جلوگیری از چرای بی رویۀ دام .

ج . معرفی گونه های گیاهی  مقاوم به کم آبی .

تنگناهای عمده حوزه را می توان  در سه قالب مشکلات ناشی از کم آبی ، سیل و فرسایش بررسی نمود و اولویتهای مطرح را معین کرد .

11-4. کمبود کادر فنی متنوع : در سطح ایران و به ویژه جنوب خراسان، بیشتر فارغ التحصیلان کشاورزی ، مربوط به رشته زراعت و اصلاح نباتات  دانشگاه  ها      می باشند، در حالی که مملکت به متخصصین تمام رشته های کشاورزی شامل : ماشین آلات کشاورزی ، آبیاری ، گیاه پزشکی ، دامپزشکی ، ترویج کشاورزی ، باغبانی ،صنایع غذایی ، اقتصاد کشاورزی ، خاک شناسی وگیاهان دارویی و... نیاز دارد.

  11-5. عدم تناسب قیمت فرآورده ها با قیمتهای تمام شده : سرمایه گذاری در  امر کشاورزی بر خلاف صنعت ،  با احتمال ضرر و زیان توأم  است . گاهی قیمت سیب زمینی  و پیاز به حداقل تنزل پیدا می کند  و گاهی به حداکثر قیمت می رسد . ( که در این مورد دلالها و کسبه سود می برند  و نه تولید کننده )، به علاوه  سرمایه گذاری در کشاورزی  نتیجه اش مدتها بعد ظاهر می شود .

در سالهای اخیر مردم به مرغداری روی آورده اند  ، زیرا این موضوع  به صورت یک صنعت در آمده است  و دخل و  خرجش تا حدودی مشخص است ، در حالی که در امور کشاورزی ، اطمینانی به سود بخشی سرمایه گذاریها نیست . باید در نظر داشت ، تا سرمایۀ افراد و سود نسبی  آنها تضمین نباشد ، رشد کشاورزی  محال است .

11-6. میزان مالکیت : اکثر افراد ، خرده مالک می باشند  و زمین آنها  در یک نقطه  و به صورت یکپارچه  قرار ندارد ، بنابراین امکان مکانیزاسیون و تولید جهت فروش در بازار ، برای آنها میسر نیست ، لذا کشاورزی آنها  به منظور تأمین نیاز خانواده است و از طرفی عدم تخصص درکشتهای خاص ، مزید برعلت شده است .

نظام موجود ارث نیز روز به روز موضوع را پیچیده تر می سازد به طوری که قطعات تقسیم شدۀ موجود ، کفاف زندگی یک خانواده را نمی دهد و افراد  به ناچار به شهر ها برای کارهای خدماتی (مصرفی)و غیر مولد و در برخی از موارد مخرّب روی می آورند . همچنین انواع بهره برداریهای دیگر هم ،  غیر اقتصادی به نظر می رسند . توسعه شرکتهای  سهامی زراعی و  تعاونیهای تولید در چنین شرایطی به منظور  تسطیح و یکپارچه سازی اراضی  کارساز است .

11-7. تخریب محیط زیست : سالهاست که سوخت نانواییهای شهری و خانگی از هیزم و چوب تأمین می شود در نتیجه روز به روز بر مساحت بیابانها  و کویرها در منطقه افزوده می شود . در حالی که بهره مندی از مواد نفتی می تواند از بروز این مسائل  جلوگیری کند . کمترین توجه به این مناطق محروم می تواند ضمن بهبود منطقه ، از تخریب مناطق طبیعی و انقراض گونه های گیاهی و به دنبال آن گونه های جانوری جلوگیری کند .

11-8 . عدم دسترسی مردم  به بذر و نهال اصلاح شده : بسیار اتفاق می افتد که مردم درختی را برای برداشت محصول مورد نظر خود خریداری  می کنند ، اما در عمل ، درخت خریداری شده نظر آنها را تأمین نمی کند ، با لحاظ کردن این مطلب به جاست ، وزارت کشاورزی  در هر شهرستان دارای یک ایستگاه تولید بذر و نهال باشد تا اول: نسبت به اصلاح و معرفی گیاهان بومی اقدام کنند و دوم :  بذر و نهالی را با مشخصات تضمین شده عرضه نمایند و سوم : ایستگاه تحقیقات در ایجاد تکمیل بانک ژن منطقه  همت نماید .  در این راه می توان سازمانهای خصوصی را تشویق به سرمایه گذاری کرد و عاملان وزرات کشاورزی بذر و نهال آنها را از نظر مرغوبیت و عاری بودن از امراض وآفات ، گواهی و تأیید کنند .

 11-9. عدم دسترسی به سایر  نهاده های کشاورزی : نهاده های کشاورزی از قبیل ماشین آلات کشاورزی و وسایل یدکی ، کود ، سم ، بذر ،ازتوباکترها ، وسایل آبیاری  تحت فشار ، تعمیر گاه های ثابت  و سیار و...  غالباً در دسترس کشاورزان  قرار ندارند . از این رو  ایجاد  فروشگاه های تعاونی نهاده های کشاورزی  لااقل در بخش  خوسف ضرورت دارد  .

11-10. تضمین خرید عادلانه و بیمه محصولات کشاورزی : باید قطبهای کشاورزی مشخص گردد و بر اساس آن حمایت دولت از تولید کنندگان  انجام شود . به عنوان مثال به فرآورده های خاص  ناحیه هردنگ از جمله زعفران ، زرشک ،  آلو بُخارا ،  عُناب و سنجد باید توجه کافی معطوف  و خرید عادلانۀ آنها  تضمین شود . ضمناً کشاورزان از تسهیلات بیمۀ محصولات کشاورزی در مقابل خشکی ، سیل و آفات و امراض برخوردار شوند .

11-11. نداشتن سیلو و سردخانه کافی : هیچ کشور ثروتمندی نباید راضی گردد که چند بار محصولات آنها جابجا و در برخی از موارد به جای اول باز گردانده شود . این امر صرف نظر از تحمّل هزینه های سنگین  ، مخاطراتی از قبیل تصادف ، استهلاک وسایل حمل و نقل ، تخریب جاده ها ، ضایع شدن محصول  و آلودگی را به همراه دارد . عامل دیگر که در حفظ و نگهداری محصولات مؤثر است ، ایجاد سیلو و سرد خانه است  و در ضمن تبدیل فرآورده های کشاورزی نیز از  دیگر مسائل مورد توجه  می باشد .

11-12. سیلهای خانمان برانداز :

سیل در این مناطق همچون دیگر نقاط کشور در طول سال  جاری می شود . لیکن در چند سال گذشته به دلیل خشکسالی ، سیلابهای مهمی حادث نشده است .شاید برای برخی تعجب آور باشد  که در منطقه خشک و کم باران  ناحیه  هردنگ  ، سیل هر ساله و گاهی چند نوبت در سال موجب ویرانی مزارع ، باغها ، جاده ها و انهدام تأسیسات عمومی ، واحد های مسکونی و حتی منجر به  تلفات  جانی برای  انسان و دام می گردد . بر اساس اظهارات محلی در طی سالهای گذشته  منطقه شاهد وقوع سیلابهایی بوده که غالباً  با خساراتی نیز همرا بوده است . بیشترین خسارات  بر اساس گزارش بخش سیل خیزی در حوزه کشوک رخ داده ولی متأسفانه میزان خسارت و آمار آن دقیقاً مشخص  نیست . آنچه که مسلم است  سیل در زیر حوزه ها غالباً به اراضی حاشیه رودخانه  خسارت وارد می آورد . در بررسیهای به عمل آمده بخش هیدرولوژی و سیل خیز ،عوامل مختلفی در شکل گیری سیلاب در زیر حوزه ها مؤثر می باشد که مهمترین آنها عبارتند از : شیب ، نفوذ پذیری و پوشش گیاهی . بر همین اساس اولویت بندی از نظر  پتانسیل  هرز آب  در زیر حوزه های مختلف انجام شده که زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها اولویت بالاتری خواهد داشت .حوزه کشوک در کل داراي  بالاترین مقدار در بین حوزه های دیگر است . همچنین درصد محدوده های گروه های هیدرولوژیکی  خاک در زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها بالاتر می باشد.

در مجموع آنچه که از بررسیها نتیجه می شود آنست که مشکل سیل نسبت به مشکل کم آبی اولویت کمتری داشته و می توان با عملیات کنترلی و ذخیره ای در داخل زیر حوزه ها میزان رواناب و تخریب را در پایین دست  کاهش داد.

مهار آبهای سطحی از طریق بستن سدهای مخزنی و انحرافی و آبخوانداری  و  جلوگیر ی از چرای  بی رویه و  بوته کنی بیابانها  امکان پذیر  است .

11-13. کمبود مروج کشاورزی  و دامداری در محل  :  کشاورزی در بسیاری از روستاهای منطقه  هردنگ   به سبک سنتی انجام می شود و به عنوان مثال اگر  کشاورزان از سموم  ضد عفونی کنندۀ گندم علیه سیاهک پنهان  بی اطلاع هستند و هر ساله سیاهک پنهان خسارات زیادی به مزارع گندم آنها وارد می سازد این موضوع دلالت برآن دارد که یا مأمورین ترویج  به روستاها قدم نگذاشته اند و یا تعلیمات آنها وافی و کافی نبوده است(محمدی، 1382) .

11-14. ایجاد تسهیلات لازم برای صدور محصولات کشاورزی : باید تمام تلاش دولت در جهت رفع موانع  و اتخاذ سیاستهای حمایتی  از صدور محصولات کشاورزی معطوف گردد . در این باره  باید به حذف  مقررات دست و پا پیچ  و تعدیل تعرفه های گمرکی  و ایجاد تسهیلات باربری  و مسائلی از این قبیل توجه نمود . متقابلاً کالاهای صادراتی باید بر اساس موازین  استانداردهای بین المللی  و با توجه به علاقه خریداران  تهیه ، بسته بندی  و صادر گردند تا با ارسال کالاهای مخدوش  وجهه صادراتی  کشور آسیب نبیند .

11-15. ایجاد امنیت در زمینۀ مالکیت اراضی : مسائلی از قبیل اصلاحات اراضی ، مصادرۀ اموال و وضع قوانینی که مالکیت اراضی را متزلزل سازد با مسئله تولید و رسیدن  به خود کفایی  در زمینه فرآورده های استراتژیک  منافات و مغایرت کلی دارد .

11-16. فرسایش : چرای بی رویۀ دامها در مراتع کم علف و به ویژه سطوح شیب دار ، زمین را برای فرسایشهای آبی و بادی آماده می سازد .در نتیجه یک اینچ خاک (5/2 سانتی متر)که در طی 700 سال در اثر عوامل مختلف  تشکیل می شود ، در ظرف مدت کوتاهی شسته و به نقاط دیگر منتقل  می گردد. بوته کنی خاصّه در سطوح شیب دار نیز امر فرسایش را تشدید می سازد . در امر چرای مراتع باید مقرراتی اجرا شود که از چرای مداوم مراتع و یا در واقع  انهدام آنها جلوگیری  گردد . ضمناً شخم در جهت شیب زمین  و تبدیل مراتع  با شیب زیاد  به زمین زراعتی  عمل فرسایش را تشدید  می سازد .

با توجه به میزان برآورد کمیت فرسایش که حدود5 تن در هکتار می باشد و همچنین رسوب دهی حوزه که حدود 7/2 تن در هکتار است مشکل رسوب دهی و فرسایش نسبت به نقاط دیگر بحرانی محسوب نمی شود.هر چند که در چشم انداز آینده بایستی این رقم را کاهش و از گسترش آن جلوگیری نمود. اطلاعات  نشان می دهد که در بخشهایی فرسایش خندقی و شیاری توسعه یافته که لزوم کنترل آن حتمی است از طرفی به دلیل سطح محدود دیمه زارها آنچه که مشکل ساز می باشد وجود تعداد دام داخل حوزه است. در این راستا افزایش پوشش گیاهی و کنترل چرای دام تا حدود زیادی از معضل فرسایش و هدر رفت خاک خواهد کاست. لذا برای رسیدن به هدف فوق الذکر با اصلاح و احیاء مراتع حوزه و ذخیره سازی و نفوذ روان آبها به طور طبیعی مشکل سیل و فرسایش تا حدودی مرتفع خواهد شد .

در بخش شمال غربی محدوده مطالعاتی رسوبگذاری رسوبات بادی به صورت تپه های شنی و بارخانها مشاهده می شود .در آینده به خصوص در سالهای خشکسال و فصل تابستان امکان توسعه این محدوده بسیار زیاد خواهد بود و به تدریج اراضی زراعی منطقه را ازکشت خارج خواهد ساخت. بنابراین ضرورت مطالعه  و کنترل این رسوبات حتمی است و بایستی در آینده به ویژه از طرف اداره منابع طبیعی در دستور کار قرار گیرد. (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)


[1] عضو عالی گروه تعیین سن درختان ایران و کارشناس مطالعات عمر درختان در موسسه جنگلها،آبخیزداری و منابع طبیعی کشور

[2] منطقه ای است جوی مانند که آب را از دو دامنه  یک کوه یا چند ارتفاع کوچک جمع آوری  و در پایین دست خاک حمل شده را به صورت یک  کُپّه  باقی می گذارد و مجموعه چند شیله تولید یک رودخانه را می کنند. 

[3] هر من تخم کار 100 متر مربع می باشد.

سیمای کشاورزی ناحیه هردنگ

۲. هواشناسی  :

برای بررسی وضعیت هواشناسی از پارامترهای مختلف هواشناسی از ایستگاه های  مختلف استفاده شده است .همچنین برای رسیدن به نتایج دقیق تر و مطلوب تر  دوره پایه 25 ساله  1353 تا 1354  لغایت 1377 تا 1378 به عنوان دوره شاخص انتخاب گردیده است .

2-1. برآورد بارندگی :

برای برآورد بارندگی متوسط سالانه نسبت به ارتفاع در منطقه،مقادیر متوسط بارندگی  و ارتفاع ایستگاه های  شرکت کننده در گرادیان بارندگی مورد استفاده قرار گرفته و رابطه زیر به دست آمده است .

بر این اساس متوسط بارندگی منطقه 5/211 میلیمتر بوده که در زیر حوزه های مختلف نیز دارای مقادیر بالاتر و پایین تر نیز می باشند .

2-2. درجه حرارت :

برای بررسی رژیم حرارتی منطقه مورد مطالعه  آمار موجود درجه حرارت ایستگاه های منطقه جمع آوری گردیده و پس از بررسی اقدام به تصحیح  نواقص و تطویل آمار شده که در دوره شاخص آماری 25 ساله  54-1353 تا 78-1377 نتایج مورد تجزیه و تحلیل  قرار گرفته است  و بیشترین دما در ماه های تیر و مرداد با 38 درجه سانتیگراد و کمترین دما در دیماه با  15- درجه سانتیگراد می باشد.

2-3. تبخیر و تعرق :

به منظور برآورد تبخیر و تعرق از آمار تشتک تبخیر ایستگاه های تبخیرسنجی واقع در اطراف منطقهِ مطالعاتی استفاده گردیده است .

برای محاسبه میزان  تبخیر  زیر حوزه ها  از معادله همبستگی بین دما و تبخیر ایستگاه تبخیرسنجی سربیشه  که نزدیک ترین  ایستگاه تبخیر سنجی  به منطقه مورد استفاده    می باشد، استفاده شده و رابطه همبستگی زیر به دست آمده است :

  همچنین میزان تبخیر از سطح آب آزاد در حوزه که با اعمال ضریب اصلاحی 7%  در میزان تبخیر از تشتک  به دست آمده به طور متوسط  2300 میلی متر  می باشد .

کمترین تبخیر از سطح آزاد آب در دی ماه با 7/49  میلی متر و بیشترین تعداد در  تیر ماه با 5/333 میلی متر  می باشد .

2-4. اقلیم حوزه :

برای تعیین اقلیم  منطقه و موقعیت آن در تقسیم بندیهای اقلیمی از روشهای  استاندارد اقلیم شناسی استفاده شده است  .

بر اساس روش آمبرژه  این محدوده دارای اقلیمی خشک و سرد و بر اساس روش دومارتن نیمه خشک می باشد .

3. خشکسالی :

بر اساس اسناد و شواهد تاریخی این منطقه تاکنون 3 خشکسالی مرگبار را به خود دیده است :

1-درسال 1287 شمسی كه خشكسالي و قحطي سراسر كشور را به طور اعم وکل منطقه بيرجند و قاينات را به طور اخص فرا گرفته بود .

2-خشکسالی سالهای 1322 تا 1327 شمسی که تعداد زیادی از مردمان منطقه مجبور به مهاجرت و ترک روستاهای خود شدند.

3- خشکسالی سالهای 1377 شمسی تاکنون که این نیز به نوبه خود باعث تخلیه شدید روستاها شده است و اگر چاه های کشاورزی در دق اکبر آباد و دشت سرچاه  راه اندازی  نمی شد ، قطعا این منطقه خالی از سکنه می گشت .

همچنین بر اساس بررسی دوایر تنه درخت عنابی در روستای برزادران با همکاری مهندس خوشنویس [1]، این ناحیه از سال 1020 شمسی تاکنون 8  مورد شرایط نامساعد محیطی از جمله خشکسالی را به خود دیده است.

4. بند سارها :

مهارکردن آبهای سطحی از قدیم الایام در شرق ایران و به ویژه خراسان جنوبی و به تبع در منطقه ناحیه هردنگ متداول بوده است . این بندها در کنار مسیر رودخانه و سیلابها احداث می شده اند و در صورت پر شدن از آب 3  امتیاز حاصل می گشت :

1-ورود خاک مناسب و حاصلخیز به داخل بند.

2-ورود رطوبت به داخل بند و ذخیره شدن آن در خاکهای عمقی بند.

3-جلوگیری از فرسایش خاک و هدر رفت آب سیل.

در اواخر زمستان مردم نسبت به کاشت گندم و جو (به مقدار کمتر) اقدام  می کنند.بارندگیهای هر 6 روز منطقه که به شیشه ها شهرت دارد باعث سیراب شدن بند و محصول کاشته شده می گردد و در صورتی که سال از نظر بارندگی خوب باشد، محصول خوبی نیز به دست می آید .بعد از کشت گندم و برداشت آن مردم نسبت به کشت محصولات جالیزی اقدام می کنند که محصولات آن در قالب تابستانه و زمستانه مورد مصرف قرار می گیرد .

4-1. برای احداث بندسار به شرح ذیل اقدام می شود :

1-زمینی مناسب در بین یک شیله[2] و یا در حاشیه یک رودخانه با وسعتی مناسب  (حداقل 5/0 من تخم کار[3] ) انتخاب می شود .

2- خاکبرداری از محل، انجام شده تا سنگ بستر مشخص شود و حوضی کوچک ظاهر گردد تا آب به راحتی در آن جمع گردد .

3- مقداری خاک بندی یا خاک رس به محل انتقال و سپس پهن می گردد .

4-به موازات اجرای این امور ، سنگاچی یا دیواره بند با سنگهای تخت ، جاگیر ، بزرگ ، گِرد و مستحکم به صورت نر و مادگی در درون هم قرار گرفته و دیواره بند ساخته می شود.

5- گاهی اوقات در مسیرهای بالادست مقداری بوته کاری می شود تا در سالهای اولیه که هنوز بند خالی است ،مقداری از سرعت و قدرت سیلاب گرفته شده و بند تخریب نگردد.

6- هر سال بند مورد بررسی قرار گرفته تا آسیبهای احتمالی آن ترمیم گردد.

4-2. اجزای تشکیل دهنده یک بندسار:

1-   خشکه رود یا رودخانه کم عمق با جریان موقتی

2-   برکه بند یا بند انحرافی ساخته شده از مصالح رودخانه ای

3-   بدنه بند یا دیواره اصلی خاکریز

4-   دیواره های فرعی موازی و عمودی جهت پخش یکنواخت سیلاب

5-   گوش بند یا گوشگرد  که محل سرریز آب مازاد است.

5. کشاورزی :

زیر حوزه های منطقه  ناحیه کوهستانی بوده و سطح اراضی زراعی در آنها  وابسته  به  میزان آبدهی قناتها و میزان ریزشهای جوی می باشد . کل اراضی زراعی  و باغی زیر حوزه ها 1/84 هکتار بوده که 8/79 درصد آن  آبی و مابقی دیم می باشد .  در منطقه دشت سر کشاورزی بر پایه حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق و با اخذ پروانه  از سازمان آب با میزان آبدهی پایه گذاری شده است . در این منطقه حدود 35 درصد اراضی به صورت آیش می باشد .

با وجود محدود بودن منابع در حوزه به دلیل استفاده نادرست از آن ، بخش قابل توجهی  از آب استحصالی  که می تواند در فعالیتهای  زراعی مصرف گردد از  استفاده  خارج می شود . عدم وجود استخرهای  مناسب ذخیره آب ، طول کانالهای سنتی ، تقسیم آب در جویهای متعدد و ... از جمله عواملی هستند که باعث هدر رفتن آب می شود .

6. دامداری :

از تعداد 7886  واحد دامی موجود  در حوزه  ، نزدیک  به 70 درصد آن در منطقه دشت سر و اندکی بیش از 30 درصد آن در زیر حوزه های دیگر وجود دارند . شایان ذکر است هیچگونه  دامداری صنعتی و مرغداری در منطقه وجود ندارد .

تراکم دام در زیر حوزه ها 28/0 واحد دامی در هر هکتار و در منطقه دشت سر 81  واحد دامی در هر هکتار می باشد . ضمن آنکه  تراکم واحد دامی در کل منطقه مطالعاتی 5/0 واحد دامی در هر هکتار است .  همچنین توزیع واحدهای دامی در بین خانوارهای  ساکن حوزه ها نسبت به منطقه دشت سر ناهمگون تر می باشد . نظام دامداری نیز در حوزه ها و منطقه دشت سر یکسان نمی باشد . نظام دامداری  حوزه متکی بر نوعی شیوه رَمِه گردانی است  که دامها  در محدودۀ معینی در اطراف روستاها تعلیف می نمایند و در فصل شیردوشی هر روز  صبح جهت انجام عمل شیردوشی به روستاها آورده می شوند . دامهای مورد استفاده در این منطقه را می توان به دو دسته سبک (گوسفند و بز) و سنگین (شتر و گاو) تقسیم بندی نمود.

تعداد واحدهای دامی موجود متغیر و اکثر دامها در چاه های کشاورزی مستقر می باشند. بر خلاف گذشته که دامها در روستاها تعداد بیشتری را به خود اختصاص داده بودند خشکسالیها باعث کاهش تعداد دامها به دلیل مشکلات مربوط به تامین علوفه مورد نیاز دام،شده است.البته در چاه های کشاورزی تعداد دام روند رو به افزایش را به دلیل اطمینان از وضعیت آبی و به تبع آن تامین علوفه پیش رو دارد.درخصوص دام سنگین ،شتر به صورت نگهداری در اصطبل و چرا در مراتع پرورش می یابد،در حالی که گاو در اصطبل و در محدوده روستا در فضای محصور در اصطبل یا در اصطبل فضای باز نگهداری و پرورش  می یابد.پرورش دام را به منظور تامین گوشت قرمز،شیر و سایر فرآورده های مورد نیاز انجام می دهند.

 یکی از مهم ترین عواملی که در مجتمع نمودن انسانها در یکجا ( روستا ) تاثیر گذار بوده است دسترسی به منابع طبیعی در یک منطقه است.به منظور استفاده بهینه از منابع تولید در این مناطق که در وضعیت بحرانی قرار دارند می بایست راهکارهایی ارائه گردیده و مورد حمایت سازمانها و ادارات و موافقت مالکین قرار بگیرد تا در شرایط کنونی بهترین بازدهی را از منابع موجود داشته باشیم .

البته در سالهای خشکسالی اخیر از تعداد دام زیر حوزه  ها  کاسته شده ولی در منطقه دشت سر تغییری مشاهده نمی شود . زیرا بخشی از علوفه دام  از طریق فعالیتهای زراعی تأمین می شود  که آن هم وابسته به آبدهی چاه ها می باشد .

تراکم واحد دامی در کلیه سازمانهای عرفی زیر حوزه ها 3/0 واحد در هکتار  و در منطقه دشت سر  به جز چاه های روشنی و باقرزاده که حدود 5/0  واحد در هکتار     می باشد ، بالاتر از 2 واحد در هکتار است . شایان ذکر است که در منطقه دشت سر از سمت شمال تپه های شنی مانع از چرای دام بوده و از سمت شرق و غرب هم اراضی زراعی سایر آبادیها  امکان چرا را محدود  ساخته است . میزان علوفه تولیدی موجود در منطقه مطالعاتی حدود 50 درصد دام موجود را جوابگو خواهد بود و لذا حدود 50 درصد دام مازاد بر تولید علوفه منطقه در حال چرا می باشند .در آمد سرانه خانوار  در زیر حوزه ها از بخش دامداری 1/4 میلیون ريال و در منطقه دشت سر 7/5 میلیون ريال برآورد شده است . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

 7. زراعت :

در این ناحیه گیاهانی نظیرگندم،جو،نخود ،یونجه،چغندرقند،زردک،شلغم،صیفی جات،انواع سبزیها(سیر ،پیاز،سیب زمینی،گوجه فرنگی و ...)کاشت می شده و می گردد.به منظورآغاز فعالیت زراعی پس از انتخاب زمین نسبت به انجام اقدامات ذیل جهت آماده سازی زمین برای کاشت عمل می کنند:

1-شخم:

در گذشته و حال از نیروی حیوان(الاغ و گاو)و با ابزار سنتی استفاده می شده است به این دلیل که اول: تکنولوژی جدید همه گیر نشده بود و دوم :قدرت مانور و حرکت و کنترل حیوان در اراضی خرد و دارای شیب زیاد از ماشین آلات جدید بیشتراست، سوم: حیوان علاوه بر مصرف تولید خود کشاورز، برای کشاورز کود دامی تولید می کند که در بهبود ساختار خاک بسیار مفید و سازنده می باشد و هزینه هایی نظیر تعمیرو سرویس را نداشت چهارم: باعث فشردگی بیش از حد خاک در هنگام شخم نمی شود ،پنجم: باعث از بین رفتن مرز بین اراضی نمی شود و در زمان خود و با توجه به شرایط بهترین روش شخم بوده است و هم اکنون نیز در روستاها و در اراضی دیم در سطوح شیبدار بیشترین کارایی و کاربرد را دارد.

درمناطقی که دارای اراضی بزرگتر و علی الخصوص چاه هایی که روستاییان این منطقه از آن شریک هستند از تراکتور و ابزارآلات ومتعلقات آن استفاده می شود.

2-تسطیح زمین:

در گذشته برای تسطیح از ماله استفاده می شده است.به نحوی که کشاورزآن را به حیوان بسته وخود بر روی ماله که ازجنس چوب بوده سوار می شده است و با به حرکت در آوردن حیوان ماله را بر روی مناطقی از زمین که مورد نظروی بوده جابجا می کرده است و به این طریق نسبت به نرم کردن کلوخه ها در زمین و تسطیح آن اقدام می نموده است.البته امروزه این کار به وسیله تراکتور و از طریق بیل عقب و لِولِر انجام می گیرد.

 3-مرز بندی زمین:

در این حالت کشاورز با تراکتور،بیل و نیروی کارگری اقدام به اصلاح و ایجاد مرز بین اراضی می کند.

4-کود دادن به زمین :

در زمان شخم ابتدا کود بر روی زمین پاشیده و بعد اقدام به عملیات شخم می گردد.البته لازم به ذکراست که کود را بعد از کاشت نیز بر روی زمین می پاشند تا بعد از آبیاری وارد زمین گردد.در اراضی وسیع این کار به وسیله کودپاش و از طریق تراکتور صورت می گیرد.

5-پاشیدن بذر:

در گذشته به صورت دستی و سنتی انجام می گرفته است و این کار بعد از تسطیح اولیه و با ماله صورت می گرفته است.لازم به ذکر است در کاشت انواع بذور نوع و روش کاشت فرق می کرده است و در اراضی وسیع تر علی الخصوص چاه ها برای بذر پاشی از ردیف کارهای بذرکار استفاده می شود.

6-آبیاری:

به صورت کرتی انجام می گرفته و می گیرد و از طریق جویهایی که  دارای انشعابات خاکی برای انتقال آب به اراضی می باشد برای انتقال آب استفاده می گردد. سیستم آبیاری به شکل ساده یعنی منحرف کردن آب یا زهکشی آن بوده است و آب را از مسیر اصلی به جویهای کناری باریک تر هدایت می کردند و آبیاری را با باز کردن و یا بستن جریان آب به کمک بیل و با کپه خاک دارای ریشه گیاه انجام می دهند.

آبیاری سطحی یا غرقابی قدیمی ترین روش آبیاری در  منطقه می باشد.در این سیستم آب از طریق کانالها یا نهرها وارد مزرعه می شود . در این روش ممکن است مزرعه کاملا غرقاب شود و یا آب به ردیفهایی که در داخل مزرعه قرار دارند هدایت شود .امتیازات این سیستم راحتی استفاده آن می باشد.اما از مشکلات این سیستم  می توان به هزینه های سیستم از قبیل آماده سازی و هم سطح کردن زمین برای آبگیرکردن کلیه نقاط آن،میزان تبخیر بالا ،مشکل بودن کنترل آب در زمان آبیاری و نیاز به نیروی کارگری را نام برد (پاورز،ال.ای و آر.مک شورلی،1380).

7-برداشت :

هر گیاه زراعی که به منظور تامین بخشی از نیاز های کشاورز کاشت می گردد بعد از طی یک دوره رشد به مرحله برداشت می رسد.در این مرحله در اراضی با سطح کم برداشت از مزرعه به صورت دستی(سنتی) و با نیروی کارگری و فردکشاورز انجام    می گیرد،چون امکان استفاده از ماشین آلات سنگین مقدور و به صرفه نمی باشد. لذا در  اراضی واقع در چاه های کشاورزی برداشت هم به صورت سنتی ومکانیزه با توجه به نوع محصول صورت می پذیرد. در رابطه با برداشت غلات خرمن کوبی به روشهای مختلف از قبیل : با راندن حیوان بارکش برای لَگَد کردن محصول ،خرمن کوب تراکتوری و کمباین انجام می شود.

از ابزار و لوازم مورداستفاده در زراعت و باغداری در این منطقه می توان به موارد ذیل اشاره نمود :

حیوان،تراکتور،آساک،گاو آهن فلزی جدید،یوغ و تسمه چرمی آن برای دام سنگین و سبک ، شِنکش،بیل،کلنگِ دو دَم و یک دَم، داس برای برداشت گندم،داسیله ،دستگاه رنده کردن علف، دول ، سطل کوچک ، ماله ، خرمن کوبی به سبک قدیم و جدید، تیشه کار ،تبر برای بریدن درخت ،داخل کیسه کردن میوه ها ،قیچی باغبانی،داس برای کندن علفهای هرز،اره کوچک و بزرگ،سمپاش قدیمی و جدید .

8. باغداری :احداث باغات به منظور تامین مایحتاج میوه  روستاییان و کشاورزان در این منطقه انجام شده و می شود.باغات در این منطقه به صورت آبی بوده و باغات دیم به دلیل درجه حرارت بالا و میانگین بارندگی پایین به چشم نمی خورد.باغات ایجاد شده در روستاها بر اثر خشکسالیهای پی درپی و عدم نظارت کافی در زمینه های نگهداری آسیب فراوانی دیده و بعضا خشک شده اند.اما در چاه های کشاورزی روند احداث باغات جدید رو به رشدمی باشد.باغات میوه در این منطقه بیشتر شامل درختان سیب،گلابی،انگور،بادام،عناب،توت،شاه توت،سنجد،آلوبخارا،زردآلو،شفتالو،به،گردو،انار،زرشک،بنه،انجیر در دونوع کوهی و باغی،پسته و ... می باشد.باغات قدیمی که در روستاها احداث گردیده است بیشتر به صورت خود مصرفی و تامین نیاز خانواده کشاورز روستایی بوده و کشاورزان عمده مالک که سطح باغی بیشتری را داشته اند اقدام به فروش محصول مازاد خود می نمایند .احداث باغات قدیمی اکثرا توسط مالکین عمده صورت می گرفته است و زارعین اجاره کار چه در گذشته و حال تمایلی به احداث باغات به دلیل سرمایه گذاری برای مالک و نیازخود به داشتن درآمد ثابت سالیانه ندارند.محل احداث باغات به دلایلی نظیر :

1-درختان نیاز آبی بیشتر ی را دارند .

2- حفاظت از باغات نزدیک به آب و نظارت بر آن در محل خروج آب با توجه به رفت و آمد بیشتر روستاییان راحت تر بوده است.

3-طولانی بودن روند رشد و سرمایه گذاری بیشتر در دوره زمانی باعث کاشت نهال در نزدیک مظهرقنات و چشمه بوده است.

4-همچنین در اطراف  و در طول مسیر جویهای آبیاری که در راستای استخر ذخیره آب به سمت اراضی روانه می شود درختان مورد نیاز را به صورت شراکتی بین چند مالک و در زمین شخصی متعلق به کشاورز غرس می نموده اند تا علاوه بر آبیاری مزارع، استفاده بهینه از آبی  که در جویها ی خاکی جریان داشته ،نیز، بشود.دراحداث باغات مواردی نظیر کاشت نهال مورد نیاز از طریق انتخاب نهال و محل کاشت،کندن چاله به عمق مناسب،کود دادن ،آب دادن،مراقبت بعد از کاشت (مبارزه با آفات و بیماریها وآسیبهای مکانیکی،هرس و نحوه تربیت ... )و برداشت میوه مورد نظر قرار   می گیرد.

  9.خاکشناسی :

9-1. طبقه بندی خاکها :

طبقه بندی خاکهای اراضی مورد مطالعه با توجه به مطالعات صحرایی و تشریح پروفیلی ، شرایط اقلیمی ، وضعیت توپوگرافی و نتایج تجزیه های آزمایشگاهی  به روش        طبقه بندی آمریکایی صورت  پذیرفته است .  در حوزه مطالعاتی  دو رده از یازده رده  تشخیص و طبقه بندی گردیده است . این دو رده عبارتند از رده اریدیسول و رده آنتی سول . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

میزان آهک در این اراضی بین 10 تا 17 درصد متغیر است که در حد مناسبی بوده و تا حدی در ساختمان سازی خاک مفید است  . این اراضی مشکل شوری  نداشته و پی اچ خاک نسبتاً بالا می باشد.

میزان ازت در این اراضی از حد مطلوب کمتر و بسیار فقیر می باشد  . همچنین میزان پتاسیم  در این اراضی با عمق کاهش می یابد  و در حد مطلوب بوده  و میزان  فسفر  در این خاکها با  افزايش عمق ،کاهش  یافته و پایین تر از حد مطلوب است . 

9-2. بررسی منابع اراضی :

براساس بررسیهای انجام شده 4 تیپ اصلی کوهها ، تپه ماهور و دشتهای دامنه ای و تیپ آبرفتی بادبزنی شکل سنگریزه دار در حوزه قابل تفکیک می باشد .

تیپ اراضی کوهستانی  به دو واحد و سه اجزاء واحد (1،3،1  و 2،2،1  و 1،1،2 ) و تیپ اراضی  تپه ماهور به دو واحد  و 4 اجزاء اراضی(2،1،2 و2،3،2 و2،1،3 و 2،2،2 ) و تیپ دشتهای دامنه ای به یک واحد و 2 اجزا واحد اراضی (1،4،1 و 4،1،2) و تیپ آبرفتهای  بادبزنی  به یک واحد و یک اجزاء واحد اراضی تفکیک شده اند .

9-3.  طبقه بندی اراضی :

 پروفیلهای  3 و6 و7 و8 در کلاس  2  قابلیت  اراضی قرار گرفته ( اراضی با محدودیت جزئی جهت کشت آبی) و پروفیلهای 1و2 و4 و5 و9 و10 در کلاس 5  قابلیت  و دارای محدودیتهای غیر قابل اصلاح  زیاد می باشند  و فقط در شرایط خاص قابل آبیاری و قابل کشت هستند .

9-4. فرسایش و رسوب  :

در حوزه مطالعاتی نقشه اشکال فرسایش تهیه گردیده و در آن 9 تیپ فرسایش (فرسایش سطحی ، شیاری، خندقی و رودخانه ای) تفکیک گردیده است . در این حوزه هیچگونه ایستگاه هیدرومتری  و رسوب سنجی  وجود نداشته  و برای تعیین  کمیت رسوب از روشهای تجربی استفاده گردیده است  .

9-5. کمیت رسوب و فرسایش :

 روش تجربی E.P.M   جهت برآورد میزان فرسایش  در حوزه به کارگرفته شده و  بر اساس آن میزان متوسط فرسایش  در حوزه 42/5 تن در هکتار  در سال برآورد  شده و زیر حوزه شرق کشوک  با 71/7 و زیر حوزه هردنگ  با 03/4 تن در هکتار در سال بیشترین وکمترین  میزان فرسایش را دارا می باشد .

 همچنین میزان رسوب دهی در زیر حوزه های  ماهکان و شرق کشوک بیشترین بوده و متوسط حوزه  78/2 تن در هکتار در سال  می باشد .

9-6. منابع آب زیر زمینی حوزه :

در حوزه مطالعاتی، چشمه قابل توجهی وجود ندارد و تعداد قنوات مشتمل  بر 23 رشته فعال و دایر می‏باشد. در پایین دست حوزه 21 حلقه چاه بهره‏برداری و 2 حلقه چاه پیزومتریک  وجود دارد. حداکثر عمق چاه ها 110 متر بوده  که در این عمق  به سنگ کف برخورد ننموده اند و ضخامت آبرفت  حدود 150 متر می باشد . حداقل عمق چاه 16 متر و متوسط عمق چاه ها 72 متر است . 

همچنین سطح آبهای زیر زمینی از 9 تا 51 متر تغییر نموده و متوسط سطح آب زیر زمینی 29 متر می باشد. با بررسیهای به عمل آمده از دو چاه پیزومتریک منطقه افت سالانه آبهای زیرزمینی از 15 تا 30 سانتی‏متر می‏باشد. آبدهی قنوات تحت  تأثیر نزولات جوی بوده و در سالهای خشکسالی حدود 70 درصد افت آبدهی دارند. رسوبات دانه درشت شدیداً  نفوذپذیر رودخانه ای در اثر بارش نزولات  قنوات را تغذیه می نمایند . حداکثر طول قنات 1000 متر و حداقل 100 متر بوده و همچنین میزان دبی حداقل و حداکثر قنوات از 1/0 تا 4 لیتر در ثانیه متغیر می باشد .

10. مطالعات اقتصادی اجتماعی :

از مجموع روستاهای واقع در این ناحیه که 82   پارچه آبادی  می باشد، تعداد 42 روستا دارای سکنه و40 روستا دارای سکنه موقت می باشد. طبق آمار سال 1375 تعداد 336 خانوار با دارا بودن جمعیت 1276 نفر در این ناحیه زندگی می کنند .در بررسیهای به عمل آمده  تعداد مالکین منابع آبی در زیر حوزه های منطقه مطالعاتی 185 نفر بوده که 5/46 درصد آنها در منطقه مقیم و 5/35 درصد غیر ساکن  در منطقه می باشند که مالک 1/59 درصد کل منابع آبی حوزه نیز می باشند . در منطقه دشت سر حدود 188 نفر مالک منابع آبی وجود دارد که 83 درصد آن  در منطقه مقیم بوده و 17 درصد غیر ساکن می باشند . درآمد سالانه ساکنین زیر حوزه های بالا دست  از بخش کشاورزی 1968791 ريال و در منطقه دشت سر 9481565 ريال می باشد که تفاوت قابل ملاحظه ای را نشان می دهد(سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380) .

11. تنگناهای بخش کشاورزی  در منطقه ناحیه هردنگ :

نظر به اینکه منطقه  هردنگ  با توجه به شرایط اقلیمی  و خشکسالیهای اخیر وضعیت خاصی پیدا نموده ، لذا هر گونه عملیات  اجرایی بایستی  در راستای رفع  نیازها و مشکلات  عمدۀ آنها  صورت گیرد : 

11-1.کمبود آب :

این کمبود عارضه است ، یعنی ما با وجود 170 میلی متر باران در سال  و تنها اختصاص 5% اراضی به کشت آبی  نباید کمبود آب داشته باشیم . به عبارت دیگر کمبود آب ، عارضه ای است  معلوم  و علت آن عدم استفاده بهینه از آب و نگهداری  آن در حوزه های آبخیز است . در حوزه های آبخیز منطقه فقط 23 رشته قنات وجود دارد  که آبدهی آنها بین 1/0 تا 4  لیتر در ثانیه  می باشد . در منطقه پایین دست حوزه چاه های عمیق حفر گردیده  که عملاً شرایط متفاوتی از مناطق بالا دست خود دارد .

قنوات موجود در منطقه  هردنگ در سالهای اخیر بر اثر خشکسالیها خشکیده و وضعیت قنواتی که آبدهی نسبتاً کمی داشته اند ، تقریباً همان شرایط  را داشته است (به خصوص در سالهای گذشته). از طرفی زندگی جمعیت ساکن در این مناطق  کاملاً بستگی به  حیات قنوات دارد . هر چند که بخش اعظمی از جمعیت داخل حوزه ها به دلیل توسعه حفر چاه های عمیق  در سالهای گذشته به مناطق پایین دست  حوزه مهاجرت نموده و در همان محل ساکن شده اند لیکن هنوز اراضی زراعی و باغی در حوزه های وابسته به آبدهی قنوات موجود می باشد .

همچنین قنوات حوزه ها با  Ec حدود 750  تا کمتر از 2000 بوده که از نظر کیفیت با آب چاه ها قابل مقایسه  نبوده  و به مراتب  مطلوب تر  برای شرب و کشاورزی است.  بنابراین اولین مشکل مردم ساکن در حوزه ها کمبود آبدهی قنوات برای شرب و کشاورزی است . از طرفی  سازماندهی زمین شناسی موجود در حوزه ها تأثیر کیفی برآبهای سطحی و تحت الارض منطقه دارد . هرچقدر از کوه ها به سمت دشت دور شویم از کیفیت آب کاسته شده و آب چاه ها به مراتب کیفیت ضعیف تری دارند . همچنین روان آبهای جاری شده نیز قابلیت استفاده در پایین دست  را  نداشته و در دق  اکبرآباد جمع شده که در نهایت تبخیر می شوند . در نهایت برای مشکل کم آبی که عمده  معضل مردم  این مناطق است می توان به گزینه تغذیه و بهره وری از سیلابها متکی شد . بحث تغذیه مصنوعی در دو منطقه مطرح بوده که یکی درداخل حوزه آبخیز و دیگری  در محدودۀ  مخروطه افکنه های پایین دست  حوزه ها و بالا دست چاه های عمیق می باشد  .

  11-2. تغذیه مصنوعی در حوزه آبخیز :

به منظور افزایش آبدهی قنوات و رفع مشکل محسوس و عمده مردم ساکن در حوزه ایجاد بندهای خاکی که بتواند روان آب ناشی از نزولات را جمع آوری نموده و به تدریج نفوذ دهد، مطرح می باشد .

در بررسیهای اجتماعی نیز  این روش از طرف بخشی از اهالی مورد استقبال قرار گرفته است . بنابراین در ضرورت تغذیه  قنوات  شبهه ای وجود نداشته و به منظور استفاده بهینه از آبها نیز بایستی به روشهای جلوگیری از هدر رفت آب  و افزایش راندمان آبیاری نیز نظر داشت .

11-3. تغذیه مصنوعی عرصه پایین دست حوزه و در بالا دست چاه های عمیق :

نظر به اینکه سطح آبهای زیر زمینی  منطقه در اثر بهره برداری سالانه بین 30 تا500   میلی متر افت دارد  و درکل دشت 126 حلقه چاه با 48 میلیون متر مکعب تخلیه آب در حال فعالیت می باشد که 21 حلقه آن در پایین دست این حوزه قرار دارند، بنابراین ضرورت جلوگیری از روند افت آبهای زیرزمینی اهمیت دارد . همچنین پیشروی دق  اکبرآباد و پدیده بیابان زایی و وجود رسوبات بادی در منطقه  نشان از یک معضل بزرگ تر در آینده دارد. از طرفی با توجه به حجم رواناب زیر حوزه ها  که بخشی از آن در ارتباط  با احداث بندهای خاکی در بالا دست قنوات  ذخیره خواهد شد ، عملاً حجم نسبتاً کمی به پایین دست خواهد رسید . همچنین  پوشش گیاهی این عرصه نسبت به بقیه نقاط ضعیف نبوده ، لیکن ترکیب گونه های گیاهی باید اصلاح شود .

در بررسیهای اجتماعی به عمل آمده  چون اغلب دام موجود  در محل چاه ها در این عرصه چرا می نمایند ، غالباً مردم با انجام عملیات پخش سیلاب در این ناحیه مخالفت می نمایند .ضمن آنکه برای این مردم  تهدید اراضی زراعی توسط شنهای روان مشکل بزرگ تری می باشد . لذا با در نظرگرفتن مشکلات اجتماعی در مناطق و همچنین هزینه نسبتاً زیاد عملیات تغذیه ای و پخش سیلاب می توان از روش تلفیقی که همان بازدهی را داشته باشد بهره جست و دراین راستا  برقی نمودن چاه ها و کنترل بهره برداری مجاز از آبهای زیرزمینی  و پوشش  کانالهای آبرسانی تا حدودی ضمن  افزایش راندمان ، مصرف را نیز کاهش خواهد بخشید . بنابراین بحث انحراف آب و پخش نمودن آب در داخل یک کانال کم عمق و عریض که  بتواند کمکی در جهت تأمین آب  پروژه های بیولوژیک باشد، به عنوان یک گزینه  نسبتاً قابل قبول مطرح است .

رعایت موارد زیر می تواند در رفع این تنگنا کمک نماید :

الف . بستن سدهای خاکی  یا بتونی و بسیار متعدد  مخزنی و انحرافی در هر جا که امکان داشته باشد .

ب. اجرای  عملیات  آبخوانداری به منظور پخش و کنترل  سیلابها .

پ. پوشش بتونی  انهار همراه با کف سازی  و یا استفاده از  لوله برای انتقال آب.

ت . استفاده از آبیاری تحت فشار .

ث . کنترل فرسایش با افزایش پوشش نباتی  و جلوگیری از چرای بی رویۀ دام .

ج . معرفی گونه های گیاهی  مقاوم به کم آبی .

تنگناهای عمده حوزه را می توان  در سه قالب مشکلات ناشی از کم آبی ، سیل و فرسایش بررسی نمود و اولویتهای مطرح را معین کرد .

11-4. کمبود کادر فنی متنوع : در سطح ایران و به ویژه جنوب خراسان، بیشتر فارغ التحصیلان کشاورزی ، مربوط به رشته زراعت و اصلاح نباتات  دانشگاه  ها      می باشند، در حالی که مملکت به متخصصین تمام رشته های کشاورزی شامل : ماشین آلات کشاورزی ، آبیاری ، گیاه پزشکی ، دامپزشکی ، ترویج کشاورزی ، باغبانی ،صنایع غذایی ، اقتصاد کشاورزی ، خاک شناسی وگیاهان دارویی و... نیاز دارد.

  11-5. عدم تناسب قیمت فرآورده ها با قیمتهای تمام شده : سرمایه گذاری در  امر کشاورزی بر خلاف صنعت ،  با احتمال ضرر و زیان توأم  است . گاهی قیمت سیب زمینی  و پیاز به حداقل تنزل پیدا می کند  و گاهی به حداکثر قیمت می رسد . ( که در این مورد دلالها و کسبه سود می برند  و نه تولید کننده )، به علاوه  سرمایه گذاری در کشاورزی  نتیجه اش مدتها بعد ظاهر می شود .

در سالهای اخیر مردم به مرغداری روی آورده اند  ، زیرا این موضوع  به صورت یک صنعت در آمده است  و دخل و  خرجش تا حدودی مشخص است ، در حالی که در امور کشاورزی ، اطمینانی به سود بخشی سرمایه گذاریها نیست . باید در نظر داشت ، تا سرمایۀ افراد و سود نسبی  آنها تضمین نباشد ، رشد کشاورزی  محال است .

11-6. میزان مالکیت : اکثر افراد ، خرده مالک می باشند  و زمین آنها  در یک نقطه  و به صورت یکپارچه  قرار ندارد ، بنابراین امکان مکانیزاسیون و تولید جهت فروش در بازار ، برای آنها میسر نیست ، لذا کشاورزی آنها  به منظور تأمین نیاز خانواده است و از طرفی عدم تخصص درکشتهای خاص ، مزید برعلت شده است .

نظام موجود ارث نیز روز به روز موضوع را پیچیده تر می سازد به طوری که قطعات تقسیم شدۀ موجود ، کفاف زندگی یک خانواده را نمی دهد و افراد  به ناچار به شهر ها برای کارهای خدماتی (مصرفی)و غیر مولد و در برخی از موارد مخرّب روی می آورند . همچنین انواع بهره برداریهای دیگر هم ،  غیر اقتصادی به نظر می رسند . توسعه شرکتهای  سهامی زراعی و  تعاونیهای تولید در چنین شرایطی به منظور  تسطیح و یکپارچه سازی اراضی  کارساز است .

11-7. تخریب محیط زیست : سالهاست که سوخت نانواییهای شهری و خانگی از هیزم و چوب تأمین می شود در نتیجه روز به روز بر مساحت بیابانها  و کویرها در منطقه افزوده می شود . در حالی که بهره مندی از مواد نفتی می تواند از بروز این مسائل  جلوگیری کند . کمترین توجه به این مناطق محروم می تواند ضمن بهبود منطقه ، از تخریب مناطق طبیعی و انقراض گونه های گیاهی و به دنبال آن گونه های جانوری جلوگیری کند .

11-8 . عدم دسترسی مردم  به بذر و نهال اصلاح شده : بسیار اتفاق می افتد که مردم درختی را برای برداشت محصول مورد نظر خود خریداری  می کنند ، اما در عمل ، درخت خریداری شده نظر آنها را تأمین نمی کند ، با لحاظ کردن این مطلب به جاست ، وزارت کشاورزی  در هر شهرستان دارای یک ایستگاه تولید بذر و نهال باشد تا اول: نسبت به اصلاح و معرفی گیاهان بومی اقدام کنند و دوم :  بذر و نهالی را با مشخصات تضمین شده عرضه نمایند و سوم : ایستگاه تحقیقات در ایجاد تکمیل بانک ژن منطقه  همت نماید .  در این راه می توان سازمانهای خصوصی را تشویق به سرمایه گذاری کرد و عاملان وزرات کشاورزی بذر و نهال آنها را از نظر مرغوبیت و عاری بودن از امراض وآفات ، گواهی و تأیید کنند .

 11-9. عدم دسترسی به سایر  نهاده های کشاورزی : نهاده های کشاورزی از قبیل ماشین آلات کشاورزی و وسایل یدکی ، کود ، سم ، بذر ،ازتوباکترها ، وسایل آبیاری  تحت فشار ، تعمیر گاه های ثابت  و سیار و...  غالباً در دسترس کشاورزان  قرار ندارند . از این رو  ایجاد  فروشگاه های تعاونی نهاده های کشاورزی  لااقل در بخش  خوسف ضرورت دارد  .

11-10. تضمین خرید عادلانه و بیمه محصولات کشاورزی : باید قطبهای کشاورزی مشخص گردد و بر اساس آن حمایت دولت از تولید کنندگان  انجام شود . به عنوان مثال به فرآورده های خاص  ناحیه هردنگ از جمله زعفران ، زرشک ،  آلو بُخارا ،  عُناب و سنجد باید توجه کافی معطوف  و خرید عادلانۀ آنها  تضمین شود . ضمناً کشاورزان از تسهیلات بیمۀ محصولات کشاورزی در مقابل خشکی ، سیل و آفات و امراض برخوردار شوند .

11-11. نداشتن سیلو و سردخانه کافی : هیچ کشور ثروتمندی نباید راضی گردد که چند بار محصولات آنها جابجا و در برخی از موارد به جای اول باز گردانده شود . این امر صرف نظر از تحمّل هزینه های سنگین  ، مخاطراتی از قبیل تصادف ، استهلاک وسایل حمل و نقل ، تخریب جاده ها ، ضایع شدن محصول  و آلودگی را به همراه دارد . عامل دیگر که در حفظ و نگهداری محصولات مؤثر است ، ایجاد سیلو و سرد خانه است  و در ضمن تبدیل فرآورده های کشاورزی نیز از  دیگر مسائل مورد توجه  می باشد .

11-12. سیلهای خانمان برانداز :

سیل در این مناطق همچون دیگر نقاط کشور در طول سال  جاری می شود . لیکن در چند سال گذشته به دلیل خشکسالی ، سیلابهای مهمی حادث نشده است .شاید برای برخی تعجب آور باشد  که در منطقه خشک و کم باران  ناحیه  هردنگ  ، سیل هر ساله و گاهی چند نوبت در سال موجب ویرانی مزارع ، باغها ، جاده ها و انهدام تأسیسات عمومی ، واحد های مسکونی و حتی منجر به  تلفات  جانی برای  انسان و دام می گردد . بر اساس اظهارات محلی در طی سالهای گذشته  منطقه شاهد وقوع سیلابهایی بوده که غالباً  با خساراتی نیز همرا بوده است . بیشترین خسارات  بر اساس گزارش بخش سیل خیزی در حوزه کشوک رخ داده ولی متأسفانه میزان خسارت و آمار آن دقیقاً مشخص  نیست . آنچه که مسلم است  سیل در زیر حوزه ها غالباً به اراضی حاشیه رودخانه  خسارت وارد می آورد . در بررسیهای به عمل آمده بخش هیدرولوژی و سیل خیز ،عوامل مختلفی در شکل گیری سیلاب در زیر حوزه ها مؤثر می باشد که مهمترین آنها عبارتند از : شیب ، نفوذ پذیری و پوشش گیاهی . بر همین اساس اولویت بندی از نظر  پتانسیل  هرز آب  در زیر حوزه های مختلف انجام شده که زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها اولویت بالاتری خواهد داشت .حوزه کشوک در کل داراي  بالاترین مقدار در بین حوزه های دیگر است . همچنین درصد محدوده های گروه های هیدرولوژیکی  خاک در زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها بالاتر می باشد.

در مجموع آنچه که از بررسیها نتیجه می شود آنست که مشکل سیل نسبت به مشکل کم آبی اولویت کمتری داشته و می توان با عملیات کنترلی و ذخیره ای در داخل زیر حوزه ها میزان رواناب و تخریب را در پایین دست  کاهش داد.

مهار آبهای سطحی از طریق بستن سدهای مخزنی و انحرافی و آبخوانداری  و  جلوگیر ی از چرای  بی رویه و  بوته کنی بیابانها  امکان پذیر  است .

11-13. کمبود مروج کشاورزی  و دامداری در محل  :  کشاورزی در بسیاری از روستاهای منطقه  هردنگ   به سبک سنتی انجام می شود و به عنوان مثال اگر  کشاورزان از سموم  ضد عفونی کنندۀ گندم علیه سیاهک پنهان  بی اطلاع هستند و هر ساله سیاهک پنهان خسارات زیادی به مزارع گندم آنها وارد می سازد این موضوع دلالت برآن دارد که یا مأمورین ترویج  به روستاها قدم نگذاشته اند و یا تعلیمات آنها وافی و کافی نبوده است(محمدی، 1382) .

11-14. ایجاد تسهیلات لازم برای صدور محصولات کشاورزی : باید تمام تلاش دولت در جهت رفع موانع  و اتخاذ سیاستهای حمایتی  از صدور محصولات کشاورزی معطوف گردد . در این باره  باید به حذف  مقررات دست و پا پیچ  و تعدیل تعرفه های گمرکی  و ایجاد تسهیلات باربری  و مسائلی از این قبیل توجه نمود . متقابلاً کالاهای صادراتی باید بر اساس موازین  استانداردهای بین المللی  و با توجه به علاقه خریداران  تهیه ، بسته بندی  و صادر گردند تا با ارسال کالاهای مخدوش  وجهه صادراتی  کشور آسیب نبیند .

11-15. ایجاد امنیت در زمینۀ مالکیت اراضی : مسائلی از قبیل اصلاحات اراضی ، مصادرۀ اموال و وضع قوانینی که مالکیت اراضی را متزلزل سازد با مسئله تولید و رسیدن  به خود کفایی  در زمینه فرآورده های استراتژیک  منافات و مغایرت کلی دارد .

11-16. فرسایش : چرای بی رویۀ دامها در مراتع کم علف و به ویژه سطوح شیب دار ، زمین را برای فرسایشهای آبی و بادی آماده می سازد .در نتیجه یک اینچ خاک (5/2 سانتی متر)که در طی 700 سال در اثر عوامل مختلف  تشکیل می شود ، در ظرف مدت کوتاهی شسته و به نقاط دیگر منتقل  می گردد. بوته کنی خاصّه در سطوح شیب دار نیز امر فرسایش را تشدید می سازد . در امر چرای مراتع باید مقرراتی اجرا شود که از چرای مداوم مراتع و یا در واقع  انهدام آنها جلوگیری  گردد . ضمناً شخم در جهت شیب زمین  و تبدیل مراتع  با شیب زیاد  به زمین زراعتی  عمل فرسایش را تشدید  می سازد .

با توجه به میزان برآورد کمیت فرسایش که حدود5 تن در هکتار می باشد و همچنین رسوب دهی حوزه که حدود 7/2 تن در هکتار است مشکل رسوب دهی و فرسایش نسبت به نقاط دیگر بحرانی محسوب نمی شود.هر چند که در چشم انداز آینده بایستی این رقم را کاهش و از گسترش آن جلوگیری نمود. اطلاعات  نشان می دهد که در بخشهایی فرسایش خندقی و شیاری توسعه یافته که لزوم کنترل آن حتمی است از طرفی به دلیل سطح محدود دیمه زارها آنچه که مشکل ساز می باشد وجود تعداد دام داخل حوزه است. در این راستا افزایش پوشش گیاهی و کنترل چرای دام تا حدود زیادی از معضل فرسایش و هدر رفت خاک خواهد کاست. لذا برای رسیدن به هدف فوق الذکر با اصلاح و احیاء مراتع حوزه و ذخیره سازی و نفوذ روان آبها به طور طبیعی مشکل سیل و فرسایش تا حدودی مرتفع خواهد شد .

در بخش شمال غربی محدوده مطالعاتی رسوبگذاری رسوبات بادی به صورت تپه های شنی و بارخانها مشاهده می شود .در آینده به خصوص در سالهای خشکسال و فصل تابستان امکان توسعه این محدوده بسیار زیاد خواهد بود و به تدریج اراضی زراعی منطقه را ازکشت خارج خواهد ساخت. بنابراین ضرورت مطالعه  و کنترل این رسوبات حتمی است و بایستی در آینده به ویژه از طرف اداره منابع طبیعی در دستور کار قرار گیرد. (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)


[1] عضو عالی گروه تعیین سن درختان ایران و کارشناس مطالعات عمر درختان در موسسه جنگلها،آبخیزداری و منابع طبیعی کشور

[2] منطقه ای است جوی مانند که آب را از دو دامنه  یک کوه یا چند ارتفاع کوچک جمع آوری  و در پایین دست خاک حمل شده را به صورت یک  کُپّه  باقی می گذارد و مجموعه چند شیله تولید یک رودخانه را می کنند. 

[3] هر من تخم کار 100 متر مربع می باشد.

سیمای کشاورزی ناحیه هردنگ

۲. هواشناسی  :

برای بررسی وضعیت هواشناسی از پارامترهای مختلف هواشناسی از ایستگاه های  مختلف استفاده شده است .همچنین برای رسیدن به نتایج دقیق تر و مطلوب تر  دوره پایه 25 ساله  1353 تا 1354  لغایت 1377 تا 1378 به عنوان دوره شاخص انتخاب گردیده است .

2-1. برآورد بارندگی :

برای برآورد بارندگی متوسط سالانه نسبت به ارتفاع در منطقه،مقادیر متوسط بارندگی  و ارتفاع ایستگاه های  شرکت کننده در گرادیان بارندگی مورد استفاده قرار گرفته و رابطه زیر به دست آمده است .

بر این اساس متوسط بارندگی منطقه 5/211 میلیمتر بوده که در زیر حوزه های مختلف نیز دارای مقادیر بالاتر و پایین تر نیز می باشند .

2-2. درجه حرارت :

برای بررسی رژیم حرارتی منطقه مورد مطالعه  آمار موجود درجه حرارت ایستگاه های منطقه جمع آوری گردیده و پس از بررسی اقدام به تصحیح  نواقص و تطویل آمار شده که در دوره شاخص آماری 25 ساله  54-1353 تا 78-1377 نتایج مورد تجزیه و تحلیل  قرار گرفته است  و بیشترین دما در ماه های تیر و مرداد با 38 درجه سانتیگراد و کمترین دما در دیماه با  15- درجه سانتیگراد می باشد.

2-3. تبخیر و تعرق :

به منظور برآورد تبخیر و تعرق از آمار تشتک تبخیر ایستگاه های تبخیرسنجی واقع در اطراف منطقهِ مطالعاتی استفاده گردیده است .

برای محاسبه میزان  تبخیر  زیر حوزه ها  از معادله همبستگی بین دما و تبخیر ایستگاه تبخیرسنجی سربیشه  که نزدیک ترین  ایستگاه تبخیر سنجی  به منطقه مورد استفاده    می باشد، استفاده شده و رابطه همبستگی زیر به دست آمده است :

  همچنین میزان تبخیر از سطح آب آزاد در حوزه که با اعمال ضریب اصلاحی 7%  در میزان تبخیر از تشتک  به دست آمده به طور متوسط  2300 میلی متر  می باشد .

کمترین تبخیر از سطح آزاد آب در دی ماه با 7/49  میلی متر و بیشترین تعداد در  تیر ماه با 5/333 میلی متر  می باشد .

2-4. اقلیم حوزه :

برای تعیین اقلیم  منطقه و موقعیت آن در تقسیم بندیهای اقلیمی از روشهای  استاندارد اقلیم شناسی استفاده شده است  .

بر اساس روش آمبرژه  این محدوده دارای اقلیمی خشک و سرد و بر اساس روش دومارتن نیمه خشک می باشد .

3. خشکسالی :

بر اساس اسناد و شواهد تاریخی این منطقه تاکنون 3 خشکسالی مرگبار را به خود دیده است :

1-درسال 1287 شمسی كه خشكسالي و قحطي سراسر كشور را به طور اعم وکل منطقه بيرجند و قاينات را به طور اخص فرا گرفته بود .

2-خشکسالی سالهای 1322 تا 1327 شمسی که تعداد زیادی از مردمان منطقه مجبور به مهاجرت و ترک روستاهای خود شدند.

3- خشکسالی سالهای 1377 شمسی تاکنون که این نیز به نوبه خود باعث تخلیه شدید روستاها شده است و اگر چاه های کشاورزی در دق اکبر آباد و دشت سرچاه  راه اندازی  نمی شد ، قطعا این منطقه خالی از سکنه می گشت .

همچنین بر اساس بررسی دوایر تنه درخت عنابی در روستای برزادران با همکاری مهندس خوشنویس [1]، این ناحیه از سال 1020 شمسی تاکنون 8  مورد شرایط نامساعد محیطی از جمله خشکسالی را به خود دیده است.

4. بند سارها :

مهارکردن آبهای سطحی از قدیم الایام در شرق ایران و به ویژه خراسان جنوبی و به تبع در منطقه ناحیه هردنگ متداول بوده است . این بندها در کنار مسیر رودخانه و سیلابها احداث می شده اند و در صورت پر شدن از آب 3  امتیاز حاصل می گشت :

1-ورود خاک مناسب و حاصلخیز به داخل بند.

2-ورود رطوبت به داخل بند و ذخیره شدن آن در خاکهای عمقی بند.

3-جلوگیری از فرسایش خاک و هدر رفت آب سیل.

در اواخر زمستان مردم نسبت به کاشت گندم و جو (به مقدار کمتر) اقدام  می کنند.بارندگیهای هر 6 روز منطقه که به شیشه ها شهرت دارد باعث سیراب شدن بند و محصول کاشته شده می گردد و در صورتی که سال از نظر بارندگی خوب باشد، محصول خوبی نیز به دست می آید .بعد از کشت گندم و برداشت آن مردم نسبت به کشت محصولات جالیزی اقدام می کنند که محصولات آن در قالب تابستانه و زمستانه مورد مصرف قرار می گیرد .

4-1. برای احداث بندسار به شرح ذیل اقدام می شود :

1-زمینی مناسب در بین یک شیله[2] و یا در حاشیه یک رودخانه با وسعتی مناسب  (حداقل 5/0 من تخم کار[3] ) انتخاب می شود .

2- خاکبرداری از محل، انجام شده تا سنگ بستر مشخص شود و حوضی کوچک ظاهر گردد تا آب به راحتی در آن جمع گردد .

3- مقداری خاک بندی یا خاک رس به محل انتقال و سپس پهن می گردد .

4-به موازات اجرای این امور ، سنگاچی یا دیواره بند با سنگهای تخت ، جاگیر ، بزرگ ، گِرد و مستحکم به صورت نر و مادگی در درون هم قرار گرفته و دیواره بند ساخته می شود.

5- گاهی اوقات در مسیرهای بالادست مقداری بوته کاری می شود تا در سالهای اولیه که هنوز بند خالی است ،مقداری از سرعت و قدرت سیلاب گرفته شده و بند تخریب نگردد.

6- هر سال بند مورد بررسی قرار گرفته تا آسیبهای احتمالی آن ترمیم گردد.

4-2. اجزای تشکیل دهنده یک بندسار:

1-   خشکه رود یا رودخانه کم عمق با جریان موقتی

2-   برکه بند یا بند انحرافی ساخته شده از مصالح رودخانه ای

3-   بدنه بند یا دیواره اصلی خاکریز

4-   دیواره های فرعی موازی و عمودی جهت پخش یکنواخت سیلاب

5-   گوش بند یا گوشگرد  که محل سرریز آب مازاد است.

5. کشاورزی :

زیر حوزه های منطقه  ناحیه کوهستانی بوده و سطح اراضی زراعی در آنها  وابسته  به  میزان آبدهی قناتها و میزان ریزشهای جوی می باشد . کل اراضی زراعی  و باغی زیر حوزه ها 1/84 هکتار بوده که 8/79 درصد آن  آبی و مابقی دیم می باشد .  در منطقه دشت سر کشاورزی بر پایه حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق و با اخذ پروانه  از سازمان آب با میزان آبدهی پایه گذاری شده است . در این منطقه حدود 35 درصد اراضی به صورت آیش می باشد .

با وجود محدود بودن منابع در حوزه به دلیل استفاده نادرست از آن ، بخش قابل توجهی  از آب استحصالی  که می تواند در فعالیتهای  زراعی مصرف گردد از  استفاده  خارج می شود . عدم وجود استخرهای  مناسب ذخیره آب ، طول کانالهای سنتی ، تقسیم آب در جویهای متعدد و ... از جمله عواملی هستند که باعث هدر رفتن آب می شود .

6. دامداری :

از تعداد 7886  واحد دامی موجود  در حوزه  ، نزدیک  به 70 درصد آن در منطقه دشت سر و اندکی بیش از 30 درصد آن در زیر حوزه های دیگر وجود دارند . شایان ذکر است هیچگونه  دامداری صنعتی و مرغداری در منطقه وجود ندارد .

تراکم دام در زیر حوزه ها 28/0 واحد دامی در هر هکتار و در منطقه دشت سر 81  واحد دامی در هر هکتار می باشد . ضمن آنکه  تراکم واحد دامی در کل منطقه مطالعاتی 5/0 واحد دامی در هر هکتار است .  همچنین توزیع واحدهای دامی در بین خانوارهای  ساکن حوزه ها نسبت به منطقه دشت سر ناهمگون تر می باشد . نظام دامداری نیز در حوزه ها و منطقه دشت سر یکسان نمی باشد . نظام دامداری  حوزه متکی بر نوعی شیوه رَمِه گردانی است  که دامها  در محدودۀ معینی در اطراف روستاها تعلیف می نمایند و در فصل شیردوشی هر روز  صبح جهت انجام عمل شیردوشی به روستاها آورده می شوند . دامهای مورد استفاده در این منطقه را می توان به دو دسته سبک (گوسفند و بز) و سنگین (شتر و گاو) تقسیم بندی نمود.

تعداد واحدهای دامی موجود متغیر و اکثر دامها در چاه های کشاورزی مستقر می باشند. بر خلاف گذشته که دامها در روستاها تعداد بیشتری را به خود اختصاص داده بودند خشکسالیها باعث کاهش تعداد دامها به دلیل مشکلات مربوط به تامین علوفه مورد نیاز دام،شده است.البته در چاه های کشاورزی تعداد دام روند رو به افزایش را به دلیل اطمینان از وضعیت آبی و به تبع آن تامین علوفه پیش رو دارد.درخصوص دام سنگین ،شتر به صورت نگهداری در اصطبل و چرا در مراتع پرورش می یابد،در حالی که گاو در اصطبل و در محدوده روستا در فضای محصور در اصطبل یا در اصطبل فضای باز نگهداری و پرورش  می یابد.پرورش دام را به منظور تامین گوشت قرمز،شیر و سایر فرآورده های مورد نیاز انجام می دهند.

 یکی از مهم ترین عواملی که در مجتمع نمودن انسانها در یکجا ( روستا ) تاثیر گذار بوده است دسترسی به منابع طبیعی در یک منطقه است.به منظور استفاده بهینه از منابع تولید در این مناطق که در وضعیت بحرانی قرار دارند می بایست راهکارهایی ارائه گردیده و مورد حمایت سازمانها و ادارات و موافقت مالکین قرار بگیرد تا در شرایط کنونی بهترین بازدهی را از منابع موجود داشته باشیم .

البته در سالهای خشکسالی اخیر از تعداد دام زیر حوزه  ها  کاسته شده ولی در منطقه دشت سر تغییری مشاهده نمی شود . زیرا بخشی از علوفه دام  از طریق فعالیتهای زراعی تأمین می شود  که آن هم وابسته به آبدهی چاه ها می باشد .

تراکم واحد دامی در کلیه سازمانهای عرفی زیر حوزه ها 3/0 واحد در هکتار  و در منطقه دشت سر  به جز چاه های روشنی و باقرزاده که حدود 5/0  واحد در هکتار     می باشد ، بالاتر از 2 واحد در هکتار است . شایان ذکر است که در منطقه دشت سر از سمت شمال تپه های شنی مانع از چرای دام بوده و از سمت شرق و غرب هم اراضی زراعی سایر آبادیها  امکان چرا را محدود  ساخته است . میزان علوفه تولیدی موجود در منطقه مطالعاتی حدود 50 درصد دام موجود را جوابگو خواهد بود و لذا حدود 50 درصد دام مازاد بر تولید علوفه منطقه در حال چرا می باشند .در آمد سرانه خانوار  در زیر حوزه ها از بخش دامداری 1/4 میلیون ريال و در منطقه دشت سر 7/5 میلیون ريال برآورد شده است . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

 7. زراعت :

در این ناحیه گیاهانی نظیرگندم،جو،نخود ،یونجه،چغندرقند،زردک،شلغم،صیفی جات،انواع سبزیها(سیر ،پیاز،سیب زمینی،گوجه فرنگی و ...)کاشت می شده و می گردد.به منظورآغاز فعالیت زراعی پس از انتخاب زمین نسبت به انجام اقدامات ذیل جهت آماده سازی زمین برای کاشت عمل می کنند:

1-شخم:

در گذشته و حال از نیروی حیوان(الاغ و گاو)و با ابزار سنتی استفاده می شده است به این دلیل که اول: تکنولوژی جدید همه گیر نشده بود و دوم :قدرت مانور و حرکت و کنترل حیوان در اراضی خرد و دارای شیب زیاد از ماشین آلات جدید بیشتراست، سوم: حیوان علاوه بر مصرف تولید خود کشاورز، برای کشاورز کود دامی تولید می کند که در بهبود ساختار خاک بسیار مفید و سازنده می باشد و هزینه هایی نظیر تعمیرو سرویس را نداشت چهارم: باعث فشردگی بیش از حد خاک در هنگام شخم نمی شود ،پنجم: باعث از بین رفتن مرز بین اراضی نمی شود و در زمان خود و با توجه به شرایط بهترین روش شخم بوده است و هم اکنون نیز در روستاها و در اراضی دیم در سطوح شیبدار بیشترین کارایی و کاربرد را دارد.

درمناطقی که دارای اراضی بزرگتر و علی الخصوص چاه هایی که روستاییان این منطقه از آن شریک هستند از تراکتور و ابزارآلات ومتعلقات آن استفاده می شود.

2-تسطیح زمین:

در گذشته برای تسطیح از ماله استفاده می شده است.به نحوی که کشاورزآن را به حیوان بسته وخود بر روی ماله که ازجنس چوب بوده سوار می شده است و با به حرکت در آوردن حیوان ماله را بر روی مناطقی از زمین که مورد نظروی بوده جابجا می کرده است و به این طریق نسبت به نرم کردن کلوخه ها در زمین و تسطیح آن اقدام می نموده است.البته امروزه این کار به وسیله تراکتور و از طریق بیل عقب و لِولِر انجام می گیرد.

 3-مرز بندی زمین:

در این حالت کشاورز با تراکتور،بیل و نیروی کارگری اقدام به اصلاح و ایجاد مرز بین اراضی می کند.

4-کود دادن به زمین :

در زمان شخم ابتدا کود بر روی زمین پاشیده و بعد اقدام به عملیات شخم می گردد.البته لازم به ذکراست که کود را بعد از کاشت نیز بر روی زمین می پاشند تا بعد از آبیاری وارد زمین گردد.در اراضی وسیع این کار به وسیله کودپاش و از طریق تراکتور صورت می گیرد.

5-پاشیدن بذر:

در گذشته به صورت دستی و سنتی انجام می گرفته است و این کار بعد از تسطیح اولیه و با ماله صورت می گرفته است.لازم به ذکر است در کاشت انواع بذور نوع و روش کاشت فرق می کرده است و در اراضی وسیع تر علی الخصوص چاه ها برای بذر پاشی از ردیف کارهای بذرکار استفاده می شود.

6-آبیاری:

به صورت کرتی انجام می گرفته و می گیرد و از طریق جویهایی که  دارای انشعابات خاکی برای انتقال آب به اراضی می باشد برای انتقال آب استفاده می گردد. سیستم آبیاری به شکل ساده یعنی منحرف کردن آب یا زهکشی آن بوده است و آب را از مسیر اصلی به جویهای کناری باریک تر هدایت می کردند و آبیاری را با باز کردن و یا بستن جریان آب به کمک بیل و با کپه خاک دارای ریشه گیاه انجام می دهند.

آبیاری سطحی یا غرقابی قدیمی ترین روش آبیاری در  منطقه می باشد.در این سیستم آب از طریق کانالها یا نهرها وارد مزرعه می شود . در این روش ممکن است مزرعه کاملا غرقاب شود و یا آب به ردیفهایی که در داخل مزرعه قرار دارند هدایت شود .امتیازات این سیستم راحتی استفاده آن می باشد.اما از مشکلات این سیستم  می توان به هزینه های سیستم از قبیل آماده سازی و هم سطح کردن زمین برای آبگیرکردن کلیه نقاط آن،میزان تبخیر بالا ،مشکل بودن کنترل آب در زمان آبیاری و نیاز به نیروی کارگری را نام برد (پاورز،ال.ای و آر.مک شورلی،1380).

7-برداشت :

هر گیاه زراعی که به منظور تامین بخشی از نیاز های کشاورز کاشت می گردد بعد از طی یک دوره رشد به مرحله برداشت می رسد.در این مرحله در اراضی با سطح کم برداشت از مزرعه به صورت دستی(سنتی) و با نیروی کارگری و فردکشاورز انجام    می گیرد،چون امکان استفاده از ماشین آلات سنگین مقدور و به صرفه نمی باشد. لذا در  اراضی واقع در چاه های کشاورزی برداشت هم به صورت سنتی ومکانیزه با توجه به نوع محصول صورت می پذیرد. در رابطه با برداشت غلات خرمن کوبی به روشهای مختلف از قبیل : با راندن حیوان بارکش برای لَگَد کردن محصول ،خرمن کوب تراکتوری و کمباین انجام می شود.

از ابزار و لوازم مورداستفاده در زراعت و باغداری در این منطقه می توان به موارد ذیل اشاره نمود :

حیوان،تراکتور،آساک،گاو آهن فلزی جدید،یوغ و تسمه چرمی آن برای دام سنگین و سبک ، شِنکش،بیل،کلنگِ دو دَم و یک دَم، داس برای برداشت گندم،داسیله ،دستگاه رنده کردن علف، دول ، سطل کوچک ، ماله ، خرمن کوبی به سبک قدیم و جدید، تیشه کار ،تبر برای بریدن درخت ،داخل کیسه کردن میوه ها ،قیچی باغبانی،داس برای کندن علفهای هرز،اره کوچک و بزرگ،سمپاش قدیمی و جدید .

8. باغداری :احداث باغات به منظور تامین مایحتاج میوه  روستاییان و کشاورزان در این منطقه انجام شده و می شود.باغات در این منطقه به صورت آبی بوده و باغات دیم به دلیل درجه حرارت بالا و میانگین بارندگی پایین به چشم نمی خورد.باغات ایجاد شده در روستاها بر اثر خشکسالیهای پی درپی و عدم نظارت کافی در زمینه های نگهداری آسیب فراوانی دیده و بعضا خشک شده اند.اما در چاه های کشاورزی روند احداث باغات جدید رو به رشدمی باشد.باغات میوه در این منطقه بیشتر شامل درختان سیب،گلابی،انگور،بادام،عناب،توت،شاه توت،سنجد،آلوبخارا،زردآلو،شفتالو،به،گردو،انار،زرشک،بنه،انجیر در دونوع کوهی و باغی،پسته و ... می باشد.باغات قدیمی که در روستاها احداث گردیده است بیشتر به صورت خود مصرفی و تامین نیاز خانواده کشاورز روستایی بوده و کشاورزان عمده مالک که سطح باغی بیشتری را داشته اند اقدام به فروش محصول مازاد خود می نمایند .احداث باغات قدیمی اکثرا توسط مالکین عمده صورت می گرفته است و زارعین اجاره کار چه در گذشته و حال تمایلی به احداث باغات به دلیل سرمایه گذاری برای مالک و نیازخود به داشتن درآمد ثابت سالیانه ندارند.محل احداث باغات به دلایلی نظیر :

1-درختان نیاز آبی بیشتر ی را دارند .

2- حفاظت از باغات نزدیک به آب و نظارت بر آن در محل خروج آب با توجه به رفت و آمد بیشتر روستاییان راحت تر بوده است.

3-طولانی بودن روند رشد و سرمایه گذاری بیشتر در دوره زمانی باعث کاشت نهال در نزدیک مظهرقنات و چشمه بوده است.

4-همچنین در اطراف  و در طول مسیر جویهای آبیاری که در راستای استخر ذخیره آب به سمت اراضی روانه می شود درختان مورد نیاز را به صورت شراکتی بین چند مالک و در زمین شخصی متعلق به کشاورز غرس می نموده اند تا علاوه بر آبیاری مزارع، استفاده بهینه از آبی  که در جویها ی خاکی جریان داشته ،نیز، بشود.دراحداث باغات مواردی نظیر کاشت نهال مورد نیاز از طریق انتخاب نهال و محل کاشت،کندن چاله به عمق مناسب،کود دادن ،آب دادن،مراقبت بعد از کاشت (مبارزه با آفات و بیماریها وآسیبهای مکانیکی،هرس و نحوه تربیت ... )و برداشت میوه مورد نظر قرار   می گیرد.

  9.خاکشناسی :

9-1. طبقه بندی خاکها :

طبقه بندی خاکهای اراضی مورد مطالعه با توجه به مطالعات صحرایی و تشریح پروفیلی ، شرایط اقلیمی ، وضعیت توپوگرافی و نتایج تجزیه های آزمایشگاهی  به روش        طبقه بندی آمریکایی صورت  پذیرفته است .  در حوزه مطالعاتی  دو رده از یازده رده  تشخیص و طبقه بندی گردیده است . این دو رده عبارتند از رده اریدیسول و رده آنتی سول . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

میزان آهک در این اراضی بین 10 تا 17 درصد متغیر است که در حد مناسبی بوده و تا حدی در ساختمان سازی خاک مفید است  . این اراضی مشکل شوری  نداشته و پی اچ خاک نسبتاً بالا می باشد.

میزان ازت در این اراضی از حد مطلوب کمتر و بسیار فقیر می باشد  . همچنین میزان پتاسیم  در این اراضی با عمق کاهش می یابد  و در حد مطلوب بوده  و میزان  فسفر  در این خاکها با  افزايش عمق ،کاهش  یافته و پایین تر از حد مطلوب است . 

9-2. بررسی منابع اراضی :

براساس بررسیهای انجام شده 4 تیپ اصلی کوهها ، تپه ماهور و دشتهای دامنه ای و تیپ آبرفتی بادبزنی شکل سنگریزه دار در حوزه قابل تفکیک می باشد .

تیپ اراضی کوهستانی  به دو واحد و سه اجزاء واحد (1،3،1  و 2،2،1  و 1،1،2 ) و تیپ اراضی  تپه ماهور به دو واحد  و 4 اجزاء اراضی(2،1،2 و2،3،2 و2،1،3 و 2،2،2 ) و تیپ دشتهای دامنه ای به یک واحد و 2 اجزا واحد اراضی (1،4،1 و 4،1،2) و تیپ آبرفتهای  بادبزنی  به یک واحد و یک اجزاء واحد اراضی تفکیک شده اند .

9-3.  طبقه بندی اراضی :

 پروفیلهای  3 و6 و7 و8 در کلاس  2  قابلیت  اراضی قرار گرفته ( اراضی با محدودیت جزئی جهت کشت آبی) و پروفیلهای 1و2 و4 و5 و9 و10 در کلاس 5  قابلیت  و دارای محدودیتهای غیر قابل اصلاح  زیاد می باشند  و فقط در شرایط خاص قابل آبیاری و قابل کشت هستند .

9-4. فرسایش و رسوب  :

در حوزه مطالعاتی نقشه اشکال فرسایش تهیه گردیده و در آن 9 تیپ فرسایش (فرسایش سطحی ، شیاری، خندقی و رودخانه ای) تفکیک گردیده است . در این حوزه هیچگونه ایستگاه هیدرومتری  و رسوب سنجی  وجود نداشته  و برای تعیین  کمیت رسوب از روشهای تجربی استفاده گردیده است  .

9-5. کمیت رسوب و فرسایش :

 روش تجربی E.P.M   جهت برآورد میزان فرسایش  در حوزه به کارگرفته شده و  بر اساس آن میزان متوسط فرسایش  در حوزه 42/5 تن در هکتار  در سال برآورد  شده و زیر حوزه شرق کشوک  با 71/7 و زیر حوزه هردنگ  با 03/4 تن در هکتار در سال بیشترین وکمترین  میزان فرسایش را دارا می باشد .

 همچنین میزان رسوب دهی در زیر حوزه های  ماهکان و شرق کشوک بیشترین بوده و متوسط حوزه  78/2 تن در هکتار در سال  می باشد .

9-6. منابع آب زیر زمینی حوزه :

در حوزه مطالعاتی، چشمه قابل توجهی وجود ندارد و تعداد قنوات مشتمل  بر 23 رشته فعال و دایر می‏باشد. در پایین دست حوزه 21 حلقه چاه بهره‏برداری و 2 حلقه چاه پیزومتریک  وجود دارد. حداکثر عمق چاه ها 110 متر بوده  که در این عمق  به سنگ کف برخورد ننموده اند و ضخامت آبرفت  حدود 150 متر می باشد . حداقل عمق چاه 16 متر و متوسط عمق چاه ها 72 متر است . 

همچنین سطح آبهای زیر زمینی از 9 تا 51 متر تغییر نموده و متوسط سطح آب زیر زمینی 29 متر می باشد. با بررسیهای به عمل آمده از دو چاه پیزومتریک منطقه افت سالانه آبهای زیرزمینی از 15 تا 30 سانتی‏متر می‏باشد. آبدهی قنوات تحت  تأثیر نزولات جوی بوده و در سالهای خشکسالی حدود 70 درصد افت آبدهی دارند. رسوبات دانه درشت شدیداً  نفوذپذیر رودخانه ای در اثر بارش نزولات  قنوات را تغذیه می نمایند . حداکثر طول قنات 1000 متر و حداقل 100 متر بوده و همچنین میزان دبی حداقل و حداکثر قنوات از 1/0 تا 4 لیتر در ثانیه متغیر می باشد .

10. مطالعات اقتصادی اجتماعی :

از مجموع روستاهای واقع در این ناحیه که 82   پارچه آبادی  می باشد، تعداد 42 روستا دارای سکنه و40 روستا دارای سکنه موقت می باشد. طبق آمار سال 1375 تعداد 336 خانوار با دارا بودن جمعیت 1276 نفر در این ناحیه زندگی می کنند .در بررسیهای به عمل آمده  تعداد مالکین منابع آبی در زیر حوزه های منطقه مطالعاتی 185 نفر بوده که 5/46 درصد آنها در منطقه مقیم و 5/35 درصد غیر ساکن  در منطقه می باشند که مالک 1/59 درصد کل منابع آبی حوزه نیز می باشند . در منطقه دشت سر حدود 188 نفر مالک منابع آبی وجود دارد که 83 درصد آن  در منطقه مقیم بوده و 17 درصد غیر ساکن می باشند . درآمد سالانه ساکنین زیر حوزه های بالا دست  از بخش کشاورزی 1968791 ريال و در منطقه دشت سر 9481565 ريال می باشد که تفاوت قابل ملاحظه ای را نشان می دهد(سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380) .

11. تنگناهای بخش کشاورزی  در منطقه ناحیه هردنگ :

نظر به اینکه منطقه  هردنگ  با توجه به شرایط اقلیمی  و خشکسالیهای اخیر وضعیت خاصی پیدا نموده ، لذا هر گونه عملیات  اجرایی بایستی  در راستای رفع  نیازها و مشکلات  عمدۀ آنها  صورت گیرد : 

11-1.کمبود آب :

این کمبود عارضه است ، یعنی ما با وجود 170 میلی متر باران در سال  و تنها اختصاص 5% اراضی به کشت آبی  نباید کمبود آب داشته باشیم . به عبارت دیگر کمبود آب ، عارضه ای است  معلوم  و علت آن عدم استفاده بهینه از آب و نگهداری  آن در حوزه های آبخیز است . در حوزه های آبخیز منطقه فقط 23 رشته قنات وجود دارد  که آبدهی آنها بین 1/0 تا 4  لیتر در ثانیه  می باشد . در منطقه پایین دست حوزه چاه های عمیق حفر گردیده  که عملاً شرایط متفاوتی از مناطق بالا دست خود دارد .

قنوات موجود در منطقه  هردنگ در سالهای اخیر بر اثر خشکسالیها خشکیده و وضعیت قنواتی که آبدهی نسبتاً کمی داشته اند ، تقریباً همان شرایط  را داشته است (به خصوص در سالهای گذشته). از طرفی زندگی جمعیت ساکن در این مناطق  کاملاً بستگی به  حیات قنوات دارد . هر چند که بخش اعظمی از جمعیت داخل حوزه ها به دلیل توسعه حفر چاه های عمیق  در سالهای گذشته به مناطق پایین دست  حوزه مهاجرت نموده و در همان محل ساکن شده اند لیکن هنوز اراضی زراعی و باغی در حوزه های وابسته به آبدهی قنوات موجود می باشد .

همچنین قنوات حوزه ها با  Ec حدود 750  تا کمتر از 2000 بوده که از نظر کیفیت با آب چاه ها قابل مقایسه  نبوده  و به مراتب  مطلوب تر  برای شرب و کشاورزی است.  بنابراین اولین مشکل مردم ساکن در حوزه ها کمبود آبدهی قنوات برای شرب و کشاورزی است . از طرفی  سازماندهی زمین شناسی موجود در حوزه ها تأثیر کیفی برآبهای سطحی و تحت الارض منطقه دارد . هرچقدر از کوه ها به سمت دشت دور شویم از کیفیت آب کاسته شده و آب چاه ها به مراتب کیفیت ضعیف تری دارند . همچنین روان آبهای جاری شده نیز قابلیت استفاده در پایین دست  را  نداشته و در دق  اکبرآباد جمع شده که در نهایت تبخیر می شوند . در نهایت برای مشکل کم آبی که عمده  معضل مردم  این مناطق است می توان به گزینه تغذیه و بهره وری از سیلابها متکی شد . بحث تغذیه مصنوعی در دو منطقه مطرح بوده که یکی درداخل حوزه آبخیز و دیگری  در محدودۀ  مخروطه افکنه های پایین دست  حوزه ها و بالا دست چاه های عمیق می باشد  .

  11-2. تغذیه مصنوعی در حوزه آبخیز :

به منظور افزایش آبدهی قنوات و رفع مشکل محسوس و عمده مردم ساکن در حوزه ایجاد بندهای خاکی که بتواند روان آب ناشی از نزولات را جمع آوری نموده و به تدریج نفوذ دهد، مطرح می باشد .

در بررسیهای اجتماعی نیز  این روش از طرف بخشی از اهالی مورد استقبال قرار گرفته است . بنابراین در ضرورت تغذیه  قنوات  شبهه ای وجود نداشته و به منظور استفاده بهینه از آبها نیز بایستی به روشهای جلوگیری از هدر رفت آب  و افزایش راندمان آبیاری نیز نظر داشت .

11-3. تغذیه مصنوعی عرصه پایین دست حوزه و در بالا دست چاه های عمیق :

نظر به اینکه سطح آبهای زیر زمینی  منطقه در اثر بهره برداری سالانه بین 30 تا500   میلی متر افت دارد  و درکل دشت 126 حلقه چاه با 48 میلیون متر مکعب تخلیه آب در حال فعالیت می باشد که 21 حلقه آن در پایین دست این حوزه قرار دارند، بنابراین ضرورت جلوگیری از روند افت آبهای زیرزمینی اهمیت دارد . همچنین پیشروی دق  اکبرآباد و پدیده بیابان زایی و وجود رسوبات بادی در منطقه  نشان از یک معضل بزرگ تر در آینده دارد. از طرفی با توجه به حجم رواناب زیر حوزه ها  که بخشی از آن در ارتباط  با احداث بندهای خاکی در بالا دست قنوات  ذخیره خواهد شد ، عملاً حجم نسبتاً کمی به پایین دست خواهد رسید . همچنین  پوشش گیاهی این عرصه نسبت به بقیه نقاط ضعیف نبوده ، لیکن ترکیب گونه های گیاهی باید اصلاح شود .

در بررسیهای اجتماعی به عمل آمده  چون اغلب دام موجود  در محل چاه ها در این عرصه چرا می نمایند ، غالباً مردم با انجام عملیات پخش سیلاب در این ناحیه مخالفت می نمایند .ضمن آنکه برای این مردم  تهدید اراضی زراعی توسط شنهای روان مشکل بزرگ تری می باشد . لذا با در نظرگرفتن مشکلات اجتماعی در مناطق و همچنین هزینه نسبتاً زیاد عملیات تغذیه ای و پخش سیلاب می توان از روش تلفیقی که همان بازدهی را داشته باشد بهره جست و دراین راستا  برقی نمودن چاه ها و کنترل بهره برداری مجاز از آبهای زیرزمینی  و پوشش  کانالهای آبرسانی تا حدودی ضمن  افزایش راندمان ، مصرف را نیز کاهش خواهد بخشید . بنابراین بحث انحراف آب و پخش نمودن آب در داخل یک کانال کم عمق و عریض که  بتواند کمکی در جهت تأمین آب  پروژه های بیولوژیک باشد، به عنوان یک گزینه  نسبتاً قابل قبول مطرح است .

رعایت موارد زیر می تواند در رفع این تنگنا کمک نماید :

الف . بستن سدهای خاکی  یا بتونی و بسیار متعدد  مخزنی و انحرافی در هر جا که امکان داشته باشد .

ب. اجرای  عملیات  آبخوانداری به منظور پخش و کنترل  سیلابها .

پ. پوشش بتونی  انهار همراه با کف سازی  و یا استفاده از  لوله برای انتقال آب.

ت . استفاده از آبیاری تحت فشار .

ث . کنترل فرسایش با افزایش پوشش نباتی  و جلوگیری از چرای بی رویۀ دام .

ج . معرفی گونه های گیاهی  مقاوم به کم آبی .

تنگناهای عمده حوزه را می توان  در سه قالب مشکلات ناشی از کم آبی ، سیل و فرسایش بررسی نمود و اولویتهای مطرح را معین کرد .

11-4. کمبود کادر فنی متنوع : در سطح ایران و به ویژه جنوب خراسان، بیشتر فارغ التحصیلان کشاورزی ، مربوط به رشته زراعت و اصلاح نباتات  دانشگاه  ها      می باشند، در حالی که مملکت به متخصصین تمام رشته های کشاورزی شامل : ماشین آلات کشاورزی ، آبیاری ، گیاه پزشکی ، دامپزشکی ، ترویج کشاورزی ، باغبانی ،صنایع غذایی ، اقتصاد کشاورزی ، خاک شناسی وگیاهان دارویی و... نیاز دارد.

  11-5. عدم تناسب قیمت فرآورده ها با قیمتهای تمام شده : سرمایه گذاری در  امر کشاورزی بر خلاف صنعت ،  با احتمال ضرر و زیان توأم  است . گاهی قیمت سیب زمینی  و پیاز به حداقل تنزل پیدا می کند  و گاهی به حداکثر قیمت می رسد . ( که در این مورد دلالها و کسبه سود می برند  و نه تولید کننده )، به علاوه  سرمایه گذاری در کشاورزی  نتیجه اش مدتها بعد ظاهر می شود .

در سالهای اخیر مردم به مرغداری روی آورده اند  ، زیرا این موضوع  به صورت یک صنعت در آمده است  و دخل و  خرجش تا حدودی مشخص است ، در حالی که در امور کشاورزی ، اطمینانی به سود بخشی سرمایه گذاریها نیست . باید در نظر داشت ، تا سرمایۀ افراد و سود نسبی  آنها تضمین نباشد ، رشد کشاورزی  محال است .

11-6. میزان مالکیت : اکثر افراد ، خرده مالک می باشند  و زمین آنها  در یک نقطه  و به صورت یکپارچه  قرار ندارد ، بنابراین امکان مکانیزاسیون و تولید جهت فروش در بازار ، برای آنها میسر نیست ، لذا کشاورزی آنها  به منظور تأمین نیاز خانواده است و از طرفی عدم تخصص درکشتهای خاص ، مزید برعلت شده است .

نظام موجود ارث نیز روز به روز موضوع را پیچیده تر می سازد به طوری که قطعات تقسیم شدۀ موجود ، کفاف زندگی یک خانواده را نمی دهد و افراد  به ناچار به شهر ها برای کارهای خدماتی (مصرفی)و غیر مولد و در برخی از موارد مخرّب روی می آورند . همچنین انواع بهره برداریهای دیگر هم ،  غیر اقتصادی به نظر می رسند . توسعه شرکتهای  سهامی زراعی و  تعاونیهای تولید در چنین شرایطی به منظور  تسطیح و یکپارچه سازی اراضی  کارساز است .

11-7. تخریب محیط زیست : سالهاست که سوخت نانواییهای شهری و خانگی از هیزم و چوب تأمین می شود در نتیجه روز به روز بر مساحت بیابانها  و کویرها در منطقه افزوده می شود . در حالی که بهره مندی از مواد نفتی می تواند از بروز این مسائل  جلوگیری کند . کمترین توجه به این مناطق محروم می تواند ضمن بهبود منطقه ، از تخریب مناطق طبیعی و انقراض گونه های گیاهی و به دنبال آن گونه های جانوری جلوگیری کند .

11-8 . عدم دسترسی مردم  به بذر و نهال اصلاح شده : بسیار اتفاق می افتد که مردم درختی را برای برداشت محصول مورد نظر خود خریداری  می کنند ، اما در عمل ، درخت خریداری شده نظر آنها را تأمین نمی کند ، با لحاظ کردن این مطلب به جاست ، وزارت کشاورزی  در هر شهرستان دارای یک ایستگاه تولید بذر و نهال باشد تا اول: نسبت به اصلاح و معرفی گیاهان بومی اقدام کنند و دوم :  بذر و نهالی را با مشخصات تضمین شده عرضه نمایند و سوم : ایستگاه تحقیقات در ایجاد تکمیل بانک ژن منطقه  همت نماید .  در این راه می توان سازمانهای خصوصی را تشویق به سرمایه گذاری کرد و عاملان وزرات کشاورزی بذر و نهال آنها را از نظر مرغوبیت و عاری بودن از امراض وآفات ، گواهی و تأیید کنند .

 11-9. عدم دسترسی به سایر  نهاده های کشاورزی : نهاده های کشاورزی از قبیل ماشین آلات کشاورزی و وسایل یدکی ، کود ، سم ، بذر ،ازتوباکترها ، وسایل آبیاری  تحت فشار ، تعمیر گاه های ثابت  و سیار و...  غالباً در دسترس کشاورزان  قرار ندارند . از این رو  ایجاد  فروشگاه های تعاونی نهاده های کشاورزی  لااقل در بخش  خوسف ضرورت دارد  .

11-10. تضمین خرید عادلانه و بیمه محصولات کشاورزی : باید قطبهای کشاورزی مشخص گردد و بر اساس آن حمایت دولت از تولید کنندگان  انجام شود . به عنوان مثال به فرآورده های خاص  ناحیه هردنگ از جمله زعفران ، زرشک ،  آلو بُخارا ،  عُناب و سنجد باید توجه کافی معطوف  و خرید عادلانۀ آنها  تضمین شود . ضمناً کشاورزان از تسهیلات بیمۀ محصولات کشاورزی در مقابل خشکی ، سیل و آفات و امراض برخوردار شوند .

11-11. نداشتن سیلو و سردخانه کافی : هیچ کشور ثروتمندی نباید راضی گردد که چند بار محصولات آنها جابجا و در برخی از موارد به جای اول باز گردانده شود . این امر صرف نظر از تحمّل هزینه های سنگین  ، مخاطراتی از قبیل تصادف ، استهلاک وسایل حمل و نقل ، تخریب جاده ها ، ضایع شدن محصول  و آلودگی را به همراه دارد . عامل دیگر که در حفظ و نگهداری محصولات مؤثر است ، ایجاد سیلو و سرد خانه است  و در ضمن تبدیل فرآورده های کشاورزی نیز از  دیگر مسائل مورد توجه  می باشد .

11-12. سیلهای خانمان برانداز :

سیل در این مناطق همچون دیگر نقاط کشور در طول سال  جاری می شود . لیکن در چند سال گذشته به دلیل خشکسالی ، سیلابهای مهمی حادث نشده است .شاید برای برخی تعجب آور باشد  که در منطقه خشک و کم باران  ناحیه  هردنگ  ، سیل هر ساله و گاهی چند نوبت در سال موجب ویرانی مزارع ، باغها ، جاده ها و انهدام تأسیسات عمومی ، واحد های مسکونی و حتی منجر به  تلفات  جانی برای  انسان و دام می گردد . بر اساس اظهارات محلی در طی سالهای گذشته  منطقه شاهد وقوع سیلابهایی بوده که غالباً  با خساراتی نیز همرا بوده است . بیشترین خسارات  بر اساس گزارش بخش سیل خیزی در حوزه کشوک رخ داده ولی متأسفانه میزان خسارت و آمار آن دقیقاً مشخص  نیست . آنچه که مسلم است  سیل در زیر حوزه ها غالباً به اراضی حاشیه رودخانه  خسارت وارد می آورد . در بررسیهای به عمل آمده بخش هیدرولوژی و سیل خیز ،عوامل مختلفی در شکل گیری سیلاب در زیر حوزه ها مؤثر می باشد که مهمترین آنها عبارتند از : شیب ، نفوذ پذیری و پوشش گیاهی . بر همین اساس اولویت بندی از نظر  پتانسیل  هرز آب  در زیر حوزه های مختلف انجام شده که زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها اولویت بالاتری خواهد داشت .حوزه کشوک در کل داراي  بالاترین مقدار در بین حوزه های دیگر است . همچنین درصد محدوده های گروه های هیدرولوژیکی  خاک در زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها بالاتر می باشد.

در مجموع آنچه که از بررسیها نتیجه می شود آنست که مشکل سیل نسبت به مشکل کم آبی اولویت کمتری داشته و می توان با عملیات کنترلی و ذخیره ای در داخل زیر حوزه ها میزان رواناب و تخریب را در پایین دست  کاهش داد.

مهار آبهای سطحی از طریق بستن سدهای مخزنی و انحرافی و آبخوانداری  و  جلوگیر ی از چرای  بی رویه و  بوته کنی بیابانها  امکان پذیر  است .

11-13. کمبود مروج کشاورزی  و دامداری در محل  :  کشاورزی در بسیاری از روستاهای منطقه  هردنگ   به سبک سنتی انجام می شود و به عنوان مثال اگر  کشاورزان از سموم  ضد عفونی کنندۀ گندم علیه سیاهک پنهان  بی اطلاع هستند و هر ساله سیاهک پنهان خسارات زیادی به مزارع گندم آنها وارد می سازد این موضوع دلالت برآن دارد که یا مأمورین ترویج  به روستاها قدم نگذاشته اند و یا تعلیمات آنها وافی و کافی نبوده است(محمدی، 1382) .

11-14. ایجاد تسهیلات لازم برای صدور محصولات کشاورزی : باید تمام تلاش دولت در جهت رفع موانع  و اتخاذ سیاستهای حمایتی  از صدور محصولات کشاورزی معطوف گردد . در این باره  باید به حذف  مقررات دست و پا پیچ  و تعدیل تعرفه های گمرکی  و ایجاد تسهیلات باربری  و مسائلی از این قبیل توجه نمود . متقابلاً کالاهای صادراتی باید بر اساس موازین  استانداردهای بین المللی  و با توجه به علاقه خریداران  تهیه ، بسته بندی  و صادر گردند تا با ارسال کالاهای مخدوش  وجهه صادراتی  کشور آسیب نبیند .

11-15. ایجاد امنیت در زمینۀ مالکیت اراضی : مسائلی از قبیل اصلاحات اراضی ، مصادرۀ اموال و وضع قوانینی که مالکیت اراضی را متزلزل سازد با مسئله تولید و رسیدن  به خود کفایی  در زمینه فرآورده های استراتژیک  منافات و مغایرت کلی دارد .

11-16. فرسایش : چرای بی رویۀ دامها در مراتع کم علف و به ویژه سطوح شیب دار ، زمین را برای فرسایشهای آبی و بادی آماده می سازد .در نتیجه یک اینچ خاک (5/2 سانتی متر)که در طی 700 سال در اثر عوامل مختلف  تشکیل می شود ، در ظرف مدت کوتاهی شسته و به نقاط دیگر منتقل  می گردد. بوته کنی خاصّه در سطوح شیب دار نیز امر فرسایش را تشدید می سازد . در امر چرای مراتع باید مقرراتی اجرا شود که از چرای مداوم مراتع و یا در واقع  انهدام آنها جلوگیری  گردد . ضمناً شخم در جهت شیب زمین  و تبدیل مراتع  با شیب زیاد  به زمین زراعتی  عمل فرسایش را تشدید  می سازد .

با توجه به میزان برآورد کمیت فرسایش که حدود5 تن در هکتار می باشد و همچنین رسوب دهی حوزه که حدود 7/2 تن در هکتار است مشکل رسوب دهی و فرسایش نسبت به نقاط دیگر بحرانی محسوب نمی شود.هر چند که در چشم انداز آینده بایستی این رقم را کاهش و از گسترش آن جلوگیری نمود. اطلاعات  نشان می دهد که در بخشهایی فرسایش خندقی و شیاری توسعه یافته که لزوم کنترل آن حتمی است از طرفی به دلیل سطح محدود دیمه زارها آنچه که مشکل ساز می باشد وجود تعداد دام داخل حوزه است. در این راستا افزایش پوشش گیاهی و کنترل چرای دام تا حدود زیادی از معضل فرسایش و هدر رفت خاک خواهد کاست. لذا برای رسیدن به هدف فوق الذکر با اصلاح و احیاء مراتع حوزه و ذخیره سازی و نفوذ روان آبها به طور طبیعی مشکل سیل و فرسایش تا حدودی مرتفع خواهد شد .

در بخش شمال غربی محدوده مطالعاتی رسوبگذاری رسوبات بادی به صورت تپه های شنی و بارخانها مشاهده می شود .در آینده به خصوص در سالهای خشکسال و فصل تابستان امکان توسعه این محدوده بسیار زیاد خواهد بود و به تدریج اراضی زراعی منطقه را ازکشت خارج خواهد ساخت. بنابراین ضرورت مطالعه  و کنترل این رسوبات حتمی است و بایستی در آینده به ویژه از طرف اداره منابع طبیعی در دستور کار قرار گیرد. (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)


[1] عضو عالی گروه تعیین سن درختان ایران و کارشناس مطالعات عمر درختان در موسسه جنگلها،آبخیزداری و منابع طبیعی کشور

[2] منطقه ای است جوی مانند که آب را از دو دامنه  یک کوه یا چند ارتفاع کوچک جمع آوری  و در پایین دست خاک حمل شده را به صورت یک  کُپّه  باقی می گذارد و مجموعه چند شیله تولید یک رودخانه را می کنند. 

[3] هر من تخم کار 100 متر مربع می باشد.

سیمای کشاورزی ناحیه هردنگ

۲. هواشناسی  :

برای بررسی وضعیت هواشناسی از پارامترهای مختلف هواشناسی از ایستگاه های  مختلف استفاده شده است .همچنین برای رسیدن به نتایج دقیق تر و مطلوب تر  دوره پایه 25 ساله  1353 تا 1354  لغایت 1377 تا 1378 به عنوان دوره شاخص انتخاب گردیده است .

2-1. برآورد بارندگی :

برای برآورد بارندگی متوسط سالانه نسبت به ارتفاع در منطقه،مقادیر متوسط بارندگی  و ارتفاع ایستگاه های  شرکت کننده در گرادیان بارندگی مورد استفاده قرار گرفته و رابطه زیر به دست آمده است .

بر این اساس متوسط بارندگی منطقه 5/211 میلیمتر بوده که در زیر حوزه های مختلف نیز دارای مقادیر بالاتر و پایین تر نیز می باشند .

2-2. درجه حرارت :

برای بررسی رژیم حرارتی منطقه مورد مطالعه  آمار موجود درجه حرارت ایستگاه های منطقه جمع آوری گردیده و پس از بررسی اقدام به تصحیح  نواقص و تطویل آمار شده که در دوره شاخص آماری 25 ساله  54-1353 تا 78-1377 نتایج مورد تجزیه و تحلیل  قرار گرفته است  و بیشترین دما در ماه های تیر و مرداد با 38 درجه سانتیگراد و کمترین دما در دیماه با  15- درجه سانتیگراد می باشد.

2-3. تبخیر و تعرق :

به منظور برآورد تبخیر و تعرق از آمار تشتک تبخیر ایستگاه های تبخیرسنجی واقع در اطراف منطقهِ مطالعاتی استفاده گردیده است .

برای محاسبه میزان  تبخیر  زیر حوزه ها  از معادله همبستگی بین دما و تبخیر ایستگاه تبخیرسنجی سربیشه  که نزدیک ترین  ایستگاه تبخیر سنجی  به منطقه مورد استفاده    می باشد، استفاده شده و رابطه همبستگی زیر به دست آمده است :

  همچنین میزان تبخیر از سطح آب آزاد در حوزه که با اعمال ضریب اصلاحی 7%  در میزان تبخیر از تشتک  به دست آمده به طور متوسط  2300 میلی متر  می باشد .

کمترین تبخیر از سطح آزاد آب در دی ماه با 7/49  میلی متر و بیشترین تعداد در  تیر ماه با 5/333 میلی متر  می باشد .

2-4. اقلیم حوزه :

برای تعیین اقلیم  منطقه و موقعیت آن در تقسیم بندیهای اقلیمی از روشهای  استاندارد اقلیم شناسی استفاده شده است  .

بر اساس روش آمبرژه  این محدوده دارای اقلیمی خشک و سرد و بر اساس روش دومارتن نیمه خشک می باشد .

3. خشکسالی :

بر اساس اسناد و شواهد تاریخی این منطقه تاکنون 3 خشکسالی مرگبار را به خود دیده است :

1-درسال 1287 شمسی كه خشكسالي و قحطي سراسر كشور را به طور اعم وکل منطقه بيرجند و قاينات را به طور اخص فرا گرفته بود .

2-خشکسالی سالهای 1322 تا 1327 شمسی که تعداد زیادی از مردمان منطقه مجبور به مهاجرت و ترک روستاهای خود شدند.

3- خشکسالی سالهای 1377 شمسی تاکنون که این نیز به نوبه خود باعث تخلیه شدید روستاها شده است و اگر چاه های کشاورزی در دق اکبر آباد و دشت سرچاه  راه اندازی  نمی شد ، قطعا این منطقه خالی از سکنه می گشت .

همچنین بر اساس بررسی دوایر تنه درخت عنابی در روستای برزادران با همکاری مهندس خوشنویس [1]، این ناحیه از سال 1020 شمسی تاکنون 8  مورد شرایط نامساعد محیطی از جمله خشکسالی را به خود دیده است.

4. بند سارها :

مهارکردن آبهای سطحی از قدیم الایام در شرق ایران و به ویژه خراسان جنوبی و به تبع در منطقه ناحیه هردنگ متداول بوده است . این بندها در کنار مسیر رودخانه و سیلابها احداث می شده اند و در صورت پر شدن از آب 3  امتیاز حاصل می گشت :

1-ورود خاک مناسب و حاصلخیز به داخل بند.

2-ورود رطوبت به داخل بند و ذخیره شدن آن در خاکهای عمقی بند.

3-جلوگیری از فرسایش خاک و هدر رفت آب سیل.

در اواخر زمستان مردم نسبت به کاشت گندم و جو (به مقدار کمتر) اقدام  می کنند.بارندگیهای هر 6 روز منطقه که به شیشه ها شهرت دارد باعث سیراب شدن بند و محصول کاشته شده می گردد و در صورتی که سال از نظر بارندگی خوب باشد، محصول خوبی نیز به دست می آید .بعد از کشت گندم و برداشت آن مردم نسبت به کشت محصولات جالیزی اقدام می کنند که محصولات آن در قالب تابستانه و زمستانه مورد مصرف قرار می گیرد .

4-1. برای احداث بندسار به شرح ذیل اقدام می شود :

1-زمینی مناسب در بین یک شیله[2] و یا در حاشیه یک رودخانه با وسعتی مناسب  (حداقل 5/0 من تخم کار[3] ) انتخاب می شود .

2- خاکبرداری از محل، انجام شده تا سنگ بستر مشخص شود و حوضی کوچک ظاهر گردد تا آب به راحتی در آن جمع گردد .

3- مقداری خاک بندی یا خاک رس به محل انتقال و سپس پهن می گردد .

4-به موازات اجرای این امور ، سنگاچی یا دیواره بند با سنگهای تخت ، جاگیر ، بزرگ ، گِرد و مستحکم به صورت نر و مادگی در درون هم قرار گرفته و دیواره بند ساخته می شود.

5- گاهی اوقات در مسیرهای بالادست مقداری بوته کاری می شود تا در سالهای اولیه که هنوز بند خالی است ،مقداری از سرعت و قدرت سیلاب گرفته شده و بند تخریب نگردد.

6- هر سال بند مورد بررسی قرار گرفته تا آسیبهای احتمالی آن ترمیم گردد.

4-2. اجزای تشکیل دهنده یک بندسار:

1-   خشکه رود یا رودخانه کم عمق با جریان موقتی

2-   برکه بند یا بند انحرافی ساخته شده از مصالح رودخانه ای

3-   بدنه بند یا دیواره اصلی خاکریز

4-   دیواره های فرعی موازی و عمودی جهت پخش یکنواخت سیلاب

5-   گوش بند یا گوشگرد  که محل سرریز آب مازاد است.

5. کشاورزی :

زیر حوزه های منطقه  ناحیه کوهستانی بوده و سطح اراضی زراعی در آنها  وابسته  به  میزان آبدهی قناتها و میزان ریزشهای جوی می باشد . کل اراضی زراعی  و باغی زیر حوزه ها 1/84 هکتار بوده که 8/79 درصد آن  آبی و مابقی دیم می باشد .  در منطقه دشت سر کشاورزی بر پایه حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق و با اخذ پروانه  از سازمان آب با میزان آبدهی پایه گذاری شده است . در این منطقه حدود 35 درصد اراضی به صورت آیش می باشد .

با وجود محدود بودن منابع در حوزه به دلیل استفاده نادرست از آن ، بخش قابل توجهی  از آب استحصالی  که می تواند در فعالیتهای  زراعی مصرف گردد از  استفاده  خارج می شود . عدم وجود استخرهای  مناسب ذخیره آب ، طول کانالهای سنتی ، تقسیم آب در جویهای متعدد و ... از جمله عواملی هستند که باعث هدر رفتن آب می شود .

6. دامداری :

از تعداد 7886  واحد دامی موجود  در حوزه  ، نزدیک  به 70 درصد آن در منطقه دشت سر و اندکی بیش از 30 درصد آن در زیر حوزه های دیگر وجود دارند . شایان ذکر است هیچگونه  دامداری صنعتی و مرغداری در منطقه وجود ندارد .

تراکم دام در زیر حوزه ها 28/0 واحد دامی در هر هکتار و در منطقه دشت سر 81  واحد دامی در هر هکتار می باشد . ضمن آنکه  تراکم واحد دامی در کل منطقه مطالعاتی 5/0 واحد دامی در هر هکتار است .  همچنین توزیع واحدهای دامی در بین خانوارهای  ساکن حوزه ها نسبت به منطقه دشت سر ناهمگون تر می باشد . نظام دامداری نیز در حوزه ها و منطقه دشت سر یکسان نمی باشد . نظام دامداری  حوزه متکی بر نوعی شیوه رَمِه گردانی است  که دامها  در محدودۀ معینی در اطراف روستاها تعلیف می نمایند و در فصل شیردوشی هر روز  صبح جهت انجام عمل شیردوشی به روستاها آورده می شوند . دامهای مورد استفاده در این منطقه را می توان به دو دسته سبک (گوسفند و بز) و سنگین (شتر و گاو) تقسیم بندی نمود.

تعداد واحدهای دامی موجود متغیر و اکثر دامها در چاه های کشاورزی مستقر می باشند. بر خلاف گذشته که دامها در روستاها تعداد بیشتری را به خود اختصاص داده بودند خشکسالیها باعث کاهش تعداد دامها به دلیل مشکلات مربوط به تامین علوفه مورد نیاز دام،شده است.البته در چاه های کشاورزی تعداد دام روند رو به افزایش را به دلیل اطمینان از وضعیت آبی و به تبع آن تامین علوفه پیش رو دارد.درخصوص دام سنگین ،شتر به صورت نگهداری در اصطبل و چرا در مراتع پرورش می یابد،در حالی که گاو در اصطبل و در محدوده روستا در فضای محصور در اصطبل یا در اصطبل فضای باز نگهداری و پرورش  می یابد.پرورش دام را به منظور تامین گوشت قرمز،شیر و سایر فرآورده های مورد نیاز انجام می دهند.

 یکی از مهم ترین عواملی که در مجتمع نمودن انسانها در یکجا ( روستا ) تاثیر گذار بوده است دسترسی به منابع طبیعی در یک منطقه است.به منظور استفاده بهینه از منابع تولید در این مناطق که در وضعیت بحرانی قرار دارند می بایست راهکارهایی ارائه گردیده و مورد حمایت سازمانها و ادارات و موافقت مالکین قرار بگیرد تا در شرایط کنونی بهترین بازدهی را از منابع موجود داشته باشیم .

البته در سالهای خشکسالی اخیر از تعداد دام زیر حوزه  ها  کاسته شده ولی در منطقه دشت سر تغییری مشاهده نمی شود . زیرا بخشی از علوفه دام  از طریق فعالیتهای زراعی تأمین می شود  که آن هم وابسته به آبدهی چاه ها می باشد .

تراکم واحد دامی در کلیه سازمانهای عرفی زیر حوزه ها 3/0 واحد در هکتار  و در منطقه دشت سر  به جز چاه های روشنی و باقرزاده که حدود 5/0  واحد در هکتار     می باشد ، بالاتر از 2 واحد در هکتار است . شایان ذکر است که در منطقه دشت سر از سمت شمال تپه های شنی مانع از چرای دام بوده و از سمت شرق و غرب هم اراضی زراعی سایر آبادیها  امکان چرا را محدود  ساخته است . میزان علوفه تولیدی موجود در منطقه مطالعاتی حدود 50 درصد دام موجود را جوابگو خواهد بود و لذا حدود 50 درصد دام مازاد بر تولید علوفه منطقه در حال چرا می باشند .در آمد سرانه خانوار  در زیر حوزه ها از بخش دامداری 1/4 میلیون ريال و در منطقه دشت سر 7/5 میلیون ريال برآورد شده است . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

 7. زراعت :

در این ناحیه گیاهانی نظیرگندم،جو،نخود ،یونجه،چغندرقند،زردک،شلغم،صیفی جات،انواع سبزیها(سیر ،پیاز،سیب زمینی،گوجه فرنگی و ...)کاشت می شده و می گردد.به منظورآغاز فعالیت زراعی پس از انتخاب زمین نسبت به انجام اقدامات ذیل جهت آماده سازی زمین برای کاشت عمل می کنند:

1-شخم:

در گذشته و حال از نیروی حیوان(الاغ و گاو)و با ابزار سنتی استفاده می شده است به این دلیل که اول: تکنولوژی جدید همه گیر نشده بود و دوم :قدرت مانور و حرکت و کنترل حیوان در اراضی خرد و دارای شیب زیاد از ماشین آلات جدید بیشتراست، سوم: حیوان علاوه بر مصرف تولید خود کشاورز، برای کشاورز کود دامی تولید می کند که در بهبود ساختار خاک بسیار مفید و سازنده می باشد و هزینه هایی نظیر تعمیرو سرویس را نداشت چهارم: باعث فشردگی بیش از حد خاک در هنگام شخم نمی شود ،پنجم: باعث از بین رفتن مرز بین اراضی نمی شود و در زمان خود و با توجه به شرایط بهترین روش شخم بوده است و هم اکنون نیز در روستاها و در اراضی دیم در سطوح شیبدار بیشترین کارایی و کاربرد را دارد.

درمناطقی که دارای اراضی بزرگتر و علی الخصوص چاه هایی که روستاییان این منطقه از آن شریک هستند از تراکتور و ابزارآلات ومتعلقات آن استفاده می شود.

2-تسطیح زمین:

در گذشته برای تسطیح از ماله استفاده می شده است.به نحوی که کشاورزآن را به حیوان بسته وخود بر روی ماله که ازجنس چوب بوده سوار می شده است و با به حرکت در آوردن حیوان ماله را بر روی مناطقی از زمین که مورد نظروی بوده جابجا می کرده است و به این طریق نسبت به نرم کردن کلوخه ها در زمین و تسطیح آن اقدام می نموده است.البته امروزه این کار به وسیله تراکتور و از طریق بیل عقب و لِولِر انجام می گیرد.

 3-مرز بندی زمین:

در این حالت کشاورز با تراکتور،بیل و نیروی کارگری اقدام به اصلاح و ایجاد مرز بین اراضی می کند.

4-کود دادن به زمین :

در زمان شخم ابتدا کود بر روی زمین پاشیده و بعد اقدام به عملیات شخم می گردد.البته لازم به ذکراست که کود را بعد از کاشت نیز بر روی زمین می پاشند تا بعد از آبیاری وارد زمین گردد.در اراضی وسیع این کار به وسیله کودپاش و از طریق تراکتور صورت می گیرد.

5-پاشیدن بذر:

در گذشته به صورت دستی و سنتی انجام می گرفته است و این کار بعد از تسطیح اولیه و با ماله صورت می گرفته است.لازم به ذکر است در کاشت انواع بذور نوع و روش کاشت فرق می کرده است و در اراضی وسیع تر علی الخصوص چاه ها برای بذر پاشی از ردیف کارهای بذرکار استفاده می شود.

6-آبیاری:

به صورت کرتی انجام می گرفته و می گیرد و از طریق جویهایی که  دارای انشعابات خاکی برای انتقال آب به اراضی می باشد برای انتقال آب استفاده می گردد. سیستم آبیاری به شکل ساده یعنی منحرف کردن آب یا زهکشی آن بوده است و آب را از مسیر اصلی به جویهای کناری باریک تر هدایت می کردند و آبیاری را با باز کردن و یا بستن جریان آب به کمک بیل و با کپه خاک دارای ریشه گیاه انجام می دهند.

آبیاری سطحی یا غرقابی قدیمی ترین روش آبیاری در  منطقه می باشد.در این سیستم آب از طریق کانالها یا نهرها وارد مزرعه می شود . در این روش ممکن است مزرعه کاملا غرقاب شود و یا آب به ردیفهایی که در داخل مزرعه قرار دارند هدایت شود .امتیازات این سیستم راحتی استفاده آن می باشد.اما از مشکلات این سیستم  می توان به هزینه های سیستم از قبیل آماده سازی و هم سطح کردن زمین برای آبگیرکردن کلیه نقاط آن،میزان تبخیر بالا ،مشکل بودن کنترل آب در زمان آبیاری و نیاز به نیروی کارگری را نام برد (پاورز،ال.ای و آر.مک شورلی،1380).

7-برداشت :

هر گیاه زراعی که به منظور تامین بخشی از نیاز های کشاورز کاشت می گردد بعد از طی یک دوره رشد به مرحله برداشت می رسد.در این مرحله در اراضی با سطح کم برداشت از مزرعه به صورت دستی(سنتی) و با نیروی کارگری و فردکشاورز انجام    می گیرد،چون امکان استفاده از ماشین آلات سنگین مقدور و به صرفه نمی باشد. لذا در  اراضی واقع در چاه های کشاورزی برداشت هم به صورت سنتی ومکانیزه با توجه به نوع محصول صورت می پذیرد. در رابطه با برداشت غلات خرمن کوبی به روشهای مختلف از قبیل : با راندن حیوان بارکش برای لَگَد کردن محصول ،خرمن کوب تراکتوری و کمباین انجام می شود.

از ابزار و لوازم مورداستفاده در زراعت و باغداری در این منطقه می توان به موارد ذیل اشاره نمود :

حیوان،تراکتور،آساک،گاو آهن فلزی جدید،یوغ و تسمه چرمی آن برای دام سنگین و سبک ، شِنکش،بیل،کلنگِ دو دَم و یک دَم، داس برای برداشت گندم،داسیله ،دستگاه رنده کردن علف، دول ، سطل کوچک ، ماله ، خرمن کوبی به سبک قدیم و جدید، تیشه کار ،تبر برای بریدن درخت ،داخل کیسه کردن میوه ها ،قیچی باغبانی،داس برای کندن علفهای هرز،اره کوچک و بزرگ،سمپاش قدیمی و جدید .

8. باغداری :احداث باغات به منظور تامین مایحتاج میوه  روستاییان و کشاورزان در این منطقه انجام شده و می شود.باغات در این منطقه به صورت آبی بوده و باغات دیم به دلیل درجه حرارت بالا و میانگین بارندگی پایین به چشم نمی خورد.باغات ایجاد شده در روستاها بر اثر خشکسالیهای پی درپی و عدم نظارت کافی در زمینه های نگهداری آسیب فراوانی دیده و بعضا خشک شده اند.اما در چاه های کشاورزی روند احداث باغات جدید رو به رشدمی باشد.باغات میوه در این منطقه بیشتر شامل درختان سیب،گلابی،انگور،بادام،عناب،توت،شاه توت،سنجد،آلوبخارا،زردآلو،شفتالو،به،گردو،انار،زرشک،بنه،انجیر در دونوع کوهی و باغی،پسته و ... می باشد.باغات قدیمی که در روستاها احداث گردیده است بیشتر به صورت خود مصرفی و تامین نیاز خانواده کشاورز روستایی بوده و کشاورزان عمده مالک که سطح باغی بیشتری را داشته اند اقدام به فروش محصول مازاد خود می نمایند .احداث باغات قدیمی اکثرا توسط مالکین عمده صورت می گرفته است و زارعین اجاره کار چه در گذشته و حال تمایلی به احداث باغات به دلیل سرمایه گذاری برای مالک و نیازخود به داشتن درآمد ثابت سالیانه ندارند.محل احداث باغات به دلایلی نظیر :

1-درختان نیاز آبی بیشتر ی را دارند .

2- حفاظت از باغات نزدیک به آب و نظارت بر آن در محل خروج آب با توجه به رفت و آمد بیشتر روستاییان راحت تر بوده است.

3-طولانی بودن روند رشد و سرمایه گذاری بیشتر در دوره زمانی باعث کاشت نهال در نزدیک مظهرقنات و چشمه بوده است.

4-همچنین در اطراف  و در طول مسیر جویهای آبیاری که در راستای استخر ذخیره آب به سمت اراضی روانه می شود درختان مورد نیاز را به صورت شراکتی بین چند مالک و در زمین شخصی متعلق به کشاورز غرس می نموده اند تا علاوه بر آبیاری مزارع، استفاده بهینه از آبی  که در جویها ی خاکی جریان داشته ،نیز، بشود.دراحداث باغات مواردی نظیر کاشت نهال مورد نیاز از طریق انتخاب نهال و محل کاشت،کندن چاله به عمق مناسب،کود دادن ،آب دادن،مراقبت بعد از کاشت (مبارزه با آفات و بیماریها وآسیبهای مکانیکی،هرس و نحوه تربیت ... )و برداشت میوه مورد نظر قرار   می گیرد.

  9.خاکشناسی :

9-1. طبقه بندی خاکها :

طبقه بندی خاکهای اراضی مورد مطالعه با توجه به مطالعات صحرایی و تشریح پروفیلی ، شرایط اقلیمی ، وضعیت توپوگرافی و نتایج تجزیه های آزمایشگاهی  به روش        طبقه بندی آمریکایی صورت  پذیرفته است .  در حوزه مطالعاتی  دو رده از یازده رده  تشخیص و طبقه بندی گردیده است . این دو رده عبارتند از رده اریدیسول و رده آنتی سول . (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)

میزان آهک در این اراضی بین 10 تا 17 درصد متغیر است که در حد مناسبی بوده و تا حدی در ساختمان سازی خاک مفید است  . این اراضی مشکل شوری  نداشته و پی اچ خاک نسبتاً بالا می باشد.

میزان ازت در این اراضی از حد مطلوب کمتر و بسیار فقیر می باشد  . همچنین میزان پتاسیم  در این اراضی با عمق کاهش می یابد  و در حد مطلوب بوده  و میزان  فسفر  در این خاکها با  افزايش عمق ،کاهش  یافته و پایین تر از حد مطلوب است . 

9-2. بررسی منابع اراضی :

براساس بررسیهای انجام شده 4 تیپ اصلی کوهها ، تپه ماهور و دشتهای دامنه ای و تیپ آبرفتی بادبزنی شکل سنگریزه دار در حوزه قابل تفکیک می باشد .

تیپ اراضی کوهستانی  به دو واحد و سه اجزاء واحد (1،3،1  و 2،2،1  و 1،1،2 ) و تیپ اراضی  تپه ماهور به دو واحد  و 4 اجزاء اراضی(2،1،2 و2،3،2 و2،1،3 و 2،2،2 ) و تیپ دشتهای دامنه ای به یک واحد و 2 اجزا واحد اراضی (1،4،1 و 4،1،2) و تیپ آبرفتهای  بادبزنی  به یک واحد و یک اجزاء واحد اراضی تفکیک شده اند .

9-3.  طبقه بندی اراضی :

 پروفیلهای  3 و6 و7 و8 در کلاس  2  قابلیت  اراضی قرار گرفته ( اراضی با محدودیت جزئی جهت کشت آبی) و پروفیلهای 1و2 و4 و5 و9 و10 در کلاس 5  قابلیت  و دارای محدودیتهای غیر قابل اصلاح  زیاد می باشند  و فقط در شرایط خاص قابل آبیاری و قابل کشت هستند .

9-4. فرسایش و رسوب  :

در حوزه مطالعاتی نقشه اشکال فرسایش تهیه گردیده و در آن 9 تیپ فرسایش (فرسایش سطحی ، شیاری، خندقی و رودخانه ای) تفکیک گردیده است . در این حوزه هیچگونه ایستگاه هیدرومتری  و رسوب سنجی  وجود نداشته  و برای تعیین  کمیت رسوب از روشهای تجربی استفاده گردیده است  .

9-5. کمیت رسوب و فرسایش :

 روش تجربی E.P.M   جهت برآورد میزان فرسایش  در حوزه به کارگرفته شده و  بر اساس آن میزان متوسط فرسایش  در حوزه 42/5 تن در هکتار  در سال برآورد  شده و زیر حوزه شرق کشوک  با 71/7 و زیر حوزه هردنگ  با 03/4 تن در هکتار در سال بیشترین وکمترین  میزان فرسایش را دارا می باشد .

 همچنین میزان رسوب دهی در زیر حوزه های  ماهکان و شرق کشوک بیشترین بوده و متوسط حوزه  78/2 تن در هکتار در سال  می باشد .

9-6. منابع آب زیر زمینی حوزه :

در حوزه مطالعاتی، چشمه قابل توجهی وجود ندارد و تعداد قنوات مشتمل  بر 23 رشته فعال و دایر می‏باشد. در پایین دست حوزه 21 حلقه چاه بهره‏برداری و 2 حلقه چاه پیزومتریک  وجود دارد. حداکثر عمق چاه ها 110 متر بوده  که در این عمق  به سنگ کف برخورد ننموده اند و ضخامت آبرفت  حدود 150 متر می باشد . حداقل عمق چاه 16 متر و متوسط عمق چاه ها 72 متر است . 

همچنین سطح آبهای زیر زمینی از 9 تا 51 متر تغییر نموده و متوسط سطح آب زیر زمینی 29 متر می باشد. با بررسیهای به عمل آمده از دو چاه پیزومتریک منطقه افت سالانه آبهای زیرزمینی از 15 تا 30 سانتی‏متر می‏باشد. آبدهی قنوات تحت  تأثیر نزولات جوی بوده و در سالهای خشکسالی حدود 70 درصد افت آبدهی دارند. رسوبات دانه درشت شدیداً  نفوذپذیر رودخانه ای در اثر بارش نزولات  قنوات را تغذیه می نمایند . حداکثر طول قنات 1000 متر و حداقل 100 متر بوده و همچنین میزان دبی حداقل و حداکثر قنوات از 1/0 تا 4 لیتر در ثانیه متغیر می باشد .

10. مطالعات اقتصادی اجتماعی :

از مجموع روستاهای واقع در این ناحیه که 82   پارچه آبادی  می باشد، تعداد 42 روستا دارای سکنه و40 روستا دارای سکنه موقت می باشد. طبق آمار سال 1375 تعداد 336 خانوار با دارا بودن جمعیت 1276 نفر در این ناحیه زندگی می کنند .در بررسیهای به عمل آمده  تعداد مالکین منابع آبی در زیر حوزه های منطقه مطالعاتی 185 نفر بوده که 5/46 درصد آنها در منطقه مقیم و 5/35 درصد غیر ساکن  در منطقه می باشند که مالک 1/59 درصد کل منابع آبی حوزه نیز می باشند . در منطقه دشت سر حدود 188 نفر مالک منابع آبی وجود دارد که 83 درصد آن  در منطقه مقیم بوده و 17 درصد غیر ساکن می باشند . درآمد سالانه ساکنین زیر حوزه های بالا دست  از بخش کشاورزی 1968791 ريال و در منطقه دشت سر 9481565 ريال می باشد که تفاوت قابل ملاحظه ای را نشان می دهد(سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380) .

11. تنگناهای بخش کشاورزی  در منطقه ناحیه هردنگ :

نظر به اینکه منطقه  هردنگ  با توجه به شرایط اقلیمی  و خشکسالیهای اخیر وضعیت خاصی پیدا نموده ، لذا هر گونه عملیات  اجرایی بایستی  در راستای رفع  نیازها و مشکلات  عمدۀ آنها  صورت گیرد : 

11-1.کمبود آب :

این کمبود عارضه است ، یعنی ما با وجود 170 میلی متر باران در سال  و تنها اختصاص 5% اراضی به کشت آبی  نباید کمبود آب داشته باشیم . به عبارت دیگر کمبود آب ، عارضه ای است  معلوم  و علت آن عدم استفاده بهینه از آب و نگهداری  آن در حوزه های آبخیز است . در حوزه های آبخیز منطقه فقط 23 رشته قنات وجود دارد  که آبدهی آنها بین 1/0 تا 4  لیتر در ثانیه  می باشد . در منطقه پایین دست حوزه چاه های عمیق حفر گردیده  که عملاً شرایط متفاوتی از مناطق بالا دست خود دارد .

قنوات موجود در منطقه  هردنگ در سالهای اخیر بر اثر خشکسالیها خشکیده و وضعیت قنواتی که آبدهی نسبتاً کمی داشته اند ، تقریباً همان شرایط  را داشته است (به خصوص در سالهای گذشته). از طرفی زندگی جمعیت ساکن در این مناطق  کاملاً بستگی به  حیات قنوات دارد . هر چند که بخش اعظمی از جمعیت داخل حوزه ها به دلیل توسعه حفر چاه های عمیق  در سالهای گذشته به مناطق پایین دست  حوزه مهاجرت نموده و در همان محل ساکن شده اند لیکن هنوز اراضی زراعی و باغی در حوزه های وابسته به آبدهی قنوات موجود می باشد .

همچنین قنوات حوزه ها با  Ec حدود 750  تا کمتر از 2000 بوده که از نظر کیفیت با آب چاه ها قابل مقایسه  نبوده  و به مراتب  مطلوب تر  برای شرب و کشاورزی است.  بنابراین اولین مشکل مردم ساکن در حوزه ها کمبود آبدهی قنوات برای شرب و کشاورزی است . از طرفی  سازماندهی زمین شناسی موجود در حوزه ها تأثیر کیفی برآبهای سطحی و تحت الارض منطقه دارد . هرچقدر از کوه ها به سمت دشت دور شویم از کیفیت آب کاسته شده و آب چاه ها به مراتب کیفیت ضعیف تری دارند . همچنین روان آبهای جاری شده نیز قابلیت استفاده در پایین دست  را  نداشته و در دق  اکبرآباد جمع شده که در نهایت تبخیر می شوند . در نهایت برای مشکل کم آبی که عمده  معضل مردم  این مناطق است می توان به گزینه تغذیه و بهره وری از سیلابها متکی شد . بحث تغذیه مصنوعی در دو منطقه مطرح بوده که یکی درداخل حوزه آبخیز و دیگری  در محدودۀ  مخروطه افکنه های پایین دست  حوزه ها و بالا دست چاه های عمیق می باشد  .

  11-2. تغذیه مصنوعی در حوزه آبخیز :

به منظور افزایش آبدهی قنوات و رفع مشکل محسوس و عمده مردم ساکن در حوزه ایجاد بندهای خاکی که بتواند روان آب ناشی از نزولات را جمع آوری نموده و به تدریج نفوذ دهد، مطرح می باشد .

در بررسیهای اجتماعی نیز  این روش از طرف بخشی از اهالی مورد استقبال قرار گرفته است . بنابراین در ضرورت تغذیه  قنوات  شبهه ای وجود نداشته و به منظور استفاده بهینه از آبها نیز بایستی به روشهای جلوگیری از هدر رفت آب  و افزایش راندمان آبیاری نیز نظر داشت .

11-3. تغذیه مصنوعی عرصه پایین دست حوزه و در بالا دست چاه های عمیق :

نظر به اینکه سطح آبهای زیر زمینی  منطقه در اثر بهره برداری سالانه بین 30 تا500   میلی متر افت دارد  و درکل دشت 126 حلقه چاه با 48 میلیون متر مکعب تخلیه آب در حال فعالیت می باشد که 21 حلقه آن در پایین دست این حوزه قرار دارند، بنابراین ضرورت جلوگیری از روند افت آبهای زیرزمینی اهمیت دارد . همچنین پیشروی دق  اکبرآباد و پدیده بیابان زایی و وجود رسوبات بادی در منطقه  نشان از یک معضل بزرگ تر در آینده دارد. از طرفی با توجه به حجم رواناب زیر حوزه ها  که بخشی از آن در ارتباط  با احداث بندهای خاکی در بالا دست قنوات  ذخیره خواهد شد ، عملاً حجم نسبتاً کمی به پایین دست خواهد رسید . همچنین  پوشش گیاهی این عرصه نسبت به بقیه نقاط ضعیف نبوده ، لیکن ترکیب گونه های گیاهی باید اصلاح شود .

در بررسیهای اجتماعی به عمل آمده  چون اغلب دام موجود  در محل چاه ها در این عرصه چرا می نمایند ، غالباً مردم با انجام عملیات پخش سیلاب در این ناحیه مخالفت می نمایند .ضمن آنکه برای این مردم  تهدید اراضی زراعی توسط شنهای روان مشکل بزرگ تری می باشد . لذا با در نظرگرفتن مشکلات اجتماعی در مناطق و همچنین هزینه نسبتاً زیاد عملیات تغذیه ای و پخش سیلاب می توان از روش تلفیقی که همان بازدهی را داشته باشد بهره جست و دراین راستا  برقی نمودن چاه ها و کنترل بهره برداری مجاز از آبهای زیرزمینی  و پوشش  کانالهای آبرسانی تا حدودی ضمن  افزایش راندمان ، مصرف را نیز کاهش خواهد بخشید . بنابراین بحث انحراف آب و پخش نمودن آب در داخل یک کانال کم عمق و عریض که  بتواند کمکی در جهت تأمین آب  پروژه های بیولوژیک باشد، به عنوان یک گزینه  نسبتاً قابل قبول مطرح است .

رعایت موارد زیر می تواند در رفع این تنگنا کمک نماید :

الف . بستن سدهای خاکی  یا بتونی و بسیار متعدد  مخزنی و انحرافی در هر جا که امکان داشته باشد .

ب. اجرای  عملیات  آبخوانداری به منظور پخش و کنترل  سیلابها .

پ. پوشش بتونی  انهار همراه با کف سازی  و یا استفاده از  لوله برای انتقال آب.

ت . استفاده از آبیاری تحت فشار .

ث . کنترل فرسایش با افزایش پوشش نباتی  و جلوگیری از چرای بی رویۀ دام .

ج . معرفی گونه های گیاهی  مقاوم به کم آبی .

تنگناهای عمده حوزه را می توان  در سه قالب مشکلات ناشی از کم آبی ، سیل و فرسایش بررسی نمود و اولویتهای مطرح را معین کرد .

11-4. کمبود کادر فنی متنوع : در سطح ایران و به ویژه جنوب خراسان، بیشتر فارغ التحصیلان کشاورزی ، مربوط به رشته زراعت و اصلاح نباتات  دانشگاه  ها      می باشند، در حالی که مملکت به متخصصین تمام رشته های کشاورزی شامل : ماشین آلات کشاورزی ، آبیاری ، گیاه پزشکی ، دامپزشکی ، ترویج کشاورزی ، باغبانی ،صنایع غذایی ، اقتصاد کشاورزی ، خاک شناسی وگیاهان دارویی و... نیاز دارد.

  11-5. عدم تناسب قیمت فرآورده ها با قیمتهای تمام شده : سرمایه گذاری در  امر کشاورزی بر خلاف صنعت ،  با احتمال ضرر و زیان توأم  است . گاهی قیمت سیب زمینی  و پیاز به حداقل تنزل پیدا می کند  و گاهی به حداکثر قیمت می رسد . ( که در این مورد دلالها و کسبه سود می برند  و نه تولید کننده )، به علاوه  سرمایه گذاری در کشاورزی  نتیجه اش مدتها بعد ظاهر می شود .

در سالهای اخیر مردم به مرغداری روی آورده اند  ، زیرا این موضوع  به صورت یک صنعت در آمده است  و دخل و  خرجش تا حدودی مشخص است ، در حالی که در امور کشاورزی ، اطمینانی به سود بخشی سرمایه گذاریها نیست . باید در نظر داشت ، تا سرمایۀ افراد و سود نسبی  آنها تضمین نباشد ، رشد کشاورزی  محال است .

11-6. میزان مالکیت : اکثر افراد ، خرده مالک می باشند  و زمین آنها  در یک نقطه  و به صورت یکپارچه  قرار ندارد ، بنابراین امکان مکانیزاسیون و تولید جهت فروش در بازار ، برای آنها میسر نیست ، لذا کشاورزی آنها  به منظور تأمین نیاز خانواده است و از طرفی عدم تخصص درکشتهای خاص ، مزید برعلت شده است .

نظام موجود ارث نیز روز به روز موضوع را پیچیده تر می سازد به طوری که قطعات تقسیم شدۀ موجود ، کفاف زندگی یک خانواده را نمی دهد و افراد  به ناچار به شهر ها برای کارهای خدماتی (مصرفی)و غیر مولد و در برخی از موارد مخرّب روی می آورند . همچنین انواع بهره برداریهای دیگر هم ،  غیر اقتصادی به نظر می رسند . توسعه شرکتهای  سهامی زراعی و  تعاونیهای تولید در چنین شرایطی به منظور  تسطیح و یکپارچه سازی اراضی  کارساز است .

11-7. تخریب محیط زیست : سالهاست که سوخت نانواییهای شهری و خانگی از هیزم و چوب تأمین می شود در نتیجه روز به روز بر مساحت بیابانها  و کویرها در منطقه افزوده می شود . در حالی که بهره مندی از مواد نفتی می تواند از بروز این مسائل  جلوگیری کند . کمترین توجه به این مناطق محروم می تواند ضمن بهبود منطقه ، از تخریب مناطق طبیعی و انقراض گونه های گیاهی و به دنبال آن گونه های جانوری جلوگیری کند .

11-8 . عدم دسترسی مردم  به بذر و نهال اصلاح شده : بسیار اتفاق می افتد که مردم درختی را برای برداشت محصول مورد نظر خود خریداری  می کنند ، اما در عمل ، درخت خریداری شده نظر آنها را تأمین نمی کند ، با لحاظ کردن این مطلب به جاست ، وزارت کشاورزی  در هر شهرستان دارای یک ایستگاه تولید بذر و نهال باشد تا اول: نسبت به اصلاح و معرفی گیاهان بومی اقدام کنند و دوم :  بذر و نهالی را با مشخصات تضمین شده عرضه نمایند و سوم : ایستگاه تحقیقات در ایجاد تکمیل بانک ژن منطقه  همت نماید .  در این راه می توان سازمانهای خصوصی را تشویق به سرمایه گذاری کرد و عاملان وزرات کشاورزی بذر و نهال آنها را از نظر مرغوبیت و عاری بودن از امراض وآفات ، گواهی و تأیید کنند .

 11-9. عدم دسترسی به سایر  نهاده های کشاورزی : نهاده های کشاورزی از قبیل ماشین آلات کشاورزی و وسایل یدکی ، کود ، سم ، بذر ،ازتوباکترها ، وسایل آبیاری  تحت فشار ، تعمیر گاه های ثابت  و سیار و...  غالباً در دسترس کشاورزان  قرار ندارند . از این رو  ایجاد  فروشگاه های تعاونی نهاده های کشاورزی  لااقل در بخش  خوسف ضرورت دارد  .

11-10. تضمین خرید عادلانه و بیمه محصولات کشاورزی : باید قطبهای کشاورزی مشخص گردد و بر اساس آن حمایت دولت از تولید کنندگان  انجام شود . به عنوان مثال به فرآورده های خاص  ناحیه هردنگ از جمله زعفران ، زرشک ،  آلو بُخارا ،  عُناب و سنجد باید توجه کافی معطوف  و خرید عادلانۀ آنها  تضمین شود . ضمناً کشاورزان از تسهیلات بیمۀ محصولات کشاورزی در مقابل خشکی ، سیل و آفات و امراض برخوردار شوند .

11-11. نداشتن سیلو و سردخانه کافی : هیچ کشور ثروتمندی نباید راضی گردد که چند بار محصولات آنها جابجا و در برخی از موارد به جای اول باز گردانده شود . این امر صرف نظر از تحمّل هزینه های سنگین  ، مخاطراتی از قبیل تصادف ، استهلاک وسایل حمل و نقل ، تخریب جاده ها ، ضایع شدن محصول  و آلودگی را به همراه دارد . عامل دیگر که در حفظ و نگهداری محصولات مؤثر است ، ایجاد سیلو و سرد خانه است  و در ضمن تبدیل فرآورده های کشاورزی نیز از  دیگر مسائل مورد توجه  می باشد .

11-12. سیلهای خانمان برانداز :

سیل در این مناطق همچون دیگر نقاط کشور در طول سال  جاری می شود . لیکن در چند سال گذشته به دلیل خشکسالی ، سیلابهای مهمی حادث نشده است .شاید برای برخی تعجب آور باشد  که در منطقه خشک و کم باران  ناحیه  هردنگ  ، سیل هر ساله و گاهی چند نوبت در سال موجب ویرانی مزارع ، باغها ، جاده ها و انهدام تأسیسات عمومی ، واحد های مسکونی و حتی منجر به  تلفات  جانی برای  انسان و دام می گردد . بر اساس اظهارات محلی در طی سالهای گذشته  منطقه شاهد وقوع سیلابهایی بوده که غالباً  با خساراتی نیز همرا بوده است . بیشترین خسارات  بر اساس گزارش بخش سیل خیزی در حوزه کشوک رخ داده ولی متأسفانه میزان خسارت و آمار آن دقیقاً مشخص  نیست . آنچه که مسلم است  سیل در زیر حوزه ها غالباً به اراضی حاشیه رودخانه  خسارت وارد می آورد . در بررسیهای به عمل آمده بخش هیدرولوژی و سیل خیز ،عوامل مختلفی در شکل گیری سیلاب در زیر حوزه ها مؤثر می باشد که مهمترین آنها عبارتند از : شیب ، نفوذ پذیری و پوشش گیاهی . بر همین اساس اولویت بندی از نظر  پتانسیل  هرز آب  در زیر حوزه های مختلف انجام شده که زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها اولویت بالاتری خواهد داشت .حوزه کشوک در کل داراي  بالاترین مقدار در بین حوزه های دیگر است . همچنین درصد محدوده های گروه های هیدرولوژیکی  خاک در زیر حوزه کشوک  نسبت به دیگر زیر حوزه ها بالاتر می باشد.

در مجموع آنچه که از بررسیها نتیجه می شود آنست که مشکل سیل نسبت به مشکل کم آبی اولویت کمتری داشته و می توان با عملیات کنترلی و ذخیره ای در داخل زیر حوزه ها میزان رواناب و تخریب را در پایین دست  کاهش داد.

مهار آبهای سطحی از طریق بستن سدهای مخزنی و انحرافی و آبخوانداری  و  جلوگیر ی از چرای  بی رویه و  بوته کنی بیابانها  امکان پذیر  است .

11-13. کمبود مروج کشاورزی  و دامداری در محل  :  کشاورزی در بسیاری از روستاهای منطقه  هردنگ   به سبک سنتی انجام می شود و به عنوان مثال اگر  کشاورزان از سموم  ضد عفونی کنندۀ گندم علیه سیاهک پنهان  بی اطلاع هستند و هر ساله سیاهک پنهان خسارات زیادی به مزارع گندم آنها وارد می سازد این موضوع دلالت برآن دارد که یا مأمورین ترویج  به روستاها قدم نگذاشته اند و یا تعلیمات آنها وافی و کافی نبوده است(محمدی، 1382) .

11-14. ایجاد تسهیلات لازم برای صدور محصولات کشاورزی : باید تمام تلاش دولت در جهت رفع موانع  و اتخاذ سیاستهای حمایتی  از صدور محصولات کشاورزی معطوف گردد . در این باره  باید به حذف  مقررات دست و پا پیچ  و تعدیل تعرفه های گمرکی  و ایجاد تسهیلات باربری  و مسائلی از این قبیل توجه نمود . متقابلاً کالاهای صادراتی باید بر اساس موازین  استانداردهای بین المللی  و با توجه به علاقه خریداران  تهیه ، بسته بندی  و صادر گردند تا با ارسال کالاهای مخدوش  وجهه صادراتی  کشور آسیب نبیند .

11-15. ایجاد امنیت در زمینۀ مالکیت اراضی : مسائلی از قبیل اصلاحات اراضی ، مصادرۀ اموال و وضع قوانینی که مالکیت اراضی را متزلزل سازد با مسئله تولید و رسیدن  به خود کفایی  در زمینه فرآورده های استراتژیک  منافات و مغایرت کلی دارد .

11-16. فرسایش : چرای بی رویۀ دامها در مراتع کم علف و به ویژه سطوح شیب دار ، زمین را برای فرسایشهای آبی و بادی آماده می سازد .در نتیجه یک اینچ خاک (5/2 سانتی متر)که در طی 700 سال در اثر عوامل مختلف  تشکیل می شود ، در ظرف مدت کوتاهی شسته و به نقاط دیگر منتقل  می گردد. بوته کنی خاصّه در سطوح شیب دار نیز امر فرسایش را تشدید می سازد . در امر چرای مراتع باید مقرراتی اجرا شود که از چرای مداوم مراتع و یا در واقع  انهدام آنها جلوگیری  گردد . ضمناً شخم در جهت شیب زمین  و تبدیل مراتع  با شیب زیاد  به زمین زراعتی  عمل فرسایش را تشدید  می سازد .

با توجه به میزان برآورد کمیت فرسایش که حدود5 تن در هکتار می باشد و همچنین رسوب دهی حوزه که حدود 7/2 تن در هکتار است مشکل رسوب دهی و فرسایش نسبت به نقاط دیگر بحرانی محسوب نمی شود.هر چند که در چشم انداز آینده بایستی این رقم را کاهش و از گسترش آن جلوگیری نمود. اطلاعات  نشان می دهد که در بخشهایی فرسایش خندقی و شیاری توسعه یافته که لزوم کنترل آن حتمی است از طرفی به دلیل سطح محدود دیمه زارها آنچه که مشکل ساز می باشد وجود تعداد دام داخل حوزه است. در این راستا افزایش پوشش گیاهی و کنترل چرای دام تا حدود زیادی از معضل فرسایش و هدر رفت خاک خواهد کاست. لذا برای رسیدن به هدف فوق الذکر با اصلاح و احیاء مراتع حوزه و ذخیره سازی و نفوذ روان آبها به طور طبیعی مشکل سیل و فرسایش تا حدودی مرتفع خواهد شد .

در بخش شمال غربی محدوده مطالعاتی رسوبگذاری رسوبات بادی به صورت تپه های شنی و بارخانها مشاهده می شود .در آینده به خصوص در سالهای خشکسال و فصل تابستان امکان توسعه این محدوده بسیار زیاد خواهد بود و به تدریج اراضی زراعی منطقه را ازکشت خارج خواهد ساخت. بنابراین ضرورت مطالعه  و کنترل این رسوبات حتمی است و بایستی در آینده به ویژه از طرف اداره منابع طبیعی در دستور کار قرار گیرد. (سازمان جهاد کشاورزی خراسان جنوبی،1380)


[1] عضو عالی گروه تعیین سن درختان ایران و کارشناس مطالعات عمر درختان در موسسه جنگلها،آبخیزداری و منابع طبیعی کشور

[2] منطقه ای است جوی مانند که آب را از دو دامنه  یک کوه یا چند ارتفاع کوچک جمع آوری  و در پایین دست خاک حمل شده را به صورت یک  کُپّه  باقی می گذارد و مجموعه چند شیله تولید یک رودخانه را می کنند. 

[3] هر من تخم کار 100 متر مربع می باشد.